سه شنبه ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
۱۰:۳۸ - ۱۹ تير ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۴۰۵۵۲۱
زنان، جوانان و خانواده

در امتداد تاریکی

عاشق پیشه باج گیر!

جوان باج گیر,اخبار اجتماعی,خبرهای اجتماعی,خانواده و جوانان

فقط به خاطر یک آشنایی خیابانی چنان به دردسر افتادم که مجبورم برای این اشتباه بزرگ باج بدهم و حق السکوت پرداخت کنم چرا که آن جوان عاشق پیشه، اکنون از این رابطه خیابانی سوء استفاده می کند و قصد دارد که ...

زن ۴۰ ساله که برای رهایی از مزاحمت های یک شرخر و فرار از چنگ جوان باج گیر دست به دامان قانون شده بود درباره ماجرای سفته هایی به رنگ نیرنگ و باج خواهی به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: بعد از مرگ همسرم چندین سال به تنهایی زندگی کردم اما بالاخره آن قدر پشت سرم حرف های نامربوطی زدند و نیش و کنایه هایی   از اطرافیانم شنیدم  که تصمیم به ازدواج دوباره گرفتم در این شرایط بود که با «شاپور» آشنا شدم و برای رهایی از این وضعیت به عقد او درآمدم.

شاپور ۳۰ سال از من بزرگ تر بود اما وضعیت مالی خوبی داشت و حقوق بازنشستگی هم دریافت می کرد با وجود این مهر او در دلم نشسته بود به طوری که زندگی مشترک خوبی داشتیم و من همراه و همسفرش بودم ولی فرزندان او که از ازدواج پدرشان بسیار ناراحت بودند همواره مرا تحقیر می کردند و مدعی بودند که به خاطر ثروت پدرشان قدم در زندگی مادر مرحومشان گذاشته ام و به همین دلیل خیلی به من بی احترامی می کردند. این اختلافات زمانی به اوج خودش رسید که شاپور سه سال بعد از ازدواجمان بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت و من باز هم تنها شدم.

در این شرایط رفتار فرزندان او به حدی زشت و زننده شد که به ناچار و برای حل مشکل ارثیه کارمان به دستگاه قضایی کشید چرا که فرزندان او معتقد بودند من هیچ حقی از ارثیه ندارم و تنها سه سال به پدرشان خدمت کرده ام در حالی که این حرف ها آزارم می داد ودوباره به زنی افسرده و بی کس تبدیل شده بودم به ورزش روی آوردم تا از این وضعیت روحی خلاص شوم اما چند ماه قبل هنگامی که با یکی از دوستانم در پارک نزدیک منزلمان مشغول ورزش بودیم با «ادریس» آشنا شدم او که به بهانه آموزش شیوه درست نرمش های ورزشی به ما نزدیک شده بود بسیار جذاب و مهربان به نظر می رسید به همین خاطر من هم احساس کردم می توانم به او تکیه کنم با خودم می اندیشیدم «ادریس» سر راهم قرار گرفته است تا مرهمی بر زخم هایم باشد.

خلاصه این آشنایی خیابانی با درددل های من و سختی هایی که در زندگی کشیده بودم شکل عمیق تری به خود گرفت. او هم ساعت ها پای دلتنگی هایم می نشست و به من برای فراموش کردن تیره روزی های زندگی امید می داد تا جایی که از سیر تا پیاز زندگی ام را می دانست. هنوز دو هفته بیشتر از این آشنایی نمی گذشت که پیشنهاد ازدواج داد، من که از پیشنهاد او تعجب کرده بودم اختلاف ۱۰ ساله سنم را به او یادآور شدم ولی «ادریس» بدون تأمل گفت: اگر چه من ۱۰ سال کوچک ترم اما این موضوع ذره ای برایم اهمیت ندارد.

با این حال از من خواست قبل از آن که به طور رسمی ازدواج کنیم مدتی با یکدیگر رفت و آمد داشته باشیم تا بیشتر همدیگر را بشناسیم و به جزئیات اخلاق و رفتار هم پی ببریم.

من هم این درخواست او را پذیرفتم چرا که موضوعی معقول به نظر می رسید از آن روز به بعد ادریس به بها نه های مختلف از من پول قرض می گرفت من هم که نمی خواستم او را به خاطر پول از دست بدهم یا از من دلخور شود مقدار زیادی از پس اندازم را به او قرض دادم اما مدتی بعد احساس کردم او قصد سوء استفاده از مرا دارد و به فکر ازدواج با من نیست این موضوع را زمانی دریافتم که او به بهانه دریافت وام بانکی مبلغ هنگفتی سفته برای یک ضمانت واهی از من گرفته بود وقتی آخرین بار به درخواست پول پاسخ منفی دادم کارش به تهدید کشید و گفت: اگر چندین میلیون تومان ندهم به فرزندان همسر مرحومم می گوید که با من رابطه داشته است و آن ها هم با همین اتهام می توانند از دریافت حقوق بازنشستگی شاپور جلوگیری کنند.

درحالی که مستأصل بودم و از آبروریزی می ترسیدم تسلیم حرف هایش شدم به طوری که دیگر حتی بخش زیادی از حقوق بازنشستگی همسر مرحومم را نیز به او می دادم و خودم مجبور بودم در رستوران ها کار کنم وقتی کارد به استخوانم رسید و دیگر پولی به او ندادم جوان شرخری را اجیر کرد تا با تهدید من سفته های سیاه را به اجرا بگذارد و ...

شایان ذکر است به  دستور سرهنگ نوروزی (رئیس کلانتری شفا) این پرونده به مراجع قضایی ارسال شد.

khorasannews.com
  • 11
  • 1
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش