دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴
۰۹:۰۰ - ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ کد خبر: ۱۴۰۴۱۱۰۱۶۵
سیاست خارجی

آقای عراقچی به جای سخنرانی در محافل بین المللی مستقیما برای مردم ایران صحبت کنید!

عباس عراقچی,وزیر خارجه ایران
اظهارات اخیر عباس عراقچی در ترکیه مبنی بر این که «مسائل داخلی ایران باید در داخل ایران حل شود» و «اعتراضات و تحولات داخلی به هیچ‌کس جز مردم ایران ارتباطی ندارد» گزاره‌ای بس عجیب در این روز‌های کشور است. سخنانی که هم از نظر زمانی اشتباه است و هم از منظر مکانی!

رویداد ۲۴ نوشت: اظهارات اخیر عباس عراقچی در ترکیه مبنی بر این که «مسائل داخلی ایران باید در داخل ایران حل شود» و «اعتراضات و تحولات داخلی به هیچ‌کس جز مردم ایران ارتباطی ندارد» گزاره‌ای بس عجیب در این روز‌های کشور است. سخنانی که هم از نظر زمانی اشتباه است و هم از منظر مکانی!

جمله‌هایی که در ظاهر، بر حق حاکمیت ملی و استقلال سیاسی تأکید دارند، اما در عمل، پرسش‌های جدی و بی‌پاسخی را پیش روی افکار عمومی می‌گذارند. چرا آقای عراقچی در این دو هفته بعد از رخداد‌های تلخ در داخل با مردم سخن نگفتند؟ شاید گفته شود، چون وزیر امور خارجه هستند! بسیار خب! چرا هرگز با مردم درباره امور خارجه این کشور سخن نگفتند؟ چرا در این روز‌ها به عنوان عضوی از دولت هیچ حرفی درباره راهکار‌هایی که به سهم خود برای حل مساله در نظر دارند ارائه ندادند؟! علاوه بر این چرا این سخنان درباره مشکلات مردم ایران باید در ترکیه گفته شود؟!

فراتر از این، وقتی گفته می‌شود مسائل داخلی ایران باید توسط مردم ایران حل شود، دقیقاً از چه مسائلی صحبت می‌کنیم؟ و مهم‌تر از آن، این حل شدن قرار است با چه سازوکار، ابزار و مسیری انجام شود؟

برای کدام مخاطب سخن می‌گویید؟

عباس عراقچی این سخنان را نه در تهران، نه در یک گفت‌وگوی داخلی، و نه در مواجهه مستقیم با مردم ایران بیان کرد؛ بلکه در یک محفل بین‌المللی و خارج از کشور. اینجاست که پرسش دوم شکل می‌گیرد: چرا این توضیحات شفاف و صریح مستقیماً با مردم ایران در میان گذاشته نمی‌شود؟ اگر مخاطب واقعی این جمله «مردم ایران» هستند، چرا خطاب اصلی همچنان افکار عمومی خارج از مرزهاست؟

آیا بهتر نیست به جای دفاع لفظی از «حل مسائل توسط مردم» در نشست‌های خارجی، یک بار به صورت روشن و بی‌واسطه به مردم گفته شود که مسئله چیست، مردم چه نقشی دارند و دولت و حاکمیت دقیقاً چه نقشی برای خود قائل‌اند؟

کدام مردم؟ کدام حل مساله؟

علاوه بر این این ادعا که مردم ایران خودشان مسائل داخلی‌شان را حل می‌کنند، وقتی در بستر تاریخی ۴۷ سال گذشته قرار می‌گیرد، به شدت محل تردید می‌شود. کدام بحران اساسی کشور با تصمیم مستقیم و مؤثر مردم حل شده است؟

واقعیت این است که اظهارات وزیر امور خارجه دولت چهاردهم بیش از آنکه پاسخی به افکار عمومی باشد، بار دیگر شکاف عمیق میان گفتار رسمی در خارج از کشور و واقعیت زیسته در داخل ایران را برجسته کرد. او گفته است «مسائل داخلی ایران باید در داخل ایران حل شود» و «این مسائل به هیچ‌کس جز مردم ایران ارتباطی ندارد». جمله‌ای که سال‌هاست در موقعیت‌های مشابه تکرار می‌شود، اما همچنان روشن نیست دقیقاً کدام مسائل، با چه تعریفی و از چه مسیری قرار است توسط مردم حل شود.

این سخنان در حالی در یک محفل خارجی مطرح می‌شود که جامعه ایران، درست در همین لحظه، با مجموعه‌ای از بحران‌های حل‌نشده و انباشته مواجه است؛ از بحران اقتصادی و معیشتی گرفته تا فساد ساختاری، شکاف اجتماعی، بی‌اعتمادی عمومی و انسداد مسیر‌های مشارکت سیاسی. پرسش اساسی اینجاست که اگر بناست مردم ایران مسائل داخلی را حل کنند، چرا هیچ مقام مسئولی، از جمله خود آقای عراقچی، مستقیماً و شفاف با مردم درباره این «مسائل» و سازوکار حل آنها سخن نمی‌گوید؟

گفتن اینکه «مردم خودشان مسائل را حل می‌کنند» زمانی معنا دارد که مردم اساساً به‌عنوان کنشگر به رسمیت شناخته شوند، نه صرفاً به‌عنوان مخاطب شعار. اما تجربه چهار دهه گذشته نشان می‌دهد که مردم ایران بیشتر شاهد تشدید بحران‌ها بوده‌اند تا حل آنها. تورم مزمن، سقوط ارزش پول ملی، گسترش فقر، رانت و فساد، ناکارآمدی مدیریتی و نابرابری اجتماعی، نه‌تنها کاهش نیافته بلکه در بسیاری موارد عمیق‌تر شده است. اگر اینها مسئله داخلی نیستند، پس منظور از مسئله چیست؟ و اگر هستند، مردم دقیقاً چه نقشی در حل آنها داشته‌اند؟

مقامات معمولاً در پاسخ به این پرسش، به انتخابات ارجاع می‌دهند و می‌گویند مردم از طریق صندوق رأی نظر خود را اعلام می‌کنند. اما این پاسخ، خود مسئله‌ساز است. انتخاباتی که در آن نظارت استصوابی دامنه گزینه‌ها را به حداقل رسانده و بسیاری از صدا‌های منتقد یا حذف می‌شوند یا اساساً امکان ورود به رقابت را پیدا نمی‌کنند، چگونه می‌تواند ابزار واقعی حل مسئله باشد؟ وقتی مردم میان گزینه‌هایی محدود و هم‌راستا انتخاب می‌کنند، آیا واقعاً در حال تصمیم‌گیری‌اند یا صرفاً در حال تأیید یک چارچوب از پیش‌تعریف‌شده؟

بحران مسائل حل نشده و شکل گیری بحران خیابانی

اعتراضات اجتماعی نیز که یکی از روشن‌ترین جلوه‌های «مسائل داخلی» است، عملاً از دایره گفت‌وگوی رسمی حذف شده است. اعتراض در ایران نه به‌عنوان یک مکانیسم اصلاح، بلکه اغلب به‌عنوان یک تهدید امنیتی دیده می‌شود. در چنین شرایطی، ادعای حل مسئله توسط مردم بیشتر به طنز تلخ شبیه است. مردمی که امکان بیان آزادانه مطالبات‌شان را ندارند، نهاد‌های مدنی‌شان تضعیف شده و کانال‌های گفت‌و‌گو با حاکمیت بسته است، چگونه قرار است مسئله‌ای را حل کنند که حتی اجازه صورت‌بندی رسمی آن را ندارند؟

فساد و رانت، نمونه‌ای دیگر از همین تناقض است. سال‌هاست مردم نسبت به فساد ساختاری معترض‌اند؛ اعتراضی که نه‌تنها بی‌پاسخ مانده، بلکه با افشای پرونده‌های بزرگ‌تر و ارقام نجومی‌تر، به حس بی‌عدالتی دامن زده است. اگر بنا بود این مسئله توسط مردم حل شود، باید حداقل نشانه‌هایی از کاهش آن دیده می‌شد. در حالی که واقعیت، عکس این ادعا را نشان می‌دهد. مردم در بهترین حالت، تماشاگر افشاگری‌های مقطعی بوده‌اند، نه بازیگر اصلاح ساختارها.

بخش مهمی از مشکلات داخلی حتی به رسمیت هم شناخته نمی‌شود. شکاف نسلی، بحران‌های فرهنگی و اجتماعی، محدودیت‌های سبک زندگی و نارضایتی‌های انباشته، یا انکار می‌شوند یا به «دشمن خارجی» نسبت داده می‌شوند؛ و در مواردی هم که به رسمیت شناخته می‌شوند، مردم در فرآیند تصمیم‌گیری جایگاهی ندارند. نه گفت‌وگوی ملی شکل می‌گیرد، نه سازوکار مؤثری برای مشارکت اجتماعی تعریف شده است.

در چنین وضعیتی، سخن گفتن از «حل مسائل توسط مردم» در محافل بین‌المللی، بیش از آنکه دفاع از حق مردم ایران باشد، نوعی فرار رو به جلو است. گویی قرار است با تکرار این جمله، هم مسئولیت از دوش سیاست‌گذاران برداشته شود و هم مطالبات داخلی بی‌پاسخ بماند. این در حالی است که مردم داخل ایران نیز این سخنان را می‌شنوند و به‌درستی می‌پرسند: اگر قرار است ما مسائل‌مان را حل کنیم، چرا ابزارش را از ما گرفته‌اید؟

واقعیت این است که تا زمانی که مسئله‌ها به رسمیت شناخته نشوند، تا زمانی که اعتراض جرم تلقی شود، تا زمانی که انتخابات واقعی نباشد و مشارکت اجتماعی به حداقل برسد، سخن گفتن از «حل مسائل توسط مردم» صرفاً یک گزاره تبلیغاتی است. گزاره‌ای که شاید در خارج از کشور کارکرد دیپلماتیک داشته باشد، اما در داخل، تنها بر شکاف بی‌اعتمادی می‌افزاید.

اگر قرار است این جمله معنای واقعی پیدا کند، باید ابتدا به مردم پاسخ داده شود، نه برای دیگران توضیح داده شود. کاش آقای عراقچی حالا که به ایران بازگشتند باز هم از این سخنان برای مردم ایران بگویند. سخن تازه پیشکش، کاش همان جملات را در جغرافیای ایران دوباره تکرار کنند. تنها همان جملات را. انتظاری زیادی است؟

  • 19
  • 1
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش