
به گزارش ایسنا، غلامحسین احمدی، کارشناس حوزه غرب آسیا در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی طی یادداشتی درباره سفرهای منطقهای مقتدی صدر نوشته است: همچنین سفر ایشان به امارات متحده عربی که با هواپیمای اختصاصی اعزامی امارات همراه بود بر این تعجب البته افزود.
اما سفر غیر رسمی مقتدی به لبنان در تارخ ۲۳/۶/۹۶ که با میزبانی حزبالله انجام شد، این امید را تازه کرد که شاید بتوان از جنجالهای بیشتر درخصوص ایشان جلوگیری کرد. ضمن اینکه برخی رسانههای لبنانی مدعی دیدار مقتدی با سید حسن نصرالله نیز شدند که البته خبری از کم و کیف آن در رسانهها منتشر نشد و شاید بتوان گفت این سفر بیشتر با سکوت رسانهای همراه بود تا جنجال خبری!
البته مقتدی صدر در فروردین ۹۵ هم یک بار دیگر و در زمانی که با حیدر العبادی در موضوع سهم خواهی کابینه اختلاف شدید داشت و میرفت تا تشکیل کابینه را با مشکل جدی مواجه کند، به لبنان سفر کرد و موضوع با وساطت حزبالله حل و فصل شد.
مقتدی صدر در ادامه سفرهای قابل تأمل خود در ۳۰/۷/۹۶ به دعوت رسمی عبدالله دوم، راهی اردن شد. صدر در این سفر به دیدار پادشاه شتافت و طرفین در خصوص توسعه همکاریهای اقتصادی، تجاری در راستای منافع مشترک دو ملت عراق و اردن گفتگو کردند. در این دیدار پادشاه اردن بر نقش مهم جریان صدر در روند سیاسی عراق تاکید کرد و مقتدی صدر هم اردن را یک نمونه بارز در اعتدال و میانه روی در منطقه نامید.
آنچه در این سفر مهم جلوه میکرد، همزمانی میزبانی اردنیها از دو مقام سیاسی رسمی و غیر رسمی یعنی مقتدی صدر و حیدر العبادی، نخست وزیر عراق بود. به نظر میرسد اردنیها برای دستیابی به اهداف خواهان تاثیر گذاری همزمان بر دو جریان سیاسی رسمی و غیر رسمی در عراق باشند.
مقتدی صدر به عنوان یک شخصیت سیاسی، مذهبی و با پیشینهای وابسته به بیت علماء در جامعه عراق کاملاً شناخته شده است. بعد از سقوط صدام، جریان مقتدی صدر همواره در تلاش بوده تا برمعادلات سیاسی عراق تأثیر گذار باشد و بتواند نقش اساسی ایفا کند. به همین منظور در ابتدای آزادسازی عراق، جیش المهدی را برای مبارزه با آمریکاییها سازمان دادند و در سال ۲۰۰۸ نیز به شکلی نوین وارد رقابتهای پارلمانی عراق شدند.
همچنین در سال ۲۰۰۹ جریان منتصب به وی ۴۰ کرسی را در انتخابات انجمنهای سیاسی به دست آورد و در سال ۲۰۱۰ نیز در رقابتی قابل توجه، ۴۲ کرسی نمایندگان مجلس عراق را از آن خود کردند. همچنین در انتخابات ۳۰ آوریل ۲۰۱۴ نیز در قالب ائتلاف مستقل الاحرار موفق به کسب ۳۲ کرسی پارلمان شدند.
علاوه بر این جریان صدر در سالهای اخیر فعالیتهای خود را به حضور در پارلمان محدود نکرد و در قالب یک جریان اپوزیسیون بر عملکرد دولت نقدهای جدی وارد نمود و این روند در نهایت منجر به تظاهرات خیابانی و اشغال پارلمان در ۳۰ آوریل ۲۰۱۶ شد.
مجموع وقایع و رفتارهای صورت گرفته طی مدت مذکور توسط جریان صدر، حکایت از آن دارد که شخص مقتدی از لحاظ انگیزههای روحی، روانی، و همچنین شخصیت اجتماعی و سیاسی، توان برانگیختگی اجتماعی و همچنین ظرفیت هویتی مستقل در قامت یک رهبر سیاسی را برای خود دارد. البته ایشان توانایی ایفای نقش در عرصه سیاسی و اجتماعی عراق علی الخصوص در مواقع بحرانی را هم دارد.
آنچه نگرانی را بیشتر میکند، بیان مواضع تند ماههای اخیر ایشان است که همزمان با شکستهای منطقهای داعش و اجرای همه پرسی اقلیم کردستان صورت میگیرد. طرح درخواست انحلال گروه قانونی حشدالشعبی و فرقهای خواندن این گروه توسط وی آن هم بعد از بازگشت از سفر عربستان و درست در زمانی که وزیر خارجه آمریکا و جریان ضد مقاومت نیز این گروه را تروریستی قلمداد مینمایند و خواستار حذف فیزیکی و معنوی آن از جامعه عراق میشوند بر اهمیت موضوع میافزاید و بدون شک باعث تشدید اختلاف بین جامعه شیعی عراق میشود.
در شرایطی که وی از یک سو رهبری گروه مسلح «سرایا السلام» را بر عهدهدار دارد و در سفر خود به ریاض تعداد قابل توجهی نفربر زرهی به عنوان هدیه برای این گروه مسلح دریافت میکند، در همان شرایط سیاسی و در یک موضع گیری غیر عادلانه خواهان انحلال حشد الشعبی میشود! آنهم سازمانی که با تدبیر مرجعیت عراق از جمله فتوی آیتالله العظمی سیستانی شکل گرفته و مانع سقوط کشور به دست داعش شده است.
مقتدی صدر با بیان این مواضع ساختار شکننده و انجام سفرهای مسئله دار، درست در زمانی که جامعه عراق به وحدت سرزمینی و آرامش داخلی نیاز دارد، خواسته یا ناخواسته در راستای تضعیف قدرت ملی عراق گام بر میدارد.
لذا میتوان چنین برداشت کرد که دستهای پنهان انگلیس و رژیم صهیونیستی در حال اجرایی کردن طرح تجزیه این کشور با استفاده از سهم خواهی جریانات سیاسی قدرت طلب باشند. این جریانات از یک طرف انجام همه پرسی و استقلال کردستان را در دستور کار قرار میدهند و از طرف دیگر زمینههای حضور پررنگ سعودیها و اردنیها و اماراتیها که تا کنون حامی سرسخت داعش و تامین کننده منابع مالی و لجستیک آن در عراق بودند را مهیا میکنند.
موضوع در دستور کار قراردادن افتتاح سرکنسولگری عربستان در نجف اشرف، احداث چندین بیمارستان برای ارائه خدمات درمانی به عراقیها، بازکردن گذرگاه مرزی عرعر برای توسعه سریع مبادلات تجاری و موارد بیشمار دیگر از نشانههای این حضور پررنگ و هدفدار معنی میشود.
از دیگر نشانههای این توطئه سفر رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا به ریاض و بغداد است که در ۲۹/۷/۹۶ صورت گرفت. خبرگزاری آسوشیتدپرس در خصوص این سفر میگوید: "این مأموریت با هدف تشکیل محوری سعودی- عراقی در برابر ایران انجام شده است"، تیلرسون در این مأموریت همچنین برای حضور بیشتر سعودیها در عراق پسا داعش و سازندگی این کشور چانه زنی میکند.
وی در ادامه از دولت عراق میخواهد که حشد الشعبی را به خانههایشان بازگرداند. حضور تیلرسون در عربستان همچنین العبادی نخست وزیر عراق را هم به ریاض میکشاند و نشست سه جانبه (آمریکا- عراق- عربستان)شکل میگیرد و شورایی برای اجرایی کردن همکاریهای مشترک بغداد – ریاض و نفوذ معنی دار سعودیها در عراق شکل میگیرد.
با سفر تیلرسون به منطقه به نظر میرسد که نقش راهبردی عربستان در حال تغییر از شکل خشن نظامی به یک نقش نرم و انسان دوستانه است. آمریکائیها با هدف انهدام زیرساختهای اقتصادی کشورهای اسلامی از جمله یمن، سوریه و عراق در ابتدا با رویکرد جنگ نیابتی، گروههای تکفیری و داعش را بنیان گذاشتند و عربستان را موظف به تأمین منابع مالی و انسانی با بهره گیری از فتاوای شیوخ وهابیت نمودند و حال با پایان عمر داعش که منجر به تخریب کامل زیر ساختهای اقتصادی و مشکلات عدیده این کشورها شده است، دوباره همان کشورها با چهرهای انسان دوستانه و در پوشش بازسازی مناطق جنگی، مجدداً به دنبال تسلط در منطقه و عراق هستند.
عربستان درست به همین منظور در تلاش است تا با همراه کردن مقتدی صدر و تأثیر بر این شخصیت به تسلط بیشتر بر عراق دست یابد. سعودیها همچنین سعی دارند با استفاده از ابزار اقتصادی در عراق به ویژه در مناطق سنی نشین نفوذ کنند و علاوه بر مهار ایران زمینه فرایند اقلیم سنی را هم فراهم نمایند. از سوی دیگر تثبیت جایگاه اقتصادی عربستان در عراق به معنای آن نیز خواهد بود که ریاض بتواند در فرایند سیاسی عراق تاثیرگذار باشد. این موضوع میتواند مستقیما به معنای کاهش نفوذ ایران در عراق هم تلقی شود.
در پایان میتوان نتیجه گرفت که سفرهای اخیر مقتدی صدر به کشورهای مخالف جریان مقاومت، با نیت پلید بدخواهان طرح ریزی شده باشد و طراحان سعیشان بر آن است تا با استفاده از پتانسیل و نفوذ مقتدی صدر به بخشی از اهداف خود در عراق دست یابند.
سفر مقتدی به لبنان به دعوت جنبش حزبالله این گمانه زنی را تقویت میکرد که نقشه دشمنان در خصوص بهره برداری از ایشان خنثی شود ولیکن سفر بعدی وی به مقصد اردن به دعوت عبدالله دوم و همزمان با سفر العبادی فرضیه فوق را کم رنگ میکند. شاید بتوان گفت دشمنان بر بعد شخصیتی و عروبیت وی به نفع خویش تاثیر گذاشته باشند، البته شخصیت بلند پروازانه مقتدی میتواند با وعدههای ریاست بر بخشی از عراق هم تحریک یا تطمیع بشود.
- 18
- 3





























