
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: قطعاً توسل به ديپلماسي براي حفاظت از منافع ملي کشور لازم و مفيد است ولي از ديپلماسي مهمتر و مؤثرتر، مردمداري است. قطعاً برخورداري از قدرت دفاعي براي کشور ضروري است ولي مردمداري ضروريتر است. قطعاً استفاده از ابزار تبليغات براي آگاهيبخشي و آشنا ساختن مردم با ترفندهاي دشمنان لازم است ولي مردمداري لازمتر است.
اصليترين ويژگي نظام جمهوري اسلامي در زمان تأسيس، مردمي بودن آن بود. درست است که اين عنوان با دو مشخصه «جمهوريت» و «اسلاميت» همراه است ولي نکته بسيار مهم که هميشه بايد مورد توجه دقيق باشد اينست که خود اسلام هم آمده است که در خدمت مردم باشد و اصولاً اديان و پيامبران از نظر فلسفه وجودي متکي به مردم هستند. به عبارت روشنتر اگر مردم نباشند، دليلي براي وجود دين و بعثت انبيا وجود نخواهد داشت. بنابراين، نظام جمهوري اسلامي فقط زماني ميتواند يک حکمراني کامل، واقعي و موفق باشد که بخش «جمهوريت» را مورد توجه ويژه قرار دهد. اين توجه را نبايد به معناي بياهميت بودن بخش «اسلاميت» دانست. وقتي جمهوريت زنده باشد، اسلاميت بطور طبيعي زنده و پويا خواهد بود کمااينکه اگر از جمهور خبري نباشد، زمينهاي براي جريان داشتن اسلام وجود نخواهد داشت. معناي واقعي اين جمله امام خميني که ميفرمود «مردم ولينعمت ما هستند» نيز همين است.
براساس اين واقعيت انکارناپذير، در شرايط حساس کنوني که سرنوشت ايران و سرنوشت نظام جمهوري اسلامي با هم گره خوردهاند، تکليف همگان به ويژه حکمرانان روشن است. آنها براي حفاظت از ايران و دستاوردهاي انقلاب اسلامي که در حساسترين مقطع تاريخي اين کشور توانست سايه شوم استعمار خارجي و استبداد داخلي را از سر ملت بردارد و سرنوشت مردم را بر مبناي جمهوريت به دست خود مردم بسپارد، بايد درصدد جبران غفلتهائي که نسبت به جاري بودن واقعي جمهوريت در لايههاي مختلف حکمراني صورت گرفته است برآيند. جبران اين غفلت به صورت خودکار بخش اسلاميت را نيز فعال خواهد کرد و جامعه به جمهوري اسلامي واقعي خواهد رسيد، موجوديتي که پايدار و مصون از گزند خواهد بود.
راه جبران، پايبندي حکمرانان در دستگاهها و سطوح مختلف به قانون است. قانون، اعم از قانون اساسي و قانون عادي، تأمين حقوق مردم در زمينههاي مختلف را تضمين کرده است. بنابراين بهترين راه تحقق جمهوريت، پايبندي کامل به قانون در تمام بخشهاست. بخش اسلاميت نظام هم پايبندي به قانون را از حکمرانان و عموم شهروندان ميخواهد و کنار همديگر قرار گرفتن اين دو بخش به حضور مردمي بينظيري در تمام صحنهها منجر خواهد شد که قويترين پشتوانه کشور را شکل ميدهد.
قوام و دوم اين پشتوانه مردمي را حکمرانان بايد از طريق تامين رضايتمندي مردم محقق نمايند.
-جاري شدن عدالت در جامعه اولين و مهمترين عامل تأمين رضايت عموم مردم است. امروز همه معتقدند عدالت گمشده اصلي جامعه ماست، عدالت اجتماعي، عدالت اقتصادي، عدالت سياسي، عدالت قضائي و…
-با جاري شدن عدالت، بحران اقتصادي از بين ميرود، مفاسد ريشهکن ميشوند، تبعيضها ميدان بروز پيدا نميکنند، رانتخواريها به پايان ميرسند و فرصتطلبيها مجال تضييع حقوق ديگران را از دست ميدهند. اينها از مهمترين عوامل نارضايتي مردم هستند و بيماري امروز جامعه ما به دليل رنجي است که مردم از ميداندار بودن مفسدان و رانتخواران و فرصتطلبان ميبرند.
-سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان که از مهمترين ويژگيهاي جمهوريت و از توصيههاي اصلي اسلاميت است، با اعمال سليقههائي که بعضي دستگاهها ميکنند به محاق رفته است. دست متصديان اين دستگاهها بايد کوتاه شود تا زمينه براي بازگشت اختيار تعيين سرنوشت به دست خود مردم فراهم گردد.
-شايسته سالاري گمشده ديگر جامعه امروز ايران است. يکي از پايهايترين اصول نظام، چه از نظر جمهوريت و چه از نظر اسلاميت، شايستهسالاري است. بدون قرار گرفتن شايستگان در مصادر امور، نه جمهوريت تحقق پيدا ميکند و نه اسلاميت.
حکمراني وقتي سالم، اسلامي و مردمي خواهد بود که اين امور رعايت شوند. با مردمداري است که ميتوان ايران و نظام جمهوري اسلامي را در برابر مطامع بيگانگان بيمه کرد.
- 19
- 4













































