مهمترین عناوین خبری
یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴
۱۸:۳۵ - ۱۸ شهریور ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۶۰۴۲۵۲
احزاب، تشکل ها، شخصیت ها

احزاب؛ بسترساز کادرسازی سیاسی و چرخش نیروها یا مانع؟

احزاب,اخبار سیاسی,خبرهای سیاسی,احزاب و شخصیتها
 تحزب در ایران با چالش های عدیده ای دست و پنجه نرم می کند، از بزرگترین این مشکلات رکود مفرط و ثبات چندین دهه در صدر مدیریت احزاب و مسئولیت های سیاسی کلان کشور است.

به گزارش خبرآنلاین، چرخش نیروهای سیاسی تبدیل به امر غریبی در سیاست ایران شده است، هنوز هم وقتی همایش و کنگره ای برپا می شود یا سیاسیون یک تشکل سیاسی دور هم جمع می شوند تا کرسی های ریاست درون تشکیلاتی را تقسیم کنند باز هم نام چهره هایی از صندوق بیرون می آید که روزگار سیاست ورزی شان را از دهه ۶۰ آغاز کرده اند یا حتی پیشتر از آن در ایام مبارزات انقلابی؛ «مردان نسل اول انقلاب»

 

گرچه نمی توان منکر شد گاها اسامی سیاسیون جوان هم به چشم می خورد اما گویی جوانان تنها تبدیل به زینت المجالس سیاسی شده اند. نه خبری از کادرسازی سیاسی است نه تمایلی به کنار رفتن از صحنه سیاست از سوی نسل اولی ها. 

 

بعضی ها می گویند ساختار حزبی در ایران جا نیفتاده است و همین چرخش نخبگان را با دشواری همراه می کند. این رویه نه اصلاح طلب می شناسد، نه اصولگرا. البته گاهی در بین گروه ها بارقه هایی از امیدی دیده می شود. 

 

پیرمردها در اتاق های فکر

سخن گفتن از جوانگرایی البته به این معنا نیست که پیرمردها به کلی بازنشسته شوند. کهنه کارها در طی چندین دهه فعالیت سیاسی تجاربی به دست آورده اند که انتقالش به جوان ها می تواند چراغ راه تصمیم گیری ها باشد. با این حال برخی بر این اعتقادند که پیرمردها باید خود را از تصمیم گیری های سیاسی دور نگه دارند و بیشتر به سمت تصمیم سازی حرکت کنند. چیزی که علی اکبر ناطق نوری سالها قبل به آن عمل کرد و تاکید کرد که کهنه کاران باید اتاق فکر  تشکیل دهند. تشکیل این اتاق فکر ها که از سوی بعضی چهره های دو جریان مثل عارف و باهنر مورد استقبال قرار گرفته می تواند در بزنگاه ها دو جریان را برای رایزنی و تعامل رو به روی هم بنشاند.

 

ترس از واگذاری مسئولیت به جوانان

معصومه ابتکار معاون رئیس جمهور و فعال سیاسی اصلاح طلب می گوید: «به لحاظ احساس شرایط بحرانی حتی احزاب جرأت نمی کنند کار را به جوان ترها بسپارند. کسانی به عرصه فعالیت های سیاسی آمدند آنقدر هزینه دادند، آنقدر آسیب دیدند که روند عادی طی نشد تا امروز جوانان به طور عادی در حزب بالا بیایند و بتوانند به براساس ایده، فکر، خلاقیت و نوآوری شان کار کنند.» 

 

شاید بر اساس همین رویکرد است که وقتی کسانی مثل ناطق نوری از کمی از فعالیت رسمی در عرصه سیاسی دور شدند، مورد نقد قرار گرفتند و بارها در ادوار مختلف انتخابات به آنها برای کاندیداتوری اصرار شد.

 

چندی پیش حجت الاسلام ناطق نوری درباره دلیل کنارگیری از مسئولیت های مختلف تاکید کرد: «یکی از مشکلات گروه‌های سیاسی، فقدان جوان‌گرایی است، اگر از مسئولیتی کناره‌گیری می‌کنم، دلیل اصلی آن باز گذاشتن میدان برای نسل جدید‌تر است، اگر چه این منافاتی با حضور در موقعیت‌های مشورتی که تجربه افراد در آن‌ها کارساز است ندارد.»

 

امان از احساس وظیفه و خدمت

اما در مقابل این نگاه ایثاگرایانه برای فرصت دهی به جوانان، دیدگاه دیگری هم وجود دارد که می توان نمادش را در صحبت های حدادعادل مشاهده کرد، او وقتی مورد سئوال قرار گرفت که به عنوان یک چهره سیاسی، موقع بازنشستگی چهره های سیاسی را چه زمانی می داند؟ جواب داد: «حالا شما چه نگرانی دارید از اینکه یک کسی در هر سن و سالی تا هر وقتی می تواند خدمت خود را کند؟ آن کسی که شما دنبال بازنشستگی اش هستید، جایی بر جوانی تنگ کرده است؟ نگران نباشید. ما وظیفه ای نسبت به انقلاب داریم که سن و سال نمی شناسد. مگر امام خمینی سن و سال داشت که یک روز بگوید من از امروز رهبری را کنار گذاشتم؟ این یک وظیفه است و ما با خدای خود عهد کردیم از اول جوانی تا آخر عمر انشالله در این صراط باشیم.» 

 

آینده الله‎بختکی کشور

فارغ از اینکه کدام جناح سیاسی در چرخش عادی نیروهای جوان پیشروتر عمل می کند، مهم این است که هیچ یک نمی توانند کتمان کنند که تغییر نسلی در عرصه سیاسی ایران به کُندی انجام می‌شود و نمودار متوسط سن نمایندگان ادوار مختلف مجلس شورای اسلامی و اعضای دولت از ابتدای انقلاب تاکنون روند صعودی دارد. البته برخی این ویژگی را یک حُسن می دانند چون معتقدند حضور افراد با تجربه در عرصه تصمیم گیری، کشور را از پرداخت هزینه های آزمون و خطا مصون نگه می دارد اما در مقابل گروهی هم هستند که درباره سایه افکندن کم تحرکی و محافظه کاری بر عرصه سیاسی کشور هشدار می دهند و ایده درنظر گرفتن سنی را برای بازنشستگی سیاسیون پیشنهاد می کنند.

 

اما عباس عبدی تحلیلگر مسائل سیاسی نگاه دیگری دارد، او می گوید: «قرار نیست به کسی گفته شود، کنار برود تا کس دیگری جای او بیاید. گردش نخبگان جز با رقابت آزاد و منصفانه در درون احزاب انجام نخواهد شد اما در ایران این اتفاق نمی افتد. بر همین اساس آینده کشور الله بختکی خواهد بود.»

 

پایداری و ماندگاری سیاسیونِ لایق در عرصه سیاست تا آخر عمر

مخالفان ایده تعیین سن برای بازنشستگی سیاسی دلیل و برهان شان این است که در کشورهای توسعه یافته فعالیت سیاسی بدون سقف سنی انجام می شود و هیچ قاعده ای هم برای آن وجود ندارد اما باید دو سطح کنش سیاسی یعنی «اجرا» و «نظر» را از یکدیگر متمایز کرد چرا که تنها راه چرخش سیاستمداران در عرصه اجرا، وجود رقابت است.

براساس همین نگرش قرار نیست کسی از عرصه سیاسی کنار برود بلکه اگر رقابت باشد و کسی نتواند نیروهای موجود را در رقابتی آزاد و عادلانه کنار بزند همین نیروها باید بمانند اما در فضای غیررقابتی نیروهایی سرکار می آیند که اساسا معلوم نیست که چه رفتاری از خودشان نشان می دهند.نمونه ای از این رفتار در احمدی نژاد مشاهده شد، نیرویی سیاسی که نظام حاکمیتی ابتدا در مورد آن فکر ديگري می کرد اما در عمل با شکل دیگری از رفتارها از سوی او مواجه شد. 

 

مصطفی پورمحمدی عضو جامعه روحانیت مبارز تهران نیز بر همین عقیده است که «تعیین سنی برای بازنشستگی اجرایی منطق درستی دارد اما درباره بازنشستگی سیاسی خیر. مدیران اجرایی هرچه جوان تر باشند با انرژی، انگیزه، قدرت تحمل، نوآوری و خلاقیت بیشتر عمل می کنند و مفیدتر هستند ولی در حوزه مسائل اجتماعی و مسائل سیاسی سن، پختگی و تجربه بیشتر یک ظرفیت و اندوخته بسیار ارزشمندی است که نباید آن ظرفیت را از دست داد. تمام جوامع پیشرو در مدار مدنیت از ظرفیت های نخبگی شان کمال استفاده را می کنند».

 

البته این را هم نباید از نظر دور داشت که معطل ماندن امر کادرسازی و پرورش نیرو در احزاب کشور فقط به مسئله کُندی جابه جایی نیروها در صدر مدیریتی آنها بر نمی گردد محمدناظمی اردکانی عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین و وزیر دولت نهم بر این دیدگاه صحه می گذارد و تأکید می کند: «اینکه شخصیتها و افراد سیاسی حاضر نیستند هزینه های فعالیت حزبی را بپردازند یک ضعف و عیب بزرگی است. کار حزبی و سیاسی، یک کار نخبگی است و لازم است فردی که در این وادی وارد می شود از خود ظرفیت نشان دهد چه در شرایطی که پیروز یا شکست می خورد. از اینکه در کشور بالغ بر ۳۰۰ تشکل حزبی و سیاسی وجود دارد که بعضا یک اسم و اساسنامه روی کاغذ هستند به جهت این است که یک فرد تا زمانی که مورد حمایت و معرفی یک حزب و جریان به نفعش باشد و او خود را جدا نمی بیند اما همین که به هر دلیلی در انتخابات یا غیر انتخابات مورد حمایت آن جریان یا حزب قرار نگرفت جدا شده و تشکل جدیدی را خودخواهانه تأسیس می کند که این دور باطلی است و عاملی برای این است که تحزب گرایی در کشور شکل نگیرند.» 

 

از این سخن برمی آید که اساسا حزب واقعی در ایران وجود ندارد که بخواهد کادرسازی کند؛ عبدالرضا مصری عضو شورای مرکزی حزب موتلفه بر همین باور است و می گوید: «این جمعیتی که احزاب ما دارند؛ آن جمعیتی نیست که بتواند تاثیر گذار باشد.حزبی که ما از آن صحبت می کنیم وقتی حاکم شد از کادر جوانی که پیش از این، تربیت کرده، استفاده مي‎کند. در حال حاضر ما حزبی نداریم که بخواهد حاکم شود. همیشه در کشور ما این اشخاص هستند که رای می آورند و مردم به افراد اقبال نشان مي‎دهند نه به احزاب؛ اگر ما حزب داشتیم و حزب رای می آورد، این حزب می توانست چرخش نخبگان را به عهده بگیرد. به اين ترتيب افرادی روی کار می آیند که قبلا در آن حوزه پا به پای دولت فعالیت کرده اند. یعنی وقتی یک حزبی حاکم می شود، حزب رقیب معادل افراد کابینه، از اعضایی که خود پرورش داده است، دولت در سايه تشکيل مي‎دهد. به اين ترتيب در طول یک دوره، تمام امور مربوط به هر حوزه زیر نظر دولت در سايه قرار می گیرد و همانند یک وزیر در حزب کار می کند. چهار سال بعد وقتی آن حزب رای آورد؛ همان فردی که در طول این مدت وزیر سایه بوده است کار وزارت را به عهده می گیرد. اما چنین روندی در کشور نیست.»

 

مشکل جوانگرایی خود احزاب هستند؟

اما بعد از گذشته حدود ۴ دهه از پیروزی انقلاب زمان آن رسیده که جوانگرایی در عرصه سیاسی و مدیریت کشور از حالت شعار به گفتمان و باور و از گفتمان و باور به عمل تبدیل شود. اما وقتی احزاب کارایی لازم را در این حوزه ندارند، چه باید کرد آیا می شود به سمت آزمون و خطا رفت؟ مسعود پزشکیان نایب رئیس مجلس شورای اسلامی و از وزیران دولت اصلاحات منتقد رجوع به روش آزمون و خطا در جوانگرایی مدیریتی است و می گوید «نمی توانیم بگوییم این فرد خوب است یا بد چراکه اساسا بحث خوبی و بدی افراد نیست بلکه بحث این است که امکان ندارد فردی بدون طی کردن مراحل بتواند تصمیم درست بگیرد و وقتی نمی تواند تصیم درست بگیرد تصمیماتش باعث ایجاد چالش های متعدد می شود و مشکلات عدیده ای بوجود می آورد. اساسا مشکل ما خود احزاب است که اعضای آنها زبان و برنامه مشترک برای حل مشکلات ندارند اگر داشتند قطعا می توانستند برای معضلات امروز کشور گام مثبتی بردارند. متاسفانه در این سالها فقط دست به آزمون و خطا زدیم فردی را به کاری گماشتیم و تا نتیجه مطلوب نگرفتیم مدیر را تغییر دادیم و گفتیم "این که نشد" درحالی که هیچ کسی سوال اصلی را نپرسید یعنی نگفت چه چیزی می خواهیم و باید برای آن چه کاری بکنیم ؟»

 

پیش بینی بحران در چند سال آینده

گرچه همه فعالان سیاسی منتقد فقدان وجود حزب فراگیر در کشور هستند اما خود بیرون گود نشسته اند و می گویند لنگش کن. همچون محمدرضا عارف که می‌گوید: «قطعا همه احزاب و نهادها باید مهمترین مسئله خود را کادرسازی بدانند چراکه ما اگر به همین روال بخواهیم پیش برویم قطعا در چندسال آینده با یک بحران روبه رو خواهیم شد». او که امروز با انتقادهای جدی درباره کمرنگ کردن نقش احزاب و پررنگ کردن نقش شخصیت های حقیقی در تصمیم گیری های شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان مواجه است وعده داده که «اصلاح طلبان قطعا خود را اصلاح خواهند کرد و هرجایی ایراد و اشکالاتی داشته باشد با شهامت آنها را می پذیرند و خود را اصلاح می کنیم؛ یادمان نمی رود ما اصلاح طلبیم و و اصلاح را باید از خودمان شروع کنیم».

 

جوانگرایی از راست تا چپ

البته گاهی در بین گروه های سیاسی بارقه هایی امیدی دیده می شود. مثلا همین هفته گذشته بود که یک تشکل اصولگرا دبیرکل خود را از بین جوانان انتخاب کرد. جمعیت ایثارگران از اردوگاه اصولگرایی اعلام کرد با هدف جوانگرایی حسین فدایی جای خود را در دبیرکلی این حزب به جواد عامری سپرد.محمد فروزنده سخنگوی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در همین رابطه گفت: «اصرار دبیرکل بر رویکرد جوانگرایی و نخبه‌گرایی موجب شد تا چندین جلسه در مورد این موضوع برگزار و بحث شود. نهايتا به این نتیجه رسیدیم که فضا باید برای گردش نخبگان و عرض اندام بیشتر جوان ها باز شود البته این به این معنی نیست که امثال آقای فدایی دیگر در تشکل حضور نداشته باشند بلکه حضورشان فعال‌تر اما با نقش راهبردی برای کمک به جوانترها است تا آینده تشکل تضمین شود.»

 

اما در همین اتفاق نیز نقد و انتقاد کم نبود علی یوسف پور عضو هیأت موسس جمعیت ایثارگران معتقد است این جابه جایی راه به جایی نمی برد« آقای فدایی وقت زیاد می گذاشت و نقش محوری داشت اما انتقاد وارد نیز طولانی شدن مدت دبیرکلی بود که باعث شد ایثارگران از آن اوج اقتداری که در سال های ۸۴ و ۸۵ داشت به تدریج نزول کند و الان نقش ضعیفی در رسانه ها و اخبار و تحولات سیاسی دارد. آقای عامری انتخاب خوبی است ولی فکر نمی کنم تحول عمیق و جهشی در عملکر جمعیت ایثارگران ایجاد شود.»

 

یا در سویی دیگر حزب ندا یک حزب جوان اصلاح طلب که شروعش را با دبیرکلی یک جوان طی کرده بود در جدیدترین رای گیری به یک دبیرکل نسل اولی انقلاب رسید؛ صادق خرازی. گویی باز هم قرعه به نام پیرمردان سیاست افتاده است.

 

در مجموع راه دیگری غیر از نهادینه کردن تحزب برای کادرسازی و جوان کردن سرمایه مدیریت کشور وجود ندارد هر مجموعه دیگری هم این کار را بخواهد انجام دهد یا ادعا کند بدون رویکرد حزبی ایفاگر این نقش خواهد بود؛ در عمل و نهایت یک نوع حزب نانوشته و غیررسمی است که تعهدات و مسئولیت های حزبی را نمی پذیرد ولی می خواهد از منافع آن بهره مند شود. حال باید دید با وجودی که اکثریت قریب به اتفاق شخصیت های سیاسی کشور اعم از اصولگرا و اصلاح طلب به ضرورت و اهمیت نهادینه سازی جایگاه احزاب برای آینده کشور اذعان دارند خودشان چقدر در عمل آستین ها را بالا می زنند و حاضر خواهند بود به دور از شعارگرایی در این حوزه اقدام موثر انجام دهند.

 

تحزب در ایران با چالش های عدیده ای دست و پنجه نرم می کند، از بزرگترین این مشکلات رکود مفرط و ثبات چندین دهه در صدر مدیریت احزاب و مسئولیت های سیاسی کلان کشور است.

 

چرخش نیروهای سیاسی تبدیل به امر غریبی در سیاست ایران شده است، هنوز هم وقتی همایش و کنگره ای برپا می شود یا سیاسیون یک تشکل سیاسی دور هم جمع می شوند تا کرسی های ریاست درون تشکیلاتی را تقسیم کنند باز هم نام چهره هایی از صندوق بیرون می آید که روزگار سیاست ورزی شان را از دهه ۶۰ آغاز کرده اند یا حتی پیشتر از آن در ایام مبارزات انقلابی؛ «مردان نسل اول انقلاب»

 

گرچه نمی توان منکر شد گاها اسامی سیاسیون جوان هم به چشم می خورد اما گویی جوانان تنها تبدیل به زینت المجالس سیاسی شده اند. نه خبری از کادرسازی سیاسی است نه تمایلی به کنار رفتن از صحنه سیاست از سوی نسل اولی ها. 

 

بعضی ها می گویند ساختار حزبی در ایران جا نیفتاده است و همین چرخش نخبگان را با دشواری همراه می کند. این رویه نه اصلاح طلب می شناسد، نه اصولگرا. البته گاهی در بین گروه ها بارقه هایی از امیدی دیده می شود. 

 

پیرمردها در اتاق های فکر

سخن گفتن از جوانگرایی البته به این معنا نیست که پیرمردها به کلی بازنشسته شوند. کهنه کارها در طی چندین دهه فعالیت سیاسی تجاربی به دست آورده اند که انتقالش به جوان ها می تواند چراغ راه تصمیم گیری ها باشد. با این حال برخی بر این اعتقادند که پیرمردها باید خود را از تصمیم گیری های سیاسی دور نگه دارند و بیشتر به سمت تصمیم سازی حرکت کنند. چیزی که علی اکبر ناطق نوری سالها قبل به آن عمل کرد و تاکید کرد که کهنه کاران باید اتاق فکر  تشکیل دهند. تشکیل این اتاق فکر ها که از سوی بعضی چهره های دو جریان مثل عارف و باهنر مورد استقبال قرار گرفته می تواند در بزنگاه ها دو جریان را برای رایزنی و تعامل رو به روی هم بنشاند.

 

ترس از واگذاری مسئولیت به جوانان

معصومه ابتکار معاون رئیس جمهور و فعال سیاسی اصلاح طلب می گوید: «به لحاظ احساس شرایط بحرانی حتی احزاب جرأت نمی کنند کار را به جوان ترها بسپارند. کسانی به عرصه فعالیت های سیاسی آمدند آنقدر هزینه دادند، آنقدر آسیب دیدند که روند عادی طی نشد تا امروز جوانان به طور عادی در حزب بالا بیایند و بتوانند به براساس ایده، فکر، خلاقیت و نوآوری شان کار کنند.» 

 

شاید بر اساس همین رویکرد است که وقتی کسانی مثل ناطق نوری از کمی از فعالیت رسمی در عرصه سیاسی دور شدند، مورد نقد قرار گرفتند و بارها در ادوار مختلف انتخابات به آنها برای کاندیداتوری اصرار شد.

 

چندی پیش حجت الاسلام ناطق نوری درباره دلیل کنارگیری از مسئولیت های مختلف تاکید کرد: «یکی از مشکلات گروه‌های سیاسی، فقدان جوان‌گرایی است، اگر از مسئولیتی کناره‌گیری می‌کنم، دلیل اصلی آن باز گذاشتن میدان برای نسل جدید‌تر است، اگر چه این منافاتی با حضور در موقعیت‌های مشورتی که تجربه افراد در آن‌ها کارساز است ندارد.»

 

امان از احساس وظیفه و خدمت

اما در مقابل این نگاه ایثاگرایانه برای فرصت دهی به جوانان، دیدگاه دیگری هم وجود دارد که می توان نمادش را در صحبت های حدادعادل مشاهده کرد، او وقتی مورد سئوال قرار گرفت که به عنوان یک چهره سیاسی، موقع بازنشستگی چهره های سیاسی را چه زمانی می داند؟ جواب داد: «حالا شما چه نگرانی دارید از اینکه یک کسی در هر سن و سالی تا هر وقتی می تواند خدمت خود را کند؟ آن کسی که شما دنبال بازنشستگی اش هستید، جایی بر جوانی تنگ کرده است؟ نگران نباشید. ما وظیفه ای نسبت به انقلاب داریم که سن و سال نمی شناسد. مگر امام خمینی سن و سال داشت که یک روز بگوید من از امروز رهبری را کنار گذاشتم؟ این یک وظیفه است و ما با خدای خود عهد کردیم از اول جوانی تا آخر عمر انشالله در این صراط باشیم.» 

 

آینده الله‎بختکی کشور

فارغ از اینکه کدام جناح سیاسی در چرخش عادی نیروهای جوان پیشروتر عمل می کند، مهم این است که هیچ یک نمی توانند کتمان کنند که تغییر نسلی در عرصه سیاسی ایران به کُندی انجام می‌شود و نمودار متوسط سن نمایندگان ادوار مختلف مجلس شورای اسلامی و اعضای دولت از ابتدای انقلاب تاکنون روند صعودی دارد. البته برخی این ویژگی را یک حُسن می دانند چون معتقدند حضور افراد با تجربه در عرصه تصمیم گیری، کشور را از پرداخت هزینه های آزمون و خطا مصون نگه می دارد اما در مقابل گروهی هم هستند که درباره سایه افکندن کم تحرکی و محافظه کاری بر عرصه سیاسی کشور هشدار می دهند و ایده درنظر گرفتن سنی را برای بازنشستگی سیاسیون پیشنهاد می کنند.

 

اما عباس عبدی تحلیلگر مسائل سیاسی نگاه دیگری دارد، او می گوید: «قرار نیست به کسی گفته شود، کنار برود تا کس دیگری جای او بیاید. گردش نخبگان جز با رقابت آزاد و منصفانه در درون احزاب انجام نخواهد شد اما در ایران این اتفاق نمی افتد. بر همین اساس آینده کشور الله بختکی خواهد بود.»

 

پایداری و ماندگاری سیاسیونِ لایق در عرصه سیاست تا آخر عمر

مخالفان ایده تعیین سن برای بازنشستگی سیاسی دلیل و برهان شان این است که در کشورهای توسعه یافته فعالیت سیاسی بدون سقف سنی انجام می شود و هیچ قاعده ای هم برای آن وجود ندارد اما باید دو سطح کنش سیاسی یعنی «اجرا» و «نظر» را از یکدیگر متمایز کرد چرا که تنها راه چرخش سیاستمداران در عرصه اجرا، وجود رقابت است.

 

براساس همین نگرش قرار نیست کسی از عرصه سیاسی کنار برود بلکه اگر رقابت باشد و کسی نتواند نیروهای موجود را در رقابتی آزاد و عادلانه کنار بزند همین نیروها باید بمانند اما در فضای غیررقابتی نیروهایی سرکار می آیند که اساسا معلوم نیست که چه رفتاری از خودشان نشان می دهند.نمونه ای از این رفتار در احمدی نژاد مشاهده شد، نیرویی سیاسی که نظام حاکمیتی ابتدا در مورد آن فکر ديگري می کرد اما در عمل با شکل دیگری از رفتارها از سوی او مواجه شد. 

 

مصطفی پورمحمدی عضو جامعه روحانیت مبارز تهران نیز بر همین عقیده است که «تعیین سنی برای بازنشستگی اجرایی منطق درستی دارد اما درباره بازنشستگی سیاسی خیر. مدیران اجرایی هرچه جوان تر باشند با انرژی، انگیزه، قدرت تحمل، نوآوری و خلاقیت بیشتر عمل می کنند و مفیدتر هستند ولی در حوزه مسائل اجتماعی و مسائل سیاسی سن، پختگی و تجربه بیشتر یک ظرفیت و اندوخته بسیار ارزشمندی است که نباید آن ظرفیت را از دست داد. تمام جوامع پیشرو در مدار مدنیت از ظرفیت های نخبگی شان کمال استفاده را می کنند».

 

البته این را هم نباید از نظر دور داشت که معطل ماندن امر کادرسازی و پرورش نیرو در احزاب کشور فقط به مسئله کُندی جابه جایی نیروها در صدر مدیریتی آنها بر نمی گردد محمدناظمی اردکانی عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین و وزیر دولت نهم بر این دیدگاه صحه می گذارد و تأکید می کند: «اینکه شخصیتها و افراد سیاسی حاضر نیستند هزینه های فعالیت حزبی را بپردازند یک ضعف و عیب بزرگی است. کار حزبی و سیاسی، یک کار نخبگی است و لازم است فردی که در این وادی وارد می شود از خود ظرفیت نشان دهد چه در شرایطی که پیروز یا شکست می خورد. از اینکه در کشور بالغ بر ۳۰۰ تشکل حزبی و سیاسی وجود دارد که بعضا یک اسم و اساسنامه روی کاغذ هستند به جهت این است که یک فرد تا زمانی که مورد حمایت و معرفی یک حزب و جریان به نفعش باشد و او خود را جدا نمی بیند اما همین که به هر دلیلی در انتخابات یا غیر انتخابات مورد حمایت آن جریان یا حزب قرار نگرفت جدا شده و تشکل جدیدی را خودخواهانه تأسیس می کند که این دور باطلی است و عاملی برای این است که تحزب گرایی در کشور شکل نگیرند.»

 

از این سخن برمی آید که اساسا حزب واقعی در ایران وجود ندارد که بخواهد کادرسازی کند؛ عبدالرضا مصری عضو شورای مرکزی حزب موتلفه بر همین باور است و می گوید: «این جمعیتی که احزاب ما دارند؛ آن جمعیتی نیست که بتواند تاثیر گذار باشد.حزبی که ما از آن صحبت می کنیم وقتی حاکم شد از کادر جوانی که پیش از این، تربیت کرده، استفاده مي‎کند. در حال حاضر ما حزبی نداریم که بخواهد حاکم شود. همیشه در کشور ما این اشخاص هستند که رای می آورند و مردم به افراد اقبال نشان مي‎دهند نه به احزاب؛ اگر ما حزب داشتیم و حزب رای می آورد، این حزب می توانست چرخش نخبگان را به عهده بگیرد. به اين ترتيب افرادی روی کار می آیند که قبلا در آن حوزه پا به پای دولت فعالیت کرده اند. یعنی وقتی یک حزبی حاکم می شود، حزب رقیب معادل افراد کابینه، از اعضایی که خود پرورش داده است، دولت در سايه تشکيل مي‎دهد. به اين ترتيب در طول یک دوره، تمام امور مربوط به هر حوزه زیر نظر دولت در سايه قرار می گیرد و همانند یک وزیر در حزب کار می کند. چهار سال بعد وقتی آن حزب رای آورد؛ همان فردی که در طول این مدت وزیر سایه بوده است کار وزارت را به عهده می گیرد. اما چنین روندی در کشور نیست.»

 

مشکل جوانگرایی خود احزاب هستند؟

اما بعد از گذشته حدود ۴ دهه از پیروزی انقلاب زمان آن رسیده که جوانگرایی در عرصه سیاسی و مدیریت کشور از حالت شعار به گفتمان و باور و از گفتمان و باور به عمل تبدیل شود. اما وقتی احزاب کارایی لازم را در این حوزه ندارند، چه باید کرد آیا می شود به سمت آزمون و خطا رفت؟ مسعود پزشکیان نایب رئیس مجلس شورای اسلامی و از وزیران دولت اصلاحات منتقد رجوع به روش آزمون و خطا در جوانگرایی مدیریتی است و می گوید «نمی توانیم بگوییم این فرد خوب است یا بد چراکه اساسا بحث خوبی و بدی افراد نیست بلکه بحث این است که امکان ندارد فردی بدون طی کردن مراحل بتواند تصمیم درست بگیرد و وقتی نمی تواند تصیم درست بگیرد تصمیماتش باعث ایجاد چالش های متعدد می شود و مشکلات عدیده ای بوجود می آورد. اساسا مشکل ما خود احزاب است که اعضای آنها زبان و برنامه مشترک برای حل مشکلات ندارند اگر داشتند قطعا می توانستند برای معضلات امروز کشور گام مثبتی بردارند. متاسفانه در این سالها فقط دست به آزمون و خطا زدیم فردی را به کاری گماشتیم و تا نتیجه مطلوب نگرفتیم مدیر را تغییر دادیم و گفتیم "این که نشد" درحالی که هیچ کسی سوال اصلی را نپرسید یعنی نگفت چه چیزی می خواهیم و باید برای آن چه کاری بکنیم ؟»

 

پیش بینی بحران در چند سال آینده

گرچه همه فعالان سیاسی منتقد فقدان وجود حزب فراگیر در کشور هستند اما خود بیرون گود نشسته اند و می گویند لنگش کن. همچون محمدرضا عارف که می‌گوید: «قطعا همه احزاب و نهادها باید مهمترین مسئله خود را کادرسازی بدانند چراکه ما اگر به همین روال بخواهیم پیش برویم قطعا در چندسال آینده با یک بحران روبه رو خواهیم شد». او که امروز با انتقادهای جدی درباره کمرنگ کردن نقش احزاب و پررنگ کردن نقش شخصیت های حقیقی در تصمیم گیری های شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان مواجه است وعده داده که «اصلاح طلبان قطعا خود را اصلاح خواهند کرد و هرجایی ایراد و اشکالاتی داشته باشد با شهامت آنها را می پذیرند و خود را اصلاح می کنیم؛ یادمان نمی رود ما اصلاح طلبیم و و اصلاح را باید از خودمان شروع کنیم».

 

 

جوانگرایی از راست تا چپ

البته گاهی در بین گروه های سیاسی بارقه هایی امیدی دیده می شود. مثلا همین هفته گذشته بود که یک تشکل اصولگرا دبیرکل خود را از بین جوانان انتخاب کرد. جمعیت ایثارگران از اردوگاه اصولگرایی اعلام کرد با هدف جوانگرایی حسین فدایی جای خود را در دبیرکلی این حزب به جواد عامری سپرد.محمد فروزنده سخنگوی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در همین رابطه گفت: «اصرار دبیرکل بر رویکرد جوانگرایی و نخبه‌گرایی موجب شد تا چندین جلسه در مورد این موضوع برگزار و بحث شود. نهايتا به این نتیجه رسیدیم که فضا باید برای گردش نخبگان و عرض اندام بیشتر جوان ها باز شود البته این به این معنی نیست که امثال آقای فدایی دیگر در تشکل حضور نداشته باشند بلکه حضورشان فعال‌تر اما با نقش راهبردی برای کمک به جوانترها است تا آینده تشکل تضمین شود.»

 

اما در همین اتفاق نیز نقد و انتقاد کم نبود علی یوسف پور عضو هیأت موسس جمعیت ایثارگران معتقد است این جابه جایی راه به جایی نمی برد« آقای فدایی وقت زیاد می گذاشت و نقش محوری داشت اما انتقاد وارد نیز طولانی شدن مدت دبیرکلی بود که باعث شد ایثارگران از آن اوج اقتداری که در سال های ۸۴ و ۸۵ داشت به تدریج نزول کند و الان نقش ضعیفی در رسانه ها و اخبار و تحولات سیاسی دارد. آقای عامری انتخاب خوبی است ولی فکر نمی کنم تحول عمیق و جهشی در عملکر جمعیت ایثارگران ایجاد شود.»

 

یا در سویی دیگر حزب ندا یک حزب جوان اصلاح طلب که شروعش را با دبیرکلی یک جوان طی کرده بود در جدیدترین رای گیری به یک دبیرکل نسل اولی انقلاب رسید؛ صادق خرازی. گویی باز هم قرعه به نام پیرمردان سیاست افتاده است. 

 

در مجموع راه دیگری غیر از نهادینه کردن تحزب برای کادرسازی و جوان کردن سرمایه مدیریت کشور وجود ندارد هر مجموعه دیگری هم این کار را بخواهد انجام دهد یا ادعا کند بدون رویکرد حزبی ایفاگر این نقش خواهد بود؛ در عمل و نهایت یک نوع حزب نانوشته و غیررسمی است که تعهدات و مسئولیت های حزبی را نمی پذیرد ولی می خواهد از منافع آن بهره مند شود. حال باید دید با وجودی که اکثریت قریب به اتفاق شخصیت های سیاسی کشور اعم از اصولگرا و اصلاح طلب به ضرورت و اهمیت نهادینه سازی جایگاه احزاب برای آینده کشور اذعان دارند خودشان چقدر در عمل آستین ها را بالا می زنند و حاضر خواهند بود به دور از شعارگرایی در این حوزه اقدام موثر انجام دهند.

 

 «باید زمینه را برای ورود جوانان فراهم کنیم!» جمله‌ای که هرازگاهی از زبان یک چهره سیاسی شنیده می شود اما هنوز هم ریش و موی سپید سیاسیون تصمیم گیر روایت های دیگری می کنند. پیرمردهای خسته به جای آنکه از اتاق حزب خود به اتاق فکرها بروند هنوز در بزنگاه ها می خواهند تصمیم گیری کنند. چند دقیقه فرض کنید رئیس جمهور شده اید و حالا باید در اولین اقدام اعضای کابینه خود را تعیین کنید. گزینه‌هایتان برای وزارت کشور، اقتصاد و ... چه کسانی هستند؟ اگر اصلاح طلب هستید احتمالا برای وزارت کشور از موسوی لاری و عبدالله نوری نام می برید و اگر خود را متعلق به جناح راست می دانید نام رحمانی فضلی به ذهن می رسد، محتمل ترین گزینه ها. 

 

 

برای وزارتخانه های دیگر هم وضع همین است. گزینه ها تکراری اند. تکراری بودن را در بعضی ادوار انتخابات ریاست جمهوری هم می‌شود دید. در هر جناحی گروهی هستند که علاقه خاصی به مطرح کردن نام روسای دولت یا نامزدهای قبلی ریاست جمهوری دارند، انگار نه انگار که میلیون ها نفر دیگر هم می توانند شانس خود را امتحان کنند. اکنون چهار دهه از انقلاب گذشته است و سیاسیون نسل اولی انقلاب هم باید مثل خیلی دیگر از هم نسلان  خود استراحت کنند. اما گویا نه خود علاقه ای دارند که دست از سیاست بکشند و نه دیگران چنین اجازه ای را به آنها می دهند. 

 

آلبوم عکس ها و حضور دوباره نسل اولی ها

اگر نسل های بعد از انقلاب به آلبوم تصاویر سیاست مداران دهه اول انقلاب نگاهی بیندازند ممکن است با دیدن چهره های جوان تعجب کنند. حالا هم با گذشت سال ها، بخش بزرگی از سیاست را همان جوانان اول انقلاب تشکیل می دهند. بعضی ها می گویند ساختار حزبی در ایران جا نیفتاده است و همین چرخش نخبگان را با دشواری همراه می کند. اما در بین احزاب موجود هم باز پیرمردها هستند که تصمیم گیرنده اند. این رویه نه اصلاح طلب می شناسد، نه اصولگرا. البته گاهی در بین گروه ها بارقه هایی امیدی دیده می شود. مثلا همین شنبه شب بود که یک تشکل اصولگرا دبیرکل خود را از بین جوانان انتخاب کرد. 

 

یک جوان به جای فدایی نشست

جمعیت ایثارگران هرچند قبلا جوانی به نام محمود احمدی نژاد را وارد عالم سیاست کرد اما این بار تصمیم گرفت جوانگرایی را به راس تشکیلات خود بیاورد. این تشکل جواد عامری را به عنوان جایگزین حسین فدایی مرد پشت پرده اصولگرایان انتخاب کرد. اعضای جمعیت ایثارگران دلیل این جا به جایی را میدان دادن به جوانان خوانده اند؛ اتفاقی که در قُل دیگر این حزب یعنی جمعیت رهپویان با کنار رفتن علیرضا زاکانی هم افتاد. زاکانی هنگام سپردن صندلی اش به پرویز سروری اظهار امیدواری کرد که در دوره جدید حزبش، رویکرد جوانگرایی در آن حاکم شود. البته او گفته که در گذشته هم تعداد اعضای جوان شورای مرکزی افزاش پیدا کرده است. زاکانی با بیان اینکه ضروری است، روح جدیدی در تشکیلات حاکم شود و گردشی در مدیریت جمعیت اتفاق بیفتد، گفت: مدت‌هاست که استعفای خود را از دبیرکلی نوشته‌ام ولی برای ضربه نخوردن به مجموعه، آن را به برگزاری کنگره و آغاز دوره چهارم موکول کرده ام.

 

 

حزب پیرمردهای سیاسی

حزب موتلفه هم که یکی از قدیمی ترین گروه های سیاسی ایران است که اعضای آن بارها از لزوم جوانگرایی در حزب سخن می گفتند.در راستای همین شعارها هم بود که در آخرین رای گیری برای شورای مرکزی این حزب، تعدادی چهره جوان به ترکیب شورای مرکزی اضافه شد. مدتی حتی گفته می شد که محمدنبی حبیبی، دبیر کل این حزب که در هشتمین دهه زندگی خود به سر می برد قرار است جای خود را به یک نیروی جوان بدهد، اما ابقای او نشان داد اعضای حزب هنوز زمان را تغییر دبیر کل موتلفه مساعد نمی دانند. حمیدرضا ترقی، از اعضای ارشد حزب موتلفه در یادداشتی در روزنامه اینترنتی امید ایرانیان نوشته بود، قرار بود جوانگرایی در سطح دبیرکل و سایر سطوح انجام شود اما چون با انتخابات مجلس دهم مصادف شد، شورای مرکزی آقای حبیبی را به‌عنوان دبیرکل ابقا کردند که بتوانند انتخابات را مدیریت کنند.

 

یعنی تغییرات در موتلفه در بسیاری از سطوح بالا نیز تصمیم‌گیری شد اما به دلایل شرایطی که عنوان شد، در آن زمان متوقف شد. در عین حال با آنکه شورای مرکزی حزب به کرسی  هایی را به جوانان سپرد اما در بزنگاه ها و تصمیم گیری های حیاتی حزبی، زور پیرمردها بر جوانان می چربد. مثلا وقتی در انتخابات گذشته جوان ها تاکید کردند میرسلیم باید تا اخر انتخابات بماند، پیرمردها بیانیه دادند و از کاندیدای جمنا حمایت کردند.

 

خون تازه در رگ‌های اصلاح‌طلبان

در بین اصلاح طلبان هم البته تحرکاتی برای تزریق جوانان به اردوگاه خود دیده می شود. تقریبا ورود جوانان به تشکل های اصلاح طلب از انتخابات سال ۹۲ آغاز شده است. بنیاد امید ایرانیان محمدرضا عارف هرچند سالها قبل فعالیت خود را آغاز کرده است اما سال ۹۲ فصل جدیدی برای این نهاد بود. هرچند بنیاد ایرانیان ماهیت سیاسی ندارد و بیشتر مدنی است اما ریاست عارف بر آن، و حضور بعضی چهره های سیاسی این نهاد مدنی را به دور از سیاست هم نگه نداشته است. تشکیل این بنیاد به سال ۸۸ برمی گردد که تعدادی از نیروهای جوان و دانشجو ایده تشکیل این بنیاد را به عارف ارائه کردند.

 

دبیر کل ندا هم یک پیرمرد شد

یکی از تشکل هایی که نامش با جوانان عجین شده است حزب ندای ایرانیان است. ابتدا قرار بود نامش ندا باشد که نسل سوم اصلاح طلبان را معنای می داد. با این حال تغییر نامش خیلی رویکرد جوانگرایی اش را مخفی نمی کرد. صادق خرازی درباره حضور جوانان در این حزب توضیح داده است: «جوانان اصلاح‌طلب در حال پراكنده شدن بودند و سرخورده از درون و وامانده از بيرون تشكل‌ها بودند. پيش من آمدند ماه‌ها بحث شد از عدم باور كار تشكيلاتي تا به باور رسيديم. برخي از رهبران اصلاحات هم توصيه كردند كه كمك‌شان كن. من هم شروع كردم و قدم آخر اين تشكيلات شد.»

 

اما انگار ندا هم می خواهد به جای جوانگرایی دوباره پای پیرمردها را به تصمیم گیری باز کند. ندای ایرانیان از معدود احزابی است که یک جوان بر صندلی دبیر کلی حزب نشسته بود. اما در تصمیم گیری اخیر حزب صادق خرازی وارد گود شد و دبیر کلی را از آن خود کرد.

 

نیمی زنان و جوانان 

در ادامه همین تصمیمات جوانگرایانه در جریان اصلاحات، شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان که تشکل ائتلافی این جریان سیاسی برای چند انتخابات اخیر بود هم در دو انتخابات گذشته سهمیه ای برای حضور زنان و جوانان قائل شد. هرچند در انتخابات مجلس آنگونه که خود می خواست نتوانست عمل کند اما معرفی نامزد ۳۰ ساله به مجلس از دستاوردهای این تشکل برای جوانگرایی بود. در انتخابات شوراها نیز اصلاح طلبان اعلام کردند می خواهند ۵۰ درصد لیست امید جوانان و زنان باشند. حاصل این سیاستگذاری آن شد که اکنون در بعضی شوراها مثل تهران چند چهره جوان حضور دارند.

 

پیرمردها در اتاق های فکر

سخن گفتن از جوانگرایی البته به این معنا نیست که پیرمردها به کلی بازنشسته شوند. کهنه کارها در طی چندین دهه فعالیت سیاسی تجاربی به دست آورده اند که انتقالش به جوان ها می تواند چراغ راه تصمیم گیری ها باشد. با این حال پیرمردها باید خود را از تصمیم گیری های سیاسی دور نگه دارند و بیشتر به سمت تصمیم سازی حرکت کنند. چیزی که علی اکبر ناطق نوری سالها قبل به آن عمل کرد و تاکید کرد که کهنه کاران باید اتاق فکر  تشکیل دهند. تشکیل این اتاق فکر ها که از سوی بعضی چهره های دو جریان مثل عارف و باهنر مورد استقبال قرار گرفته می تواند در بزنگاه ها دو جریان را برای رایزنی و تعامل رو به روی هم بنشاند.

 

 

 

  • 19
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش