
به گزارش ایسنا و به نقل از الوطن اسپورت، فدراسیون فوتبال الجزایر به دنبال انتخاب جایگزینی برای رباح ماجر است. رسانه های الجزایری در روزهای اخیر از کارلوس کیروش سرمربی تیم ملی فوتبال ایران به عنوان یکی از گزینههای اصلی جایگزینی رباح ماجر سخن به میان آوردهاند و پیامی که اخیرا سرمربی تیم ملی فوتبال ایران منتشر کرد.
باعث شد تا گمانه زنیهای زیادی در این زمینه به وجود آید اما به نظر می رسد که فدراسیون فوتبال الجزایر با جمال بلماضی سرمربی سابق الدحیل به توافق نهایی رسیده و به زودی او سرمربی جدید الجزایر می شود.
سایت الوطن نوشت که رئیس فدراسیون فوتبال الجزایر با بلماضی به توافق نهایی رسیده و به زودی او رسما به عنوان سرمربی جدید جدید الجزایر انتخاب میشود.
بلماضی فصل بسیار خوبی را با الدحیل پشت سر گذاشت و توانست قهرمانی در سه جام را با این تیم به دست آورد با این حال او به همکاری اش با این تیم قطری پایان داد و رسانه های قطری حضور در نیمکت الجزایر را دلیل اصلی این جدایی دانستند.
ماندن يا نماندن، مساله مدام كيروش
به گزارش اعتماد، همهچيز در هالهاي از ابهام قرار داشت. موضوع ماندن كيروش روي نيمكت تيم ملي در جام ملتهاي آسيا را ميگويم. البته هر وقت خبرنگاران ميتوانستند مهدي تاج را گير بيندازند تا او به چند سوال پاسخ دهد، رييس فدراسيون اعلام ميكرد كيروش در جام ملتها سرمربي ايران خواهد بود.
جملاتي كه با توجه به تمديد نشدن قرارداد سرمربي پرتغالي روي كاغذ خيلي هم دلگرمكننده نبودند. ديروز قرارداد كيروش با تيم ملي ايران تمام شد. مرد پرتغالي از يك مربي تحت اختيار فدراسيون فوتبال تبديل شد به يك مربي آزاد كه هر جا دلش بخواهد ميتواند برود. با يادآوري اين نكته كه او هنوز نتوانسته تمام طلبش را از فدراسيون وصول كند. مبلغي نزديك به ٣٠٠ هزار يورو.
ابهام ماندن كيروش در ايران ديروز با انتشار پستي اينستاگرامي بيشتر گيجكننده شد. كيروش در پيامي بابت هفت سال خاطره فوقالعاده از كار در ايران از مردم تشكر كرد. متني كه بيشتر از قدرداني بوي خداحافظي ميداد. از آن طرف هم اين الجزايريهاي پيگير با خبرهايي در مورد توافق با يك سرمربي كلاس جهاني شدند آتش بيار معركه. جوري كه همه تصور كرديم كه الان كيروش خودكار به دست مشغول خواندن متن قرارداد با فدراسيون فوتبال الجزاير است تا بشود جانشين رباح ماجر. بعد از آن ما هر چقدر تلاش كرديم با شخصي از فدراسيون فوتبال كشورمان كه بتواند به روشن شدن موضوع كمك كند تماس بگيريم، موفق نشديم.
شايد اين اولينباري نباشد كه كيروش به اين شكل خودش را ميرساند به صدر اخبار. در اين هفت سال چندين بار شايعه جدي خداحافظي او از تيم ملي به گوش رسيده و البته هر بار به دليلي. گاهي به خاطر بازارگرمي، گاهي به خاطر گرفتن امتياز از فدراسيون و گاهي هم به خاطر ياركشي وسط دعواهاي چند وقت اخيرش با مربيان ليگ از جمله برانكو و قلعهنويي. سياستي كه البته خوب هم جواب داده.
گرچه اينبار به نظر ميرسد ماجرا چيز ديگري باشد و واقعا سنگهاي بزرگي سر راه تمديد قرارداد وجود دارد. سنگهايي كه شايد باعث شود به فكر بيفتيم براي پيدا كردن يك جايگزين مناسب. جايگزيني كه از همان اولين لحظات انتشار پست كيروش در سايتها و كانالهاي تلگرامي توسط كاربران مورد بررسي و انتخاب قرار گرفت. طبق معمول اول از همه برانكو و شفر و بعد داليچ و سايرين.
اما چرا اينبار بيشتر از هميشه خداحافظي آقاي سرمربي جدي شده؟ احتمالا ماجرا باز برميگردد به سياست و دلار و اوضاع غير قابل پيشبيني آينده. تحريمهاي اعمال شده از سوي امريكا به ايران كار را براي ادامه همكاري ما با هر مربي يا بازيكن خارجي سخت كرده. ما چون پول نداريم مجبور شديم به كيروش پيشنهادي شش ماهه براي تمديد قرارداد بدهيم. اين پيشنهاد بعد از حرف و حديثهاي زياد مورد موافقت شفاهي قرار گرفت. موافقتي كه در آن رد پايي از مرام گذاشتن هم به چشم ميخورد؛ چرا كه تمديد شش ماهه از لحاظ كلاس كاري اصلا براي يك مربي سطح بالا وضعيت مطلوبي نيست. شايد گفته شود كه پيشنهاد ٢,٥ ميليون يورويي براي شش ماه باعث ميشود هر آدمي بيخيال كلاس كاري بشود.
درست است، ولي بياييد بپذيريم كه در صورت حصول اين توافق، عملا ما بيشتر از كيروش نفع ميبريم. مخصوصا فدراسيون فوتبال. به اين دليل كه اولا در اين شرايط و با توجه به فاصله كم تا شروع جام ملتها تغيير سرمربي اصلا به نفع تيم نيست، ثانيا كيروش نشان داده حداقل راه بردن تيمهاي آسيايي را بلد است، ثالثا افكار عمومي بهشدت خواهان ابقاي كيروش هستند و اين يعني اگر كيروش بماند و تيم هر نتيجهاي در جام ملتها بگيرد، كسي نميتواند انگشت اتهام به سمت تاج و همكارانش بگيرد. اگر قهرمان شويم كه اين دوستان ميشوند قهرمان ملي و اگر نشويم همه تقصيرها ميافتد گردن كيروش كه در حال رفتن است؛ كيروشي كه خود مردم خواستند بماند.
نهايتا صعود به جام جهاني براي كيروش بيشتر از قهرماني آسيا اهميت دارد. ايران كه او را بيشتر از شش ماه نميخواهد، نيمكتهايي هم كه منتظر حضور او هستند، بعيد است ٦ ماه معطل شوند. تيمهايي كه ميخواهند برنامهريزي دقيق براي حضور در جام جهاني ٢٠٢٢ داشته باشند، از همين روزها استارت كار را ميزنند. تمام اينها يعني ماندن شش ماهه كيروش ممكن است لطمه بزرگي به ركورد او براي حضور در جام جهاني وارد كند.
حالا مشكل اساسي كيروش اينجاست كه ما بر فرض كه بتوانيم مبلغ قرارداد را به موقع بدهيم، به دليل مسدود شدن حسابهاي بينالمللي امكان پرداخت را نداريم. دغدغهاي بهشدت واقعي و مشكلساز براي كادر فني تيم ملي، منجمله سرمربي. در اين شرايط حق دادن به كارلوس كيروش براي ترك ايران نبايد كار خيلي سختي باشد. ما ميتوانيم به كيروش حق بدهيم چون ميدانيم شرايط در كشورمان چگونه است.
البته همين حالا خيليها ميگويند كه اين هم يكي از نمايشهاي هميشگي كي روش است. شايد باشد، چون كيروش در خداحافظيهاي قبلياش اصلا سابقهخوبي از خودش نشان نداده. هرچند ما اينبار نميفهميم كه دليل اين نمايش كيروش چيست. با مبلغ پيشنهادياش موافقت شده، با برنامههايش موافقت شده، فدراسيون فوتبال دستور داده كسي حق انتقاد به سرمربي تيم ملي را ندارد و اين همهچيزي است كه كيروش ميخواسته.
وضعيت ما الان شبيه به كسي است كه طرفش آمده و گفته: ببين، تو خيلي آدم خوبي هستي، ما خاطرههاي خيلي خوبي با هم داشتيم... و هنوز جملهاش به آخر نرسيده ميشود حدس زد كه به كجا ختم خواهد شد. همه ميدانند اين جور تعريف كردنها براي اين است كه همهچيز با خاطرهاي خوب به پايان برسد.
گرچه نه ما عاشق كيروش هستيم و نه كيروش معشوق ما، ولي روال خداحافظي كردن را خوب ياد گرفتهايم. ميدانيم كه اينجور تعريف كردن به هيچ دردي نميخورد و معمولا از سر تعارف است. حالا ما چه آدمهاي خوبي بوده باشيم چه نه، چه خاطرههاي جذابي براي كيروش ساخته باشيم چه نه، چه خانواده دوم مرد پرتغالي باشيم و ايران هم وطن دومش چه نه، در صورت رفتن كيروش بايد فكري به حال خودمان بكنيم و در فاصله شش ماه به آغاز جام ملتهاي آسيا بيفتيم دنبال سرمربي جديد. اتفاقي كه شايد باعث شود جامي كه از هميشه در دسترستر ميديديم دور و دورتر شود.
روي موج هيجان كاذب
به گزارش اعتماد، تاثيرات حضور كيروش در ايران زياد مثبت نبود. از نظر فني و كيفيت فوتبالي، پيشرفتهايي حاصل شد. نتايج خوبي داشتيم و كيروش فوتبال ايران را به شكلي مهندسي كرد كه براي ٥سال در رنكينگ ايافسي اول باشيم. به اين خاطر ميگويم «مهندسي»، كه در دوران ايشان ما هيچ بازي دوستانه با تيمهاي درجه يك جهان نداشتيم. حتي با تيمهاي متوسط بينالمللي هم بازي نكرديم. تيم ژاپن در ماههاي منتهي به جام جهاني بازيهايي با برزيل، آرژانتين و اسپانيا داشت.
ما فقط با كشورهايي بازي كرديم كه رنكينگي پايينتر از ٦٠ در جدول فيفا داشتند. تنها تيم تركيه حريف قابلي بود. از نظر فرهنگي، او در همان دو نشست اول با مسوولان فوتبال ايران متوجه شد كه با تعدادي مدير آماتور طرف است. با توجه به اين شرايط، قراردادي يكسويه تنظيم كرد. البته ميتوان به همين قرارداد هم پايبند نبود. چراكهبندي در اين قرارداد وجود داشت كه او بايد دستيار ايراني داشته، بايد به تيمهاي پايه و بهخصوص تيم اميد نظارت داشته باشد و همچنين همكاران ديگرش هم ايراني باشند.
به اصرار ايشان وينگادا، سرمربي تيم ملي اميد شد و با او در المپيك آسيايي بدترين نتايج تاريخمان را كسب كرديم. آقاي كيروش و خانوادهاش در همه جاي دنيا بيمه هستند. همينطور كيروش از پرداخت ماليات معاف بود. نماينده رسانهاي و سرپرست تيم ملي را اخراج كردند. هميشه برخوردي بدون احترام با مربيان ايراني داشتند. ايشان فوتبال ايران را به شكل جزيرهاي مديريت كرد. نتايجي كه در جام جهاني گرفتيم، از نظر كمي خوب بود، اما از نظر كيفي بسيار بد بوديم.
مالكيت توپمان از همه كمتر بود. كمترين ضربه به سمت دروازه را داشتيم. از نظر رفتاري هم بسيار با داوران و مربيان حريف پرخاشگري ميكردند. به گفته آقاي فغاني بازيكنان ما هم با داوران رفتار خوبي نداشتند كه اين هم متاثر از مديريت سرمربي است. تصوير زيبايي از ما در جام جهاني ارايه نشد. در مجموع عملكرد اجتماعي و رفتاري كيروش را پسنديده نميدانم. اما عوامل رسانهاي، بهخصوص در فضاي مجازي تبليغاتي براي كيروش انجام ميشود كه محبوبيت كاذب اجتماعي به ارمغان ميآورد. اما كيروش هرگز بين كساني كه فوتبال را درك ميكنند محبوبيتي ندارد.
مربي پرتغالي تيم ملي حتي با ديگر خارجيهاي ليگ برتر هم درگير ميشد. با بازيكنهاي خوبي مثل غفوري و حسيني با لجاجت رفتار كردند. اينها مسائلي است كه ايشان خارج از چارچوب فوتبال انجام ميدادند. او در همان سال اول با برخي رسانهايها رابطه خيلي خوبي برقرار كرد. همچنين مساله دعوت از بازيكنان خارجي و سر زدن به خانه آنها، از مسائلي است كه اميدوارم شفاف و مستند ارايه بشود تا جامعه ورزش روي موج كاذب هيجانات رفتار نكنند. دوست دارم كيروش تا جام ملتها در تيم ملي بماند. عيار واقعي او در اين مسابقات مشخص ميشود. اما ترجيح ميدهد كه در اين مسابقات حضور نداشته باشد.
با پيششرطهاي غيرقابل اجرايي كه گذاشت نشان داد كه قصد ندارد به اين مسابقات بيايد. او ميداند كه سطح ژاپن، استراليا، كرهجنوبي و عربستان بالاتر از تيم ملي ايران است. خوشحال ميشوم كه كيروش با تيم ملي، قهرمان جام ملتها بشود، اما هدف او اين است كه در اين مسابقات حضور نداشته باشد. شايد حتي ترجيح بدهد با يك تخفيف بزرگي به فدراسيون مدت جام ملتها را روي نيمكت تيم ملي نباشند و بعد دوباره برگردند.
بيژن ذوالفقارنسب
- 9
- 5
































