
استعفای ناگهانی محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه موجب شده تا تحلیلهای بسیاری پیرامون این اقدام بیان شود. برخی استعفای وی را به دیدارهای بشار اسد رئیسجمهور سوریه در روز دوشنبه نسبت میدهند و عدهای دیگر فشارهای دلواپسان و مخالفان دولت را علت استعفای وزیر امور خارجه میدانند.
گرچه هر یک از دیدگاهها در جای خود قابل تامل مینماید، اما بهنظر میرسد قدرت دلواپسان بیش از موافقان دولت است و شاید یکی از عللی که در دیدار رئیسجمهور با رئیسجمهور سوریه از آقای ظریف دعوت بهعمل نیامده، همین فشار دلواپسان بوده است. بالاخره یک انسان با رفتار و عملکردهای خود نشان میدهد که در طول دوران کاری خود اندیشه و روش حرفه دیپلماتیک دارد یا روشهایی احساسی و گاهی ماجراجویانه را پی میگیرد.
آقای ظریف آنطور که نشان میداد به دنبال ماجراجویی و کارهای احساسی نیست، چون منافع ملی اینگونه اقتضا نمیکند. وزیری که به منافع ملی بیندیشد میتواند برجام را بهوجود آورد تا در آن شرایط دشوار بتواند کشور را نگه داشته و مانع از زیانهای بیشتری به کشور شود. البته تغییر جهتی که در ادامه صورت گرفت نشان دهنده این است که دلواپسان دست پیش را گرفته و قدرت مالی و اقتصادی در اختیار دارند؛ لذا شرایط را از روشهای سیاسی برای جلوگیری از درگیری و ستیزهجویی خارج کرده و به سمت و سوی دیگری هدایت کردهاند. آقای ظریف نیز آدم دوران ستیز نیست و نشان داده در دوران مصالحه و مسالمت کارایی بیشتری داشته و موفق شده است.
اما کسی که اینگونه میاندیشد نمیتواند مسئولیت کارهایی را که مورد تاییدش نیست برعهده بگیرد. لذا میتوان استعفای وزیر امورخارجه را بیشتر ناشی از همین مسائل دانست. از طرف دیگر برخی عنوان میکنند که آقای ظریف به دلیل برخی موازیکاریهای دیپلماتیک کنارهگیری کرده است. در این راستا بارها گفته شده که کشور باید مجرای اعلام اجرای سیاست خارجی واحد داشته باشد و سیاست خارجی سیاسی، قضایی، نظامی و منبری آن با یکدیگر تفاوتی نکند که هرکس بخواهد از هر تریبونی اظهار نظر کند. البته اتهاماتی که توسط دلواپسان به آقای ظریف وارد شد، نشان دهنده این است که شاید آنها مایل بودند که وی را در بنبستی قرار دهند تا خود تصمیم به استعفا بگیرد.
لذا با تحلیل این شرایط بسیار پیشتر از اینها انتظار میرفت که کاسه صبر وزیر امورخارجه لبریز شود و عطای حضور در وزارت امور خارجه را به لقایش ببخشد. چرا که آقای ظریف اهل حقوق بینالملل، تعامل اصولی و منافع ملی است و اقدامات حاد و احساسی را مغایر منافع ملی دانسته و نمیتواند مسئولیت آن را بر عهده بگیرد.
از سوی دیگر گرچه برخی استعفای ظریف را پایان رویکرد دیپلماسی مذاکره، تعامل و گفتوگو میدانند، اما باید گفت، رویکردها و برنامهها پیش از این تغییر یافته که منجر به این استعفا گردیده است. لذا اینکه دلواپسان بخواهند انحصار مذاکره و سازش را دراختیار خود بگیرند امر جداگانهای است.
بهنظر میرسد که ماموریت آقای ظریف انجام یافته و خارج از ماموریتی که اوج آن را در برجام مشاهد کردیم و خیلی هم موفقیتآمیز بود، موقعیت دیگری برای وی باقی نگذاشتند که ادامه دهد. آقای ظریف باید به دانشگاه و تدریس بازگردد و سیاست خارجی را به دست کسانی بسپارد که از اختیارات لازم برخوردارند.
- 17
- 3





























