
«فرصتها ساخته میشوند روی زمین نیفتادهاند که منتظر باشند کسی بیاید و برشان دارد» این جملهای از «شیخ محمد بن راشد آل مکتوم» نایب رئیس امارات متحده عربی و حاکم دوبی است، فردی که در سالیان گذشته در طول مدت زمان کوتاهی با گسترش همکاریها با غرب و باز کردن درهای امارات به روی سرمایهگذاران خارجی به توسعه اقتصادی آن کشور کمک کرد.
رویدادهای منطقهای سالیان اخیر اما سبب شده تا شرایطی فراهم شود که امارات خود «فرصت سازی» کند و با حضور در ائتلاف با عربستان سعودی علاوه بر قدرت نمایی مالی این بار در حوزه نظامی نیز دست به تحرکات قابل توجهی بزند. اما شواهد در سوریه و یمن نشان میدهد که رابطه میان دو کشور آن قدرها هم بدون اختلاف نیست. آیا اختلاف تا حدی است که کار به رقابتی جدی کشیده شود؟
این اختلافات چه هستند؟ آینده روابط عربستان سعودی و امارات با یکدیگر و با دیگر کشورهای منطقه چگونه خواهد بود؟ اینها پرسشهایی بودند که با «جوست هیلترمن»، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای گروه بینالمللی بحران و «راجر شاناهان» از مقامهای سابق سفارت استرالیا در ریاض و ابوظبی و پژوهشگر کنونی انستیتو لووی در میان گذاشتم. آنچه این دو تحلیلگر بیان کردهاند، بازتاب دیدگاه غربی نسبت به مسائل منطقه و آشنایی مخاطبان با این نوع دیدگاه است و لزوماً به معنای تأیید آنها از سوی روزنامه ایران نیست.
اگر بخواهید روابط امارات متحده عربی و عربستان سعودی را توصیف کنید چه تعریفی درباره آن دارید؟ این روابط چگونه هستند؟ تا چه اندازه پتانسیل ایجاد تنش در روابط ریاض و ابوظبی وجود دارد؟ آیا دو کشور امارات و عربستان سعودی دو رقیب هستند یا دو دوست؟
جوست هیلترمن: عربستان سعودی و امارات متحده عربی تحت رهبری فعلی خود متحدان استراتژیک یکدیگر محسوب میشوند. مانند تمام متحدان دیگر در جهان، آنان نیز اختلاف نظرهایی با یکدیگر دارند. با این حال، آنان راههایی برای برون رفت از اختلاف نظرها با یکدیگر نیز در اختیار دارند. اختلاف آنان بیشتر درباره تأکید بر دغدغههای مختلف است که ناشی از منافع جداگانه دو کشور است. برای مثال، امارات بیشتر نگران نفوذ اخوان المسلمین است و عربستان سعودی نگرانی کمتری در این باره دارد.
در مقابل، سعودیها ایران را تهدیدی بزرگتر میدانند. در مورد یمن، دو کشور در حال جنگ علیه انصارالله هستند با این حال، امارات بیصبرانهتر از عربستان سعودی خواستار پایان یافتن جنگ در آن کشور است. برای مثال، شواهد در حمله اخیر حدیده این موضوع را نشان میدهد که امارات خواستار عقب راندن حزب اصلاح بود. هدف امارات در این راستا ایجاد ثبات در جنوب یمن بهعنوان ناحیهای جداگانه بوده است در حالی که سعودیها خواستارحفظ یمن بهصورت یکپارچه و در کنار هم بودن تمام بخشهای آن هستند، خودمختاری و خودگردانی منطقهای در آن کشور را نمیپذیرند و دغدغه زیادی درباره ثبات در مرز خود با یمن دارند. این تفاوتها و اختلاف نظرهای میان عربستان سعودی و امارات قابل کنترل هستند و به اصل روابط میان دو کشور آسیب جدی وارد نمیسازند. اختلاف نظر میان عربستان سعودی و امارات جدی نیست چرا که رهبران دو کشور روابط نزدیکی با یکدیگر دارند و با وجود اختلافهای موردی با یکدیگر به همکاری ادامه خواهند داد.
راجر شاناهان: این قطعاً اشتباه خواهد بود اگر بگوییم امارات و عربستان سعودی همکاری امنیتی با اسرائیل دارند. با این حال، این درست است اگر بگوییم که آنان امروز رابطهای نزدیکتر با یکدیگر دارند همان گونه که در گذشته داشتهاند. رابطه خوب شخصی میان دو ولیعهد در جریان است که بر سر مسأله ایران و قطر با یکدیگر توافق نظر دارند. این همبستگی نزدیک بین ریاض و ابوظبی احتمالاً در آینده قابل پیشبینی نیز تداوم خواهد یافت.
بهنظر میرسد امارات نقش فعال تری در معادلات منطقهای پیدا کرده است. علت اصلی این موضوع چیست؟ آیا به قدرت رسیدن ترامپ در این زمینه تأثیرگذار بوده است؟ آیا امارات قابلیت تبدیل شدن به یک قدرت منطقهای را خواهد داشت؟
راجر شاناهان: این کاملاً درست است که امارات متحده عربی تلاش میکند تا از نظر نظامی در منطقه فعالتر از قبل شود. سابقه این موضوع را میتوان به زمان گسترش عملیات آن کشور در افغانستان و حتی در کوزوو ردیابی کرد. این موضوع بازتاب دهنده نمونهای از سیاستگذاری است که در آن امارات از قدرت مالی خود برای ایجاد نفوذ نظامی درون منطقه استفاده میکند. این موضوع به پیش از انتخاب ترامپ رئیس جمهوری امریکا بازمیگردد. این درست است که بگوییم ابوظبی معتقد است که اکنون فضا و شرایط بهتری برای امارات در دوران ریاست جمهوری ترامپ در مقایسه با دوران اوباما ایجاد شده است.
جوست هیلترمن: امارات متحده عربی به دو دلیل اصلی فعالتر شده است. نخست بهدلیل رشد و قدرتگیری اخوان المسلمین پس از سال ۲۰۱۱ میلادی و دیگری بهدلیل عقب نشینیهای مداوم ایالات متحده از منطقه که سبب قدرتگیری بیشتر ایران در خاورمیانه شد. این امر سبب شد تا امارات و عربستان سعودی در تلاش برای از بین بردن نفوذ ایران در منطقه مجبور شوند با همکاری یکدیگر در منطقه مقاومت کنند. با این حال، آن دو کشور هنوز هم نیازمند پشتیبانی امریکا هستند و دولت ترامپ مایل است این حمایت را از آنان به عمل آورد دست کم در سطح شعار و حرفهای لفظی در حالی که دولت اوباما تلاش میکرد با ایران مصالحه کند.
امارات برای تبدیل شدن به یک قدرت هستهای برنامهریزی کرده است. آیا به نظرتان ایده هستهای شدن امارات جدی است و در سالهای آینده تحقق خواهد یافت؟ آیا این موضوع تهدیدی برای عربستان سعودی نخواهد بود؟ آیا به نظرتان این موضوع تهدیدی برای ایران است؟
راجر شاناهان: امارات در حال توسعه توان هستهای خود است نه آنکه درصدد تبدیل شدن به یک قدرت هستهای باشد. احتمال آن وجود دارد که کره جنوبی چهار نیروگاه هستهای برای اماراتیها بسازد. امارات یکی از امضاکنندگان معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای (ان پی تی) است و همچنین امضاکننده توافقی با استرالیا در مورد کاربرد صلحآمیز انرژی هسته ای. طبق آن توافق، استرالیا شرایط صادرات اورانیوم را به امارات برای کاربرد در انرژی هستهای امکان پذیر ساخته است.
نه عربستان سعودی و نه ایران نباید این موضوع را تهدیدی علیه خود قلمداد کنند.
جوست هیلترمن: تکثیر تسلیحات هستهای تحولی خطرناک برای کل منطقه است. دولت اوباما درصدد بود برنامههاي هستهای را در منطقه خنثی کند و به همین خاطر مذاکرات با ایران را دنبال میکرد که نتیجه آن در برجام مشاهده شد. دولت ترامپ اجازه داده تا بار دیگر غول از داخل بطری بیرون بیاید. اکنون آسان است که تصور کنیم دولتهایی در منطقه برنامههای هستهای خود را آغاز خواهند کرد. نتیجه مخرب این موضوع را هر کسی میتواند تصور کند و میتوان تصور کرد که چه خواهد شد.
برخی معتقدند که سیاست خارجی عربستان سعودی برپایه فرقهگرایی و حمایت از گروههای سلفی و سنی است در حالی که امارات چنین درکی ندارد و ترجیح میدهد که نیروهای سکولار (حتی دیکتاتورهای سکولار) در منطقه قدرت گیرند. نظر شما در این باره چیست؟ آیا پس از قدرتگیری محمد بن سلمان در عربستان سعودی آن کشور کماکان از سیاست خارجی فرقه گرایانه حمایت میکند؟
راجر شاناهان: خیلی ساده گرایانه است اگر بخواهیم تحولات را این گونه ببینیم. ریاض و ابوظبی هر دو اخوان المسلمین را بهعنوان تهدیدی علیه موجودیت خود قلمداد میکنند و با مسأله اسلام سیاسی با این نگاه مواجه میشوند. در گذشته، حمایتهایی از سوی عربستان سعودی از گروههای خاصی صورت میگرفت.
با این حال، این حمایتها هدایت شده یا بازتابی از تصمیم گیریهای مستقل در درون پادشاهی سعودی بودند. امارات بسیار کوچکتر از عربستان سعودی است. در نتیجه، میتواند سیاست خارجی منسجم تری را در پیش گیرد. «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان سعودی اخیراً اقداماتی را انجام داده که نشان میدهد درصدد تمرکزگرایی بیشتر درعرصه قدرت است، درجه تمرکزی بیش از آنچه برای سالهای طولانی در گذشته دیدهایم.
جوست هیلترمن: در اینجا مسائل سیاه و سفید نیستند. فرقهگرایی یکی از معضلات منطقه است که پس از خیزشهای موسوم به بهار عربی تشدید شد. ایران و دولتهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هر دو از فرقهگرایی بهعنوان ابزاری برای پیشبرد سیاستهایشان و قرار دادن جمعیتهایشان علیه یک دشمن فرضی استفاده کردهاند. عربستان سعودی درمقایسه با دیگر دولتهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در این باره و استفاده از این ابزار فعالتر بوده است چرا که خود را نماینده اسلام سنی و سنیگرایی میداند و نابردبارانهترین تفسیر را از اسلام ارائه میدهد که به هیچ وجه مشروعیت اسلامی برای شیعه و شیعیان قائل نیست.
محمد بن سلمان اخیراً گفته بود که قصد دارد این دیدگاه را تغییر دهد. باید امیدوار باشیم که او واقعاً در عمل به حرفهایش پایبند باشد. با این حال، با وجود آنکه اظهارات اخیر او میتواند به تنشها با ریشه فرقهای در منطقه کاهش دهد اما نمیتواند به منازعات در منطقه پایان دهد چرا که این منازعات ریشههای مختلفی دارند و تک عاملی نیستند.
در طول سالهای گذشته عربستان سعودی از نیروهای تکفیری برای مقابله با نفوذ ایران و شیعیان در خاورمیانه استفاده کرده است؛ بهنظرتان رویکرد امارات در قبال نفوذ ایران چیست؟ آیا امارات اهرمی برای مقابله با گسترش نفوذ ایران در منطقه دارد؟ آیا امکان بهبود روابط ایران و امارات وجود دارد؟
راجر شاناهان: در گذشته امارات متحده عربی سیاست واحدی در قبال ایران با توجه به اختلاف نظر بر سر مالکیت بر جزایر سه گانه داشت با این حال، به غیر از این موضوع رویکرد متفاوتی میان دوبی و ابوظبی وجود داشته است که بازتابدهنده روابط تاریخی و اقتصادی با ایران بوده است. در نتیجه، از لحاظ نظری ممکن است که امارات و ایران بتوانند روابط خود را بهبود بخشند. با این حال، بهنظر میرسد که امروز بیش از گذشته میان عربستان سعودی و امارات در مورد ایران هماهنگی ایجاد شده است. آن دو کشور هر دو شاهد افزایش نفوذ ایران در مرزهای خاورمیانه بهعنوان یک مسأله امنیتی هستند و به اقتضای این موضوع نیز به آن پاسخ میدهند.
جوست هیلترمن: از لحاظ تاریخی امارات رابطهای متفاوت از عربستان سعودی با ایران داشته است. یکی از دلایل آن اهمیت دوبی بهعنوان قطب تجاری است که امارات از طریق تکیه بر آن قدرت اقتصادی خود را کسب کرده است. شاید امارات نیز مانند سعودیها از تسلط ایران بر بخشهایی از منطقه آشفته خاطر شده است و آن را تهدیدی علیه تمام دولتهای عضو شورای همکاری خلیج فارس قلمداد میکند. اگر ایران میخواهد رابطه خود را با امارات بهبود بخشد، باید از شدت ادعاها و تهدیداتش علیه امریکا و عربستان سعودی بکاهد. در یمن، ایران میتواند با فشار بر انصارالله آن گروه را متقاعد به نشستن پای میز مذاکره و گفتوگوهای نزدیک کند و در عراق نیز میتواند اجازه دهد که «حشد الشعبی» گروه شبه نظامی شیعه به نهادهای امنیتی دولت عراق بپیوندد و در آن ادغام شود.
بهنظر میرسد عربستان سعودی و امارات در زمینه سیاست خارجی با یکدیگر اختلاف نظر دارند. در یمن امارات و عربستان سعودی از نیروهای مختلف رقیب یکدیگر حمایت میکنند و در سوریه در قبال حل و فصل جنگ داخلی در آن کشور موضع متفاوتی از یکدیگر دارند. علت این موضع را چه میدانید؟ این مسأله چه تأثیری بر روابط دو کشور خواهد گذاشت؟
راجر شاناهان: دو کشور به طور گستردهای در مورد نتایج استراتژیک با یکدیگر توافق نظر دارند حتی در صورتی که بر سر سیاستها و چگونگی دستیابی به اهداف با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند. بهطور خاص، در یمن، هردو طرف بهعنوان بخشی از ائتلاف عربی مشغول جنگ هستند و درگیر در موقعیتی دشوار چرا که شورای همکاری خلیج فارس و کشورهای آن بخوبی در این درگیری حضور نداشتهاند. در آن شورا میان اعضا همواره نقاط اصطکاک و اختلاف نظر در مورد راهها و ابزارهای رسیدن بههدف وجود دارد بخصوص در مورد کارزارهای نظامی.
جوست هیلترمن: بخش عمده اختلاف نظر میان امارات و عربستان سعودی بر سر یمن است. تمرکز امارات روی کاهش نفوذ حزب اصلاح یمن است که به شاخه اخوان المسلمین در آن کشور معروف است و در راستای ضدیت امارات با جریانات اماراتی در هر کجای منطقه است. امارات حتی همزمان با مبارزه علیه انصارالله نیز دست از مخالفت خود با حزب اصلاح یمن برنداشته است. امارات باید راه حل میانهای را با عربستان سعودی در این باره پیدا کند که با توجه به روابط نزدیکی که دو کشور با یکدیگر دارند امکان پیدا کردن راهحل مشترک زیاد است.
بهنظر میرسد امارات کمتر از عربستان سعودی متعهد به لزوم تغییر رژیم در سوریه است. چرا؟ آیا به نظرتان امکان مصالحه امارات با رژیم اسد در سوریه وجود دارد؟
راجر شاناهان: توضیح دادن علت این تفاوت رویکرد، کار دشواری است با این حال، بازتاب دهنده تصمیمات مستقیم اتخاذ شده و مرکزیت بیشتر تصمیمگیری در امارات در مقایسه با عربستان سعودی است. امارات به سبب آنکه کوچکتر است در زمینه اتخاذ تصمیمات سازمان یافتهتر است. با این حال، تصمیمات آن کشور در مقایسه با عربستان سعودی قدرت نفوذ و تأثیرگذاری کم تری در حوزه سیاست خارجی دارند.
مطمئناً در روزهای نخست منازعه در سوریه، عربستان سعودی در کنار سایر دولتهای منطقه توجه کافی به ماهیت بازیگران اپوزیسیون سوریه نداشته است، نیروهایی که در نبرد حاضر بودند. امارات در این باره محتاط تر بود و در همکاری با گروههای مختلف دقت نظر بیش تری داشت. اکنون ابوظبی تمرکز خود را روی ثبات منطقهای قرار داده است ثباتی که در نتیجه بحران سوریه به خطر افتاده و متزلزل شده است. برای امارات خروج نیروهای خارجی از سوریه بخصوص نیروهای ترکیه و ایران امری ضروری قلمداد میشود.
امارات حساسیت زیادی روی حضور روسیه در سوریه ندارد چرا که از نظر تاریخی این حضور پذیرفته شده است و قابل به چالش کشیده شدن نیست. همچنین امارات مایل است بهعنوان میانجی گر سیاسی در جهان عرب ظاهر شود. با وجود آنکه برای سایر کشورهای عربی مصالحه با اسد بدون توجه به تبعات جنگ داخلی کار دشواری است پذیرش حضور اسد در سوریه (بخصوص به طور موقت) بهعنوان بخشی از توافق گستردهتر برای خروج نیروهای خارجی از سوریه برای اماراتیها امکان پذیر بهنظر میرسد.
جوست هیلترمن: تصور میکنم که امارات میخواهد تا حد ممکن از باتلاق سوریه دور بماند. امارات میخواهد وضعیت پس از جنگ سوریه بهتر شود حتی اگر این موضوع با باقی ماندن اسد در قدرت امکان پذیر باشد. اماراتیها واقع نگر هستند. تعجب نمیکنم اگر عربستان سعودی نیز پس از مدتی به این نتیجه برسد. مشکل امارات و عربستان سعودی با حکومت اسد بهخودی خود نیست بلکه آنان با ارتباط اسد با ایران مشکل دارند. در صورتی که نفوذ و حضور ایران در سوریه بهشکل چشمگیری کاهش یابد فکر میکنم امکان یافتن راه حلی برای همزیستی مسالمتآمیز با اسد برای عربستان سعودی نیز امکان پذیر باشد. اماراتیها و سعودیها میخواهند اسد مانند یک «عرب» و رهبر یک کشور عربی رفتار کند و نه بهعنوان متحد ایران.
در صورت بروز جنگ میان ایران و عربستان سعودی به نظرتان موضع امارات چه خواهد بود؟ آیا امارات از عربستان سعودی حمایت خواهد کرد؟ در صورت حمله اسرائیل به ایران موضع امارات چه خواهد بود؟
راجر شاناهان: من فکر نمیکنم جنگی میان ایران و عربستان سعودی روی دهد همان گونه که فکر نمیکنم جنگی میان ایران و اسرائیل صورت گیرد.
جوست هیلترمن: امارات از نظر استراتژیک با عربستان سعودی هماهنگ است و در صورت وقوع جنگ میان عربستان سعودی با ایران، امارات از سعودیها حمایت خواهد کرد. در صورتی که اسرائیل به ایران حمله کند و حمایتی را از جانب عربستان سعودی دریافت نکند امارات نیز از آن حمله حمایت نخواهد کرد. در صورتی که عربستان سعودی از حمله اسرائیل علیه ایران حمایت کند امارات سعی خواهد کرد تا حد ممکن خود را از آتش آن دور نگه دارد و پیشنهاد میانجیگری را ارائه دهد. این دستکم، حدس و گمانه زنی من است.
آیا بهنظرتان امکان بهبود روابط امارات با قطر با وجود اختلاف نظر عربستان سعودی با این موضوع امکان پذیر خواهد بود؟ بهنظرتان کدام کشور میتواند میانجی صلح میان قطر و عربستان سعودی و امارات باشد؟
راجر شاناهان: نه در کوتاه مدت و نه در میان مدت. ائتلاف عربستان سعودی و امارات امروز بیش از هر زمان دیگری دارای انسجام است. شروط ۱۳گانه امارات و متحدان عربی آن کشور برای قطر بهعنوان پیش شرط بهبود روابط در کنار هک شدن و افشای ایمیلهای سفیر امارات در واشنگتن هنوز مسائلی نیستند که از اهمیتشان در ابوظبی کاسته شده باشد. به نظر میرسد که کویت برای میانجیگری پیشنهاداتی را ارائه داده است.
جوست هیلترمن: بسیار دشوار است. تنها قدرتی که قادر به حل این اختلاف است امریکاست که باید همه طرفین را کنار یکدیگر جمع کرده و به آنان یادآوری کند که تداوم وضعیت پرتنش کنونی چه آسیبهای اقتصادی و سیاسیای را برای آنان بهدنبال خواهد داشت. با این حال، به نظر میرسد که دولت ترامپ بیعلاقه به ایفای چنین نقشی است.
آیا اختلافات درونی میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس در نهایت به فروپاشی آن شورا نخواهد انجامید؟
راجر شاناهان: اختلافات داخلی میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس موضوع جدیدی نیست و معمولاً بهصورت بیسر و صدا حل میشود اگر نه بسرعت. منازعه با قطر برخلاف آنچه در ابتدا تصور میشد ادامه خواهد یافت و طول میکشد. هنوز زود است که بخواهیم قضاوت کنیم آسیب وارده بر شورای همکاری خلیج فارس تا چه اندازه دائمی خواهد بود با این حال، واقعیت آن است که آن نهاد در آینده در معرض فشارهایی جدی قرار خواهد گرفت.
جوست هیلترمن: شورای همکاری خلیج فارس دیگر نهاد مؤثری نیست مانند اتحادیه عرب. این نهادها و سازمانها صرفاً وجود دارند با این حال، کارکرد چندانی از آن دیده نمیشود.
در گزارشها آمده بود، امارات برای برکناری «رکس تیلرسون» وزیر امور خارجه سابق امریکا، لابیگری کرده بود. علت این لابیگری را چه میدانید؟ آیا علت، نبود رضایت امارات از اقدامات تیلرسون در قبال ایران بوده است؟ بهنظرتان لابی امارات در مقایسه با لابی عربستان سعودی در امریکا از چه میزان نفوذ و قدرتی برخوردار است؟
راجر شاناهان: با وجود این نوع گزارشها باید واقعیات را از شایعات و داستانها تفکیک کرد. گزارشهای مبتنی بر ایمیلهای فاش شده نشان میدهند که یک بازرگان امریکایی که از کمککنندگان مالی به ترامپ، رئیس جمهوری امریکا و مرتبط با او بوده و در عین حال ارتباطات تجاری نیز با امارات داشته است به رئیس جمهوری امریکا توصیه میکند که تیلرسون را از مقام خود برکنار کند. صرفنظر از اینکه آن موضوع حقیقت دارد یا صرفاً یک ادعا است باید به این مسأله توجه کرد که ترامپ اقداماتش را براساس توصیه کمککنندگان مالی به کارزار سیاسیاش اتخاذ کرده است.
قطعاً امارات در خصوص موضع تیلرسون در قبال بحران قطر و شورای همکاری خلیج فارس نگرانیهایی داشت با این حال، روابط بین تیلرسون و ترامپ از مدتها پیش از آن تیره و تار شده بود و بسیاری میدانستند که نبود او در کابینه ترامپ به دلایل شخصی و حرفهای کوتاه خواهد بود. حتی در صورتی که لابیگری نیز درباره آینده تیلرسون صورت گرفته بود این نوع تصمیمات تحت تأثیر لابیگری از سوی دولتهای عرب حاشیه خلیج فارس نیستند. آنان دارای قدرت و نفوذ لابیگری هستند اما نه تا این حد که تصمیمات این چنینی رئیس جمهوری امریکا بر مبنای اعمال فشار آنان اتخاذ شوند. آن گونه که پیشتر نیز دیدهایم تصمیم گیریهای شخصی دولت ترامپ و شخص او لزوماً تابع هیچ الگو و چارچوب خاصی نیستند.
جوست هیلترمن: باید در این میان با قطر کار کرد. امارات خواستار سازش و مصالحه با قطر نشده است. تیلرسون تلاش کرد تا میانجی کند اما سایر بازیگران مانع شدند. امارات و عربستان سعودی هر دو لابی قدرتمندی در واشنگتن دارند و از حمایت قابل توجهی برخوردارند. با این حال، مقایسه میزان قدرت لابی دو کشور مفید نیست چرا که واقعیت آن است که اختلاف نظرهای میان عربستان سعودی و امارات صرفاً موردی هستند.
بهنظر میرسد رقابت (و حتی تخاصم) میان ترکیه و امارات در منطقه شکل گرفته است. علت این اختلاف چیست؟ آیا ایدئولوژیک (و در ارتباط با اخوان المسلمین) است یا ریشه سیاسی دارد و مرتبط با بحران قطر است؟
راجر شاناهان: پایه روابط ضعیف میان امارات و ترکیه بهدلیل ماهیت اسلامگرایانه اردوغان رئیس جمهوری ترکیه و حزب او (عدالت و توسعه) است. همان گونه که پیشتر اشاره کردم از دید امارات متحده عربی، اسلام سیاسی (بهطور خاص جریان اخوان المسلمین) تهدیدی وجودی علیه موجودیت نظام سیاسی امارات محسوب میشود و از دید امارات اقدامات ترکیه در عرصه سیاست خارجی در حمایت از اخوانیها بوده است. نزدیکی روابط آنکارا با قطر آن هم در میانه مناقشه در درون کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس سبب تشدید اصطکاک در رابطه ترکیه با امارات شده است. همچنین ، نباید فراموش کرد که از نظر تاریخی ترکیه سالها در جهان عرب نامحبوب بوده است آن هم بهدلیل قرنها استعمارگری خلافت عثمانی که اعراب را زیر یوغ خود درآورده بود. در نتیجه، نباید تأثیرات تاریخی را نادیده انگاشت.
جوست هیلترمن: مدتهاست که دو ائتلاف در منطقه شکل گرفته است بخصوص پس از سال ۲۰۱۱ میلادی و تحولات روی داده در منطقه یکی میان قطر و ترکیه با همراهی اخوان المسلمین که نشانههای آن را در همراهی دو کشور از جریانهای مختلف اخوانی در منطقه نیز میتوان دید و دیگری میان عربستان سعودی و امارات علیه اخوان المسلمین و ایران. خصومت میان این دو ائتلاف اکنون به طور فزایندهای رو به افزایش است و حتی سبب افزایش تشدید درگیری در خاورمیانه و همچنین نواحی شمال آفریقا چون سومالی و مراکش که دورتر از خاورمیانه به نظر میرسند نیز شده است. این رقابت میتواند در حوزه دریای سرخ نیز خطرناک و پر تبعات باشد.
نوژن اعتضادالسلطنه
- 10
- 5





























