چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۳
۰۹:۱۸ - ۱۰ مهر ۱۴۰۲ کد خبر: ۱۴۰۲۰۷۰۶۹۶
سیاست داخلی

گفتند پرونده نیلوفر حامدی و الهه محمدی به مرحله انشای رای رسیده؛ در این دو ماه می‌شد شفای ابن ‌سینا را رونویسی کرد

نیلوفر حامدی و الهه محمدی,آخرین وضعیت پرونده نیلوفر حامدی و الهه محمدی

«من از یادت نمی‌کاهم» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم محسن آزموده برای الهه محمدی و نیلوفر حامدی است که در آن آمده است: روزها در راه روزنامه، وقتی از میدان توحید می‌گذرم، نگاهم که به کوه‌های شمال تهران و درکه می‌افتد، بی‌اختیار یاد دوستان روزنامه‌نگارم می‌افتم؛ الهه محمدی و نیلوفر حامدی. از خودم می‌پرسم آنها که جایی در دامنه این کوه‌ها، در ساختمان‌هایی در بسته هستند، چه کار می‌کنند؟ مشغول کتاب خواندن هستند یا ورزش می‌کنند؟ شاید دراز کشیده‌اند و به سقف نگاه می‌کنند؟ نکند دل‌شان گرفته باشد؟ نکند غصه داشته باشند؟ چه تصور احمقانه‌ای است که من دارم. معلوم است که دل‌شان گرفته و غصه دارند. یک سال است که در بازداشت موقتند، آزادی از ایشان گرفته شده، بدون توضیحی و بلاتکلیف. دو ماه پیش گفتند پرونده آنها به مرحله «انشای رای» رسیده. در این دو ماه می‌شد شفای ابن‌سینا را هم رونویسی کرد، این چه انشای رایی است. آخر می‌دانید که پورسینا، بخش‌های مهمی از کتاب سترگش را در زندان نوشت. 

در تحریریه تصمیم می‌گیرم برای آنها بنویسم. می‌دانم که روزنامه به زندان می‌رود و آنها آن را می‌خوانند. شاید از اینکه نام خودشان را در صفحات روزنامه نبینند، ناراحت شوند. شاید فکر کنند که ما آنها را فراموش کرده‌ایم، یادمان رفته. درحالی که این‌طور نیست. واقعا این‌طور نیست. شخصا روزی چند بار به یادشان می‌افتم. نمی‌دانم چه کاری از دستم بر می‌آید. باقی دوستانم هم همین‌طور هستند. در هر گفت‌وگویی که راجع به روزنامه و روزنامه‌نگاری می‌شود، یاد آنها هم حضور دارد. در بحث از شرایط روز هم. اصلا مگر می‌شود در روزنامه بود و این دو روزنامه‌نگار حرفه‌ای و توانمند را فراموش کرد. 

وقتی در تحریریه می‌گویم که می‌خواهم راجع به نیلوفر و الهه بنویسم، همه استقبال می‌کنند. خوشحال می‌شوند. می‌گویند حتما بنویس. نازنین متین‌نیا، دبیر صفحه آخر هم با روی گشاده تشویقم می‌کند. مشکل اما این است که نمی‌دانم چه بنویسم! از کجا و خطاب به چه کسی بنویسم! همه گفتنی‌ها و نوشتنی‌ها را دیگران گفته و نوشته‌اند. خودم چند بار یادداشت نوشته‌ام. خطاب به مسوولان، خطاب به روزنامه‌نگاران، خطاب به مردم، خطاب به خود الهه و نیلوفر. زبان همه مو در آورده است. چقدر بنویسیم که جای این دو و کلا روزنامه‌نگاران در زندان نیست؟ چقدر بگوییم که این دو روزنامه‌نگارانی حرفه‌ای و متعهد هستند؟ چقدر تکرار کنیم که آنها به وظیفه‌شان عمل کرده‌اند؟ والله اشتباه شده، بالله سوءتفاهم رخ داده، اصلا شما به بزرگی خودتان ببخشید! خانواده‌های‌شان گناه دارند، پدر و مادر و خواهر و برادر و همسران‌شان. اگر بنا به تنبیه هم بود، آیا یک سال کافی نیست؟! 

می دانم، می‌دانم که بسیاری خیلی از این حرف‌ها را نمی‌پسندند. می‌گویند آنها که اشتباهی نکرده‌اند که معذرت خواهی می‌کنی. قبول. اما یک طرف قضیه که اتفاقا طرف پرزور است، این حرف را قبول ندارد. چه باید کرد؟ چه می‌شود کرد؟ خلاصه که مستاصل شده‌ام. مستاصل شده‌ایم. من فقط می‌خواهم که دوستان‌مان آزاد شوند، پیش خانواده‌های‌شان برگردند و این کابوس یک‌ساله تمام شود. البته معلوم است که نه به هر قیمتی. اما سلامتی و آزادی آنها از همه‌چیز مهم‌تر است، چون همه مفاهیم و ایده‌های خوب، همه فضیلت‌ها، با آزادی و سلامت و نشاط آنها معنا می‌یابد. به امیر می‌گویم، دوست دارم این آخرین یادداشتی باشد که برای آنها و برای آزادی آنها می‌نویسم. حالا به خودشان می‌گویم، به الهه محمدی و نیلوفر حامدی. ما منتظر آزادی شما هستیم. ما به یادتان هستیم. ما شما را فراموش نکرده‌ایم و آرزو می‌کنیم که دفعه بعد، خیلی زود، وقتی درباره شما می‌نویسیم، آزاد باشید و رها. تا آن زمان نزدیک، مراقب خودتان باشید. با امید. 

  • 9
  • 6
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

زندگینامه امامزاده صالح

باورها و اعتقادات مذهبی، نقشی پررنگ در شکل گیری فرهنگ و هویت ایرانیان داشته است. احترام به سادات و نوادگان پیامبر اکرم (ص) از جمله این باورهاست. از این رو، در طول تاریخ ایران، امامزادگان همواره به عنوان واسطه های فیض الهی و امامان معصوم (ع) مورد توجه مردم قرار داشته اند. آرامگاه این بزرگواران، به اماکن زیارتی تبدیل شده و مردم برای طلب حاجت، شفا و دفع بلا به آنها توسل می جویند.

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
فردریش نیچه نگاهی ژرف به زندگینامه و اندیشه‌های فردریش نیچه

تاریخ تولد: ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴

محل تولد: روکن، آلمان

حرفه: فیلسوف و منتقد فرهنگی

درگذشت: ۱۹۰۰ میلادی

مکتب: فردگرایی، اگزیستانسیالیسم، پسانوگرایی، پساساختارگرایی، فلسفه قاره‌ای

ادامه
هدیه بازوند بیوگرافی هدیه بازوند؛ بازیگر کرد سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: ۲۷ مرداد ۱۳۶۶

محل تولد: بندرعباس، ایران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر

آغاز فعالیت: ۱۳۹۶ تاکنون

تحصیلات: فارغ التحصیل لیسانس رشته مهندسی معماری

ادامه
سانجیو باجاج بیوگرافی سانجیو باجاج میلیارد و کارآفرین موفق هندی

تاریخ تولد: ۲ نوامبر ۱۹۶۹

محل تولد: هندی

ملیت: هندی

حرفه: تاجر، سرمایه گذار و میلیارد 

تحصیلات: دکتری مدیریت از دانشگاه هاروارد

ادامه
محمد مهدی احمدی بیوگرافی محمدمهدی احمدی، داماد محسن رضایی

تاریخ تولد: دهه ۱۳۶۰

محل تولد: تهران

حرفه: مدیرعامل بانک شهر

مدرک تحصیلی: دکترای اقتصاد واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران، کارشناسی ارشد علوم اقتصادی دانشگاه تهران، کارشناسی اقتصاد بازرگانی دانشگاه شهید بهشتی

نسبت خانوادگی: داماد محسن رضایی، برادر عروس قالیباف، برادر داماد رحمانی فضلی

ادامه
علی عسکری بیوگرافی علی عسکری سیاستمدار ایرانی

تاریخ تولد: ۱۳۳۷

محل تولد: دهق، اصفهان

حرفه: سیاستمدار، نظامی، مدیر ارشد اجرایی، مدیر عامل شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس

آغاز فعالیت: ۱۳۶۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی مهندسی برق - الکترونیک، کارشناسی ارشد مدیریت، دکتری مهندسی صنایع - سیستم و بهره‌وری

ادامه
ندا قاسمی بیوگرافی ندا قاسمی؛ بازیگر تازه کار و خوش چهره تلویزیون ایران

چکیده بیوگرافی ندا قاسمی

نام کامل: ندا قاسمی

تاریخ تولد: ۳۰ خرداد ۱۳۶۰

محل تولد: کرمانشاه

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، مجری و صداپیشه

آغاز فعالیت: ۱۳۸۶ تاکنون

تحصیلات: دکترای شیمی آلی

ادامه
غلامعلی حداد عادل بیوگرافی غلامعلی حداد عادل؛ سیاستمدار ایرانی

تاریخ تولد: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۲۴

محل تولد: تهران

حرفه: سیاستمدار ایرانی، عضور مجمع تشخیص مصلحت نظام، دانشیار بازنشسته دانشگاه، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد سعدی

آغاز فعالیت: ۱۳۵۷ تاکنون

حزب سیاسی: اصولگرا

تحصیلات: لیسانس و فوق لیسانس فیزیک از دانشگاه تهران و شیراز (پهلوی قدیم)، دکتری فلسفه از دانشگاه تهران

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش