
ظهر جمعه، در روزنامه «شرق» دور هم جمع شدهاند؛ آدمهایی از فضاهای مختلف؛ یکی عضو جمعیت زنان مسلمان نواندیش، دیگری فعال سیاسی و نفر سوم هم منتخب شورای پنجم. در سالهای گذشته، هر کدام به سهم خودشان برای بهبود شرایط هزینه کردهاند؛ اما این باعث نمیشود از ادامه راه ناامید شده باشند. پرستو سرمدی، فعال حوزه زنان، صاحب یک فرزند پسر خردسال است. الهام فخاری با پسرش مانی به میزگرد میرسد و از مانی درباره دغدغههای داشتن مادر فعال سیاسی میپرسد. فخاری میگوید من فکر میکنم این هم خاصیت کودکان ماست که شبهایشان را بهجای ساحل قبرس، در ستادهای انتخاباتی بگذرانند.
او از روزگاری که مانی کوچک بود صحبت میکند؛ وقتی مانی شیرخوار بود و او و فرزندش در جلسات حزب شرکت میکردند. حالا پسر نوجوانش درباره احساس قدرت به خاطر مادری فعال و البته از لحظههای بلند تنهابودن در خانه میگوید. وضعیت پرستو سرمدی هم تفاوت چندانی ندارد. آنها عادت کردهاند هم فعال سیاسی باشند و هم مادر و در بزنگاههای مهم کشور، در کنار مردان مطالبهگری کنند. حسن اسدیزیدآبادی، فعال سیاسی، هم در این جمع حضور دارد. هر سه نفر، میگویند باید بر مطالبه حضور وزیر زن در کابینه ایستاد. اسدی از نبود زنان در کابینه بهعنوان بحران یاد میکند؛ بحرانی که باید به فکر حل آن بود. آنها میگویند برای داشتن وزیر زن، پافشاری میکنند؛ چون فکر میکنند رویکارآمدن دولت اعتدال، فضای صحبت و هماندیشی را پدید آورده تا آنها درباره مطالباتشان با صراحت گفتوگو کنند.
رئیسجمهوری در افطاری فعالان زنان جملهای گفتند که این روزها زیاد آن را میشنویم؛ معنای جمله ایشان این بود که باید به زنان موقعیت داده شود، ولی پلهپله. زنی که دوره مدیریتی را نگذرانده، یکمرتبه نمیتواند بیاید وزیر شود. سؤال این است که آیا اولا فرصتی به زنان داده شده است که پلهپله پیش بروند؟ آیا همه آقایان ما پلهپله مدیر میشوند؟ بحث دیگر اینکه ما در تمام این سالها، زنی را که مدیر باشد و توانایی وزیرشدن داشته باشد، نداریم؟ در ابتدای انقلاب، زنانی مثل مرحوم دباغ تربیت شدند که اسلحه به دست میگرفتند و در نهایت فرمانده سپاه همدان شدند. چگونه میشود همه این تناقضها را تعبیر کرد؟
سرمدی: تحقیقات در کشورهای توسعهنیافته نشان میدهد چنین پلههایی اصلا وجود ندارد؛ پلههایی که زنان بتوانند به ترتیب از آنها بالا بروند تا به مراتب بالاتر برسند؛ یعنی ارتقا در سازمان بر اساس شایستگی انجام نمیشود و اتفاقا بر اساس تبعیض جنسیتی انجام میشود. جنسیت ملاک است، ولی منفی و به ضرر زنها. برخی مدام میگویند شما چرا اینقدر بحث جنسیت را مطرح میکنید؟
چون جنسیت جواب میدهد و البته به صورت منفی علیه زنان جواب میدهد. در کشورهای توسعهیافته، بین میزان اشتغال زنان با میزان مدیران زن، تناسب وجود دارد ولی در ایران و در کشورهای توسعهنیافته اصلا چنین تناسبی وجود ندارد. مثلا سازمان مدیریت و برنامهریزی سال ٧٨ آماری ارائه کرد که نشان میداد در دو وزارتخانه آموزشوپرورش و وزارت بهداشت، اشتغال زنان بالا بوده و ٣٠ درصد کارکنان این دو وزارتخانه را زنان تشکیل میدادهاند؛ اما در همین دو وزارتخانه، مدیران زن فقط سهونیم درصد بودهاند. خب این سؤالبرانگیز است و اتفاقا تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده که چرا زنان نمیتوانند به نسبتی که در سازمانها صاحب شغل هستند، ارتقای شغلی هم پیدا کنند؟ اکثر تحقیقاتی که در کشورهای توسعهنیافتهای مانند ایران صورت گرفته، نشان میدهد فرهنگ داخل سازمانی، فرهنگی مردسالار است؛ یعنی فرهنگ است که سقفهای شیشهای را به وجود میآورد، مدیران توانایی زنها را نمیبینند و اجازه نمیدهند زنان صاحب مناصب شوند.
بهجز فرهنگ، حتی زبانهایی که در سازمانهای دولتی وجود دارد نیز مردانه است. در جایی که تصمیمگیریهای مهم صورت میگیرد، زنان جایی ندارند؛ بنابراین نه زنان را میبینند و نه مسائل و مشکلات زنان دیده میشود؛ یعنی اینگونه نیست که شایستهسالاری باعث شده باشد زنان به پستهای مدیریتی در این سازمانها نرسند، برعکس، کاملا تبعیض جنسیتی، فرهنگ مردسالار، سقفهای شیشهای که برای زنان به وجود آمده و همه اینها باعث میشود که زنان نتوانند به جایگاه مدیریتی برسند و این دور مدام ادامه پیدا میکند؛ چون سازمانهای ما برنامهریزیای برای تغییر این فرهنگ مردسالار ندارند؛ بنابراین آنطور که آقای روحانی میگویند، نه پلهای به وجود میآید که بشود از آنها بالا رفت، نه واقعا شرایط برای زنان مساعد میشود. وقتی فراکسیون زنان مجلس طرح بازنشستگی ٢٠ساله زنان را مطرح کرد که ما به آن انتقاد زیاد داشتیم، یک بار خانم سلحشوری حرفی زد که به نظرم خیلی شایان توجه بود. میگفت زنانی که ٢٠ سال در یک عرصه کار کردهاند، در این ٢٠ سال منتظر بودهاند به درجهای برسند؛ یعنی بتوانند رشد کنند و مدیریتها را به دست بیاورند؛ نتوانستهاند و الان میگویند ما میخواهیم بازنشسته بشویم و برویم کار خصوصی راه بیندازیم؛ یعنی اصلا امیدی ندارند که بعد از ٢٠ سال که در یک مؤسسه فعالیت کردهاند، به مدیریت دست یابند.
حسن اسدیزیدآبادی: من فکر میکنم اینها بیشتر یک بهانه برای منع دسترسی زنان به مناصب عمومی است. ما میدانیم که بههرحال، یکی از شعارهای آقای روحانی حتی در انتخابات قبل و پررنگتر از آن در انتخابات ٩٦، بحث حقوق شهروندی بود. در این راستا، نکتهای که باید مدنظر قرار داد، این است که ادعای دسترسی پلهپله پذیرفتهشده نیست. ما به سازمان و ستاد دولت نگاه کنیم و ببینیم آیا خانمهایی وجود دارند که این مدارج را طی کرده باشند و شایستگیهای لازم را برای وزارت یا مدیریتهای کلان داشته باشند یا اینکه نه. من فکر میکنم این تقریبا محرز است که بههرحال افرادی وجود دارند که میتوانند این موقعیت را کسب کنند؛ ممکن است در برخی از بخشها مثل آموزشوپرورش یا بهداشت یا حوزههای اجتماعی تعدادشان برای دسترسی به منصب وزارت بیشتر و در جایی کمتر باشد. اما حتی به همین ساختار سیاسی که بعد از انقلاب هم داشتیم نگاه میکنیم، آدمهایی که در ٢٠، ٣٠ سال گذشته وارد شدهاند، هم وقتی به عرصه واقعیت نگاه میکنیم، این حرف منطبق با واقعیت نیست، وقتی ١٧٥ نماینده میآیند و نامهای مینویسند، یعنی قوه مقننه ما این برداشت را از واقعیت ساختار اداری ما ندارد، یعنی منطبق با برداشت آقای رئیسجمهور نیست.
شاید ما زنان در جلوبردن خواسته و رسیدن به وزیر و نماینده زن کمی نمادین عمل میکنیم. این فشار از زمان انتخابات مجلس شروع شد، یعنی حق ٣٠درصدی مطرح شد و خانمها یادشان افتاد که حقی وجود دارد. درحالیکه شاید یک برنامهریزی طولانیمدت مدیریتشدهای میخواهد. نظرتان در اینباره چیست؟
سرمدی: اتفاقا این سهمیهبندی خیلی با آگاهی و پیشزمینه بیان شد. یعنی اصلا به آن صورت نبوده که در انتخابات مجلس یکدفعه یک خواسته ٣٠درصدی مطرح شود. این خواستهای است که شاید بیشتر از ١٠ سال است مطرح شده؛ چراکه اقدام مثبت، بهترین و مهمترین راهکاری است که در همه جوامع برای اینکه تهدیدها علیه زنها برداشته شود، یعنی یک مقدار با آن مقابله شود، انجام میشود. چون جوامعی که به توسعه رسیدهاند، این راه را رفتهاند، یعنی این روشی نیست که زنان ایران یکشبه به آن رسیده باشند.
چیزی که من میبینم، این است که زنان ایران، چه زمانی که بحث رجل سیاسی در سال ٥٨ مطرح شد و با آن در مخالفت شد و از همان انقلاب، زنهایی که در انقلاب نقش داشتند؛ چه زنان مذهبی و غیرمذهبی، این مطالبه را داشتند که ما همانطور که در پیروزی انقلاب نقش داشتیم، بعد از آن هم باید در مدیریت کشور نقش داشته باشیم. چه خانمهایی که آن موقع در جریانهای انقلابی ماندند، چه آنهایی که حذف شدند، این را مرتب مطرح میکردند و هیچ وقت این خواسته فراموش نشد. شاید زمانهای انتخابات، چون که رسانهها بیشتر توجه میکنند، صدای زنان میتواند بیشتر شنیده شود و برای همین این خواسته بیشتر در زمان انتخابات دیده میشود. ٣٠ درصد هم میدانم که خیلی سالها قبل، یعنی از زمانی که دولت اصلاحات وجود داشته ٣٠ درصد مطرح شده تا الان که خوشبختانه در انتخابات مجلس و شوراها توانست (البته در تهران) اعمال شود. بنابراین این خواسته همیشه وجود داشته است. مسئلهای که وجود دارد، این است که میخواهند توپ را در زمین زنان بیندازند که من این را قبول ندارم.
فخاری: من هم با خانم سرمدی در این باره موافقم. مطالبهگری ٣٠درصدی چیزی نیست که مربوط به امروز و سال ٩٤ و ... باشد، این قطعا خیلی قدیمیتر است و شاید آن موقع عددی گفته نمیشده و شاید این عدد کمتر و بیشتر بوده، ولی یک واقعیت است. اصلا وقتی ما متن مکتوبی داریم که درباره کارکردهای آموزشی مدارس خصوصی دخترانه در ایران است، که اینقدر مفصل و قشنگ به موضوع پرداخته، یا باز اشاره مشخص میکنم که نهضتهای سری زنان در عصر مشروطه را نگاه میکنیم، واقعا تحسینبرانگیز است. کنشگریشان، مطالبهگریشان، تحریکهایی که داشتند و شاید دولت از یک جنبههایی به آنها راه میداده، ولی نهاد دولتی چقدر به ما درصد اعتبار میدهد؟ این چیزی است که شاید هنوز خیلی از کشورها راجع به آن چالش دارند. نکته دیگر این است که، تحمل گوناگونی در فرهنگ ما کم است. البته سالهای اخیر بهتر شده بودیم، ولی باز هم کم است. در سطح کلی و در سطح كلان به شکل نمادینتر، بیشتر به چشم میخورد. حالا این گوناگونی در بین زنان تحققش باز بسیار کمتر است، یعنی آنهایی هم که پذیرفته میشوند، نمود یا نشانه یا نماینده تمام طیف گوناگونی که از زنها میبینید، نیستند.
کسی که بخواهد در قدرت قرار بگیرد، ناگزیر اینگونه نمیتواند بنشیند و باید بیاید این شکلی شود و نهایتا این است که رنگیشدن پوشش را تا حدودی خانمهایی که در قدرت بودند، یک مقداری جا انداختند. اینقدر تحمل زن پایین است، چه برسد که بیاییم در سطحهای مختلف زندگی، در عرصههای مختلف و... این تحمل پایین است. از آن طرف من یک نکته مثبت میبینم که در بین جامعه زنان گوناگونی بالاست، از آن طرف هم تحمل گوناگونی پایین است. در زنها که نگاه میکنید، زیست روزانهشان، سطح زندگیشان و خواستههایشان بسیار متنوع است.
من فکر میکنم بخشیاش این است و اگر به این گوناگونی دقیقتر نگاه کنیم و لطمهای که آن ١٠، ١٥ سال به کل جامعه مدنی و کنشگران خورده، از جهت زنان به مراتب بیشتر است، باز هم به دلیل تنوع نگاه و چون در موقعیت ظریفی بوده است این پذیرش دولت اصلاحات، حتی از دولت سازندگی به تیپهایی یا به یک بخشهایی بروز و ظهور بیشتری بدهد محدود ميشود، یا ورزش زنان بهخاطر ویژگیهای شخصی و شخصیتی و موقعیت یک خانمهایی مثل خانم فائزه هاشمی اینقدر جدیتر مطرح شود. بههرحال با آن همه فشار و مسائل و پیامدهایی که ایشان تحمل کرد، بعد بیاید فضای دوران اصلاحات اتفاق بیفتد و یکدفعه شما ببینید دوباره تحول دیگری از یک جنبهای اتفاق افتاده و همان حد تنوع هم برنمیتابد و به دلیل تحولاتی که اتفاق میافتد، حتی به خاطر اینکه کنشگر اجتماعی هستید، کنشگر سیاسی هستید، در چارچوب همه قوانین عرفی، قانونی، حاکمیتی و شرعی و ناگفته، بااینحال باز هم تحملت نمیکند و بیرونت میکند. من فکر میکنم همه اینها مهم است. حتی کسی با همه این رعایتها، باز هم فاقد صلاحیت تشخیص داده میشود و مدام حضور زنها کم میشود.
مدتی است بحثی درباره این میشنویم که حالا اینقدر به دولت فشار نیاورید. دولت مشکلات عدیدهای دارد که یکی، دو تا نیست. ما چقدر باید به دولت فشار بیاوریم؟ یک بحثی هم وجود داشت که میگفتند شما بروید روی معاونان و استانداران کار کنید. حالا که این فرصت از دست رفته، فکر میکنید چقدر فرصتهای دیگری برای مدیریتهای سطح پایینتر؛ استاندار و معاون وزرا وجود دارد و اینکه ما اصلا چقدر باید به دولت با وجود تنشهایی که دارد فشار بیاوریم؟ و اصلا باید فشار بیاوریم؟
اسدی: من البته فکر نمیکنم فرصت از دست رفته باشد. بهطور طبیعی سؤالهایی مطرح میشود درباره اینکه با رئیسجمهوری که منتخب است و میخواهد کابینهای تشکیل دهد، بهویژه از زاویه اصلاحطلبان، چگونه باید مواجه شویم؟ آیا باید سهمخواهی کنیم؟ آیا باید افراد خاصی را در نظر داشته باشیم؟ من معتقدم باید تأکیدمان روی گفتمان باشد. ما مسئلهمان این نیست که لزوما در وزارت صنایع، در وزارت بازرگانی فلان فرد باشد. ما باید بگوییم آقای روحانی حرفهایی زده، برنامههایی داشته؛ روی آنها تأکید کنیم و بگوییم ما اینها را میخواهیم؛ یعنی مردم به اینها رأی دادهاند و شما هم خودتان را متعهد کردهاید. برایناساس نگاه انتقادی هم میتواند باشد، یعنی هرجاییکه آن ترکیب مطابق شعارها نبود، انتقاد کنیم.
درباره زنان هم از همین زاویه موضوع را میبینم. معتقدم باید روی تعهدات دولت تأکید شود، تأکید روی تعهدات حد ندارد. بهنظرم این مسئله قابل معامله نیست؛ مثلا حاکمیت قانون اگر مدنظر ماست یا آزادیهای اساسی که دولت باید مدنظرش باشد و اینها را پیش ببرد و شعارش هم بوده، ما بهعنوان جریان اصلاحطلبی نمیتوانیم این را معامله کنیم با مثلا رونق اقتصادی. ما همهاش را میخواهیم؛ مصداقها و افرادش طبیعتا بر عهده خود رئیسجمهور است و پاسخگو هم خواهند بود. این نکته که هیئت وزیران بهعنوان نهادی تصمیمگیر و نهادی که مقررات وضع میکند و جایگاه حقوقی ویژهای در کشور دارد، باید هیئتی باشد که تکجنسیتی نباشد؛ این یک مطالبه کلی است.
ایشان دیگر میخواهد مصداقیابی کند در افراد مختلف یا در مناصب، با خودشان است؛ اینکه وزارت دفاع وزیرش زن باشد یا آموزشوپرورش با رئیسجمهور است. من در جایی در اول صحبتم گفتم این موضوع ترکیب مردانه کابینه، بحران است و رئیسجمهور یا هر مقام اجرائی نمیتواند بگوید من در مقابل بحران، مشکلاتی دارم و...، نمیتوان حل بحران را به تعویق انداخت. البته ما خیلی از بحرانها را به تعویق میاندازیم، ولی این شیوه درستی نیست و در جایی دیگر باید هزینه چندبرابری برایش بدهیم؛ اما چرا بحران است؟ برای اینکه ما جامعهای داریم که سطح توسعهاش درخور توجه است، هرچند دور از انتظار ماست، ولی بههرحال یک نسبتهایی دارد؛ برای مثال در بهداشت خانمها پارامترهای قابل توجهی دارد؛ آموزش خانمها، سطح سوادشان، سطح تحصیلاتشان، حضورشان در بخش خصوصی و... در این حوزهها دستاوردهایی دارد. ولی میآییم این را در بحث مشارکت در مدیریت جامعه، مشارکت در اداره سیاسی جامعه، میبینیم که بهشدت پایین است و در وضعیت نامناسب است. گزارش سال ٢٠١٧ سازمان ملل درباره بحث حضور زنان در مدیریت سیاسی، در بحث وزارت زنها، میگوید چیزی نزدیک ١٨ درصد متوسط جهانی کابینهها در دنیا را زنان تشکیل میدهند. آنوقت ما صفر هستیم. بحران از این عینیتر و مشخصتر؟
خانم سرمدی! با وجود اینکه در ستادها خانمها خیلی فعال بودند، فکر میکنید زنها چقدر سرخورده بشوند از نبودن زنان در کابینه؟
سرمدی: فکر میکنم واقعا این سرخوردگی به وجود بیاید، یعنی اینکه انتظار نیست از آقای روحانی بعد از اینکه زنان هم تلاش کردند و هم هزینه دادند برای رویکارآمدن دولتش، وزیر زن انتخاب نکند. ما الان درباره دولتی صحبت میکنیم که بعد از دولت آقای احمدینژاد سر کار آمد، نگاه توسعهگرا دارد، معاونت زنان و خانم مولاوردی نگاه مثبت و ایدههای خیلی خوبی در حوزه زنان دارد. یعنی این دولت واقعا نگاهش به حوزه زنان قابل مقایسه با دولت گذشته نیست.
میخواهم بگویم زنان به دلایلی آمدند و از دولت آقای روحانی حمایت کردند که آن دلایل هنوز هم سر جایش است؛ یعنی ما هنوز میدانیم با دولتی سروکار داریم که دیدگاهش بازگرداندن زنان به درون خانهها نیست، دیدگاهی که آقای احمدینژاد داشت و برایش برنامه میریخت؛ نه اینکه فقط این نگاه را داشته باشد، یعنی سهمیه میگذاشت در پذیرش دانشگاهها، برای اشتغال زنان قوانینی تصویب میکرد که مخل اشتغال زنان بود، گشتهای ارشاد را راه انداخته بود، زنان آنقدر عذاب کشیدند در آن هشت سال که برای پیروزی آقای روحانی تلاش کردند و هزینه هم دادهاند. بنابراین اکنون انتظار دارند وزیر زن در کابینه حضور داشته باشد.
فخاری: درباره سؤال سرخوردگی چند تا نکته وجود دارد؛ یکی این است که من با اصطلاحات آن موافق نیستم که این موضوع تمام شده، اصلا هم تمام نشده است. من فکر میکنم اولا تا موقع رأی اعتماد و بعد از آن هم وقت هست. من این مطالبه را میخواهم اینجا پررنگش کنم که وظیفه مجلس و فراکسیون این است بهویژه که نگذارند از این موضوع گذر کنیم. اگر اینجا سر این خواسته نایستد، کجا میخواهد بایستد؟ من باور دارم که ایشان آدمی است که فقط شعار نداده؛ آن مناظرهها، آن بحثها، آن قولها، آن هیجان و آن اظهار لطف و محبتی که در جلسات بعد از پیروزی وجود داشته، نمیتواند یک چیز صرفا مقطعی برای تیترشدن بوده باشد. معتقدیم حرفی را میزند که به آن باور دارد. ایشان و بقیه فکر میکنم همینجا باید بایستند و این ماجرا را تنظیم کنند.
من بهویژه فراکسیون در مجلس و کل مجلس شورای اسلامی را بسیار پررنگ میبینم. اتفاقا فقط این را برعهده و به گردن دولت آقای روحانی نمیبینم و اگر این اتفاق بخواهد به این شکل پیش برود، مسئولیت مشترک همه است و از آنطرف هم رسانه هم همینطور. رسانه میتواند اثرگذار باشد و ما باید پافشاری کنیم. واقعیت زندگی این است که زنها هستند و زندهاند. فقط شناسنامهشان برای رأی نبوده است. هستند، متخصص هستند، پویا هستند، کنشگر هستند، بعضیهایشان خانهدارند، بعضیهایشان شغل فنی دارند، بعضیهایشان نیمهوقت کار میکنند، ولی هستند. چطور میخواهیم آنها را نبینیم؟ دیگر نمیشود آنها را نبینیم.
پاشنهآشیلی که برای زنها برای رسیدن به سطحهای کلان مدیریتی استفاده میشود، خانواده است. بچه، شوهر، ازدواج و حتی جوکهای خیلی بدی در موردش ساخته میشود. در سخنرانیهای افراطیون میبینیم که چقدر این مسئله دستمالیشده، زشت و کریه میشود، ولی چیزی است که وجود دارد، در هر صورت مسئله خانواده، مسئولیت اصلیاش روی دوش زن است؛ یعنی اگر مرد در خانه هم کمک میکند، لطف است. این واقعیتی است که وجود دارد؛ چقدر بسترها برای حضور یک مادر در سطح کلان وجود دارد؟
سرمدی: تجربهای که داشتم این بود که ، واقعا مادرشدن در ایران یک مانع بزرگ برای ادامه فعالیت زنان به وجود میآورد. نه بهخاطر آن فرزندی که از همهچیز برای مادرش عزیزتر است. مطمئن باشید هر مادری حاضر است که همه آن چیزهای دیگر را بگذارد کنار برای فرزندش. منظورم این است که حمایتی وجود ندارد و بهلحاظ فرهنگی، پذیرشی وجود ندارد که یک زن فرزندش را بسپارد دست مهدکودک یا بسپارد به دست پرستار و بتواند به شغلش و بالاخص فعالیتهای اجتماعی و سیاسیاش ادامه دهد.
حالا ممکن است شغل را یک موقعی ضروریتر بدانند. من خودم هنوز با عذابوجدان پسرم را میبرم و میگذارم مهد. درحالیکه مهدکودکی را که خیلی گران است و هزینهاش برای خودم سخت است، با وسواس انتخاب کردم، ولی آنقدر بهلحاظ فرهنگی در ایران فشار فرهنگی میآورند که اگر کسی فرزندش را به مهد یا جای دیگری بسپارد، مادر مسئولی در برابر بچهاش نیست و چیزهای دیگر را به بچهاش ترجیح داده و همیشه شما داری با یک فشاری، هم کار میکنی و هم فعالیت. غیر از این مادرانی که شاغل میشوند، دوشغله محسوب میشوند و این راهحل دارد، همچنانکه در جاهای دیگر دنیا به راهحل رسیدهاند؛ یعنی با خانوادههای مشارکتی؛ خانوادهای که مردان خانواده هم به اندازه زنان خانواده خودشان را مسئول میدانند در برابر کار خانه و فرزندپروری.
فخاری: موقعی که هوا خیلی خراب بود، شهرداری بنرهایی با این مضمون در شهر نصب میکرد که مثلا درختها را که قطع کردید، نفسمان گرفت. هوای بد چقدر به ما لطمه میزند، نفسم آرزوست و...؛ موضوع اینجاست که شما که داری این شعار را میدهی، چه کسی درختها را تندتند قطع کرده، چه کسی مجوز تخریب باغ و تبدیل به برج را داده است؟ چه کسی این کار را کرده است؟ حالا مسئله ما هم چیزی شبیه این است. بله، بهشت زیر پای مادران است،
ولی نگفته مادران محکوم به این هستند که بنشینند در خانه و بهشت زیر پایشان باشد. نفس مادری است. بنابراین اگر برای جامعه فرزندان مهم هستند که واقعا هم برای هر جامعهای مهم هستند؛ اگر برای جامعه پرورش فرزند و کیفیتش مهم است، باید در سیاستگذاریاش، در روشهایش و نهادهایش بازنگری کند. مثل این است که ساختار امروزه از نظر فناوری، از نظر مناسبات بینالمللی، از نظر مناسبات اقتصادی، ما بگوییم که ما میخواهیم در سطح جهانی باشیم، در عمل داریم مدل مثلا ٥٠٠ سال پیش مناسباتمان را تنظیم میکنیم.
مسلما جواب نمیگیریم و این یک چیز ساده و پیشپاافتاده است. موضوع این است که اگر اینها تسهیلات را ایجاد کنند، به این معنا نیست که آدمها صرفنظر میکنند؛ دقیقا لطمه جمعیتی میخوریم و این بحثی که خطر بستهشدن پنجره جمعیتی ایران بسیار جدی است؛ با توجه به آمار مهاجرت، با توجه به تغییرات اقلیمی که به مهاجرت دامن میزند؛ خیلی قابلپیشبینی است که بله، در دهه آینده دچار بحران خواهیم شد و آنجا هم قرار نیست زنان و مردانی را که کم بچه به دنیا آوردهاند سرزنش کنیم؛ حق چنین کاری را نداریم، چون آن فرد اگر بتواند آدم ارزیاب و سنجشگری باشد، میتواند محاسبه کند که دارم این بچه را در چه شرایطی به دنیا میآورم.
اسدی: درباره وزیر زن خوب است که اشاره شود که بههرحال میتوان توقع داشت از فراکسیون زنها یا فراکسیون امید و هرکس این دغدغه را دارد، اگر کابینهای که تکجنسیتی بود به مجلس معرفی شد، ما میدانیم که مجلس دو فرصت دارد برای رسیدگی به کابینه. یک فرصت در بررسی ترکیب کابینه است؛ این یک مهلت قانونی است. واقعا لازم است که در همین متن شما پررنگ شود که ما از نمایندهها میخواهیم که اگر ترکیب مردانه و تکجنسیتی بود، یکی از جاهایی که میشود به ترکیب هیئت دولت اعتراض کرد، اینجاست. چون شاید نشود بروی و بگویی مثلا چرا آقای فلانی را وزیر گذاشتی و خانم بهمانی را نگذاشتی؟ و این خیلی موضوعیت ندارد، ولی جای اعتراضی که به نظرم حتما نمایندگان مجلس باید به آن اشاره کنند، در ترکیب مجلس است؛ یعنی آنجا حداقل گفته شود؛ خانمهای مجلس در آنجا در این مورد صحبت کنند، چون قوانین بالادست کشور به آنها این اجازه را میدهد که در مورد ترکیب هیئت دولت اظهارنظر کنند، نقد کنند شعارها را و ترکیب را. هم خانمها و هم فراکسیون امید، البته موضوع جناحی نیست.
- 9
- 3


































