چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۱
۱۵:۵۴ - ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ کد خبر: ۹۹۰۳۰۰۴۵۰
فیلم و سینمای ایران

ناموس در سینما؛ قیصر کجایی که رومینا رو کُشتن؟

مساله بکارت در فرهنگ ایرانی مساله دشوار و دیریابی‌ست، از آن جهت که این مفهوم درباره جامعه دختران مصداق دارد و جامعه پسران خیلی مشمول این مفهوم نمی‌شوند، یعنی مفهوم غیرت در نسبت مستقیم با بکارت قرار می‌گیرد و فرد باکره دختری‌ست که از همخوابگی با دیگری گریزان بوده و بکر مانده.

درباره پسران اما در فرهنگ ایرانی مهم نیست که تن به همخوابگی داده‌اند یا خیر، به عبارتی پسران قضاوت نمی‌شوند! در سینما اما چندین و چند فیلم در باب غیرت و ناموس و بکارت ساخته شده که در اینجا چند تا از خاص‌ترهایش را مرور کرده‌ایم. این فهرست کامل نیست و بهانه‌اش هم که خب ماجرای «رومینا» است.

خانه پدری - کیانوش عیاری

ناموس در سینما,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

ملوک دختر جوانی است که به دلایل ناموسی، پدرش خواهان مرگ او است و برای این کار به پسر کوچکش به نام محتشم گفته تا قبری در زیرزمین حفر کند تا ملوک را کشته و در آنجا دفن کنند.

این فیلم که قصه اتفاق‌های یک خانه قدیمی را از سال ۱۳۰۸ (اوایل حکومت رضا شاه) تا ۱۳۷۹ روایت می‌کند با بازیگرانی همچون مهدی هاشمی، شهاب حسینی و مهران رجبی، ناصر هاشمی، مینا ساداتی، نازنین فراهانی و… در چند اپیزود ساخته شده و مسائل و مشکلات زنان ایران را در هفتاد سال اخیر به تصویر کشیده‌است.

قیصر - مسعود کیمیایی

ناموس در سینما,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

یکی از برادران آب مَنگُل به نام منصور (جلال پیشواییان)، فاطی را هتک حرمت می‌کند. فاطی، پس از نوشتن نامه‌ای به مادر (ایران دفتری) و دایی‌اش (جمشید مشایخی)، خودکشی می‌کند و در بیمارستان جان می‌دهد. فرمان (ناصر ملک‌مطیعی)، برادر بزرگ فاطی، پس از آگاه‌شدن از موضوع، به دکان برادران آب مَنگُل می‌رود.

او، چون پیشتر قسم خورده‌بوده که دیگر هرگز دست به چاقو نبرد، با دستان خالی با برادران آب مَنگُل روبرو می‌شود. دو برادر منصور، رحیم (غلامرضا سرکوب) و کریم (حسن شاهین)، او را غافل‌گیر کرده، می‌کشند. قیصر (بهروز وثوقی)، برادر کوچکِ فرمان، از سفر جنوب بازمی‌گردد و پس از آگاه‌شدن از قضیه، به‌قصد انتقام به سراغ برادران آب مَنگُل می‌رود.

خانه دختر - شاه‌حسینی

ناموس در سینما,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

خانه دختر با بازی حامد بهداد، باران کوثری، پگاه آهنگرانی و رعنا آزادی‌ور محصول سال ۱۳۹۳ است. این فیلم پس از اکران در جشنوارهٔ فیلم فجر با حاشیه‌های فراوانی مواجه شد و بخش‌هایی از داستان فیلم حذف شد. پس از تغییر مسیر داستان خانه دختر در تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۹۶ به صورت محدود در سینما‌های ایران اکران شد.

این فیلم داستان دختری به نام سمیرا است که قصد دارد با منصور ازدواج کند، در روز پیش از عروسی مادر منصور سمیرا را برای معاینه نزد دکتر زنان می‌برد، اما سمیرا که از این موضوع شوکه شده‌است از این کار ممانعت کرده و در خیابان اقدام خودکشی می‌کند، پس از اطلاع مرگ وی به دو همکلاسی‌اش آن‌ها به دنبال دلیل مرگ دوست خود می‌روند، اما دلیل خودکشی از طرف پدر سمیرا مخفی می‌شود.

اوریون - علی زمانی

ناموس در سینما,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

اوریون فیلمی ایرانی ساختهٔ علی زمانی عصمتی با موضوع از دست دادن بکارت یک دختر در یک جامعه بسته و سنتی است. این فیلم در شهر یزد فیلم‌برداری شده و در پنجاه و چهارمین جشنواره فیلم لندن دو بار به نمایش گذاشته شد. علی زمانی عصمتی، کارگردان اوریون دربارهٔ امکان نمایش فیلم در ایران می‌گوید که اکنون به هیچ‌وجه چنین امکانی وجود ندارد، اما وی امیدوار است روزی نگاه مسئولان ارشاد به سینما تغییر کرده و بازتر شود.

در نظر یکی از منتقدین، اوریون از نظر سینمایی فیلم چشمگیری نیست و تنها علت پذیرش آن در جشنواره فیلم لندن، می‌تواند موضوع جنجالی آن باشد. به ویژه اینکه فیلم‌های دیگری که از نظر سینمایی بهتر و قوی تری بودند امسال به این جشنواره ارسال شدند، اما مورد توجه هیئت انتخاب آن قرار نگرفتند.

صادق کُرده - ناصر تقوایی

ناموس در سینما,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

صادق کُرده فیلمی به نویسندگی و کارگردانی ناصر تقوایی محصول سال ۱۳۵۱ است. صادق (سعید راد)، مشهور به صادق کُرده، در مسیر جادهٔ اندیمشک به اهواز با همسرش (آتش خیر) قهوه‌خانه‌ای را اداره می‌کند. شبی در غیاب صادق یکی از دوستان او که رانندهٔ کامیون است به قهوه‌خانه می‌آید و پس از هتک حرمت از همسر صادق ناخواسته او را به قتل می‌رساند.

رئیس پاسگاه (محمدعلی کشاورز) و سرگروهبان، ولی خان (عزت‌الله انتظامی)، پدر زن صادق، درصدد دستگیری قاتل برمی‌آیند؛ اما صادق برای گرفتن انتقام از قاتل همسرش کشتار رانندگان کامیون را آغاز می‌کند. سرگروهبان، ولی خان از سوی رئیس پاسگاه مأمور می‌شود تا به پروندهٔ قاتل راننده‌ها رسیدگی کند. او وقتی یقین حاصل می‌کند که قاتل راننده‌ها کسی جز دامادش نیست سکوت می‌کند. رئیس پاسگاه سرگروهبان را تحت فشار قرار می‌دهد، و روزی که قرار است صادق برای دیدن فرزندش و گرفتن هزار تومان پول، برای عبور از مرز آبی، به خانهٔ پدر همسرش برود، در محاصرهٔ ژاندارم‌ها قرار می‌گیرد و از پا درمی آید.

لاتاری - مهدویان

ناموس در سینما,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

امیرعلی (ساعد سهیلی) و نوشین (زیبا کرمعلی) دو جوان بیست و یک-بیست و دو ساله قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. خانواده‌ها چندان موافق نیستند. آن‌ها صبر پیشه کرده‌اند تا به مرور زمان رضایت خانواده‌هایشان را جلب کنند. آن دو یک رؤیای مشترک دارند؛ برنده شدن در لاتاری و دریافت گرین کارت آمریکا، اما نوشین به واسطه دوست پدرش برای کار ترجمه به دبی می‌رود. پس از مدتی امیرعلی خبر دار می‌شود نوشین خودکشی کرده و او برای پی بردن به راز خودکشی به دبی می‌رود و می‌فهمد نوشین گرفتار باند‌های قاچاق جنسی شده بوده‌است.

  • 15
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
الناز ملک,بیوگرافی الناز ملک,زندگینامه الناز ملک پور بیوگرافی الناز ملک (+ تصاویر)

متولد:۱۹ آذر ۱۳۷۴ تهران

زمینه فعالیت:سینما، تئاتر و تلویزیون

پیشه:بازیگر

مدرک تحصیلی:دانش آموخته موسسه آزاد بازیگری

سالهای فعالیت:۱۴۰۱ تاکنون

قد:۱۷۴ سانتیمتر

ادامه
روبرتو تورس,بیوگرافی روبروتو تورس,روبرتو تورس بازیکن فولاد خوزستان بیوگرافی روبروتو تورس، بازیکن فوتبال اسپانیایی (+ تصاویر)

زاده:۱۶ اسفند ۱۳۶۷

زادگاه:پامپلونا

ملیت:اسپانیایی

پست:هافبک هجومی

پیشه:بازیکن فوتبال

ادامه
سپیده معافی,بیوگرافی سپیده معافی,عکس سپیده معافی بیوگرافی سپیده معافی بازیگر ایرانی- آمریکایی (+ تصاویر)

تاریخ تولد:۱۸ سپتامبر ۱۹۸۵

محل تولد:رگنسبورگ، بایرن، آلمان غربی

ملیت:ایرانی- آمریکایی

شهروندی:ایالات متحده آمریکا

حرفه:بازیگر سینما و تلویزیون

ادامه
لبیبی,زندگینامه لبیبی,لبیبی کیست زندگینامه لبیبی شاعر قرن پنجم

تاریخ تولد: اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم

محل تولد: ایران

حرفه: شاعر 

لبیبی,زندگینامه لبیبی,بیوگرافی لبیبیبیوگرافی لبیبی

زندگینامه لبیبی:

لبیبی از جمله شاعران معروف اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری است و مسعود سعد او را اوستاد و سیدالشعرا عنوان می دهد. این شاعر در یکی از قصیده های خون با اطلاع از لبیبی تضمین کرده است به این شکل که: 

ادامه
محمد خاتمی,بیوگرافی سید محمد خاتمی,زندگینامه سید محمد خاتمی بیوگرافی سید محمد خاتمی

تاریخ تولد: ۲۱ مهر ۱۳۲۲

محل تولد: اردکان، استان یزد، ایران

حرفه: سیاستمدار ایرانی

آغاز فعالیت سیاسی: سال ۱۳۴۱ 

حزب سیاسی: مجمع روحانیون مبارز

تحصیلات: دارای دکترای افتخاری 

ادامه
دمیتری مندلیف,زندگینامه دمیتری مندلیف,بیوگرافی دمیتری مندلیف دمیتری مندلیف دانشمند بزرگ و پایه گذار جدول تناوبی

تاریخ تولد: ۸ فوریه ۱۸۳۴

محل تولد: دهکده Verhnie Aremzyani، نزدیک توبولسک، امپراتوری روسیه

ملیت: روس

حرفه: شیمی دان

شهرت: پایه گذاری جدول عناصر شیمیایی مندلیف

محل تحصیل: دانشگاه دولتی سن پترزبورگ

ادامه
محمد دلاوری,بیوگرافی محمد دلاوری,عکس های محمد دلاوری بیوگرافی محمد دلاوری + تصاویر و حواشی زندگی اش

تاریخ تولد: ۱۳۵۲

محل تولد: تهران

حرفه: روزنامه‌نگار، خبرنگار، مجری، نویسنده و مستندساز

تحصیلات: فوق لیسانس علوم سیاسی

شناخته شده برای: خبرنگاری واحد مرکزی خبر صدا و سیمای ایران

ادامه
سلطان محمود غزنوی,زندگینامه سلطان محمود غزنوی,بیوگرافی سلطان محمود غزنوی سلطان محمود غزنوی پادشاه قدرتمند غزنوی

تاریخ تولد: دهم محرم ۳۶۱ هجری قمری

محل تولد: شهر غزنی در منطقه زابلستان

پدر: سبکتگین

همسر: کوثر جهان

فرزندان: جلال داوود محمد ،سلطان مسعود غزنوی، عبدالرشید غزنوی، سلیمان ،شجاع

دین و مذهب: اسلام، سنی

ادامه
ذوالقرنین,زندگینامه ذوالقرنین,ذوالقرنین چه کسی است ذوالقرنین در حقیقت چه کسی بوده است؟

معنای اسم: صاحب دو شاخ

تکرار نام در قرآن: در سوره کهف

بیوگرافی ذوالقرنین:

ذوالقرنین یکی از شخصیت های قرآن و کتاب های مقدس می باشد که صاحب قدرت می شود تا دیواری را بین نوع بشر و قوم یاجوج و ماجوج ایجاد کند. این قوم تجسمی از آشوب بوده اند و رهاسازی آنها از پشت دیوار نشانه ای برای پایان دنیا خواهد بود. این قوم توسط خداوند در یک شب از روزهای قیامت نابود خواهند شد. این داستان از طریق رمانس اسکندر که نسخه ای افسانه ای از پیشه و زندگی اسکندر است در قرآن وارد شده است. 

براساس داستان قرآنی ذوالقرنین دارای سه لشکرکشی مهم بوده است که ابتدا به غرب، سپس به شرق و در نهایت به یک تنگه کوهستانی بوده است. وی انسانی یکتاپرست و البته مهربان بوده است که در راه عدالت به بیراهه کشیده نمی شده، به همین دلیل لطف خداوند مشمول حالش می شود. وی یار نیکوکاران و دشمن ستمگران محسوب می شده و به مال و ثروت دنیا علاقه نداشته، همچنین به سبب ایمانی که به خداوند و روز قیامت داشته خداوند او را مامور ساخت سدی می کند که از جنس آجر و سنگ از آهن و مس است و هدف از ساختن آن کمک به گروهی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یاجوج و ماجوج بوده‌ است. 

ادامه
 دیالوگ های ماندگار باب اسفنجی و پاتریک,دیالوگ های باب اسفنجی و پاتریک,دیالوگ های برنامه کودک باب اسفنجی و پاتریک

دیالوگ های ماندگار باب اسفنجی و پاتریک باب اسفنجی در دنیا از کارتون های قدیمی و پرطرفدار به شمار می رود. این کارتون در اواخر دهه ۹۰ برای اولین بار پخش شد که از کارتون های خاطره انگیز بچه های دهه هفتاد محسوب میشود. دیالوگ های ماندگار باب اسفنجی و پاتریک دنیای انیمیشن باب اسفنجی، از فضای جذاب و خاصی برخوردارست. هر قسمتی از این کارتون در مقایسه با قسمت های دیگرش ماجرا های متفاوتی دارد و از انواع امکانات دیداری در رساندن مفهوم خود استفاده می کند که از آن ها میتوان به نما های نزدیک اشیا و احساسات چهره، استفاده از تصاویر واقعی، امکانات صوتی مانند بهره وری از تکه های موسیقایی و عمدتاً گفتار های طولانی اشاره کرد. در ادامه این مقاله از سرپوش با انواع دیالوگ های ماندگار باب اسفنجی و پاتریک آشنا شوید: >> باب اسفنجی: من زشتم و به هیچ دردی نمیخورم پاتریک: چرا به درد می خوری... تو باعث می شی بقیه نسبت به خودشون حس بهتری داشته باشند. >> پاتریک: باب اسفنجی دوباره اومدم یخجالتو قرض بگیرم باب اسفنجی:مگه یخجال خودت چشه؟ پاتریک:هیچی خالیه! >> باب اسفنجی: این فقط یک یادآوری بی رحمانه است که من مجرد هستم و احتمالاً برای همیشه همانطور باقی خواهم ماند. آقای خرچنگ: همیشه اون چیزی که میگی اهمیت نداره؛ گاهی چیزی که نمیگی مهمه. >> باب اسفنجی: می دونی من احساس می کنم که بهتر شدم، اما یادم نمیاد که اصلاً چرا ناراحت بودم! >> باب اسفنجی: هر ظربه ای که میخورم از سادگیمه پاتریک:ساده نباش راه راه باش >> باب اسفنجی: پاتریک صدامو میشنوی ؟ پاتریک:نه اینجا خیلی تاریکه! >> ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ: ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺗﻮ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭼﯽ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟؟؟ ﭘﺎﺗﺮﯾﮏ:ﺻﺒﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ! دیالوگ های ماندگار و جذاب باب اسفنجی و پاتریک >> باب اسفنجی: در چه روزی هستیم؟ ﭘﺎﺗﺮیک:امروز باب اسفنجی:ﺍﻭﻩ... ﺭﻭﺯ مورد علاقه ام! >> پاتریک: من سالها است بیدار می شم، می خورم، می خوابم و... حس می کنم به استراحت نیاز دارم! >> پاتریک: من یه دزد دریایی واقعی ام، سه هفته است حموم نرفتم. باب اسفنجی:ولی ما فقط چند ساعته که دزد دریایی شدیم. پاتریک:می دونم! >> ﭘﺎﺗﺮﯾﮏ: ﯾﻪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻃﻼ ﻣﯿﺨﺮﯾﻢ ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﻨﯽ:ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻃﻼ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﻨﻪ ﭘﺎﺗﺮﯾﮏ:ﻣﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯾﻢ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺭﻭ ﻣﺎ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ >> ﭘﺎﺗﺮﯾﮏ: ﻫﯽ ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﯽ ﺍﺯ ﺻﺪﺗﺎ ﻓﺤﺶ ﺑﺪﺗﺮﻩ؟ ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ:ﻧﻪ ﭘﺎﺗﺮﯾﮏ، ﭼﯽ ﺍﺯ ﺻﺪﺗﺎ ﻓﻮﺵ ﺑﺪﺗﺮﻩ؟ ﭘﺎﺗﺮﯾﮏ:ﺩویستا ﻓﺤﺶ >> باب اسفنجی به پاتریک: من هیچ چیز متفاوتی در تو نمی بینم! اوه خدای من تو یک سیبل داری. دیالوگ های کوتاه باب اسفنجی و پاتریک گردآوری: بخش هنر و سینما سرپوش

ویژه سرپوش
X