
روزنامه اعتماد نوشت: پیامهای تازهای که پشت در بسته میمانند، همچون نامههایی ناتمام، در راه میمانند و بیصدا به زبالهدانی دیجیتال فرستاده میشوند. گاهی نامهای از یک مجله علمی خارجی که خواهان ویرایش جدید مقاله ارسالی است. گاهی پیام مربوط به حسابهای داراییهای دیجیتالی. گاه پیام تخفیف هتلی که چند سال پیش در سفری برونمرزی چند شبی در آن سپری شدهبود.
ارسالکنندههای پیام، تصور میکنند که از «نابینایی دیجیتالی» عبور کردهایم و ایمیل مسدود شده، پیام «مرگ دیجیتالی» را به آنها مخابره میکند. همه اینها بابت اینکه جیمیل پرشده است و اتصال لازم برای جارو کردن فایلهای اضافی را نداریم.
در این لحظات که فرصت برای گردگیری جیمیل، برای پاکسازی این درخت قدیمی از شاخههای خشک و برگهای بیاستفاده از دست میرود، یک حس غمانگیز و تلخ در دل مینشیند. انگار کسی که ما را به دیگران پیوند داده، اکنون غیبت کرده است و ما از او بیخبر و تنها در انتظار میمانیم.ای کاش میتوانستیم این زمانهای گمشده را به دست بیاوریم، میتوانستیم درخت زندگی رقومی خود را از گرد و غبار روزمره پاک کنیم، میتوانستیم فضایی ولو کوچک برای جوانه زدن پیامهای تازه باز کنیم. اما اکنون، در میان این انتظارهای بیانتها، این درخت سنگین و فراموششده، بار دیگر راهی به سوی اتصال نمیبیند. دنیای دیجیتال به همان اندازه که به سرعت پیش میرود، نیاز به مراقبت و توجه بیشتری دارد.
این فقدان ارتباط به مشکلاتی بزرگتر تبدیل خواهد شد. دنیای دیجیتال که گاه به یک فضای تعاملی تبدیل میشود، اکنون به یک دیوار بیصدای ارتباطات بدل شده است. جیمیل که باید مأمنی برای پیامهای ما باشد، تبدیل به سکوتی سهمگین میشود.
- 9
- 5


































