
به گزارش فرادید، مقبره خووی در گورستان سلطنتی جدکارع در جنوب سقاره قرار دارد. گروهی از باستانشناسان جمهوری چک در سال ۲۰۱۹ آن را شناسایی کردند. هانا ویمازالووا، پژوهشگر دانشگاه چارلز پراگ، بررسی متن کتیبه را در نشریه باستانشناسی مصر منتشر کرده است. آنچه امروز از نوشته در دست است بخش محدودی از متن اولیه را تشکیل میدهد.
در دوران باستان، غارتگران سنگ بخشهای بالایی سازه مقبره را از میان بردند. بعدها در دوره پادشاهی نوین مصر، پوشش سنگی دیوارهای نمازخانه را نیز جدا کردند. پژوهشگران هشت قطعه از کتیبه را پیدا کردند و با حروف A تا H نشانهگذاری کردند. بیشتر قطعهها نزدیک انتهای جنوبی دیوار شرقی و در مجاورت ورودی نمازخانه پیدا شدند. بزرگترین قطعه، A، ابعادی برابر با ۱۱۰ در ۵۲٫۵ در ۷۹ سانتیمتر دارد.

روی بزرگترین قطعه، دو ردیف افقی و چهارده ستون عمودی نوشته حفظ شده است. فرسایش سطح سنگ خواندن بخشهای پایینی ستونها را دشوار کرده است. هیچیک از هفت قطعه کوچکتر با قطعه بزرگ یا با یکدیگر جفت نمیشود. ویمازالووا با توجه به جای قطعهها و ساختار نوشته، احتمال میدهد متن اولیه روی دستکم دو بلوک از نمای بیرونی مقبره، در سمت چپ در نمازخانه، حک شده باشد.
بخشهای خوانا از زندگینامه خووی
واژههای بازمانده به سبکی تعلق دارند که پژوهشگران آن را زندگینامه آرمانی مینامند. در این نوشتهها، صاحب مقبره کارهای پسندیده خود را ثبت میکرد و از رفتارهای نادرستی سخن میگفت که مرتکب نشده بود. خووی در یکی از سطرهای خوانا گفته است هرگز چیزی از کسی نگرفته است.

بخشی از متن کتیبه سنگی مقبره خووی
سطرهای دیگر از حرمت در پیشگاه خدای بزرگ سخن میگویند. در آنها به کسانی که ممکن بود به فرزندان خووی یا کاهنان مسئول آیینهای تدفین آسیب بزنند هشدار داده شده که عملشان پیامد خواهد داشت. ویمازالووا این نوشته را احتمالاً از قدیمیترین نمونههای شناختهشده زندگینامهای با این الگو میداند.
دو قطعه کوچک نشانی از دربار دارند. روی یکی از آنها بخشی از قاب بیضیشکل نام فرعون جدکارع دیده میشود. دیگری عنوان «همسر شاه» و باقیمانده نام ستیبهور، ملکه، را حفظ کرده است. واژههای قبل و بعد از این نامها از بین رفتهاند و معلوم نیست در چه جملهای به شاه و ملکه اشاره شده بود. در برخی نوشتههای پادشاهی کهن، درباریان ساخت مقبره یا اعطای امتیازهای دیگر را به شاه نسبت میدادند. پژوهشگر احتمال مطرح بودن چنین موضوعی در متن خووی را بررسی کرده است.

وجود نام جدکارع در این قطعه از این جهت جالب است که در مقبرههای خصوصی آن دوره معمولاً نام دیگر او، ایسیسی، به کار میرفت. وزیرانی چون راشپسس و سندجمایب اینتی از آن نام استفاده کرده بودند. قطعههای فعلی برای توضیح دلیل انتخاب نام جدکارع بهجای ایسیسی کافی نیستند.
نشانههایی از مقام دربار و آیین یادبود
در قطعه دیگری به کارکنان شش «دربار بزرگ» اشاره شده است. این دربارها از مراکز مهم اداری حکومت بودند. عبارت «هنگامی که بزرگ بودم» نیز در همان محدوده خوانده شده است. ویمازالووا احتمال میدهد این عبارت به جایگاه خووی و پیشرفتش در میان نخبگان جامعه اشاره داشته باشد.
اشارهای به فرزندان در قطعهای دیگر دیده میشود. هویت آنها روشن نیست و ممکن است فرزندان خود خووی یا فرزندان کاهنان باشند. از این بخش میتوان احتمال داد خووی تمهیداتی برای ادامه آیینهای تدفین و پرستش یادبودش پس از مرگ در نظر گرفته بود و خانوادههای کاهنان در دوام آن ترتیبات نقش داشتند.

در خود مقبره هم آثاری هست که رابطه خووی با دربار سلطنتی را نشان میدهد. روی دیوار نمازخانه تصویر املاک و موقوفاتی دیده میشود که با آیینهای تدفین ارتباط داشتند و نام جدکارع و ستیبهور را بر خود داشتند. تابوت خووی از سنگ آهک سفید مرغوب ساخته شده بود. غارتگران آن را خرد کردهاند و اکنون تنها گوشهای در اتاق تدفین باقی مانده است. کیفیت ماده و دقت ساخت، احتمال ساخته شدن تابوت در کارگاهی سلطنتی را مطرح میکند. اتاق تدفین از قدیمیترین اتاقهای تزئینشده شناختهشده از دوره پادشاهی کهن مصر است.
ویمازالووا در جمعبندی احتمال میدهد کتیبه اولیه به شیوه ساخت مقبره، آماده کردن محل دفن و ایجاد بنیادی برای تأمین خوراک و هزینههای آیین یادبود و کاهنان مسئول آن مربوط بوده باشد. هشت قطعه تنها نشانههایی از این متن به دست میدهند و بخشهای از میان رفته اجازه نمیدهند جزئیات آن ترتیبات بازسازی شود.
- 17
- 4








































