
تقريبا بيشتر از يك ماه از زماني كه برخي رسانهها گزارش دادند كه امير قلعهنويي، سرمربي تيم ملي پاداشي ۱۴۰ ميليارد توماني بابت صعود تيم ملي به جام جهاني دريافت كرده، گذشت تا اينكه خود سرمربي تيم ملي در يك برنامه زنده تلويزيوني آن را تاييد كرد. با اين حال آنچه در اين مدت بر رسانهها گذشت، فشارهايي كه از سوي فدراسيون فوتبال وارد شد، تكذيبيههاي مدامي كه در رسانههاي نزديك به مديران فدراسيون و كادرفني منتشر شد و مواردي ديگر همگي مسائلي است كه بايد سر فرصت به آنها پرداخت. آنچه امروز بايد در مورد آن صحبت شود، مشروعيت و قانوني بودن پرداخت چنين پاداشي است.
به گزارش روزنامه اعتماد، دوشنبه شب امير قلعهنويي، سرمربي تيم ملي با حضور طولاني در يك برنامه زنده تلاش كرد پاسخ تمام منتقدان را بدهد. او در بخش مربوط به پاداش و قرارداد به صورت شفاف موضوع را بيان و تاييد كرد كه ۱۴۰ ميليارد تومان به عنوان پاداش دريافت كرده در حالي كه رقم قراردادش ۳۰ ميليارد تومان بوده است. قلعه نويي در اين رابطه گفت او با پذيرش دريافت مبلغ ۱۴۰ ميليارد به صورت ريالي و نه به صورت ارزي «ايثار» كرده است و اين پول حق او به عنوان سرمربي تيم ملي بوده، كما اينكه مربيان سابق تيم ملي هم پاداشهاي كلان گرفتند از جمله كيروش كه ۱۰ درصد مبلغ پاداش تيم ملي براي صعود به جام جهاني ۲۰۱۴ را دريافت كرد.
عرف پاداش چقدر است؟
امير قلعهنويي هنگامي كه از مبلغ پاداش خود صحبت ميكند، كارلوس كيروش را مثال ميزند كه در زمان جام جهاني ۲۰۱۴ ده درصد مجموع پاداش صعود تيم ملي به جام جهاني كه فيفا در اختيار فدراسيون فوتبال ايران قرار داد را دريافت كرد. اما به اسكوچيچ كه تنها ۱۰ هزار دلار پاداش دريافت كرده بود- آن هم بابت انجام آن ماموريت غيرممكن بعد از خرابكاري ويلموتس- اشارهاي نميكند و اين بسيار معنادار است.
پرداخت پاداش در حوزه فوتبال معمولا عرفي دارد كه هم باشگاهها و هم تيمهاي ملي از آن پيروي ميكنند. در همكاريهاي اينچنيني رقم اصلي دريافتي مربوط به قرارداد است و پاداش آن چيزي است كه در صورت انجام كار فوقالعاده يا سنگينتر از وظيفه به شخص پرداخت ميشود. مثلا به مربي كه توانسته باشد تيمش را به سختي راهي جام جهاني كند يا بازيكني كه به صورت نرمال ده گل در فصل ميزده، اما در يك فصل خاص بيش از ۲۰ گل زده پاداش ميدهند. كار روتين هرگز شامل پاداش نميشود.
تازه بعد از اينكه تصميم به پرداخت پاداش گرفته ميشود آن را به نسبتي از رقم قرارداد تعيين ميكنند. يعني ممكن نيست رقم پاداش بيشتر از رقم قرارداد باشد. در مورد امير قلعهنويي رساندن تيم به جام جهاني ۴۸ تيمي روتينترين كاري بود كه يك مربي ميتوانست انجام بدهد. يعني اگر قرار بود ما به جام جهاني ۴۸ تيمي با ۹ سهميهاي كه براي آسيا در نظر گرفتهاند، نرسيم، اساسا بهتر بود فوتبال را تعطيل ميكرديم و از آنجايي كه خود سرمربي تيم ملي گفته رقم قراردادش ۳۰ ميليارد تومان بوده، بنابراين پاداش ۱۴۰ ميلياردي هم از لحاظ نسبت با رقم قرارداد و هم با توجه به ماموريتي كه براي او در نظر گرفته شده بود كاملا غيرمشروع و غيرعرفي است.
كيروش هم اشتباه كرد!
مثالي كه امير قلعهنويي از كارلوس كيروش ميزند نبايد توجيهي براي پرداخت پاداشهاي بيضابطه باشد. به راحتي ميتوان گفت با تجربهاي كه امروز به دست آورديم پرداخت آن پاداش هنگفت به سرمربي خارجي تيم ملي هم كار درستي نبوده و نيازي نيست آن كار اشتباه را چون يكبار انجام شده مدام تكرار كنيم. در عين حال نبايد فراموش كرد زماني كه كيروش چنين پاداشي گرفت، او موفق شده بود تيم ملي را با سهميه چهار تاي آسيا به جام جهاني برساند آن هم بعد از اينكه در سال ۲۰۱۰ نتوانسته بوديم راهي بزرگترين رويداد فوتبالي دنيا شويم.
از لحاظ وضعيت اجتماعي و اقتصادي هم آن دوران با دوران فعلي زمين تا آسمان تفاوت داشت. دلار تقريبا دو، سه هزار توماني ايام امضاي برجام كجا و دلار نزديك ۲۰۰ هزار توماني الان كجا؟ وضعيت اقتصادي مردم در آن روزها كجا و شرايط سخت و طاقتفرساي اين روزها كجا؟ در آن دوره كشور منابع مالي قابل قبولي داشت، اما امروز كه رييسجمهور حاضر نيست كولر اتاق جلسه خودش را روشن كند و مجموعه نهادهاي دستاندركار دنبال هر راهي براي صرفهجويي بيشتر در هزينهها هستند، پرداخت ۱۴۰ ميليارد تومان براي صعود به جام جهاني ۴۸ تيمي هيچ توجيهي ندارد. مخصوصا اگر يادمان بيايد كه مهدي تاج هنگام امضاي قرارداد با قلعهنويي يكي از دلايل اين تصميم را صرفه اقتصادي عنوان كرده بود.
از حواله خودرو تا پول نقد
امروز كه جنجال پرداخت پاداش ۱۴۰ ميلياردي به اوج خود رسيده و مردم را عصباني كرده دوباره خاطره حوالههاي خودرو در جام جهاني ۲۰۲۲ و قبل از آن زنده شده است.
امير قلعهنويي هم در مصاحبه خود با بيان اينكه در دورههاي قبل بابت صعود تيم ملي به جام جهاني حواله خودرو داده شده است، گفت: در دوره قبل حواله ماشين گرفتند. زماني كه ما صعود كرديم، جنگ نبوده است.آنچه در مورد بحث حواله خودرو ميتوان عنوان كرد يك مساله فني است.
در دوره گذشته پس از اينكه تيم ملي ايران به جام جهاني صعود كرد، محمد مخبر در رختكن تيم ملي حاضر شد و در آنجا شهاب عزيزيخادم، رييس وقت فدراسيون فوتبال از مخبر خواست به بازيكنان تيم ملي پاداش داده شود و همانجا معاون مرحوم رييسي قول اين پاداش را به بازيكنان داد. البته اين حواله چند ماه بعد و پس از تغيير و تحول در راس فدراسيون داده شد كه همان زمان جنجالهاي بسياري به وجود آورد.
با اين وجود دادن حواله ماشين به عنوان پاداش امري مسبوق به سابقه در ورزش ايران بوده است. مثلا در سال ۲۰۱۴ و زمان رياست علي كفاشيان بر فدراسيون فوتبال، محمود احمدينژاد به بازيكنان حواله خودرو پاداش داد. حواله خودرو پاداشي است فراتر از تصميم فدراسيون فوتبال و تنها در اختيار حوزه رياستجمهوري يا معاون اول رييسجمهور قرار دارد. بنابراين مقايسه كردنش با پاداش نقد كه از محل درآمدهاي فدراسيون پرداخت ميشود، كاملا متفاوت است.
«پاداش گيت»/ايراد قانوني بزرگ سر راه پرداخت پاداش
اما مهمتر از همه بحثهاي مطرح شده تا اينجا، بزرگترين مساله پرداخت پاداش ۱۴۰ ميلياردي به امير قلعهنويي، عدم تصويب هيات رييسه است. چند روز پيش يكي از اعضاي هيات رييسه از پرداخت پاداش به اعضاي تيم ملي و سرمربي ابراز بياطلاعي كرد! همينطور برخي ديگر از اعضاي هيات رييسه فدراسيون نسبت به پرداخت چنين مبالغي ابراز رضايت نكردند. فدراسيون فوتبال طبق قانون تجارت براي هرگونه پرداختي بايد مصوبه هيات رييسه را داشته باشد وگرنه با مشكلات قانوني بسياري مواجه ميشود. همين امروز كه اين گزارش نوشته ميشود، فدراسيون فوتبال به خاطر بيانضباطي مالي و برخي پرداختها مخصوصا در حوزه پاداش زير ذرهبين نهادهاي نظارتي قرار گرفته و پروندههايي در اين زمينه براي مديران فدراسيون باز شده است.
حال در چنين شرايطي چطور مهدي تاج بدون داشتن مصوبه هيات رييسه دستور پرداخت چنين پولي را به سرمربي تيم ملي صادر كرده است؟ آيا قرار است «پاداش گيت» جديدترين دسته گل فردي باشد كه آخرين بار به خاطر «ويلموتس گيت» از فوتبال رانده شده بود؟جالب اينجاست كه وقتي بحث قانون پيش ميآيد مديران فدراسيون و امير قلعهنويي معتقدند كه قانونا برخي كارمندان به خاطر حقوقبگير بودن از فدراسيون از دريافت پاداش محروم شدند. اما پاسخ نميدهند كه چرا برخي ديگر از كارمندان پاداش گرفتند يا اصلا مگر خود سرمربی تیم ملی حقوقبگير اين نهاد نيست؟
اگر مردم را قانع كرديد اشكالي ندارد
حالا همه اين حرفها را بگذاريد كنار. به فرض كه ۱۴۰ ميليارد حق سرمربي تيم ملي بوده و مصوبه قانوني هم دارد. به فرض كه همه اعضاي هيات رييسه موافقت كردند و صعود تيم ملي به جام جهاني ۴۸ تيمي هم كار بسيار سختي بوده. در نهايت بايد به مديران فدراسيون بگوييم شما مقابل افكار عمومي قرار داريد. كافي است سري به فضاي مجازي و رسانهاي و صحبتهاي روزمره شهروندان بزنيد تا بفهميد مردم از پرداخت چنين پاداشي رضايت ندارند؛ همين قدر صريح! آنها حرفهاي شما كه ميگوييد ۱۴۰ ميليارد حق ما بوده، جيب خودشان و «گلايههاي دولت از تنگناي اقتصادي» را كنار هم ميگذارند و سپس از خودشان سوال ميكنند چرا؟ سوال ميكنند چون هيچ كس قانع نشده كه پرداخت اين پول به عنوان پاداش كار درستي بوده. هيچ كس از آن دفاع نميكند. در دورههاي قبل واقعا فضا به اين شكل نبود.
حالا اگر ميتوانيد مردم را قانع كنيد كه بايد بابت صعود به جام جهاني ۴۸ تيمي ۱۴۰ ميليارد پاداش بگيريد اوكي! ما كه فكر نميكنيم موفق شويد.
- 11
- 6













































