یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴
۱۱:۴۹ - ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ کد خبر: ۱۴۰۴۱۲۰۰۵۹
سیاست داخلی

تصویری که همه را شوکه کرد

۱۸ دی در یکی از بیمارستان‌های خیریه‌ شرق تهران چه گذشت؟ | جزئیات جدید از پیکرهای پیچیده در پتو در بیمارستان «الغدیر»

اعتراضات دی 1404,بیمارستان الغدیر

روزنامه شرق نوشت: ۴۵ روز از آن شب هولناک گذشته است؛ اگرچه معنای زمان حالا دیگر تغییر کرده است و برای آنها که عزیزی را برای همیشه از دست داده‌‌اند، این شب و روزهای ماتم‌زده، به مثابه چندین سال گذشته، از ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ که روایت‌های بی‌شمارش، جانکاه است و جگرخراش. انتشار تصاویری جدید از بیمارستان الغدیر اما داغ هنوز تازه این روزها را تازه‌تر و آتش به‌جامانده بر قلب‌ها را شعله‌ورتر کرد. دوربین، قابی از بالا ثبت کرده است. همین هم سبب می‌شود که تصویر شکل‌گرفته در مقابل دیدگان بیننده، عمق داشته باشد؛ عمقی که هرچه بیشتر چشم می‌دوزد، بیشتر جان و روانش را درهم می‌شکند. در کنار چندین کارتن بسته‌بندی‌شده که در گوشه راست تصویر جا خوش کرده‌اند، پتوهای رنگارنگی نیز دیده می‌شود؛ سفید، صورتی، مشکی، آبی و قهوه‌ای. بیننده که چشمش را تیزتر کند، متوجه می‌شود که پتوها خالی نیستند. کمی بیشتر که دقت کند، بخشی از بدن انسان‌ها را هم می‌تواند در عکس بیابد؛ رها، تکیده و بیرون‌زده از پتو. تصویر را که بزرگ‌تر کند، دیگر همه‌چیز عیان می‌شود؛ پتوها پیکر انسان‌هایی را در خود جای داده‌اند، هرکدام در جهتی آرام گرفته‌اند و اگر این روزها را به چشم ندیده بودیم، گویی همگی به خوابی آرام فرورفته‌اند. در عکس دیگر اما می‌توان حتی صورت یکی از این پیکرها را هم دید: «آیدا عقیلی»؛ دختری جوان که شاید هنوز «صورت عشق را بر سینه نفشرده بود». چنان آرام و روشن خفته که گویی جهان هنوز در تپش نفس‌های او جاری است.

مردم و آمبولانس‌ها پیکرها را به بیمارستان می‌رساندند

همه چهار خیابان منتهی به میدان الغدیر، پر شده از بنرهای شهرداری؛ بنرهایی که خبر از برگزاری ملاقات‌های مردمی با شهرداران نواحی مختلف منطقه ۴ می‌دهد. هیچ‌کس باورش نمی‌شود که این خیابان در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماهی که گذشت، چه‌ها به خود دیده است. خاصه، بیمارستان الغدیر که در قلب این محله واقع شده است؛ بیمارستانی هیئت‌امنایی و خیریه که شب‌های هجدهم و نوزدهم دی‌ماه محل قرارگیری پیکر تعداد زیادی از این کشته‌ها شده بود. به گفته رئیس مرکز روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت، حدود ۳۶ بدن که دیگر جانی در آنها نمانده بود، به این بیمارستان منتقل شدند، برخی کشته‌شده و برخی دیگر مجروح. درست در بحبوحه چهلم جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، انتشار تصاویری تکان‌دهنده از بیمارستان الغدیر تهران، بار دیگر، احساسات مردم ایران را جریحه‌دار کرد. «ح»، فروشنده لوازم مرتبط با خودرویی است که در محدوده بیمارستان الغدیر کار می‌کند. او در توصیف شب هجدهم می‌گوید: «شنیده بودیم که خبرهایی در راه است اما نمی‌دانستیم قرار است چه شود. به همین دلیل هم با اینکه بسیاری از همکاران دیگرم مغازه را بستند و رفتند، من و شریکم ماندیم تا کارمان را ادامه دهیم. از ساعت هشت شب اما همه‌چیز به هم ریخت. نیم‌ساعت که گذشت، اگر می‌خواستیم هم نمی‌توانستیم در شلوغی خیابان و میدان، خودروهایمان را تکان دهیم».

او که سال‌هاست در همان محله کار و زندگی می‌کند، می‌گوید تا به آن شب، بلوار «هنگام» را آن‌طور ندیده بود: «خیلی شلوغ شده بود. مردم زیادی در خیابان بودند. ساعات اول هم اگرچه جمعیت زیاد بود اما خطرناک به نظر نمی‌رسید تا اینکه ناگهان صدای شلیک آمد».

پس از آن بود که «ح» تصمیم گرفت مغازه را ببندد و به هر شکلی که شده، خودش را به خانه برساند: «دیگر ماندن صلاح نبود. یک موتور گیر آوردیم و به سمت خانه‌ رفتیم اما در همان دقایق بود که دیدیم بیمارستان الغدیر خیلی شلوغ شده است. ماشین‌ها و آمبولانس‌ها می‌آمدند و هرکدام پیکر کسی را تحویل می‌دادند. برخی از آنها زخمی شده بودند و برخی دیگر اما مشخص بود که از دست رفته‌اند».

او فردا شبش دیگر مغازه را باز نکرد اما از دوستانش شنیده که اوضاع در شب نوزدهم هم تفاوتی نکرده است.

‌‌۱۵۰ مجروح و ۳۶ فوتی

«حسین کرمانپور»، رئیس مرکز روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت، با ارائه آماری از تعداد مجروحانی که هجدهم دی‌ماه به این بیمارستان اعزام شده بودند، توضیح می‌دهد: «میدان الغدیر یکی از نقاط شلوغ شب‌ هجدهم دی‌ماه بود. به همین دلیل هم افراد زیادی را از آن نقطه به نزدیک‌ترین مرکز درمانی همان حوالی رساندند که طبعا مقصد می‌شود بیمارستان الغدیر. در نتیجه یک بیمارستان کوچک با موج عظیمی از مجروحان و فوتی‌ها روبه‌رو می‌شود. طبق گزارش‌های رسیده به ما، حدود ۱۵۰ مجروح به این بیمارستان مراجعه می‌کنند و همچنین پیکر ۳۶ نفر فوتی را به همین بیمارستان می‌رسانند. این در حالی است که سردخانه بیمارستان الغدیر فقط ظرفیت پنج فوتی را داشته است. فوتی‌ها هم از آنجا به کهریزک منتقل می‌شوند.

با وجود این، الغدیر و کادر درمانش به سایر افراد که از مجروحان بوده‌اند خدمت‌رسانی می‌کنند؛ بنابراین، تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی که از قضا بسیار هم دردناک است، دور از واقعیت نیست و صحت دارد». کرمانپور اما با اشاره به اینکه بیمارستان الغدیر زیرمجموعه وزارت بهداشت نیست، ادامه می‌دهد: «دو گروه بیمارستان زیرمجموعه وزارت بهداشت و درمان محسوب می‌شوند. یکی، بیمارستان‌های دولتی و دیگری بیمارستان‌های آموزشی و درمانی. حتی بیمارستانی مثل میلاد که دولتی محسوب می‌‌شود نیز زیرمجموعه تأمین اجتماعی است و نه وزارت ما. نقش وزارتخانه نسبت به بیمارستانی چون الغدیر که هیئت امنایی اداره می‌شود و خیریه است، نه نقش اجرایی که نظارتی به حساب می‌آید».

در همین حوزه نظارتی اما به نظر می‌رسد وزارت بهداشت از اقدامات بیمارستان الغدیر راضی است: «ما فقط می‌توانیم نسبت به امورات فنی مداخله کنیم. مثلا اگر در آن شب این بیمارستان و کادر درمانش از ارائه خدمات درمانی به مردم ممانعت می‌کردند، ما باید ورود می‌کردیم».

‌سردخانه الغدیر با ظرفیت ۵ جسد

او در پاسخ به اینکه چرا اجساد در پتوهایی نگهداری شده بودند و رها وسط حیاط بیمارستان بودند، می‌گوید: «همان‌طورکه توضیح دادم بیمارستان خیریه الغدیر ناگهان با موج عظیمی از مراجعینی مواجه شد که خارج از ظرفیتش محسوب می‌شدند. تهران و آن محله به‌طور مشخص شلوغ بوده و بیمارستان الغدیر هم دقیقا دور میدان واقع شده است. در نتیجه، مراجعان زیادی به آنجا رفتند. لازم است توضیح دهم که آمبولانس فقط موظف است بیمار را به بیمارستان برساند و نه متوفی. همچنین، تنها آمبولانس‌هایی که متعلق به وزارت بهداشت هستند، آن آمبولانس‌هایی هستند که عدد ۱۱۵ روی خودرو نقش بسته شده است و فقط اجازه دارند انسان زنده را منتقل کنند، چون پیکر فوتی باید توسط خودروی مخصوص به پزشکی قانونی اعزام شود. اما در آن شب خاص، هم امکان دارد که برخی آمبولانس‌ها برای کمک به مردم جنازه‌ها را به نزدیک‌ترین بیمارستان رسانده باشند و هم از آنجایی که خودم آن شب شیفت درمانی داشتم و از نزدیک مشاهده کردم، بسیاری از پیکرهای کشته‌شدگان را مردم به بیمارستان رساندند؛ چون اطلاع نداشتند که پیکر انسان فوت‌شده باید مستقیم به مراکزی همچون کهریزک برسد. این نکته را هم اضافه کنم که پزشکی قانونی نیز زیرمجموعه وزارت بهداشت نیست. بسیاری تصور می‌کنند به‌خاطر وجود واژه پزشکی، این سازمان متعلق به ماست، درحالی‌که سازمان پزشکی قانونی زیرمجموعه قوه قضائیه است و اساسا ارتباطی به ما ندارد».

در این میان، شنیده‌ می‌شود مسئولان بیمارستان الغدیر از کادر درمانشان تعهدنامه کتبی گرفته‌اند مبنی بر اینکه آنها اجازه گفت‌وگو با هیچ‌کس و هیچ رسانه‌ای، درباره رخداد‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ندارند. رئیس مرکز روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت در واکنش به این خبر و در توضیح اینکه آیا چنین چیزی درست است یا خیر، می‌گوید: «از آنجایی که تا به حال در مراکز درمانی ما چنین اتفاقی رخ نداده است و همه مختارند درباره موضوعات پیش‌آمده حرف بزنند، بنده اطلاعی دراین‌باره ندارم. ضمن اینکه، این بیمارستان خیریه است و شاید به هر نحوی نگران امنیت نیروهایش بوده و به همین دلیل هم چنین کاری کرده است، اما اینکه چنین اتفاقی رخ داده یا نه و اینکه اساسا مدیران یک بیمارستان کاملا هیئت امنایی و خیریه اجازه قانونی چنین کاری را دارند یا نه، من بی‌خبرم».

نماینده مجلس: رئیس بیمارستان الغدیر باید پاسخ‌گو باشد

‌«همایون سامه‌یح نجف‌آبادی»، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی است. او هم اطلاعاتی درباره تصاویر هولناک منتشرشده از این بیمارستان ندارد: «هیچ جواب روشنی در این باره ندارم. جز اینکه بگویم نسبت به همه این ماجراها بسیار آزرده‌خاطرم، حرف دیگری نمی‌توانم بزنم. حتی امکان پیگیری این تصایر هم وجود نداشت».

او که خود پزشک متخصص داروسازی است، نسبت به مسئولیت بیمارستان الغدیر درباره ارائه توضیحاتی پیرو اخبار و تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی تأکید می‌کند: «رئیس بیمارستان باید در چنین شرایطی حتما نسبت به اتفاقات رخ‌داده توضیحاتی ارائه می‌کرد». «شرق» برای بررسی دقیق‌تر آنچه در شب هجدهم دی گذشت، سراغ ریاست این بیمارستان هم رفت و در تماسی تلفنی با دفتر «ابراهیم ذاکر»، رئیس بیمارستان الغدیر، تلاش کرد تصویر دقیق‌تری از آن شب به دست آورد. همچنین در تماس‌های دیگری پیگیر گفت‌وگو با «محمدحسن عقلایی»، مدیریت بیمارستان و «محسن ولی‌زاده»، مسئول فنی بیمارستان شد. اما این تماس‌ها هم به جایی نرسید و توضیحی از این مسئولان شنیده نشد. این در حالی است که با مراجعه به سایت بیمارستان الغدیر، با فهرست بلندبالایی از فهرست انتظارات و توقعات بیمارستان مواجه خواهید شد. در این فهرست، بیماران و خانواده‌ و همراهان آنها به دلیل اثرگذاری بالا در نقش مشتری، در اولویت نخست قرار دارند. در توضیح این انتظارات، مواردی به عنوان موضوعات مهم به شرح زیر نوشته شده است: «درمان، حفظ احترام، کیفیت خدمات، آسایش و امکانات رفاهی بیمار، خدمات پس از ترخیص، آموزش، دسترسی به پزشک و بیمارستان، اطلاع‌رسانی، امنیت، تکمیل زنجیره درمان، خدمات به همراه بیمار، امکانات ملاقات، احترام به باورهای مذهبی و فرهنگی، مشاوره درمانی، سرعت عملیات پشتیبانی».

  • 12
  • 2
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش