
روزنامه شرق نوشت: «حضور جناب عالی در تجمع غیرقانونی اخیر خلاف مقررات آموزشی و انضباطی محسوب میشود. بدین وسیله به اطلاع میرساند از تاریخ صدور این ابلاغیه، هرگونه حضور و تردد شما در محوطه دانشگاه و اماکن آموزشی تا زمان تشکیل جلسه کمیته انضباطی و اعلام نتیجه نهایی پرونده، ممنوع میباشد». از دوشنبه سوم اسفندماه، حداقل ۱۸۰ نفر از دانشجویان دانشگاههای تهران با پیامکی به مضمون بالا مواجه شدهاند.
طبق شنیدهها و اطلاعات موجود، بیش از ۶۰ دانشجو نیز بدون دریافت این پیامک و فقط با ابلاغ شفاهی مسئولان حراست از حضور در دانشگاهها منع شدهاند. سیل برخوردهای انضباطی در حالی به راه افتاده که بسیاری از بندهای قانونی موجود در «شیوهنامه انضباطی مصوب سال ۱۴۰۳» نقض شده است.
«حسین سیماییصراف»، وزیر علوم، ۲۹ بهمن درباره کمیتههای انضباطی گفته بود: «بنای ما این است که دانشگاه محیطی برای مفاهمه، گفتوگو و شنیدن دیدگاههای دانشجویان باشد. دانشجویان مطالباتی دارند که در مواردی امکان طرح دیدگاههای خود را نداشتهاند، ازاینرو شوراهای انضباطی میتوانند زمینهای برای گفتوگو و شنیدن این نظرات باشند. البته اگر تخلفی براساس آییننامهها و شیوهنامهها اثبات شود، متناسب با آن تصمیمگیری خواهد شد».
اما در واقعیت آنچه در حال اجراست، برگزاری جلسات ۱۵ دقیقهای و حتی کمتر در کمیتههای انضباطی دانشگاههاست. دانشگاه امیرکبیر نیز روز سهشنبه در اطلاعیهای اعلام کرد: «دانشگاه صنعتی امیرکبیر اعلام میدارد در اسرع وقت رسیدگی به پرونده دانشجویان خاطی از هر طیفی آغاز و هیچگونه اغماضی در این خصوص صورت نخواهد گرفت»؛ اطلاعیهای که خبر از شروع رسمی برخوردهای انضباطی و سخت با دانشجویان میدهد.
جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران در کمیته انضباطی
دانشگاه تهران یکی از آن دانشگاههایی بود که در این هفته شاهد تجمعات مختلفی بود؛ تجمعاتی که گاهی به درگیریهای خشونتآمیزی نیز منجر شد. اما این تجمعات تبعاتی هم داشت. در این دانشگاه، تعداد زیادی از دانشجویان از صبح سهشنبه پنجم اسفندماه به کمیته انضباطی احضار شدهاند، «علی» از دانشجویان این دانشگاه میگوید: «درحالحاضر آمار دقیقی وجود ندارد اما از صبح سهشنبه با فاصله زمانی ۱۵ دقیقه به ۱۵ دقیقه، در حال برگزاری جلسات تفهیم اتهام در کمیته انضباطی برای دانشجویان هستند. با توجه به این زمانبندی و اطلاعرسانیهای انجامشده در محافل دانشجویی، حداقل ۴۰ تا ۵۰ دانشجو فقط در روز سهشنبه به کمیته انضباطی دعوت شدهاند. نکته جالب این است که تا به حال حداقل سه دانشجو گفتهاند که در هفته اخیر تهران نبودهاند اما آنها را برای فعالیت در دانشگاه به کمیته انضباطی احضار کردهاند».
بسیاری از دانشجویان نیز از حضور در دانشگاه منع شدهاند. «علی» توضیح میدهد: «از روز دوشنبه چهارم اسفند تعدادی دانشجو ممنوعالورود شدهاند. روند ممنوعالورود شدن از سهشنبه شدت گرفته و حالا در تمام درهای دانشگاه مأموران حراست در حال چککردن نام و اطلاعات دانشجویان از کارت دانشجویی آنها هستند».
پروندههای تلنبار شده در دانشگاه علم و صنعت
در دانشگاه علم و صنعت آمار دقیقی از تعداد پروندههای انضباطی تشکیلشده وجود ندارد، اما تخمین دانشجویان این دانشگاه، عددی بین ۸۰ تا صد مورد احضار به کمیته انضباطی است. «یوسف» یکی از این دانشجویان، درباره این موج احضارها میگوید: «دانشگاه علم و صنعت یک هفته زودتر از دیگر دانشگاهها بازگشایی شد، در هفته آخر بهمنماه کلاسها به صورت مجازی برگزار شد و در هفته اول اسفند به شکل حضوری دانشگاه شروع به کار کرد. از همان هفته شروع مجازی کلاسها، پیامک دعوت به کمیته انضباطی ارسال شد، عمده اتهامات و دلایلی که به دانشجویان احضارشده اعلام میشد، مربوط به اتفاقات دانشگاه در دیماه و بهویژه شبهای تجمع در خوابگاهها بود».
او میگوید در این زمان دانشجویان احضارشده که بیشترشان خوابگاهی بودند، به علت تعطیلی خوابگاه امکان حضور نداشتند. اما از یکشنبه سوم اسفندماه، موج جدیدی از تشکیل پرونده انضباطی در دانشگاه علم و صنعت شروع شده است؛ موجی که این بار مشخصا به دلیل فعالیت دانشجویان در خود دانشگاه از دوم اسفندماه است.
«یوسف» ادامه میدهد: «از روز دوشنبه تماسها و ارسال پیامکها دوباره شروع شد. این بار یک اتفاق عجیبی که افتاده، این بود که با دانشجویان تماس گرفتند و با وجود اینکه اتهامات باید در جلسه حضوری تفهیم اتهام گفته شود، به شکل تلفنی شروع به ذکر کردن اتهامات انضباطی پشت تلفن کردند».
در این دانشگاه، جز تشکیل پروندههای متعدد انضباطی، از روز یکشنبه سوم اسفندماه، پیامکهایی مبنی بر ممنوعالورودی دانشجویان نیز ارسال شده است: «درحالحاضر آمار دقیقی از ممنوعالورودها نداریم، اما تعدادی از دانشجویان پیامک دریافت کردهاند».
«یوسف» میگوید دوشنبهشب ۴ اسفند، نیروهای حراست دانشگاه به خوابگاههای دانشگاه علم و صنعت نیز ورود کردهاند و بدون طیشدن فرایند قانونی به عدهای دستور تخلیه خوابگاه را دادهاند: «دوشنبهشب آمدهاند و به تعدادی از دانشجویان خوابگاهی گفتهاند باید جمع کنید و از خوابگاه بروید. صبح سهشنبه نیز مسئولان حراست با در دست داشتن فهرستی بلندبالا، در حال بررسی کارتهای دانشجویی و جلوگیری از ورود عده زیادی از دانشجویان به دانشگاه هستند».
۱۰ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر احضار شدند
دانشگاه امیرکبیر نیز در هفته گذشته شاهد تجمعات دانشجویی متعددی بوده است. در این دانشگاه از دوشنبه چهار اسفندماه کمیته انضباطی شروع به کار کرده و تعدادی از دانشجویان به کمیته احضار شدهاند. یکی از دانشجویان احضارشده میگوید: «در جلسه تفهیم اتهام فقط به گزارشهایی که خودشان داشتند، استناد کردند. در این دو روز نیز فقط به پروندههای مربوط به اتفاقات روز شنبه رسیدگی شده و دانشجویانی که پروندههایی مربوط به روزهای دیگر دارند، به کمیته احضار نشدند». از صبح روز سهشنبه پنجم اسفندماه نیز فهرستی از ممنوعالورودیها از سوی حراست تعیین شده است.
دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در کمیته انضباطی
«شنبه دوم اسفند، در دانشکده روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی تجمعی برگزار شد. این تجمع کاملا مسالمتآمیز بود و دانشجویان با در دست داشتن عکس دانشجویان کشتهشده در دیماه و همخوانی چند ترانه در حال سوگواری بودند. در همان هنگام نمایندگانی از دفتر حراست و دفتر ریاست دانشگاه آمدند و به دانشجویان گفتند ما دیگر دانشجوی بازداشتشده نداریم، پس شما نباید تجمعی برگزار کنید. این در حالی است که تا آن روز چند دانشجو همچنان بازداشت بودند». همین ماجرا، شروع تجمعات در دانشگاه شهید بهشتی بود.
«علیرضا» که از دانشجویان این دانشگاه است میگوید در روز یکشنبه نیز دانشجویان قراری برای تجمعی مسالمتآمیز در ساعت ۱۲ گذاشتند، اما در آن روز نیروهای بسیج دانشجویی از ساعت هشت صبح در محل تجمع جمع شدند: «روز یکشنبه تعداد زیادی از دانشجویان بسیجی با همراهی برخی مسئولان دانشگاه در محل تجمع قرار گرفتند. وقتی دانشجویان جمع شدند و شروع به حرکت به سمت محل اصلی تجمع کردند، این افراد نیز آنها را دنبال کردند که در مسیر درگیریهایی ایجاد شد. در نهایت ساعت ۱۴:۳۰ دانشجویان متفرق شدند».
«علیرضا» از شروع تشکیل پروندههای انضباطی و ممنوعالورود کردن دانشجویان میگوید: «الان حداقل برای ۱۵ دانشجو پرونده انضباطی تشکیل شده است. از این موارد دستکم دو مورد هستند که طی این هفته تهران نبودند اما برای آنها پرونده انضباطی تشکیل شده است».
دانشگاه شریف نیز در هفتههای اخیر صحنه اعتراضات مختلفی بوده است. طبق آمار موجود حداقل ۱۳ دانشجو ممنوعالورود شدهاند و تعدادی دانشجو نیز به کمیته انضباطی احضار شدهاند. «حسین» دانشجوی دانشگاه شریف است، او درباره این احضارها میگوید: «از روز دوشنبه چهارم اسفندماه دعوت به کمیتههای انضباطی شروع شده و تا الان تعداد زیادی دانشجو تفهیم اتهام شدهاند. در جلسات برگزارشده اتهامات سنگینی بدون ارائه اسناد متقن به دانشجویان نسبت دادهاند».
روند تشکیل کمیتههای انضباطی چگونه است؟
به نظر میرسد در روند کمیتههای انضباطی اخیر اشکالات پیاپی در شیوهنامه انضباطی مصوب شهریور ۱۴۰۳ وجود دارد. در ابتدا با استناد به گفتههای کسانی که احضار شدهاند، در جریان روند تفهیم اتهام، اصل ۱۲ اصول حاکم بر رسیدگی، «اصل ارائه مبانی تصمیم» نقض شده است، در این اصل آمده: «شوراها باید پس از بررسی و صحتسنجی گزارشات یا شکایات، دلایل تصمیم خود را براساس مستندات، شواهد و قرائن متقن در حکم صادره ذکر کنند.
… صرف گزارش اعلامی از سوی هریک از منابع حقیقی و حقوقی که مستند به ادله یقینی نباشد، نمیتواند مبنای احراز تخلف قرار بگیرد». اما درحالحاضر به گفته دانشجویان این شیوهنامه اجرائی نمیشود. در تبصره یک ماده ۶۷ شیوهنامه انضباطی ذکر شده است: «دعوت از دانشجو جهت حضور در دبیرخانه شورای انضباطی در تمام مراحل رسیدگی از طریق اطلاعرسانی تلفنی و با رعایت حداقل بازه زمانی پنج روز است». درحالحاضر دانشگاهها تنها چهار روز است که باز شدهاند و تعدادی از دانشجویان بدون رعایت بازه زمانی قانونی، در کمتر از ۲۴ ساعت پس از تماس، موظف به حضور در کمیته انضباطی شدهاند.
درباره ممنوعالورودیها نیز اقدامی خلاف ماده ۱۱۷ شیوهنامه اتفاق افتاده. در این ماده عنوان شده: «چنانچه در اجرای تبصره ۲ ماده ۶ آییننامه انضباطی رئیس دانشگاه دستور جلوگیری از ورود دانشجو را صادر کند، اجرای این دستور مستلزم ابلاغ مکتوب آن به دانشجو با قید زمان شروع و پایان ممنوعیت است»، اما درحالحاضر با توجه به پیامکهای دادهشده و برخورد مسئولان حراست، نه ابلاغ مکتوبی داده شده و نه زمان پایان این ممنوعیت به شکل مشخص ذکر شده است.
***
مجازی کردن کلاسها و احکام انضباطی، راهحل خروج از بنبست دانشگاه است؟
روزنامه توسعه ایرانی نوشت: دانشگاه، که همواره به عنوان «مغز متفکر» و «پیشران تغییرات اجتماعی» در ایران شناخته میشد، این روزها به صحنه یکی از پیچیدهترین و تندترین تقابلهای چند دهه اخیر بدل شده است. عبور از نقد به درگیری فیزیکی، تبدیل شدن شعارها به فریادهای رادیکال و رسیدن فضای آکادمیک به نقطهای که در آن وزیر علوم هم از سوی دانشجویان و هم از سوی نمایندگان مجلس تحت فشار و تهدید قرار میگیرد؛ نشاندهنده یک بحران عمیق در ساختار میانجیگری است. امروز پرسش اصلی این نیست که در فلان ساعت در فلان دانشکده چه گذشت؟پرسش این است که چرا کار دانشگاه به اینجا رسیده است که دیگر نه کمیته انضباطی بازدارنده است و نه مجازی کردن کلاسها میتواند صورتمسئله را پاک کند؟ چرا زبانِ اقتدار، جایگزین زبانِ اقناع شده و آیا اساساً با تهدید به استیضاح یا برخورد قضایی، میتوان «نترسیِ» نهادینه شده در نسل جدید را مدیریت کرد؟
پارادوکسِ وزیر؛ میانِ «پدری» و «قضاوت»
حسین سیمایی صراف، وزیر علوم دولت چهاردهم، این روزها در میانه یک طوفان ایستاده است. او در آخرین موضعگیری خود، تلاش کرد تا نقشی دوگانه ایفا کند؛ نقشی که از یک سو بوی عطوفت میدهد و از سوی دیگر بوی باروت. او دانشجویان را «فرزندان دلبند» خطاب میکند تا نشان دهد دولت همچنان به دنبال حفظ پیوند عاطفی با دانشگاه است، اما بلافاصله با لحنی قاطع از برخورد بدون مماشات با «آشوبگران» سخن میگوید. سیمایی صراف با تاکید بر اینکه هیچ شهروندی توهین به نمادهای ملی همچون پرچم ایران را نمیپذیرد، عملاً تلاش کرد تا مرزی میان «اعتراض مدنی» و «تخریب هویت ملی» ترسیم کند. اما مشکل درست از همینجا آغاز میشود؛ جایی که تعریف «آشوب» و «اعتراض» در نگاه مسئولان و دانشجویان فرسنگها با هم فاصله دارد.
وزیر علوم در حالی از ورود محاکم قضایی به پروندههای انضباطی سخن میگوید که به نظر میرسد این حربه دیگر کارکرد سنتی خود را از دست داده است. وقتی فضای دانشگاه به سمتی میرود که دانشجو هزینه دادن را بخشی از هویت کنشگری خود میبیند، تهدید به کمیته انضباطی نه تنها بازدارنده نیست، بلکه میتواند به رادیکالتر شدن فضا منجر شود. سیمایی صراف تاکید دارد که دانشگاه مهیای آموزش و پژوهش است و آشوب عدهای مخل این فرایند است، اما او به این سوال پاسخ نمیدهد که وقتی مجاریِ رسمیِ پژوهش و نقد درباره مسائل کلان ملی بسته باشد، آیا دانشگاه همچنان میتواند صرفاً یک «آزمایشگاه علمی» باقی بماند؟

فشار از راست؛ تیغِ استیضاح بر گلویِ وزارت
در حالی که وزیر علوم سعی دارد با طنابِ «تفکیک میان اعتراض و آشوب» از چاه بحران خارج شود، در بهارستان جریانی قدرتمند او را به «مماشات» متهم میکند. ثابتی، نماینده تهران، با ادبیاتی تند، وضعیت فعلی دانشگاهها را نتیجه مستقیم سیاستهای غلط رئیسجمهور و وزیر علوم در قبال «جریان نفوذ» دانسته است. او بازگرداندن اساتیدی که پیشتر اخراج شده بودند را یک اشتباه استراتژیک میداند و معتقد است که تشریفاتی کردن کمیتههای انضباطی، جسارتِ کنشهای ساختارشکنانه را افزایش داده است. تهدید صریح به استیضاح وزیر علوم در صورت عدم «جمع کردن» فضا، نشاندهنده یک واقعیت تلخ است: دانشگاه به گروگانِ رقابتهای سیاسی تبدیل شده است.
این فشارها باعث شده است که مدیریت دانشگاه به جای تمرکز بر حل ریشهای نارضایتیها، به سمت «مدیریتِ واکنشی» سوق یابد. وقتی وزیر تحت فشار است که با «مشت آهنین» برخورد کند تا صندلی خود را حفظ کند، فضای گفتوگو به سرعت بسته میشود. در چنین شرایطی، مدیران دانشگاهی به جای آنکه به دنبال پاسخ به مطالبات باشند، به دنبال «رزومهسازی امنیتی» میروند تا ثابت کنند که در برخورد با معترضان کوتاهی نکردهاند. این چرخه معیوب، تنها به انباشت خشم در بدنه دانشجویی منجر میشود که احساس میکند هیچ نمایندهای در ساختار قدرت ندارد.
کالبدشکافیِ یک خشم؛ از سوگ تا نترسی
تقی آزاد ارمکی، جامعهشناس، ریشه این تندرویها را نه در تحریکات خارجی، بلکه در تداوم مطالبات انباشته شده جامعه مدنی میبیند. او معتقد است که دانشگاه امروز، حامل مسائل دیروز جنبش دانشجویی و مسائل سطح ملی است. به باور او، درگیریها عمدتاً زمانی رخ میدهد که نیروهای تقابلی وارد صحنه میشوند. آزاد ارمکی به نکتهای کلیدی اشاره میکند: «نوعی نترسی در میان دانشجویان شکل گرفته است.» این نترسی، محصولِ سالها نادیده گرفته شدن و انباشتِ سوگی است که جامعه با آن دستبهگریبان بوده است. وقتی دانشجو احساس میکند چیزی برای از دست دادن ندارد، برچسبهای امنیتی نظیر «وابستگی به موساد و سیا» که از سوی رسانههایی چون کیهان مطرح میشود، دیگر تاثیری بر رفتار او نخواهد داشت.
روزنامه کیهان و نشریات وابسته به نهادهای نظامی، وقایع اخیر را یک «طراحی پیچیده» برای احیای پروژه آشوب و سناریوی کشتهسازی میدانند. آنها معتقدند دشمن که از تسخیر خیابان ناامید شده، به دنبال تسخیر مغز متفکر جامعه است. اما این تحلیل، یک حفره بزرگ دارد: اگر این اعتراضات صرفاً یک طراحی خارجی است، چرا در محیطهای علمی که قاعدتاً باید محل حضور نخبگان و افراد تحلیلگر باشد، چنین زمینهای برای پذیرش این طراحی وجود دارد؟ نادیده گرفتنِ «اراده داخلی» دانشجویان و تقلیل دادن آنها به «پیادهنظام دشمن»، توهینی به ساحت دانشگاه است که خود به یکی از دلایل اصلی خشم دانشجویان تبدیل شده است.
حادثه شهید بهشتی؛ نمونهای از مداخلاتِ تحریکآمیز
گزارشهای میدانی از دانشگاه شهید بهشتی، پرده از لایه دیگری از بحران برمیدارد: حضور نیروهای غیردانشجویی در صحن دانشگاه. روایت دانشجویان از حضور افرادی با ماسک و ماشینهایی که شعارهای خاص بر آنها نقش بسته، نشاندهنده یک استراتژی خطرناک برای مقابله با اعتراضات است. طبق این گزارشهای منتشر شده در فضای مجازی، آغازگر درگیری فیزیکی نه دانشجویان معترض بودند و نه طرف مقابل، بلکه افرادی بودند که با رفتارهای تهاجمی و کشیدن مقنعه و لگد کردن کفش دانشجویان، فضا را به سمت خشونت سوق دادند.
این نوع مداخلات، که آزاد ارمکی آنها را «حضور نورچشمیوار برخی نهادها» مینامد، عملاً مدیریت دانشگاه را از دست روسای دانشگاه خارج میکند. وقتی رئیس دانشگاه شهید بهشتی، علیرغم اعتراضات گسترده صنفی، همچنان در سمت خود باقی میماند و تغییری در رویههای مدیریتی ایجاد نمیشود، دانشجو احساس میکند که فریادش به هیچ کجا نمیرسد. در چنین بنبستی، حضور نیروهای لباسشخصی در دانشگاه، تنها به معنای تیر خلاص به اعتماد باقیمانده میان دانشجو و مدیریت است.
مجازیسازی و کمیته انضباطی؛ پاک کردنِ صورتمسئله
در مواجهه با این حجم از التهاب، راهکارهایی نظیر «مجازی کردن کلاسها» که در دانشگاه خوارزمی به اجرا درآمده، بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است. مجازی کردن آموزش در تمامی مقاطع تا پایان سال ۱۴۰۴، اعتراف صریح به ناتوانی در مدیریت فیزیکی دانشگاه است. این اقدام نه تنها روند علمی کشور را مختل میکند، بلکه باعث میشود خشم دانشجویان از محیطِ قابل رصدِ دانشگاه به لایههای زیرین و غیرقابل کنترل جامعه منتقل شود.
از سوی دیگر، کمیتههای انضباطی که قرار بود مرجعی برای رسیدگی به تخلفات باشند، اکنون به ابزاری برای تصفیهحسابهای سیاسی بدل شدهاند. یک فعال دانشجویی در گفتوگو با «توسعه ایرانی» میگوید: «دانشگاه هیچگاه سازوکار منطقی و شفافی برای برگزاری تجمعات نداشته است. وقتی حق تشکلیابی مستقل به رسمیت شناخته نمیشود و هر تجمعی پیشاپیش «غیرقانونی» تلقی میشود، دانشجو ناچار است برای رساندن صدای خود به روشهای رادیکال متوسل شود. در این میان، وعدههایی نظیر «امکان برگزاری تجمع با درخواست سه دانشجو» در دانشگاه تهران، به دلیل سابقه برخوردهای سخت و از بین رفتن اعتماد، بیشتر شبیه به یک تله امنیتی به نظر میرسد تا یک گشایش مدنی.»
تقدمِ پاسخ بر محکومیت
بحران دانشگاههای ایران با «تهدید به استیضاح» یا «مجازی کردن کلاسها» حل نخواهد شد. ریشه این تندرویها در «حذف سیاسی»، «ناکارآمدیهای مدیریتی» و «انباشت خشونت زیرپوستی» است. امیرحسین یحیایی از دیگر فعالان دانشجویی دانشگاه تهران به درستی هشدار میدهد که وقتی خواست اکثریت شهروندان در سیاستگذاریهای رسمی بازتاب نیابد، جامعه به سمت تودهای شدن و رادیکالیسم سوق مییابد. دانشگاه تنها زمانی آرام خواهد شد که به عنوان یک «نهاد مدنی مستقل» به رسمیت شناخته شود، نه به عنوان پادگانی که باید با بخشنامه و تهدید اداره شود.
راهکار نهایی، بازگشت به «سیاست ملی» است؛ سیاستی که در آن پیش از محکوم کردن شعارهای تند دانشجو، به مطالبات او پاسخ داده شود. باید پذیرفت که دانشجو، به عنوان بخشی از طبقه حساس جامعه، نسبت به سوگهای ملی، مشکلات معیشتی و انسدادهای سیاسی بیتفاوت نیست. اگر حاکمیت به دنبال آرامش در دانشگاه است، باید ابتدا فضای کنشگری مدنی را باز کند، حق تشکلیابی مستقل را به رسمیت بشناسد و از مداخلات نیروهای غیرمسئول در صحن دانشگاه جلوگیری کند. در غیر این صورت، تهدیدهای وزیر و هشدارهای دادستان تنها باعث خواهد شد که این خشم، از صحن علم به خیابانها سرریز شود؛ جایی که هزینههای آن برای کل نظام و کشور، به مراتب سنگینتر از یک تجمع دانشجویی خواهد بود. دانشگاه نیازمند «امنیت برای اعتراض» است، نه «امنیت علیه معترض». تنها با شنیدن صدای تغییر است که میتوان از فرو غلتیدن جامعه به ورطه خشونتِ کور جلوگیری کرد.
- 9
- 5


































