یکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴
۲۰:۲۳ - ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ کد خبر: ۱۴۰۴۱۲۰۱۰۲
سیاست داخلی

گزارش دردناک حسین کروبی از بند زندانیان مالی زندان فشافویه

حسین کروبی,گزارش دردناک حسین کروبی از بند زندانیان مالی زندان فشافویه
حسین کروبی از بند زندانیان مالی زندان فشافویه گزارشی دردناک منتشر کرد.

حسین کروبی فرزند مهدی کروبی که از دو هفته پیش بازداشت و برای طی محکومیت حبس به زندان تهران بزرگ منتقل شده است در گزارشی که روز یکشنبه ۳ اسفندماه برای انتشار در اختیار انصاف نیوز قرار گرفته به وضعیت بند زندانیان مالی زندان فشافویه پرداخته است که متن کامل آن در پی می‌آید:

در چند روز اخیر تصمیم وزارت اطلاعات دولت جناب پزشکیان بر این شد که بنده و جمعی از فعالان سیاسی را بازداشت تا برای دوره جدید در زندان گذر ایام کنیم.

در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ اینجانب را به زندان تهران بزرگ واقع در منطقه فشافویه منتقل و در بند زندانیان مالی مسقر و زندانی کردند.

 طی سال‌های گذشته و دورهٔ قبلی حبس، این برای اولین بار است که در محیط غیر امنیتی و سیاسی محبوس هستم و شاید خواست خدای بزرگ بر این بوده است که بیایم و ببینم و صدای این جمعیت کثیر باشم.

در اینجا با قشرهای مختلفی از زندانیان درحال زندگی هستم. از پزشکان فارغ التحصیل از دانشگاه‌های معتبر خارجی و داخلی تا مهندسین و اساتید دانشگاه و بازیگران و هنرمندان و خوشنویسان و مداحان اهل بیت و کارآفرینان و اقتصاددان‌هایی که هر کدامشان از بد حادثه سال‌های سال است در زندان، ایام حبس را سپری می‌کنند. افرادی که هر کدامشان خارج از این دیوارهای سرد و بی روح می‌توانند مفید فایده باشند و انتظار این است که ترتیبی اتخاذ گردد که ادامه حبسشان را با پابند و یا سایر روش‌های دیگر، در جاهایی که تخصصشان است مشغول خدمت باشن و اینکه حتی بتوانند با فعالیت خارج از زندان بخشی از بدهی خود را پرداخت کنند.

 یک زندانی میان سالی را دیدم که خودش و همسرش و دخترش و دامادشان در زندان هستند و مادر پیرش و خواهرش از ترس بازداشت شدن، متواری هستند. جرم همگیشان ضمانت یک برگه چک یک میلیاردی است! و یا یک زندانی دیگر که به خاطر صد میلیون تومان به زندان افتاده و بعد از چندسال عدد بدهی‌اش بخاطر تأخیر و تأدیه، میلیاردی شده است! و یک تولیدکننده ماشین‌های آتش نشانی که همسرش فقط عضو هیات مدیره شرکتش بوده و مدت زیادی است که هر دو در زندان هستند و فرزندانشان را اقوامشان نگهداری می‌کنند و به نقل از همسرش می‌گوید اوضاع زندان زنان قرچک بسیار تأسف بار، بحرانی و نگران کننده است.

فردی در قسمت جهاد زندان مشغول کار هست که مدرس دانشگاه بوده و دارای ایده‌های ناب جهت حل مشکلات زیرساختی‌ست او با داشتن تحصیلات عالیه و کارآفرین بودن مشغول کار خدماتی مثل لوله‌کشی و برق‌کشی و تعمیر لوازم برقی و غیره است و می‌گوید حاضر است به عنوان یک زندانی پس از آزاد شدن خارج از زندان حتی در دور افتاده‌ترین روستاها به کشورش خدمت نماید و فعالیت جهادی و خدماتی انجام دهد جالب اینجاست که یکی از همکاران ایشان فردی که او هم یکی از اساتید هنر و مدرس دانشگاهی و از مفاخر مجسمه سازی و منبت کاری ایران و جهان است که بخاطر ضمانت چند صد میلیونی و عدم پرداختن اقساط اعسارش زندان است! او سازندهٔ درب رواق زیارت حضرت امام علی (ع) است.

و یا فرزند شهیدی که بخاطر ناتوانی در پرداخت بدهی ۷۷ میلیون تومانی در اینجا محبوس و مدتهاست منتظر مساعدت ستاد دیه می‌باشد.

جوانی فعال در عرصه فعالیت‌های مذهبی و قرآنی رو دیدم که طی چند سال تحمل حبس، بالای بیست بار درخواست اعسار داده و هربار توسط قاضی پرونده‌اش، معسر بودنش رد شده و با خنده‌ای اشک آمیز می‌گوید که چرا نداری و بیچارگی من برای قاضی احراز نمی‌شود؟!! برخی دیگر هم هستن که بعد از چندین بار درخواست‌های مکرر، اعسارشان پذیرفته شده ولی مبلغ پیش پرداخت تعیین شده آنقدر زیاد است که از توانشان جهت تهیه آن وجه خارج است

یک نفر اینجا با بغضی فروخورده و صدایی لرزان می‌گفت که حدود ۱/۵ سال است زندان هستم و فرزندان دوقلویم را از روزی که به دنیا آمده‌اند، هنوز ندیده‌ام.

چندین پدر و پسر در اینجا هستند که باهم زندانی‌اند پدرانی حدود هشتاد ساله و پسرانی که یکیشان می‌گفت (بچم بیست و دو ماهه بوده که به زندان آمده‌ام و دو سال قبل وقتی که ۷ سالش بوده، یکبار پسرم را دیدم و الان حدود  ۸ سال است که با پدر پیرم زندان هستیم و مادرم پیرم هم زندانیست..)

سؤال اینجاست که چرا سیستم قضایی تدبیر نمی‌کند که حداقل آن سالخوردگانی که حتی توان راه رفتن هم ندارند، باقی ایام عمرشان را با پابند و یا به نحوی دیگر در کنار خانوادشان گذر کنند حالیا آن که متعدداً زندانیانی در این زندان‌ها بودند که پس از تحمل سال‌ها حبس و بیماری‌های جسمی و کهولت سن، غریبانه در زندان به دیار باقی شتافتند و آخرین دیدارشان با خانواده‌هایشان، هنگام تدفینشان بوده است و یا تعدادی از شهدای مظلوم زندانی مالی که در ایام جنگ دوازده روزه و پس از حمله به زندان اوین، فرصت وداعی با خانواده‌هایشان را نیافتند

و نیز زندانیان متعددی هستند که اقوام درجه یکشان را از دست داده‌اند و متأسفانه امکان حضور در مراسم تدفین و ترحیم‌شان را نیافته‌اند که به عنوان مثال در سالن روبه روی ما پیرمردی بدهکاری هست که چندی قبل همسرش از دنیا رفته و چند روز بعد از آن دخترش از شدت ماتم و تألمات روحی سکته کرده و مظلومانه دار دنیا را ترک کرده و پدر پیرش بدون امکان مرخصی حتی برای حضور در مراسم تدفین همسر و دخترش، در کنج زندان رخت عزا به تن کرده است.

پیش‌تر به نقل از رییس قوه قضاییه شنیده بودم که بابت مرخصی نرفتن حدود یک و نیم سالهٔ یک زندانی ابراز تأسف کرده بودند ولی در سالن کناری ما افرادی هستند که حدود هفت و هشت سال است مرخصی نرفتن و یا با مرخصی‌شان موافقت نشده است متاسفانه امکان تهیهٔ وثائق کافی جهت رفتن به مرخص برای اکثریت قریب به اتفاق این زندانیان بی پناه میسر نیست.

خدمتگزار یکی از اتاق‌های سالن روبه‌رو را دیدم که از صبح زود تا نیمه‌های شب، جدای از خدمت در اتاقشان، مشغول رختشویی جهت کسب درآمد برای تأمین داروهای پسر هشت سالهٔ بیمارش است. این فرد قبل از آمدن به زندان یکی از کلیه‌هایش را دویست میلیون تومان فروخته و خرج عمل جراحی بچه‌اش کرده و با تنی بیمار و با دو بچهٔ کوچک به علت عدم توان پرداخت مهریه در زندان است و خواهر مریضش در خانه‌های مردم خدمات نظافت انجام می‌دهد و از بچه‌های بی پناه برادرش مراقبت و نگهداری می‌کند.

در مهرماه سال ۱۴۰۳ که به زندان افتاده قیمت سکه چهل و پنج میلیون تومان بوده و الان بعد از حدود یک سال و اندی، قیمت سکه بیش از چهار برابر و نزدیک به دویست میلیون تومان شده است. هم اتاقی‌هایش میگویند او هرروز قیمت سکه را از زندانیان جویا می‌شود و اشک می‌ریزد، تازه می‌گفت بخشی از کبدش را هم برای فروش گذاشته تا به محض آزادی از زندان بفروشد و درمان پسرش را کامل کند. با گریه می‌گوید: تقصیر من چیست که «تبرم» هست و قیمت‌ها اینجوری بالا می‌رود؟!

کسی که از درست به کار بردن واژهٔ «تورم» به علت کم سواد بودن عاجز است، قربانی تورمی است که در هیچ جای آن هیچ تقصیری ندارد!

عدهٔ زیادی هم هستند که به علت اینکه در پرونده‌ای جلبشان صادر شده بوده، در سایر جلسات دادگاهی مربوط به پرونده‌های دیگرشان، از ترس جلب شدن شرکت نکرده‌اند و توان مالی جهت گرفتن وکیل و امکان دفاع از خودشان را هم نداشته‌اند و متأسفانه قرار روی قرارشان آمده است. 

موضوع دیگری که مهم جلوه می‌نماید این است که اکثر زندانیان حساب‌های بانکی‌شان مسدود است و از یارانه‌ها نمی‌توانند استفاده کنند و با تغییرات اخیر در حوضهٔ یارانه‌ها و کالابرگ و به دنبال آن افزایش زیاد قیمت اجناس، خانواده‌هایشان امکان دریافت یارانه و کالابرگ را ندارند و مشکلات معیشتی‌شان بیشتر و بیشتر از قبل شده است.

 خانواده‌های بی سرپرست بسیاری از زندانیان به ویژه بدهکاران مالی در معرض آسیب‌های شدید اجتماعی و اقتصادی و تحصیلی قرار گرفته‌اند و برخی در فضای زشت‌ترین تعارضات اخلاقی توسط بعضی از شاکیان و افراد دیگر قرار داشته‌اند که در بسیاری از موارد به فروپاشی کامل کانون‌های گرم خانواده‌هایشان منجر شده است.

 تحریم‌های اتخاذ شده در دهه‌های اخیر و وضعیت اقتصادی نامطلوب کشور و بعضی از سیاست‌های غلط اقتصادی و برخی از عوامل قهری همچون گسترش بیماری منحوس کرونا که آثار منفی و وحشتناک آن سال‌های سال بر تارک اقتصاد ایران و مردم این مرز و بوم خواهد ماند، سبب گشته که بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی تعطیل و فعالان آن به معرض ورشکستگی کشیده و مردگان متحرکی شدند که در زندان‌ها روزگار سپری می‌کنند.

در حالی که زندان جای بزهکار است و جای بدهکار نیست که جوانی و عمر و توان و علم و در یک کلام زندگیشان در آن به نابودی کشانده شود!

مدتی قبل قانون اجرای پابند برای زندانیان مالی در صحن علنی مجلس مطرح شده که امید بسیاری را در دل زندانیان و خانواده‌هایشان فراهم ساخته بوده است. اما متاسفانه در هر جلسه مجلس به جلسه بعد، موضوع به صورت عجیبی کمرنگ‌تر و محدودتر گشته و ده ها هزار زندانی مالی و صدها هزار خانواده چشم انتظارشان را نا امید ساخته است. افرادی که تمام امیدشان برای رهایی از بند زندان، تصویب همین قانون بود که عملاً هیچ شده ولی در عوض باید شاهد آن باشیم که سارقین مسلح و تبهکاران با پابند از زندان آزاد می‌شوند و زندانیان مالی در حسرت بمانند! یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اکثر زندانیان مبحث تأخیر و تأدیه است.

 موضوع پرداخت بدهی‌های زندانیان مالی با سودهای تأخیر و تأدیه وحشتناکی که هر روز بدتر از قبل حلقوم بدهکاران زندانی را می‌فشارد، همانند فردی است که دست و پایش را با غل و زنجیر بسته‌اند و به دریا انداخته‌اند و خانواده‌اش را در کنار ساحل در میانه‌ای از آتش قرار داده‌اند و وزنهٔ سنگینی به نام تأخیر و تأدیه به پاهایش بسته‌اند و لحظه به لحظه غرق‌ترش می‌کنند و از همه جالبتر که به او می‌گویند با دست و پای بسته، شنا کن و خودت را به ساحل برسان و جان خویش و خانواده‌ات را نجات بده!

آیا رواست که زندانی معسری که در پشت دیوارهای بلند زندان پناهی جز خدا ندارد و نه  امکانی برای کار و جبران مافات، مجبور به پرداخت تأخیر و تأدیه‌های سنگین و کمرشکن ربوی در ایام حبس شود؟!

مبالغی که اکثراً محاسبهٔ به روزشان چند ده برابر اصل بدهی‌شان شده است!

تورم حاصل شده در اقتصاد، استخوان‌های زندانیان را در هم می‌شکند و این سؤال مطرح می‌شود که آیا در زندان درآمدی حاصل می‌گردد؟ یا فرصتی ایجاد می‌شود که بتوانند نسبت به حل مشکلات مالی و پرداخت بدهی‌هایشان اقدام کنند؟! جز اینکه با اضافه شدن ثانیه به ثانیهٔ تأخیر و تأدیه و خسارت‌های دیگر، لحظه به لحظه غرق‌تر شده و تا آخر عمر امکان پرداخت دیون و آزادی از زندان و بازگشت به جامعه را از دست بدهند.

حال آن که طبق آیات گرانقدر ۲۷۵ و ۲۸۰ سوره مبارکه بقره در خصوص فرصت دادن به فرد بدهکار و نیز نس صریح فتوای امام خمینی (ره) که تصریح می‌کنند (آنچه به حساب دیرکرد و تأخیر بدهی گرفته می‌شود، ربا و حرام است) و نیز فتاوای اکثر مراجع تقلید و مصوبات شورای نگهبان به نقل از روزنامه رسمی شماره ۱۵۲/۳ مورخ ۱۳۷۶/۰۳/۳۱ که اشاره به نظریه به شماره ۹۴۹۹ مورخ ۱۳۶۴/۰۸/۲۵ و نیز نظریه ۳۸۴۵ در زمان ۱۳۶۴/۰۴/۱۲ شورای نگهبان در زمان دبیری مرجع فقید مرحوم آیت الله صافی گلپایگانی، این موضوع با نظر اکثر فقها، مغایر با موازین شرع شناخته و مطالبهٔ مازاد بر بدهی بدهکاران به عنوان خسارت تأخیر و تأدیه را شرعی ندانسته و طبق مواد ۷۱۹ و ۷۲۳ قانون آیین دادرسی حقوقی و سایر مواردی که به طور متفرق در قانون موجود می‌باشد، خلاف شرع انور دانسته‌اند و صریحاً مکتوب نمونده اند که: (یعنی مثل روز روشن است و قابل اجرا نیست.) ولی متاسفانه بعدها این موضوع قانونی و شرعی دانسته شده است!

ثبت انواع شرکت با قیمت استثنائی

تبلیغ

ثبت انواع شرکت با قیمت استثنائی

تماس بگیرید

yn-ad

انتظار این است که مسئولان کشور در راستای رسیدگی به این موارد مهم به تبعیت از سنت رسول اعظم (ص) و سیرهٔ عدل علوی اقدامات فوری و لازم را معمول داشته باشند.

بنده به عنوان فردی که در دوران کودکی و در طول ایام زندانی بودن والد گرامی‌ام درد نگرانی و چشم انتظاری و بی‌سرپرستی و صدها آسیب روحی و صدمات مادی و معنوی دیگر را در پیکره وجودم احساس و لمس کرده‌ام و پس از آن فرزندانم نیز با همین تجربیات تلخ مواجه گشته‌اند؛ واجب دانستم تا این سطور را به رشته تحریر درآورده تا شاید مفید واقع گردد.

امید است خانواده‌های چشم انتظار زندانیان چشمشان به جمال عزیزانشان روشن شود.

  • 15
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش