یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵
۱۰:۰۴ - ۰۴ تير ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۴۰۱۱۴۷
زنان، جوانان و خانواده

در امتداد روشنایی

آخرین هفت سین!

چشمانم را که باز کردم روی تخت بیمارستان افتاده بودم. دختر ۱۷ ساله ام که مرا از مرگ حتمی نجات داده بود کنار تختم اشک می ریخت با خودم گفتم کاش زمان متوقف می شد و من چهره گریان دخترم را نمی دیدم آن جا بود که تصمیم گرفتم ...

مرد میان سال در حالی که بیان می کرد هنگام تحویل سال ۱۳۹۴ هفت سین سفره ام را سیم، سنجاق ، سیگار ، سرنگ و... چیده بودم و تیک تیک لحظه تحویل سال آهنگ مرگ را می نواخت درباره ماجرای تلخ زندگی اش به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: فرزند سوم خانواده هشت نفره بودم همه اعضای خانواده چشم به سخاوت زمین کوچکی می دوختیم که پدرم روی آن کشاورزی می کرد. روزهای کودکی را در روستای محل زندگی مان در اطراف مشهد گذراندم ولی خیلی زود روزهای شیرین کودکی به پایان رسید و من که دیگر شور و هیجان دوران جوانی را تجربه می کردم همه صفا و صمیمیت روستا را نادیده گرفتم و عازم مشهد شدم تا درآمد مستقلی داشته باشم.

مدتی به عنوان کارگر ساده سرگذر رفتم و در یکی از شهرک های حاشیه شهر ساکن شدم تا این که شغلی در یک کفش فروشی پیدا کردم که مسیر زندگی ام روال عادی به خود گرفت شاگرد فروشگاه بودم و به خاطر اعتمادی که صاحبکارم به من داشت شب ها را نیز در بالکن بالای مغازه می خوابیدم و همه درآمدم را پس انداز می کردم تا این که چند سال بعد وقتی راه و روش فروشندگی را آموختم و با سرمایه ای که اندوخته بودم فروشگاه مستقلی راه اندازی کردم، به طوری که خیلی زود کار و بارم سکه شد و هر روز بر سرمایه ام افزوده می شد.

این درحالی بود که با دختر زیبایی پیمان ازدواج بسته بودم و دو فرزند پسر و دخترم زیبایی های زندگی را به عشق و عاطفه و مهر و محبت خانوادگی پیوند می زدند حتی یکی از نزدیکانم را به عنوان فروشنده استخدام کردم ودر اندیشه آینده ای زیبا روزها را سپری می کردم تا این که ناگهان ورق برگشت و من خاکسترنشین یک سهل انگاری ساده شدم. آن روز با جرقه محل اتصال سیم برق و در یک لحظه باورنکردنی مغازه ام شعله ور شد و همه سرمایه ام مقابل چشمانم سوخت و به خاکستر تبدیل شد.

آرام آرام چک های طلبکارانم رسید و من به ناچار برای پرداخت بدهی هایم دار و ندارم را فروختم و به همراه همسر و فرزندانم دوباره در حاشیه شهر ساکن شدیم. از شدت استرس به بیماری افسرده تبدیل شدم و درحالی که بیکاری خانه نشین بودم آرام آرام به استعمال مواد مخدر روی آوردم ولی طولی نکشید که به مصرف شیشه و کریستال آلوده شدم.

دیگر مسیر زندگی ام در سراشیبی سقوط قرار گرفته بود به طوری که انگار خوی آدمیت را فراموش کرده بودم. زن و فرزند را به فراموشی سپردم و برای تهیه هزینه های اعتیادم به سرقت از داخل خودروها روی آوردم.

همسرم که تحمل رفتارها و حرکاتم را نداشت و از سرزنش های دیگران زجر می کشید بالاخره کاسه صبرش لبریز شد و در حالی که دست فرزندانم را گرفته بود مرا ترک کرد و به سوی سرنوشت خودش رفت.

در این میان فقط گاهی دخترم از سر دلسوزی سراغی از من می گرفت و در نهایت با چشمانی اشکبار تنهایم می گذاشت تا آن که چهار سال قبل هنگام تحویل سال نو در حالی که بساط استعمال مواد را به جای سفره هفت سین پهن کرده بودم یک لحظه به خود آمدم و به اطرافم نگاهی انداختم هیچ کس در آن خانه وحشتناک نبود فقط دور و برم فیلتر سیگارها خودنمایی می کرد عشق و آرامش در آن غمخانه مرده بود که ناگهان گوشم را به تیک تیک ساعتی سپردم که آهنگ مرگ می نواخت مقدار زیادی از مواد مخدر را به قصد خودکشی سرکشیدم اما زمانی که در بیمارستان چشمانم را باز کردم فقط دختر ۱۷ ساله ام را دیدم که با چهره ای اشک آلود مرا از مرگ نجات داده بود.

 آن روز تصمیم به ترک اعتیاد گرفتم و اکنون چهار سال از آن روز می گذرد با آن که هنوز همسرم به زندگی با من بازنگشته است ولی دیگر نمی گذارم اشکی بر گونه فرزندانم سرازیر شود.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

khorasannews.com
  • 13
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش