
در هیاهوی استقلال منطقه کردستان عراق، اخباری که شاید کمتر به آن توجه شد اقدامات کشور عربستان در اصلاح قوانین سنتی خود در رابطه با بانوان بود. بسیاری از پژوهشگران و جامعه شناسان وضعیت زنان در عربستان را به وضعیت سیاه پوستان در نظام تبعیض نژادی آفریقای جنوبی مانند کردهاند. در هر دو این نظامها به گروهی از افراد جامعه آشکارا ظلم میشود.
با این تفاوت که در آفریقای جنوبی سیاهان با محرومیتها و محدودیتهای مختلفی روبرو هستند و در عربستان این زنان هستند که با چنین وضعیتی دست و پنجه نرم میکنند. زنانی که در عربستان حتی حق شرکت در انتخابات و رانندگی را نیز نداشتند. اما در روزهای اخیر اخبار متفاوتی از عربستان به گوش میرسد. این کشور دست به تغییرات اساسی در نظام سلطنتی خود در راستای حقوق زنان زده است. در ادامه اشاره به دو نکته از ویژگی های این کشور ضروری است؛
کشور عربستان نظام سلطنتی پادشاهی دارد. دولت متمرکز و اسلامی پادشاهیِ مطلقه در عربستان حکم فرماست. همچنین جامعه عربستان بر پایه روابط قبیلهای استوار است. وجود تعصب نیرومند قبیلهای به علاوه تعصبات مذهبی شکل دهنده کلی فرهنگ جامعه عربستان است.
در تمام ادوار تاریخ عربستان را میتوان ناقضترین کشور در رابطه با حقوق زنان دانست. از پیشینه زنده به گور کردن دختران در بین اعراب تا محروم بودن زنان از ابتداییترین فعالیتهای اقتصادی و سیاسی در عربستان قرن ۲۱ ، همگی بیانگر نگاه خشونت وار این کشور به جنس زن است.
و اما ریشه اصلاحات در عربستان کجاست ؟
اصلاحات جدید دولت عربستان در راستای تحقق حقوق بانوان این کشور که شامل مجاز شدن رانندگی برای زنان و یا حضور بانوان در کنسرتها و استادیومها و مواردی از این قبیل است، بسیاری از تحلیل گران و پژوهشگران را به فکر فروبرد .
بزرگترین سوال در مواجهه با این اصلاحات میتواند این سوال باشد که ریشه اصلاحات در عربستان از کجا نشات گرفته است؟ کشور عربستان با بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی داد و ستدهای مختلف اقتصادی و روابط سیاسی دارد. از این رو عدهای دلیل اصلاحات اخیر را کم کردن فشارهای خارجی نسبت به این کشور میدانند.
کشوری که گویا برای حضور در عرصه جهانی نیاز به این اصلاحات و اعطای امتیازات جدید برای بانوان خود داشت تا به این وسیله بتواند دیدگاه جامعه جهانی را نسبت به کشور و حکومت خودش تغییر دهد و کمی از تاریخچه سیاه خود را به این بهانه به دست فراموشی بسپارد. این امر هرچند تاثیرگذار اما نمیتواند تمام این ماجرا باشد. به نظر میرسد این اصلاحات در جامعه عربستان الزامآور بوده است. الزامی که با پیشرفت سطح سواد جامعه و رشد شهرنشینی و دورشدن جامعه عربستان از نظام قبیلهای به وجود آمده است.
زمانی که کشوری از حالت سنتی خود به به سمت مدرن شدن حرکت کند، این حرکت به همراه خود تغییراتی را نیز به دنبال دارد. قطعا مردان تحصیل کرده عربستان نیاز به زنانی داشتند که در سطح خودشان باشند. به بیان دیگر این توقع را نه زنان، بلکه مردان جامعه عربستان به وجود آوردهاند که با زنی زندگی کنند که از سواد و فرهنگ متناسب با خودشان برخوردار باشد. در نتیجه زنان عربستانی وارد عرصه آموزش شدند.
حضور زنان در عرصه آموزش نیز مقتضیات خاص خود را میطلبید. نظام مردسالار عربستان بر این مهم تاکید داشت که معلم و آموزش دهندگان دختران و زنان باید از جنس خودشان باشند که با این اقدام زنان عربستان وارد بازار کار نیز شدند. با به وجود آمدن اینگونه تغییرات و تحولات که هرکدام آزادی های دیگری را میطلبیدند نوعی انقلاب فرهنگی در عربستان ظهور کرد.
به نظر میرسد عربستان برای کاهش شکاف زیاد میان مرد و زن در این کشور که آن را تبدیل به بی عدالتی میکرد و همچنین تحقق سند ۲۰۳۰ در این جامعه که برای عربستان چشم انداز پیشرفت است، دست به این اقدامات زده است. البته در این میان نباید از تاثیر بسزای رهبران جوان و تحصیل کرده این کشور در اقدامات صورت گرفته چشم پوشی کرد.
ریشه اصلاحات اخیر عربستان را میتوان بالارفتن سطح سواد عمومی، رشد شهرنشینی، رهبران تحصیل کرده و کاهش فشارهای خارجی و داخلی بر این کشور دانست. اما نباید از این مهم غافل شد که اقدام به تغییرات اساسی با سرعت بالا آن هم در جامعه سنتی عربستان میتواند پیامدهای ناگواری را نیز به همراه داشته باشد. مطمئنا اینگونه اصلاحات از داخل این کشور با مخالفتهای بسیاری روبرو خواهد شد و اجرای آن به سادگی نخواهد بود.
حسین جمشیدی
- 17
- 3





























