
زنگ اصلاحات در «جمنا» به صدا درآمد؛ بنا به گفته اعضای شورای مرکزی «جبهه مردمی نیروهای انقلاب»، موضوع اصلاح ساختاری «جمنا» در دستور کار قرار میگیرد.«جبهه مردمی نیروهای انقلاب» که در افواه اهالی رسانه و سیاست به «جمنا» موصوف است، عنوان نهاد تازه تأسیس و انتخاباتی جمعی از اصولگرایان است که در آستانه انتخابات اخیر ریاست جمهوری اعلام موجودیت کرد. تشکلی که تلاش داشت بهعنوان یک نهاد بالادستی در اردوگاه انتخاباتی اصولگرایان به رسمیت شناخته شود.
اصولگرایان پیشتر هم در آستانه انتخابات با هم همپیمان شده بودند اما به اعتقاد «جمنا»ییها بزرگترین وجه افتراق و البته امتیاز ائتلاف جدید با پیمانهای گذشته، ساختار تازه «جبهه مردمی» بود. عضویت افراد به جای احزاب و تعریف مجمع عمومی، دو پایهای بود که «جمنا» به روی آن استوار شد و البته از همینها بهعنوان فصل ممیزه با تشکلهای انتخاباتی پیشین یاد شد. اصولگرایان بنیانگذار یا حامی «جمنا» معتقد بودند جریان متبوعشان علاوه بر بیرق جدید، نیازمند شاکلهای است که به احزاب اتکا نداشته باشد اما از حمایتهای آن برخوردار شود.
تشکلی که بتواند «انقلابی»های ورای جریان اصولگرایی را نیز جذب کند. این گروه همچنین تلاش کردند پارلمانی مردمی و درونی تعریف کنند تا تصمیمات «از پایین به بالا» اتخاذ شود. به این معنا که دیگر انگاره قیم مآبی یا تصمیمگیری از بالا و انتقال به بدنه، سبب دل آزردگی و روگردانی پایگاه اجتماعی اصولگرایان نشود. اصلاحاتی که نشان میداد اصولگرایان در خلال انتخابات اخیر چندین حوزه آسیب را شناسایی کرده و با ساختار جدید، میخواهند گامی عملی برای ترمیم مواضع آسیب دیده بردارند. به عبارت سادهتر «جمنا» واکنشی بود به «نبود وحدت»، «قیمومیت» و فاصله گرفتن از آنچه در بطن جامعه بخصوص پایگاه اجتماعی اصولگرایان میگذرد.
نخستین آزمون «جبهه مردمی»، انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم بود؛ انتخاباتی که در پایان دولت اول حسن روحانی برگزار میشد و رئیس جمهوری مستقر، جدیترین گزینه آن آوردگاه بود. اگرچه برخی از حامیان «جمنا» بعد از اعلام نتیجه انتخابات مدعی شدند که میدانستند حسن روحانی پیروز میدان است،
اما واقعیت هفتههای منتهی به انتخابات چنین ادعایی را القا نمیکرد. چه حمایت شبکه رسانهای، تریبونهای رسمی و محافل تأثیرگذاری که در اختیار اصولگرایان بود، یکصدا و یک کلام به دنبال یک دورهای کردن دوران ریاست جمهوری روحانی بودند و در این میان «جمنا» حکم نوک قله یخی را داشت که از بیرون پیدا بود. سخنان مصطفی میرسلیم نامزد حزب مؤتلفه اسلامی مبنی بر اینکه حدود ۵۰ نفر از اعضای فعلی مجلس خبرگان رهبری، ماهها پیش از انتخابات در حال رایزنی برای ورود سیدابراهیم رئیسی به میدان بودند، تنها بخشی از حجم پنهان حمایتها برای شکست دادن روحانی بود.
با این همه، هم در جریان انتخابات و هم بعد از آن تلاش شد معرفی نامزد واحد و کسب ۱۶ میلیون رأی دستاورد «جمنا» معرفی شود. ادعایی که به اعتقاد خود اصولگرایان از واقعیت فاصله دارد؛ چرا که بعدها روشن شد کنارهگیری محمدباقر قالیباف، بیش از آنکه نتیجه رایزنی و مداخله «جبهه مردمی» باشد، مرهون پیغام و پسغامهای دیگر و البته فشار روانی خیمهزده بر قالیباف باشد. چه وقتی حرف از این بود که یک نفر از میان او و رئیسی کنار برود، نگاهها متوجه قالیباف میشد؛
در واقع افت آرای قالیباف بر اساس نظرسنجیها همچنین پیش دستی احزاب و گروههای اصولگرا در حمایت از رئیسی پیش از انصراف او در کنار نتیجه دو انتخابات ریاست جمهوری که قالیباف در آنها شکست خورده بود، برای سردار اصولگرا راهی جز کنارهگیری نگذاشته بود. در این میان شاید بتوان تنها دستاورد «جمنا» را توفیق نسبی در کاهش تعداد شمار داوطلبان دانست؛ چه این تشکل نتوانست مصطفی میرسلیم نامزد حزب مؤتلفه اسلامی را که به نیکی میدانست شانسی برای پیروزی ندارد به کنارهگیری مجاب کند.
اما به هر حال انتخاباتهای دو مجمع عمومی «جبهه مردمی» توانسته بود بیش از ۲۰ مدعی ریاست جمهوری را حداقل روی عدد ۶ نگه دارد.
از سوی دیگر، اگرچه بانیان «جمنا» مدعی هستند ۱۶ میلیون رأی اصولگرایان را یک کاسه کردهاند، اما از سوی شماری از اصولگرایان این سؤال مطرح است که ۴ سال پیش از وجود «جمنا» هم اصولگرایان همین تعداد رأی را کسب کردند و اگر۲۴ میلیون رأی احمدینژاد در سال ۸۸ هم به میان بیاید، اصولگرایان در واقع۸ میلیون رأی از دست دادهاند و بر این اساس اگر «جمنا» چیزی بر گردن دارد، آن مسئولیت شکست اصولگرایان است نه کسب ۱۶ میلیون رأی.
بعد از انتخابات بود که شماری از ناظران، ورود اصولگرایان به میدان رقابت با روحانی را از اساس تصمیمی اشتباه دانستند. به اعتقاد این طیف، اصلیترین نتیجه حضور و اصرار و ابرام «جمنا» و گزینه تحت الحمایه اش، تحریک آرای خاکستری به نفع حسن روحانی بود بهطوری که نامزد اصولگرایان با اختلاف ۸ میلیون رأی در مقام دوم ایستاد.
مجموعه تحولاتی که این گذاره را پیش چشم قرار میدهد که اصولگرایان اعم از ائتلافی یا غیرائتلافی قبل از ساختار تازه، نیازمند تعاریف تازه از اصولگرایی و بازبینی در مواضع نسبت به مسائل روز جامعه هستند؛
همان گزینهای که محمدباقر قالیباف در نامه خود بعد از انتخابات با عنوان «نواصولگرایی» از آن یاد کرد. البته «جمنا» در هفتههای گذشته اعلام کرده برای سازمان رأی، کارهای جدی و اساسی خواهد کرد و این اصلاحات، نیازمند ساختاری است که متولی امر باشد. بانیان و حامیان «جبهه مردمی» معتقدند این نهاد تازه تأسیس ظرفیت ایجاد چنین تغییراتی را دارد و حال باید دید در مقام عمل «جمنا» علاوه بر ظرفیت ادعایی، جسارت تحولات جدی را دارد یا نه؟
حسین کنعانی مقدم، دبیر حزب سبز ایران و از اعضای فعال «جمنا» پیشتر در گفتوگویی به «ایران» خبر داده بود که تقویت کمیتهها بهعنوان بازوهای فکری و افزایش شمار اعضای مجمع عمومی به ۵ هزار نفر از جمله اصلاحات ساختاری است که «جمنا» دنبال میکند. به گفته او، تعیین سهم احزاب و افراد در رأی دادن و اتخاذ تصمیم نیز از جمله این تغییرات خواهد بود. تغییراتی که یک هدف بیشتر ندارد؛ حفظ پایگاه رأی اصولگرایان و جذب آرای خاکستری.اینکه چنین نتیجهای تا چه حد با اصلاح ساختار «جمنا» به دست بیاید، نیازمند صبوری تا ایستگاه بعدی انتخابات است. اما یکی از گزینههایی که میتواند دورنمای فعلی «جبهه مردمی»
در این حوزه را تا حدی روشن کند، شفاف شدن ساز و کار انتخاب اعضای مجمع عمومی است. چه شماری اصولگرایان، چهرههای فعال در «جمنا» را به مهندسی آرا در انتخابات درونی این تشکل متهم کردند. به اعتقاد این طیف، مجمع عمومی بیش از آنکه برآیندی جامع از نیروهای مردمی اصولگرا در سراسر کشور باشد، اعضای برخی احزاب اصولگرا بودند که طبیعتاً نتیجه رأیشان، نمیتواند نظر بدنه اجتماعی اصولگرایان را نمایندگی کند. آن هم در حالی که برخی از اصولگرایان ادعا کردند سید ابراهیم رئیسی، قبل از رأی گیریها انتخاب اصلی و نهایی اصولگرایان ائتلافی بود و «جمنا» تنها راه را کمی هموار کرد.
- 14
- 1







































