
روزنامه جهان صنعت نوشت: سالها بعد اگر تاریخ این سالها را روایت کنند، بیتردید از دیماه۱۴۰۴ بهعنوان بزنگاهی تاریخساز سخن خواهند گفت. احتمالا اما آن زمان وقتی از حوادث مهم دیماه۱۴۰۴ سخن میگویند، ناگزیر باید آنچه این چندروز گذشته در نخستین روزهای اسفندماه در دانشگاههای مهم ایران رقم خورد نیز در همان فصل از کتاب تاریخ ایران و بهعنوان برخی از جدیترین پسلرزههای آن زمینلرزه عظیم دیماه مورد بررسی قرار دهند.
ادامه اعتراضات عمومی در دانشگاهها
دانشجویان به گواه آنچه در هفتههای گذشته درخصوص رده سنی و وضعیت نسلی معترضان اعلام شده، قاعدتا در جریان اعتراضات دیماه۱۴۰۴ نیز نقشی موثر ایفا کرده بودند. از آنجا که این اواخر دانشگاهها در تعطیلات میانترم بهسر میبرند و با آغاز اسفندماه و شروع ترم دوم بازگشایی شدند، به بستر اصلی اعتراضات بدل گشتند. حال آنکه در هفتههای گذشته تریبونهای رسمی سعی در جا انداختن این گفتمان و روایت داشتند که اعتراضات زمستانی امسال اصلا اعتراضات زمستانی نبوده بلکه صرفا اعتراضاتی مقطعی بوده که پیش از آنکه نخستین ماه این فصل سرد خاتمه یابد، ختم به خیر شد و معترضان هم -اگر واقعا شهروندانی عادی بودند که صرفا از اوضاع ناگوار معیشتی اندکی دلخور شده و گلایه داشتند- چون نمیخواستند خداییناکرده «تروریستها» بدون نوبت وارد صفوفشان شوند، با بصریتی حداکثری به خانهها رفتند و درها را محکم پشت سرشان بستند. آنچه اما همه- حتی صاحبان همان تریبونهای رسمی- خوب میدانسته و میدانند این است که فریاد اعتراضی که امروز در دانشگاهها طنینانداز شده، همانی است که در هفتههای گذشته در آرامستانها به گوش میرسید و پیش از آنهم در خیابانهای سراسر کشور پژواک مییافت.
تحلیل غلامرضا ظریفیان درباره ادامه اعتراضات
اینکه اعتراضات این روزهای دانشجویان، ادامه همان اعتراضات روزهای آغازین دیماه بازاریان است و نیز از جنس همان اعتراضاتی که در روزها و هفتههای بعد در سراسر کشور شاهد بودیم، غلامرضا ظریفیان هم باور دارد. او که بهعنوان یک استادیار بازنشسته رشته تاریخ در دانشگاه تهران بهخوبی با فضای دانشگاه و حال و هوای دانشجویان آشناست و بهعنوان یک کنشگر سیاسی – که دستکم در مقطعی حساس در دوران اصلاحات، در قامت معاون وزیر علوم وقت فعالیت کرده- با چالشهای مدیریت فرهنگی در کشور و فراتر از آن با مسائل و مصائب ایران و ایرانیان آشنایی دارد حتی از این نیز فراتر رفته و با تاکید بر اینکه «اعتراضات روزهای گذشته در دانشگاهها مسبوق به سابقه است» میگوید: «اعتراضاتی که در مدت گذشته و مشخصا از اوایل دیماه امسال شاهدیم، درواقع ناشی از نارضایتیهایی است که در اشکال مختلف آن را در ادوار گوناگون دیدهایم؛ چه در وجه اقتصادی، چه در وجوه سیاسی و مدنی.»
ظریفیان که بهمنظور تحلیل و ارزیابی ابعاد مختلف این کنش اعتراضی دانشجویان و جوانب گوناگون مطالبهگری عمومی شهروندان ایرانی با ما گفتوگو کرده و میگوید: «درواقع چون پاسخ مناسبی به معترضان و اعتراضات ادوار پیشین داده نشد، همان نارضایتی رفتهرفته گستردهتر و عمیقتر شده و با فراتر رفتن از عرصههای اقتصادی و معیشتی که در ابتدا مطرح بود، وارد حوزههای دیگر شد چنانکه در مقطعی با تمرکز بر مسائل مرتبط با سبک زندگی بروز و ظهور یافت و در مقاطعی دیگر هم با محوریت مسائل مختلف سیاسی یا اقتصادی.» او در عین حال با اشاره به رده سنی و وضعیت نسلی معرضان در جریان اعتراضات دیماه که بهگفته او، «بنابر گزارشهای قابلاعتنا، عمدتا جوان و نوجوان بودند» توضیح داد که بخش عمده معترضان حتی پیش از ورود رسمی دانشگاهها به عرصه مطالبهگری اعتراضی درواقع از بدنه دانشگاهیان و دانشجویان بودند.»
بدون مفاهمه بهجای ترمیم شاهد تعمیم شکافها خواهیم بود
این استاد بازنشسته دانشگاه در عین حال با اشاره به خشونتی که در بخشهایی از اعتراضات رقم خورد، تاکید کرد که بخشی از این خشونت تاحدودی ناشی از تاثیرات تحولات و موضعگیریهایی بود که در آنسوی مرزها شاهد بودیم.» او در عین حال تاکید کرد: «واقعیت این است که باتوجه به تنوع و تکثر در فضای دانشگاه کماکان شاهد خشونت چندانی نیستیم و هم مدیران دانشگاه و هم بهخصوص دانشجویان سعی دارند ضمن پافشاری بر دیدگاه خود، از افتادن در آتش خشونت جلوگیری شود و فضای مفاهمه دانشگاهی زنده بماند.» ظریفیان تصریح کرد: «باوجود فضای هیجانی و سوگ و غم ناشی از حوادث تلخ پس از اعتراضات، تلاش دانشگاهیان کماکان بر این اساس استوار است که کار به خشونت کشیده نشود و خوشبختانه آنچه رقم خورد و میخورد نیز به دور از خشونت بوده است.» این استاد بازنشسته دانشگاه بر لزوم توجه جدی به پیامدهای ادامهدار آنچه در هفتهها و ماههای گذشته شاهد بودیم نیز تاکید کرد و گفت: «این حوادث حتما آثار و تبعات طولانیمدتتری هم خواهد داشت؛ آثاری که نه فقط در دانشگاه بلکه در روح و روان کلیت جامعه رسوخ کرده و طبیعتا اگر فضایی فراهم نشود که به سمت نوعی مفاهمه و همدلی گام برداریم، باید خود را برای تبعات خطرناکتر آن آماده کنیم.» او خاطرنشان کرد: «اگر به این مهم توجه نشود، بهسوی حوادث تلخی همچون ناامیدی و سرخوردگی گسترده خواهیم رفت و بهجای ترمیم، شاهد تعمیم شکافها خواهیم بود.»
ادامه اعتراضات ناشی از بیتوجهی به ریشه نارضایتی
این استاد بازنشسته دانشگاه همچنین با اشاره به اوجگیری اعتراضات در روزهای ۱۸ و ۱۹دیماه امسال گفت: «متاسفانه بهدلیل شمار فراوان جانباختگان در اعتراضات اخیر و همچنین شدت خشونتی که رخ داد، پیشبینی میشد در مقطع کنونی که همزمان با مراسم چهلم جانباختگان است، شاهد ادامه این تنشها باشیم.» او گفت: «آنچه در دانشگاه رخ میدهد، معطوف به همین فضاست و به هر حال مراسم چهلم و یادبود جانباختگان همواره برای ما ایرانیان حائز اهمیت بوده و همزمانی این مراسم با موعد آغاز ترم جدید و ازسرگیری کلاسهای درس و دانشگاهها میشد انتظار چنین فضایی را داشت.» ظریفیان درعینحال تاکید دارد مهمترین عامل تداوم اعتراضات، عدم پاسخگویی معقول و منطقی به مطالبات معترضان است. او گفت: «ادامه اعتراضات در بستر دانشگاه درواقع نشاندهنده بیتوجهی به ریشه نارضایتی جدی و عمیقی است که در جامعه وجود دارد که البته در شرایط کنونی باتوجه به اینکه بهنحوی با فضای ناشی از نگرانی شعلهور شدن آتش جنگ همزمان شده، موجب نگرانی بیشتر است.»
نظام حکمرانی چارهای جز تجدیدنظر ندارد
این استاد بازنشسته دانشگاه تهران همچنین با تاکید بر اینکه «جامعه با بحران روایت قانعکننده روبه رو است»، گفت: «درواقع باتوجه به انسداد طولانیمدت اینترنت و متعاقبا نوع روایت و تبلیغاتی که در صداوسیما انجام شد، روایتهایی مورد پذیرش افکار عمومی قرار گرفت که یکسر با آنچه گفتمان رسمی بود و صداوسیما آن را تبلیغ میکرد، در تضاد است.» او در عین حال خواستار تجدیدنظر مسوولان شد و گفت: «واقعیت این است که بهدلیل انباشت مشکلات و بحرانهای گوناگون که هم در عرصه سیاست خارجی و بینالمللی و هم در حوزه معیشتی و اقتصاد به چشم میآید، راهی نداریم، جز اینکه دست به تغییر بزنیم درواقع نظام حکمرانی باید دست به تغییراتی اساسی بزند و نشان بدهد که چه در عرصه تبلیغات و چه در عرصه اداره امور خواستار تجدیدنظر است.» این استاد بازنشسته رشته تاریخ در دانشگاه تهران با تاکید بر ضروت صیانت از تمدن چند هزارساله ایران گفت: «امروز باید نگران ایران بود. ما باید از این سرمایه تمدنی مراقبت کنیم تا خدایی ناکرده، طمع دیگران این سرزمین را بهسوی چندپارگی و رودررویی آحاد گوناگون جامعه یا یکدیگر سوق ندهد.» او با اذعان به دشواریهای این مسیر گفت: «باوجود دشواریها، تصور من این است که دانشگاه بهعنوان نهادی که همواره نبض دفاع از آزادی، برابری و هویت ملی و مذهبی ایرانیان بوده، امروز هم میتواند با به دست گرفتن نبض امور، زمینه مدیریت معقول این اوضاع را فراهم کند.»
اشتباه مشترک حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی
باوجود آنکه نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که آنچه در این روزهای زمستانی بار دیگر منجربه شکلگیری جنبشی گسترده در بخشهای گوناگون جامعه شده، ادامه همان اعتراضاتی است که در سالهای گذشته شاهد بودیم و ناشی از انباشت نارضایتی و مطالباتی که بیپاسخ ماندند، این را هم نمیشود نادیده گرفت که این دور از اعتراضات از جهاتی نیز با تحولات مشابه گذشته متفاوت است؛ تفاوتی که شاید یکی از مهمترین شئون آن را بتوان در این رویکرد و گرایش ملیگرایانه و ایرانگرایانه معترضان مورد ارزیابی قرار داد. گرایشی ریشهدار و عمیق در بطن جامعه ایران و هویت انسان ایرانی که البته در دهههای گذشته اغلب ازسوی گفتمان حاکم مورد بیمهری و بیتوجهی قرار گرفته است تا جایی که به باور برخی ناظران همین بیمهری به هویت ملی و ایرانی ایرانیان است که باعث شده این جامعه ریشهدار و متمدن که چند صباحی است از «اصل خویش» دور مانده، حالا به ریشههایش بازگردد و «روزگار وصل خویش» را بازجوید. ظریفیان در تحلیل این مهم میگوید: «اگر جامعه ایران را مورد واکاوی قرار دهیم، میبینیم که انسان ایرانی همواره – حتی در دوران پیش از اسلام- میان آسمان و زمین نسبتی معقول برقرار کرده است چنانکه در کتیبههای ساسانی و هخامنشی نیز میبینیم که ساحت مینوی و گیتوی زندگی هردو برای انسان ایرانی ارزشمند بوده است.» این استاد بازنشسته رشته تاریخ دانشگاه تهران در ادامه میگوید: «حال آنکه هرگاه در طول این تاریخ چندهزار ساله و پرفرازونشیب، یکی از این دوسویه ازسوی قدرتی برکشیده شده و دیگری مورد بیتوجهی قرار گرفته، جامعه و انسان ایرانی راسا وارد گود شده و سعی کرده تا توازن را برقرار کند.»
بهسوی هماهنگی سویه مینوی و گیتوی زندگی
ظریفیان با مقایسه رویکرد متفاوت حاکمیت در دوران پهلوی و دوران حاضر در مواجهه با این دوسویه هویت انسان ایرانی گفت: «همانطورکه باستانگرایی دولت پهلوی نتوانست انسان ایرانی را از سوی دیگر هویتش دور کند، در این سالها هم که جمهوری اسلامی سعی کرده همواره سویه مینوی را مورد توجه دوچندان قرار دهد و با اتکا به برخی روایات و خوانشهای نادرست، جامعه را از سویه گیتوی هویت خود دور کند، با مقاومت فرهنگی جامعه مواجه شده است.» او تصریح کرد: «این ظرف تمدن ایرانی است که در آن از کوروش و داریوش تا حافظ و سهرودی و فردوسی و ابنسینا متولد شدهاند و هرگاه این توازن را برهم زدیم، دچار خسران شدیم.»
او ادامه داد: «هر دو رویکرد افراطی – چه در دوران پهلوی و چه امروز- بهجای حرکت دادن جامعه بهسوی توسعه و ایجاد همگرایی و همبستگی، واگارایی ایجاد کرد؛ باید بدانیم اگر دچار این افراط و تفریطها شویم، حاصل آن توسعه و حفظ این سرزمین نخواهد بود و نتیجهای جز عقبماندگی آنهم در دنیای پرسرعت امروز نخواهد داشت.» ظریفیان در پایان ضمن ابراز امیدواری نسبتبه اتخاذ رویکردی عالمانه از سوی مسوولان خواستار بازگشت به فرهنگ متعادل و دگرپذیر ایرانی شد؛ فرهنگی که بهگفته این استاد بازنشسته رشته تاریخ در آن هر آنچه در هستی هست، چه آسمانی و مینوی و چه زمینی و گیتوی، ارزشمند است و برسازنده هستی و هویت انسان ایرانی!
***
فریاد نارضایتی جوانان
محمدتقی فاضل میبدی در روزنامه جهان صنعت نوشت: اعتراضات دانشجویی پس از تعطیلی ۵۶روزه دانشگاهها، از شنبه هفته جاری آغاز و دیروز وارد روز سوم خود شد. در این مدت دو طیف دانشجویان، بسیج و دانشجویان معترض با یکدیگر درگیر شدهاند. این اعتراضات قابل پیشبینی بود چراکه جامعه از لحاظ اقتصادی و سیاسی در وضع نامناسبی قرار دارد. مشکلات اقتصادی گسترده، عدم امکان خرید خودرو یا خانه برای جوانان، تاخیر در ازدواج و دغدغههای معیشتی منبع اصلی خشم و خشونت در میان جوانان است.
در چنین شرایطی سرکوب اعتراضات تنها مساله را پنهان میکند و راهحل واقعی نیست. تجربه ۲۰،۱۹سال گذشته نشان داده که اعتراضات با سرکوب کوتاهمدت خاموش میشوند اما دوباره سر بر میآورند.برای کاهش زمینههای اعتراضات، دولت و حاکمیت باید مشکلات داخلی و خارجی خود را مدیریت کنند، تحریمها برداشته شوند و مذاکرات مستقیم با جهان برقرار گردد تا گشایش اقتصادی و سیاسی ایجاد شود.
در غیراینصورت نارضایتیها ادامه پیدا کرده و اعتراضات گستردهتر خواهند شد.این اعتراضات پیام روشنی به حاکمیت دارند: جوانان با شرایط موجود موافق نیستند و خواستار تغییر مسیر سیاسی و اقتصادی کشور هستند. طی چهار دهه گذشته شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» بارها تکرار شده اما مشکلات اقتصادی و سیاسی حل نشدهاند بلکه این وضعیت باعث افزایش مهاجرت جوانان، تعطیلی صنایع و بیکاری شده است. اعتراضات کنونی نشان میدهد که مردم انتظار دارند مشکلات حل شوند و ادامه روند کنونی تنها زمینه نارضایتیهای بیشتر را فراهم میکند.از نظر سرمایه اجتماعی و خشم اجتماعی، جامعه به سمت نارضایتی روزافزون حرکت میکند. اگرچه ممکن است جامعه در خیابانها به شکل رادیکال ظاهر نشود اما خشم انباشته میتواند به صورت خشم خیابانی و اعتراضات گسترده بروز پیدا کند.
گرانی، تورم و عدم شفافیت در سیاستها و مذاکرات بینالمللی باعث سرگردانی و اضطراب مردم شده و آسیبهای ناشی از آن حتی از خطرات جنگ کمتر نیست.دولت باید مسیر خود را شفاف و سالم کند و با مدیریت درست مذاکرات و جلوگیری از سنگاندازیهای داخلی، امید را در میان جوانان افزایش دهد. موفقیت در برداشتن تحریمها و حفظ آرامش سیاسی میتواند اعتماد و سرمایهگذاری در کشور را افزایش دهد. در غیراین صورت تداوم وضعیت فعلی موجب افزایش نارضایتی و رادیکال شدن جامعه خواهد شد. کاهش ارزش پول، بیاعتباری گذرنامهها و افزایش فشار جهانی بر ایران، همراه با اتکا به چین و روسیه و عدم اعتماد به ملت، باعث سلب اعتماد میان مردم و دولت شده است.
- 10
- 2















































