
دو روز پیش، جرمی هانت، وزیر امور خارجه جدید بریتانیا در سفر آلمان که برای گفتوگو با وزیر خارجه این کشور انجام شده بود، هشدار داد، «بدون تغییر در رویکرد مذاکرهکنندگان اروپایی»، «خطر بسیارجدی برگزیت تصادفی بدون توافق» وجود دارد، تصادفی به این معنا که بدون تصمیم و بر حسب اتفاق، چنین نتیجهای حاصل شود.
هانت گفت، «بسیاری» در اروپا بر این باورند که کافی است «به اندازه کافی صبر کنند» تا بریتانیا تغییر رویکرد دهد اما «چنین اتفاقی نخواهد افتاد». او هشدار داد، اگر توافقی به دست نیاید، عواقب ژئوپلتیکال ناخواستهای خواهد داشت که تنها ولادیمیر پوتین را خوشحال خواهد کرد.
نگاهی به آرایش فعلی بازیگران صحنه برگزیت، نشان میدهد که آنچه وزیر خارجه توصیف کرده، کاملاً محتمل است؛ البته نه آن طور که هانت میگوید، صرفاً به خاطر رویکرد مذاکرهکنندگان اروپایی که رویکرد سیاستمداران بریتانیایی، بهخصوص محافظهکاران نیز در برقراری این احتمال سهیم است.
مسئله برگزیت، در میان محافظهکاران از ابتدا مسئلهای اختلافآمیز بود. از زمانی که پیادهسازی سهلانگارانه وعده مبهم دیوید کامرون برای برگزاری همهپرسی درباره خروج از اتحادیه اروپا آغاز شد، سیاستمداران محافظهکاری که در مسائل مربوط به مهاجرت، نژاد، تجارت، مدیریت اتحادیه اروپا و... با جریان رسمی اختلاف نظر بیشتری داشتند، فرصت را مناسب دیدند تا در کنار تندروهای حزب «استقلال» قرار بگیرند.
کسی مثل نایجل فاراژ، رهبر حزبی که نه حزب حاکم بود و نه حزب مخالف اصلی، با مواضع تندروانهای که در این مسائل داشت، عملاً رهبری کارزار حامی خروج را در دست گرفت و به چهره اصلی کشور در روزهای منتهی به همهپرسی تبدیل شد تا در کنار امثال بوریس جانسون، نارضایتیهای درصد کافی از مردم بریتانیا را برای مدت کافی متوجه مهاجرین، لیبرالها، کارشناسان اقتصادی و سیاستمداران طرفدار اروپا کنند. در دنیای پس از رایآوردن برگزیت، حالا مخالفت با اتحادیه اروپا و عدم تمایل به برقراری هر گونه ارتباط با این نهاد، موضع سختی نیست.
حالا و در حالی که نایجل فاراژ و حزبش حضور چندانی در صحنه ندارند، طرفداران برگزیت در حزب محافظهکار، به سادگی حاضر نیستند، فرصتی که با اتکا به نتیجه یک همهپرسی برای قطع ارتباط با اتحادیه اروپا در اختیارشان است، از دست برود؛ بهخصوص که آنها خود را در حزب حاکم نیز میبینند و برخلاف همتایان کارگر، دسترسی جدیتری به روند تصمیمگیری دارند.
از طرف دیگر، مخالفان برگزیت که بیشتر متخصصان اقتصادی و تحلیلگران را نیز در کنار خود میبینند، قطعاً مایل نیستند بدون اینکه همه مقاومت ممکن را انجام دهند، تمام عواقب سنگین احتمالی برگزیت را بپذیرند. دعوای فعلی، در صحنه تصمیمگیری بر سر برگزیت نرم و برگزیت سخت است؛ اما در باطن، طرفین دعوا همان مخالفان و هواداران برگزیتاند. شاید اگر تعارف کنار گذاشته شود مشخص میشود که مفهوم گنگی که به عنوان «خروج» از صندوق بیرون آمد، به مفهوم فعلی برگزیت سخت نزدیکتر است، اما تلاش مخالفان سابق برگزیت و طرفداران فعلی برگزیت نرم این است که جلوی ضرر را از هر جا که ممکن است بگیرند.
در شرایط عادی، اختلاف بین اعضای یک حزب یا حتی اختلاف بین دو حزب، راههایی برای حل دارد که اینجا چندان قابل اعمال نیستند. گاهی نمایندههایی که در اقلیت هستند، از هزینه مبارزه صرفنظر میکنند و شکست را میپذیرند اما اهمیت کلیدی مسئله این گزینه را کنار میگذارد. گاهی یک گروه در مسائل دیگر امتیازاتی به گروه مقابل میدهد تا تعداد کافی را به تغییر موضع راضی کند، اما کمتر امتیازی برای طرفین به اندازه کافی راضیکننده خواهد بود. تفاوت در شدت پیگیری افکار عمومی به نفع یکی از طرفین، مانند آنچه تابحال در پرونده کنترل اسلحه در آمریکا رخ داده، گاهی میتواند طرف دیگر را قانع به کنارکشیدن کند، اما اینجا هر دو طرف به یک اندازه مصرند. رهبر قدرتمندی هم که حرفش مخالفان را راضی کند هم در کار نیست و جایگاه ترزا می اصلاً جایگاهی نیست که مخالف با او را خطرناک کند.
حزب کارگر که با رهبری کوربین، تا مدتی طولانی حتی موضع مشخصی نسبت به برگزیت سخت یا نرم نیز مشخص نکرده بود، گرچه گرایشهایی به برگزیت نرم نشان داده اما حاضر به همکاری با می برای نسخه پیشنهادی می نیست و مدعی است دولت حزب کارگر برگزیت بهتری پیاده خواهد کرد. به نظر میرسد، کوربین لااقل فعلا حاضر نیست به جای اینکه از گرفتاری حزب مقابل برای کسب امتیاز استفاده کند، با می برای نسخهای مطلوب مذاکره کند. از آنجا که بعد از چندین سال، کوربین تازه فرایند بازگرداندن حزب کارگر به جایگاه چپگرایانه خود را آغاز کرده و اختلافاتی اساسی با حزب مقابل دارد و البته با توجه به اینکه تمام این ماجرا چاهی است که حزب محافظهکار کنده، شاید حق هم داشته باشد یا حتی شاید ناچار به حفظ این موضع باشد.
از طرف مقابل اتحادیه اروپا نیز از ابتدا موضعی شبهمجازاتی را در قبال بریتانیا پیش گرفته تا حالا که ناچار به ازدستدادن این عضو مهم است، پیام واضحی به دیگر اعضایی که گزینه خروج را سبک و سنگین میکنند داده باشد. سران اتحادیه، لااقل تا اینجایی تمایلی به این نشان نداده اند که در فرایند خروج، کار بریتانیا را آسان کنند. اگر بریتانیا به سمت «پشیمانی» پیش برود، شاید اوضاع فرق کند اما در غیر این صورت حتی ممکن است حاضر به تمدید هیچ کدام از ضربالاجلها نیز نباشند.
به طور خلاصه با برگزیتیهایی مواجهیم که حاضر نیستند در فرایند خروج، ضمن ازدستدادن حق شرکت در فرایند تصمیمگیری اتحادیه اروپا، به آن تصمیمات پایبند باشند، با مخالفان برگزیتی که حاضر نیستند دردسرهای خروج از اتحادیه را تمام و کمال تحمل کنند و ضربه اقتصادی را کاملاً دریافت کنند، با حزب کارگری که با کمال میل خوددرگیری حزب محافظهکار را تماشا میکند تا روزی که شاید خودش مسئول اجرای برگزیتی شود که بدیهایش به گردن حزب مقابل است و خوبیهایش، دست نجاتبخش خودش و با اتحادیه اروپایی که در این میان، آشفتگی بریتانیا در حال حاضر و دردسرهای اقتصادی و تجاری این کشور در آینده را در شرایطی که زمزمههای نامطلوب در میان اعضایش شنیده میشود، تصویر مطلوب و عبرتآموزی میداند.
با تعمیم اظهارات هانت، باید گفت اگر هیچ کدام از بازیگران صحنه، حاضر نشوند رویکرد خود را تغییر دهند، حزب محافظهکار هیچ کدام از نسخههای برگزیت را پیش نخواهد برد و اتحادیه اروپا هم فرصت تصمیمگیری بریتانیا را تمدید نخواهد کرد و در نهایت، بدون اینکه کسی چنین تصمیمی گرفته باشد، صبحی خواهد رسید که همه تقویم را نگاه میکنند و متوجه میشوند، بدون اینکه فرایندی برای روند خروج تعیین شود، مثل ماشینی که از پرتگاه رد شده، «تصادفاً» از اتحادیه اروپا بیرون افتاده است.
روحاله نخعی
- 15
- 5





























