یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
۱۷:۳۰ - ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۲۰۴۱۳۳
محیط زیست و گردشگری

توسعه‌ ناپایـدار؛ زخم پنجاه ساله بر تن ایـران

اخبار اجتماعی,خبرهای اجتماعی,محیط زیست,محیط زیست

 نگاه نامزدها و مردم در دوازدهمين کارزار تبليغات انتخابات دوازدهمين دوره رياست‌جمهوري و البته انتخابات شوراي شهر و روستا به حل مشکلات محيط‌زيستي گره خورده است. هر ۶ نامزد رياست‌جمهوري که تاکنون دوبار در مناظره‌هاي تلويزيوني دربرابر مردم ايستاده و از ديدگاه‌ها و نه برنامه‌هايشان گفته‌اند، به حل مشکلاتي مانند آلودگي‌هوا، کاهش منابع آب، تفکيک زباله در مبدأ و احياي تالاب‌ها اشاره کرده‌اند. محيط‌زيست تا پيش‌ازاين در هيچ‌کدام از مناظره‌هاي انتخاباتي مورد توجه نبوده است؛ اگرچه حسن روحاني اولين مصوبه دولتش را به احياي درياچه اروميه اختصاص و نشان داد که براي اين موضوع اهميت ويژه‌اي قائل است.

 

براي بررسي اينکه چرا هر ۶ نامزد فارغ از گرايش‌هاي سياسي‌شان بر حل مشکلات محيط‌زيستي دست گذاشته، با حسين آخاني، استاد گياه‌شناسي دانشگاه تهران به گفت‌وگو نشسته‌ايم. او که يکي از منتقدان سرسخت سازمان حفاظت از محيط‌زيست ايران است، سال گذشته موفق به دريافت جايزه ملي محيط‌زيست از دست رئيس‌جمهوري شد. آخاني در اين مصاحبه به نامزدها پيشنهاد کرد براي حل مشکلات ساختاري محيط‌زيست، ستاد مديريت حفاظت از محيط‌زيست و منابع طبيعي متشکل از دانشمندان، متخصصان و کارشناسان داخلي و خارجي تشکيل شود تا درنتيجه بررسي مدل‌هاي حفاظتي مختلف در ديگر کشورهاي جهان، مدل متناسب با ايران استخراج شده و در قالب سازمان يا وزارتخانه‌اي اجرايي شود. 

 

چرا حل مشکلات محيط‌زيست مورد توجه نامزدهاي انتخاباتي قرار گرفته است؟ آيا بحراني‌بودن وضعيت زيستگاه‌هاي طبيعي، يکي از دلايل توجه نامزدها به حل مشکلات محيط‌زيستي است يا اينکه تبديل به ژست انتخاباتي شده؟ 

من فکر مي‌کنم هر دو دليل مي‌تواند علت توجه باشد. در دنياي فعلي که مسائل محيط‌زيستي جدي شده است و دانشمندان به خوبي اعلام کرده‌اند و به نتيجه رسيده‌اند که ادامه اين وضعيت مي‌تواند رفاه و سلامت انسان را به خطر اندازد. مسائل محيط‌زيستي در صدر اخبار دنيا قرار گرفته است. در ايران به‌طور اخص که بسيار آسيب‌پذير بوده و در اين سال‌ها آثار بي‌توجهي به محيط‌زيست خود را نشان داده، طبيعي است که توجه رسانه‌ها جلب شده و مسئولان هم بايد در مورد معضلات محيط‌زيست پاسخگو باشند. اين باعث شده که محيط‌زيست به‌عنوان محورهاي مورد بحث در انتخابات مطرح شود؛ البته اين محدود به ايران نيست و امروزه در تمام دنيا، محيط‌زيست يکي از مهم‌ترين محورهاي انتخابات است. 

 

باتوجه به اينکه مشکلات محيط‌زيستي در دوران انتخابات مورد توجه نامزدها قرار گرفته، آيا مي‌توان اميداور بود که براي حل اين معضلات، از کارشناسان و استادان کمک گرفته شود؟ آيا ادعاي حل مشکلات محيط‌زيستي تنها محدود به برخي اظهارنظرهاي سطحي و غير‌کارشناسي است يا مي‌تواند منجر به دريافت اطلاعات و ايجاد شبکه‌اي ميان دولت‌ها و اهالي فن اين حوزه شود؟ 

مردم در مورد مسئله محيط‌زيست در مقايسه با سياستمداران پيشرو‌تر هستند. مبناي ساختار سياسي و مديريتي کشور در نيم قرن اخير، توسعه بدون توجه به ملاحظات زيست‌محيطي بوده است و اکثرا مديراني که بر سر کار آمده‌اند، فارغ از اينکه از چه جناح و جرياني‌ هستند، نگاه درستي به مسئله محيط‌زيست ندارند. دليل هم مشخص است؛ هنگامي که تنها سازمان حافظ محيط‌زيست ايران، جزء ضعيف‌ترين دستگاه‌هاي دولتي است و تقريبا مي‌توان گفت کمتر دستگاه و وزارتخانه ديگري به آن توجه مي‌کند، مي‌توان اين نتيجه تلخ را گرفت که همچنان تصميم‌گيران کلان کشور به اهميت محيط‌زيست پي نبرده‌اند. اگر مسئولان به اين مشکلات پي برده بودند که بايد شاهد تغيير در نگاه آنان مي‌بوديم و من هنوز اين تغيير را نديده‌ام. 

 

چطور مسئله حفظ محيط‌زيست براي رسيدن به توسعه پايدار مي‌تواند دغدغه اجتماعي شود و از مرحله جلب توجه افکار عمومي پيش‌تر رفته و تبديل به اقدام و عمل اجتماعي شود؟ مسئوليت دولت‌ها در اين رابطه چيست؟ 

ما هيچگاه از تجربه کشورهاي ديگر استفاده نکرده‌ايم. دانش بشري در کتاب‌ها موجود است. همه مي‌دانند آلوده‌کردن محيط‌زيست، جدانکردن زباله و استفاده بي‌رويه از خودرو مي‌تواند چه خطرات سنگيني براي سلامت مردم داشته و از نظر اقتصادي هم بسيار مضر و ويرانگر است. مردم کمتر اين درس‌ها را مي‌آموزند، البته دولت‌ها نيز مقصر هستند؛ به‌ويژه دولت‌هايي که به نفت وابسته هستند، آنها بيشتر نقش توزيع‌کننده درآمد‌هاي نفتي را بين مردم دارند. دستگاه‌هاي فعال در اين دولت‌ها، خود تبديل به عوامل مخرب محيط‌زيست خواهند شد. به‌عنوان مثال در ايران، دولت از هر تشکيلات ديگري بيشترین نقش را در تخريب محيط‌زيست ايفا مي‌کند. اگر قرار است محيط‌زيست به دغدغه اجتماعي تبديل شود مردم بايد خود تجربه کنند. گرچه تلخ اما ريزگردها پيام خوبي به مردم رسانده‌اند.

 

ريزگردها به‌خوبي نشان داده که مسئله محيط‌زيست چقدر مهم است، چون کسي نمي‌تواند وجود ريزگرد را منکر شود اما قبل از مسئله ريزگردها مسئله فرونشست زمين، نابودي منابع آبي و تخليه روستا و مهاجرت روستانشينان به شهرها، آن‌هم به صورت خاموش اتفاق افتاده است. کسي علنا متوجه بسياري از فجايع آن نشد. اين روزها هنگامي که حاشيه‌نشيني در شهرها توسط نامزدهاي رياست‌جمهوري مطرح مي‌شود، کسي نمي‌گويد چه کسي باعث شد اين حاشيه‌نشيني ايجاد شود؟ چه کسي باعث شد روستاها تخليه شوند و درنهايت به حاشيه شهرها بيايند؟ کسي نمي‌گويد روش‌هاي بتن‌گرايانه توسعه شهري که باعث شد بخش قابل‌توجهي از جامعه از يکسري منابع اقتصادي بهره‌مند شوند و کارگران روستايي پيرو اين وضعيت، تشويق شوند کشاورزي روي زمين‌هاي زراعي را رها کنند و به‌عنوان کارگر بزرگراه صدر مشغول به فعاليت شود، توسط چه کساني حمايت و تقويت شد؟ کشاورز روستايي چگونه مي‌توانست در روستايي باشد که آب زمين زراعي و کشاورزي او را سدها گرفته‌اند؟ شعار مي‌دهند که مي‌خواهند مانع از حاشيه‌نشيني شوند؟ آن کسي باعث ايجاد حاشيه‌نشيني در شهرها شد که

آسمانخراش‌هاي تهران را بنا کرد. اتوبان‌هاي تهران و توسعه لجام‌گسيخته را ايجاد کرد و باعث شد يکباره منابع آبي، نه‌تنها در تهران که در مشهد، تبريز و اصفهان و... به طرف شهرها هدايت شده و روستاها با بحران مواجه شوند. وقتي براي جمعيت ۷,۸ ميليون نفري تهران مجوز ساخت مسکن براي ۱۳ ميليون نفر صادر مي‌شود، چه انتظاري است. همين بيخ گوش تهران حقابه کشاورزان را درياچه مي‌کنند تا در اطرافش صدها مجتمع و برج بسازند. چه کسي باعث شد، کشاورزان زمين کشاورزي خود را از دست بدهند و آب‌هاي زيرزمين افت کنند؟ همه اينها نتيجه رفتارهاي دستگاه‌هاي متعدد بود اما امروز مردم آگاه هستند و مي‌بينند ريزگردها چه بلايي بر سرشان آورده است. آنها مي‌دانند تخليه روستاها چه مشکلاتي ايجاده کرده است. 

 

به نقش دولت‌ها، به‌ويژه دولت‌هاي نفتي در تخريب محيط‌زيست اشاره کرديد، دراين‌باره بيشتر توضيح دهيد؛ چه مسئوليتي متوجه دولت‌ها بوده و چه مسائلي را بايد در نظر مي‌گرفتند و نگرفتند و امروز نامزدها مي‌توانند به اين نکات توجه کنند؟ 

من با صفاتي که به مردم ايران نسبت داده مي‌شود؛ مانند اينکه مردم زباله مي‌ريزند و در رانندگي بد عمل مي‌کنند، مخالف هستم. من به‌عنوان کسي که به ۳۰ کشور سفر کرده، معتقدم مردم ايران مردم خوبي هستند و اگر از نظر فرهنگي مشکلاتي ديده مي‌شود. در کشورهاي ديگر هم وجود دارد. اين‌طور نيست که بگوييم مردم اروپا فوق‌العاده هستند. اروپايي‌ها اگر فوق‌العاده بودند، فجايع جنگ جهاني دوم رخ نمي‌داد. اگر آمريکايي‌ها فوق‌العاده بودند، کسي مانند ترامپ انتخاب نمي‌شد؛ بنابراين مردم دنيا کم‌وبيش ضعف‌ها و خوبي دارند. مقصر اصلي در کشور ما، دولت‌ها و روشنفکران و تحصيلکردگان هستند. تحصيلکرده‌اي که با پول اين کشور تحصيل کرده و در خارج از کشور مشغول به کار است. تمام کساني که به شکلي وطنشان را رها کرده‌اند؛ خيلي‌هایشان را فراري داده‌اند. پس هم دولت و هم تحصيلکرده‌ها هر دو مقصر هستند و اتفاقا بار گناه تحصيلکرده‌ها که بخش قابل‌توجهي از بدنه دولت را تشکيل مي‌دهند، بسيار بيشتر است. آن کس که در وزارت بهداشت به تمام رستوران‌ها بخشنامه مي‌کند که حق نداريد از ليوان شيشه‌اي استفاده کنيد و باعث مي‌شود تمام رستوران‌ها به سمت استفاده از ظروف‌هاي يک‌بار مصرف بروند و اين ظروف در طبيعت ريخته شود، مقصر است و او کسي نيست، جز يک دکتر و يک دانشگاهي. او به جاي اينکه مشکل بهداشتي رستوران‌ها را حل کند، صورت مسئله را پاک مي‌کند و با بخشنامه خود به ابزارهاي توليد، همه رستوران‌ها را مشتري دائم خطرناک‌ترين مواد پلاستيکي در طبيعت و غذاي مردم مي‌کند. فرهنگ مردم را هم به کلي ويران مي‌کند و ظروف يک‌بار مصرف تبديل مي‌شود. شهردار يا متخصص يا چهره دولتي که انرژي خود را صرف حمايت بيشتر از افزايش توليد خودرو در کشور مي‌کند، مقصر آلودگي و ترافيک در تهران است. چرا متخصصان و مهندسان به‌دنبال اين نيستند که در مورد مشکل حمل‌و‌نقل عمومي کار کنند را پيگيري نمي‌کنند؟ آيا شهروند عادي مي‌تواند اين فرهنگ را عوض کند؟ نمي‌تواند. براي اين فرهنگ بايد در سطوح بالا تصميم‌گيري شود. من هنوز در دانشگاه تهران به‌عنوان دانشگاه مادر کشور، نتوانسته‌ام مسئولان سالن غذاخوري را مجاب کنم که از ليوان يک‌بار استفاده نکنند، چون من قدرتي ندارم. اينجاست که سازمان حفاظت از محيط‌زيست بايد وارد شود و با اصلاح قوانين و ابلاغ آيين‌نامه، دستگاه‌هاي دولتي را وادار به عدم استفاده از پلاستيک کند؛ بنابراين اينکه مشکلات کشور به گردن مردم گذاشته شود، فرافکني است. اينکه وزارت نيرو مي‌گويد آب کشور را کشاورزان مصرف مي‌کنند، فرافکني است. اين نوعي توهين به کل کشاورزاني است که از زمين‌هاي خود نگهداري کرده‌اند. اگر در سال‌هاي اخير يک عده کشاورزنما باعث شده‌اند چاه‌هاي عميق حفر شود و آب‌ها تخليه شود، به‌دليل سياست‌هاي غلط وزارت نيرو و کشاورزي است. در صورتي که کشاورزان در طول تاريخ کساني بوده‌اند که حافظ سرزمين و آب بوده‌اند. کساني بودند که قنات را اختراع کرده‌اند. کشاورزها هيچ‌وقت آب را هدر نمي‌دادند، به اين دليل که ارزش آب را بيشتر از هرکس ديگري مي‌دانند. کسي باعث هدردادن آب شد که با رانت آب سد را گرفت يا چاه زد، باغ ساخت و در ارتفاع به کشاورزي يا بعد ساخت‌وساز اقدام کرد. 

 

چرا شما به‌عنوان يکي از منتقدان سرسخت سازمان حفاظت از محيط‌زيست شناخته مي‌شويد؟ آيا ضعف لوايح قانوني منجر به ضعف عملکردي شده و اختيارات اين سازمان را کاهش داده است؟ 

من زماني کارمند اين سازمان بوده‌ام و به شکلي با سازمان محيط‌زيست آشنايي دارم، چون مرتب به مناطق حفاظت‌شده سفر مي‌کنم و ارتباط تنگاتنگي با کارشناسان، محيط‌بانان و مديران دارم. انتقاد من به اين سازمان، برخاسته از درگيري و مسائل شخصي نيست. بيشتر به اين دليل است که به درد و مشکلات اين سازمان آشنا هستم و به‌همين‌دليل انتقادم حمايتي و نه تخريبي است. مشکل سازمان محيط‌زيست به‌طور مشخص شخص خانم ابتکار نيست، ساختاري است که باعث مي‌شود امثال خانم ابتکار رئيس سازمان شوند. جرياناتي در سطوح بالاتر ايشان و افرادي مانند آقاي منافي، خانم جوادي و آقاي محمدي‌زاده را انتخاب کرده‌اند که هيچ‌کدامشان از جنس محيط‌زيست نبودند. سؤال من اين است: چرا بعد از ۳۸ سال از عمر انقلاب، حتي يک نفر از درون سازمان حفاظت از محيط‌زيست به رياست اين سازمان نرسيده است؟ اين معنا دارد. معنايش اين است که اين سازمان يا فاقد هرگونه کارشناس شايسته است که بتواند دستگاه مورد نظر خودش را مديريت کند يا اينکه به عمد کسي از بيرون براي رياست اين سازمان انتخاب مي‌شود و اراده‌اي هست که مديريت از درون اين سازمان نباشد. اگر دليل اول درست باشد، نشان مي‌دهد اين سازمان ضعيف نگه داشته شده و آنجا بستري وجود ندارد که کسي رشد پيدا کند. اگر دليل دوم درست باشد که نگران‌کننده است. به اين معنا که بنا است، نه امروز و نه هيچ زمان ديگري اوضاع سازمان محيط‌زيست تغيير کند. 

 

به فرايند توسعه در ايران اشاره کرديد، با توجه به تأکيد شما بر اينکه مردم در رابطه با مسائل محيط‌زيستي در مقايسه با دولت‌ها پيشگام هستند، چطور مي‌توان به توسعه پايدار که برمبناي مشارکت عمومي استوار است، دست يافت؟ 

همه دانشمندان محيط‌زيست و حفاظت به اين نتيجه رسيده‌اند که بدون مشارکت مردم، هيچ برنامه‌اي موفق نخواهد بود. دوراني که با ترس يک محيط‌بان يا پليس اقدامات غيرقانوني مردم کنترل مي‌شد، گذشته است. امروز در دست تک‌تک مردم ايران دستگاهي به نام تلفن هوشمند هست که مي‌توانند هر اتفاقي را در گوشه‌اي ضبط کنند و در کسري از ثانيه به اطلاع مردم و مسئولان برسانند و در اينجاست که مفهوم مشارکت معنا پيدا مي‌کند. به اين معنا که ابزار جديدي خلق شده که مي‌توان از آنها در راستاي جلب مشارکت مردم استفاده کرد. در سال‌هاي اخير با توجه به بحران‌هاي محيط‌زيستي که به وجود آمده، توجه مردم به محيط‌زيست جلب شده است. اگر عملکرد رسانه‌هاي داخلي در حوزه محيط‌زيست با ۱۵ سال گذشته مقايسه شود، مي‌توان مدعي شد که انقلابي رخ داده است. رسانه‌اي نيست که در مورد محيط‌زيست ننويسد و فرقي نمي‌کند که به کدام جناح و جريان وابسته است.

 

حتي صداوسيما فعال شده است اما آنچه کماکان پاشنه آشيل است و نقطه انتقاد من به سازمان حفاظت محيط، اين است که سازمان محيط‌زيست نتوانسته ساختار کهنه و قديمي خود را که مربوط به ۶۰ سال پيش است، متناسب با شرايط اقتصادي اجتماعي و جمعيتي کشور هماهنگ کند. پس از ۶۰ سال همچنان از همان فرمول‌هاي ابتدايي که زماني آقاي اسکندر فيروز در سازمان حفاظت از محيط‌زيست بنيانگذاري کرد، استفاده مي‌شود. درحقيقت اين فرمول‌هاي ابتدايي هم کامل اجرا نمي‌شود. به اين دليل که آن زمان ايران فاقد هرگونه کارشناس حوزه محيط‌زيست بود. کارشناسان خارجي به ايران دعوت شده و از آنان کمک گرفته مي‌شد اما در ساختار فعلي حتي از کارشناسان زيادي که در داخل کشور هستند، استفاده نمي‌شود. اين جمله‌اي هست که در ديدار اخير من با آقاي فيروز مطرح شد. ايشان گفتند «افسوس مي‌خورم علي‌رغم هزاران کارشناسي که در کشور وجود دارد، اين سازمان از اين افراد استفاده نمي‌کند.» تمام برنامه‌هاي سازمان، محدود به ساختار کارشناسي ضعيف و بدنه مديريتي شده که ارتباط درستي با کارشناسان ضعيف ندارد و منفک از بدنه کارشناسي سازمان است. معتقدم سازمان حفاظت محيط‌زيست، به‌ويژه در دوران اصلاحات پتانسيل بسيار زيادي براي اينکه تحولات اساسي در آن شکل بگيرد را از دست داد. اين فرصت در دولت يازدهم هم از دست رفت. در پروژه‌اي مانند احياي درياچه اروميه، سازمان محيط‌زيست عملا نقشي ندارد. درحقيقت در اين ستاد سازمان حفاظت از محيط‌زيست جزء ضعيف‌ترين دستگاه‌هاي مرتبط با آن ستاد است. يا در مسئله ريزگردهاي خوزستان؛ يکي از راهکارهاي سازمان اين است که آنجا بايد درخت کاشته شود؛ (نقل‌قول مستقيم از خانم ابتکار). در صورتي که مسئله ريزگردهاي خوزستان اصلا با کاشت درخت حل نمي‌شود و فقط بايد به تالاب‌ها آب بازگردد؛ البته من از اقدام سازنده سازمان در گرفتن حقابه هورالعظيم سپاسگزاري مي‌کنم و اميدوارم اين عقلانيت در ديگر تالاب‌ها به کار گرفته شود. 

 

سازمان حفاظت از محيط‌زيست بارها در پاسخ به انتقادات اين‌چنيني بر اين نکته تأکيد کرده که ناظر بر عملکرد ساير دستگاه‌ها وزارتخانه در عمل به وظايفشان در حوزه محيط‌زيست و درگير جنگ بين وزارتخانه‌اي است، شما چه سهمي براي اين توضيحاتي قائل هستيد؟ 

سازمان محيط‌زيست به نام سازمان حفاظت محيط‌زيست فعاليت مي‌کند، نه سازمان نظارت بر محيط‌زيست. اگر زماني نام اين سازمان تغيير کرد، اين استدلال قابل‌قبول است. قوانين بسيار زيادي وجود دارد که به سازمان حفاظت از محيط‌زيست اين قدرت را مي‌دهد که جلوي وزارتخانه‌هاي بزرگ بايستد. اگر جزئي‌تر وظايف سازمان محيط‌زيست بررسي شود، مي‌توان گفت اين سازمان در سه حوزه کلان بر‌اساس قانون موظف است؛ از محيط طبيعي و مناطق چهارگانه حفاظت کند. در اين تعريف سازمان، ضابط قوه‌قضائيه است و طبيعي است که اين وظايف نشان مي‌دهد که نمي‌تواند ناظر باشد. حوزه دوم بيشتر جنبه نظارتي پيدا مي‌کند و مرتبط با محيط‌زيست انساني و آلاينده‌هاي شهري است. در اين بخش مسئوليت سازمان، نظارتي است اما نظارتي است که اختيار قانوني مي‌بخشد. به اين معنا که اگر دستگاه خودرو‌سازي تخلف کند، سازمان محيط‌زيست توانايي اين را دارد که جلوي آن را بگيرد و به دادگاه شکايت کند. حقوق نقش بسيار زيادي در کنار حفاظت ايفا مي‌کند. در حوزه سوم سازمان حفاظت از محيط‌زيست طبق قانون اين اختيار را دارد که ارزيابي‌هاي زيست‌محيطي را تأييد يا رد کند و اين سومين وظيفه به‌ويژه در رابطه با طرح‌هاي کلان وظيفه بسيار سنگيني است.

 

دقيقا يکي از ضعيف‌ترين بخش‌هاي سازمان محيط‌زيست هم همان دفتري است که وظيفه اعطاي مجوزهاي زيست‌محيطي را عهده دارد. حال به عمد يا به غير‌عمد به شکلي اين تشکيلات ضعيف نگه داشته شده است و به‌همين‌دليل سدي مانند گتوند و بسياري از سدهاي ويرانگر ديگر مجوز مي‌گيرند. نکته ديگري که بايد به آن اشاره کرد، اين است؛ نه‌تنها سازمان حفاظت محيط‌زيست بلکه تمام دستگاه‌هاي دولتي در نظام‌هاي مدرن حکومتي جهان نقششان نظارتي است.

 

دستگاه‌هاي دولتي به اشتباه تعريف شده‌اند. وظيفه تمام دستگاه‌هاي دولتي اين است که نظارت کنند. بزرگ‌ترين انحراف در سيستم اقتصادي اين است که وزارت نيرو به جاي سد‌سازي خودش عاملي باشد که اجازه بدهد سد بسازند يا اجازه ندهد. در صورتي‌که دستگاه‌هاي دولتي پول نفت را مي‌گيرند و خود وارد فعاليت‌هاي عمراني مي‌شوند و همين نگاه را مديران سازمان محيط‌زيست پيدا مي‌کنند و مي‌گويند ما کارمان نظارتي است؛ البته خود اين فرايند دخالت دولت در امور اجرايي به شدت فسادزاست. اين روزها مي‌بينيم که اغلب کانديداهاي رياست‌جمهوري که خودشان سال‌ها در اين کشور مديرکلان بوده‌اند هم به آن اشاره مي‌کنند. 

 

پيشنهاد شما براي نامزدهاي انتخاباتي در راستاي حل مشکلات ساختاري محيط‌زيست چيست؟ 

يکي از اقداماتي که نامزدهاي رياست‌جمهوري بايد انجام دهند با توجه به مشکلاتي که ايجاد شده و خودشان اذعان مي‌کنند در حل معضلات ناموفق بوده‌اند، اين است که ساختار دو دستگاه متولي حفظ طبيعت ايران که سازمان حفاظت محيط‌زيست و سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري است را به‌طور کلي اصلاح کنند. ابتدا يک کارگروه تخصصي متشکل از متخصصان دانشمندان ايراني و حتي خارجي به‌عنوان يک ستاد بازنگري در مديريت محيط‌زيست و منابع طبيعي ايجاد کنند و اين ستاد به‌طور مستقل مدل‌هاي موفق حفاظت محيط‌زيست را در ساختار‌هاي مختلف دنيا چه غرب و چه شرق بررسي کند و بعد به نتيجه برسد؛ اگر لازم است وزارتخانه تشکيل شود اگر لازم است دستگاه‌هاي کوچک‌تر زيرمجموعه وزارتخانه‌ها و دستگاه‌ها ايجاد شود؛ به‌ويژه امروز که همه متوجه شدند مشارکت مردم مهم است و در‌اين‌راستا بتوانند مشارکت مردم را در ساختار حفاظت از محيط‌زيست و منابع طبيعي قانومند کنند. اگر نامزدي به اين سمت حرکت کند، به درستي فهميده که اشکال کار کجاست.؟ نتيجه کار ستاد مربوطه که متشکل از کار دانشمندان و حقوقدانان است که مي‌تواند به صورت يک لايحه به مجلس برود و آنجا از سوي نمايندگان به رأي گذاشته شود و به شکل قانون درآمده و تشکيلاتي کارآمد جايگزين سيستم ناکارآمد کنوني شود. 

 

در اين ميان، شما چه مسئوليتي را متوجه رسانه‌ها و سازمان‌هاي مردم نهاد که به نوعي ميان دولت و مردم به ايفاي نقش مي‌پردازند، مي‌دانيد؟ 

صاحبان رسانه بخشي از بدنه روشنفکر و تحصيلکرده هستند. من حتي تفاوتي ميان خودم و يک خبرنگار قائل نيستم. همه محققان دنيا ژورناليست هستند زيرا بزرگ‌ترين افتخارشان اين است که در مهم‌ترين ژورنال‌هاي علمي دنيا مطلبي به انتشار برسانند. تنها تفاوت ميان استادان محققان و خبرنگاران اين است که محققان کار خود را نشر مي‌دهند و خبرنگاران کار ديگران را و ابزارهاي مورد استفاده آنهاست. اتفاقا گاهي مواقع نقش رسانه‌ها پررنگ‌تر است چون مطالب علمي را ممکن است بسياري نخوانند و استادان و محققان هم توان تبديل اين دست محتواي تخصصي را به زبان عاميانه را ندارند و رسانه‌هاي اين امکان را فراهم مي‌کنند. اگر امروز مسئله محيط‌زيست مورد توجه قرار گرفته، حاصل عملکرد بدنه رسانه‌اي کشور بوده است. اين فرايند از روزنامه‌ها شروع شده و اکنون به ديگر رسانه‌ها سرايت کرده است.

 

 

 

 

 

vaghayedaily.ir
  • 9
  • 6
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش