
توسعه ایرانی: عرصه سیاست خارجی ایران در یکی از حساسترین و پیچیدهترین دورانهای خود پس از انقلاب قرار گرفته است. تلاقی بیسابقه فشارهای بینالمللی، ائتلافهای نوین منطقهای و از همه مهمتر، واگرایی در گفتمان سیاسی داخلی، کشور را در وضعیتی قرار داده که بسیاری از تحلیلگران آن را «لبه پرتگاه دیپلماتیک» مینامند. در حالی که دستگاه رسمی دیپلماسی کشور با هدایت قالیباف و عراقچی بر ضرورت آتشبس و جلوگیری از خسارات بیشتر به زیرساختهای حیاتی تأکید دارد، بخشی از بدنه سیاسی کشور با اتخاذ مواضع تند و پیشنهادهای جنجالی درباره تنگه هرمز، عملاً بنزین بر آتش اختلافات منطقهای میپاشند.
تنگه هرمز؛ کانون منازعات حقوقی
یکی از جدیترین نمودهای تنش اخیر، صدور بیانیه مشترک میان اتحادیه اروپا و شورای همکاری کشورهای عرب خلیج فارس است که نشاندهنده یک چرخش راهبردی در نگاه اروپا به امنیت منطقه است. خبرگزاری بحرین (بنا) گزارش داد که کایا کالاس، نماینده عالی اتحادیه اروپا، و عبداللطیف الزیانی، وزیر امور خارجه بحرین، در نشست بروکسل بیانیهای صادر کردند که مستقیماً حاکمیت و رویکردهای دریایی ایران را هدف قرار داده است. در این بیانیه آمده است: «اتحادیه اروپا و شورای همکاری کشورهای عرب خلیج فارس بار دیگر تأکید کردند که آزادی کشتیرانی، از جمله حق عبور از تنگه هرمز به عنوان تنگهای که برای کشتیرانی بینالمللی استفاده میشود، بر اساس قوانین بینالمللی تضمین شده است. کشتیهای همه کشورها از این حقوق برخوردارند و هیچ کشوری مجاز به تعلیق، مانعتراشی یا مشروط کردن آن به هیچ شرطی نیست.»
این بیانیه در حالی صادر میشود که در داخل کشور، موجی از اظهارنظرها درباره مدیریت جدید بر این تنگه به راه افتاده است. نادرقلی ابراهیمی، نماینده مجلس، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ضرورت دریافت حقوق قانونی از کشتیهای عبوری گفت: «ایران به دنبال بستن مسیر عبور کشتیها یا ایجاد محدودیت برای تجارت جهانی نیست، بلکه موضوع، دریافت حقوق قانونی ناشی از خدماتی است که در این مسیر ارائه میشود. برآورد اولیه این است که حداقل سالانه ۲۰ میلیارد دلار درآمد از این محل قابل دستیابی باشد.» وی حتی پیشنهاد داده است که ۷۰ درصد این درآمد صرف معیشت مردم و ۳۰ درصد صرف بنیه دفاعی شود. اما آنچه در این میان نادیده گرفته شده، واکنش تند جامعه جهانی است. بیانیه بروکسل صریحا اعلام کرده است: «آنها هرگونه ادعای حاکمیت یا کنترل بر تنگه هرمز از سوی هر کشوری را به عنوان اقدامی غیرقانونی رد و با اعمال هرگونه سیستم مجوزدهی، عوارض عبور یا مبالغ خدمات بر جنبوجوش کشتیرانی بینالمللی مخالفت کردند.»
تضاد میان نگاه نمایندگان مجلس که تنگه هرمز را منبع درآمدی برای حل مشکلات کشور میبینند و واقعیتهای حقوقی بینالمللی، ایران را در معرض یک رویارویی حقوقی و شاید نظامی قرار داده است. بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی، با تأکید بر اینکه «ایران به دنبال دریافت پول زور نیست»، معتقد است که تسلط بر این آبراه اقتدار ایران را تثبیت میکند. اما در مقابل، اتحادیه اروپا و کشورهای خلیج فارس در بیانیه خود تأکید کردهاند: «هیچ توافق دوطرفه، تفاهم یا یادداشتی میان کشورها نمیتواند به طور غیرقانونی حق عبور از یک تنگه بینالمللی را تنظیم یا محدود کند.» این تقابل کلامی، عملاً فضای مانور دیپلماتیک ایران را در سطح جهانی به شدت محدود کرده است.
قمار با سرنوشت کشور و حفرههای امنیتی
در حالی که برخی در داخل از پیروزیهای راهبردی سخن میگویند، سخنان سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در برنامه «ماجرای جنگ»، تصویری متفاوت و تکاندهنده از واقعیتهای پشت پرده ارائه داد. عراقچی با اشاره به هزینههای سنگین تأخیر در تصمیمگیری، گفت: «اگر آتشبس را ۱۰ روز زودتر پذیرفته بودیم، الان لاریجانی، خطیب، عسلویه و فولاد مبارکه را داشتیم. با سرنوشت کشور و جان مردم نمیشود قمار کرد.» این اظهارات نشاندهنده شکافی عمیق میان تحلیلهای میدانی و واقعیتهای دیپلماتیک است. وی با اشاره به اینکه برخی افراد تصمیمها را برای اعتبار خود میگیرند و نه منافع ملی، این اقدام را «خیانت» نامید.
عراقچی همچنین به موضوع بسیار حساس «نفوذ» اشاره کرد که بازتاب گستردهای در محافل سیاسی داشت. او گفت: «بمباران بیت از طریق حفره امنیتی صورت گرفته و این حفره امنیتی همچنان وجود دارد. این حفره امنیتی در جهتگیری در تصمیمسازیها هم اثرگذار است!» این سخنان به معنای آن است که رادیکالیسم موجود در فضای سیاسی کشور ممکن است نه از روی دلسوزی، بلکه بخشی از یک طراحی برای هدایت کشور به سمت یک جنگ ویرانگر باشد. احمد زیدآبادی، روزنامهنگار، در واکنش به این سخنان نوشت: «این جملات به نظرم مهمترین، درستترین و ترسناکترین جملاتی است که از ابتدای انقلاب تاکنون به زبان یک مقام بلندپایه کشور جاری شده است.»
وزیر خارجه در بخش دیگری از سخنانش به توهمات برخی رهبران منطقه اشاره کرد که باور کرده بودند کار ایران در یک ماه تمام است. او فاش کرد که حتی یکی از رهبران منطقه تهدید به حمله نظامی کرده بود. این نشان میدهد که سیاستهای تندروانه داخلی، نه تنها بازدارندگی ایجاد نکرده، بلکه جسارت کشورهای منطقه را نیز افزایش داده است. عراقچی تأکید کرد: «جنگها یا با پیروزی مطلق نظامی خاتمه مییابد یا با مذاکره. اگر توان پیروزی مطلق نظامی را نداریم باید مذاکره کنیم. نقطه مذاکره جایی است که اگر جلوتر بروی ممکن است پیروزیهایت بیشتر نشود و خساراتت بیشتر شود.»
ائتلافهای نوین و خطر «تنهایی استراتژیک»
یکی از ابعاد نگرانکننده وضعیت فعلی، شکلگیری ائتلافهای نظامی و سیاسی جدید در اطراف مرزهای ایران است. علی بیگدلی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگو با فرارو به نکتهای حیاتی اشاره کرد: «دیدار وزیر دفاع ترکیه با رئیس ستاد کل ارتش کویت موضوعی بسیار مهم و جدی است. به نظر میرسد یک حلقه ائتلافی جدید علیه ایران در منطقه خلیج فارس در حال تکمیل شدن است. اگر وضعیت فعلی را کنترل نکنیم، حتماً به یک جنگ گسترده و ویرانگر خواهیم رسید.» بیگدلی معتقد است که تندروها در داخل کشور، از جمله گروه پایداری، با سوءاستفاده از فضای احساسی جامعه، در حال لطمه زدن به نظام هستند و متوجه فشارهای شدیدی که بر مردم وارد میشود نیستند.
وی همچنین به نقش پاکستان و ترکیه اشاره کرد و هشدار داد که حمایت بیچون و چرای عربستان از پاکستان، که دارای ارتش قوی و تسلیحات هستهای است، میتواند موازنه قوا را به ضرر ایران تغییر دهد. بیگدلی تصریح کرد: «آمریکا موفق شده مسئله ایران را به یک بحران مورد اجماع بینالمللی تبدیل کند و از اروپا تا آسیا را با خود همراه سازد. در چنین شرایطی، ما نباید تمام تمهیدات خود را صرفاً روی بستن تنگه هرمز و بابالمندب متمرکز کنیم.» این تحلیلگر معتقد است که وضعیت موجود بیش از همه به نفع روسیه و چین است که از درگیری ایران و آمریکا برای پیشبرد اهداف خود در بازارهای جهانی نفت و رقابتهای ژئوپلیتیک بهره میبرند.
در این میان، برخورد با کشورهای همسایه نیز به شدت تنشآلود شده است. در حالی که نخستوزیر عراق در مراسم مهمی چون تشییع رهبر شهید و اربعین در کنار ایران است، سفر او به آمریکا با واکنشهای تندی مواجه شد. علیاکبر ولایتی با انتقاد از این سفر نوشت: «واقعاً نمیدانم آقای زیدی پیشبینی و هدفش از این سفر چه بود؛ یعنی اگر در اینباره با کسی مشورت نکرده باشد، وا اسفا!» این نوع برخوردها با کشوری که در سختترین شرایط در کنار ایران بوده، به عنوان دخالت در امور حاکمیتی تعبیر شده و میتواند عراق را نیز به سمت ائتلافهای ضدایرانی سوق دهد.
تهدیدات داخلی و پاسخهای متناظر
رویکرد تهاجمی در مجلس تنها به بحث تنگه هرمز محدود نمیشود. خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی، با تهدید مستقیم کویت گفت: «کویت بداند وضعیتش در پایان این جنگ عادی نخواهد بود. حملات از کویت را حملات مستقیم تلقی میکنیم و بدانند که بهصورت ویژه ادبشان خواهیم کرد.» این نوع ادبیات که در رسانههای منطقهای به عنوان «دیپلماسی تهدید» شناخته میشود، عملاً راه را بر هرگونه میانجیگری میبندد. در همین راستا، علاءالدین بروجردی، دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی، با اشاره به انفجار نفتکشها، این اقدامات را واکنش به سیاستهای آمریکا دانست و اعلام کرد: «تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی بسته و تردد در این مسیر با ریسکهای امنیتی شدیدی همراه است.»
سپاه پاسداران نیز در اطلاعیهای رسمی اعلام کرد: «کشورهای میزبان نظامیان متجاوز آمریکا که سرزمین خود را برای حمله به ایران در اختیار جانیان متجاوز قرار دادند، آماده دریافت پاسخ متناظر باشند.» این هشدارها اگرچه در چارچوب دفاعی معنا مییابند، اما در فضای ملتهب فعلی، توسط کشورهای منطقه به عنوان تهدیدی برای موجودیت خود تلقی شده و آنها را بیش از پیش به سمت چتر حمایتی آمریکا و ناتو سوق میدهد. نبیل فهمی، دبیرکل اتحادیه عرب، با ابراز نگرانی از این وضعیت، از ایران و آمریکا خواست تا به تفاهمنامه ماه ژوئن بازگردند و از «تخریب متقابل» جلوگیری کنند.
ضرورت بازگشت به عقلانیت
بررسیها حاکی از این است که ایران در یک دوراهی سرنوشتساز قرار دارد. از یک سو، جریانهای تندرو در داخل با شعارهای اقتصادی (مانند درآمد ۲۰ میلیارد دلاری از تنگه هرمز) و تهدیدات نظامی، به دنبال تثبیت جایگاه خود هستند و از سوی دیگر، دستگاه دیپلماسی با درک واقعیتهای میدانی، از وجود حفرههای امنیتی و ضرورت آتشبس فوری سخن میگوید. محمد مهاجری، فعال سیاسی، با انتقاد از جریانهای موسوم به «پایداریچی»، آنها را به پشهای تشبیه کرد که میخواهد درخت تناور را بلرزاند و تأکید کرد که آمد و رفت این افراد در کمیسیونهای مجلس تأثیری بر واقعیتهای بزرگ کشور ندارد.
واقعیت این است که ادامه درگیری با کشورهای منطقه، به ویژه کشورهای خلیج فارس، تنها به انزوای بیشتر ایران و شکلگیری ائتلافهای خطرناکی چون همکاری ترکیه، کویت و عربستان منجر میشود. همانطور که تحلیلگران، اشاره میکنند: «تنگه هرمز مهم است، اما همهچیز نیست.» تکیه بیش از حد بر ابزار تهدید در این آبراه، نه تنها مشکلات اقتصادی را حل نمیکند، بلکه میتواند منجر به اجماع جهانی برای دور زدن این مسیر و حذف دائمی ایران از معادلات انرژی جهان شود.
سخنان نهایی عراقچی باید آویزه گوش تصمیمسازان باشد: «با جان مردم و سرنوشت کشور نمیشود قمار کرد.» اگر ایران نتواند میان «اقتدار میدانی» و «عقلانیت دیپلماتیک» توازن برقرار کند، هزینههایی که بابت «حفرههای امنیتی» و «تصمیمسازیهای غلط» پرداخت خواهد شد، بسیار فراتر از تصور خواهد بود. اکنون زمان آن است که به جای تهدید همسایگان و دخالت در سفرهای دیپلماتیک متحدانی چون عراق، به سمت کاهش تنش و بستن حفرههایی حرکت کنیم که به گفته وزیر خارجه، نه تنها اطلاعات، بلکه فضای روانی و تصمیمگیری کشور را نیز هدف قرار دادهاند. در غیر این صورت، بیانیه مشترک اروپا و اعراب تنها آغاز یک روند طولانی برای محدودسازی حاکمیت ملی ایران در آبهای سرزمینی خود خواهد بود.
- 13
- 5











































