
امروز چون دیگر ایامی طیشده که همواره هجمه سیاسی و جناحی به سوی دولت نشانه رفته بود، یک خبرگزاری، نوک توپ را بار دیگر به جبهه هواپیمایی کشور گرفت تا شاید با طرح موضوعات عوامفریبانه چون زمینگیری ناوگان هوایی به دلیل عدم تأمین قطعات یدکی، بتواند به اهداف سیاسی خود چون ناکارآمدی برجام، جامه عمل بپوشاند و شاید هم دنبال مرهمی باشند.
خب، برویم سراغ چالش طرحشده یکی از رسانه ها که خود از «بگمبگم»های نه چندان دور معجزه هزاره سوم درس گرفته و به «چی شد چی شد» تغییر موضع داده است. نگارنده یادداشت این رسانه خبری به مستنداتی اشاره کرده است که صراحتا در برجام ذکر شده و کاملا تصویری درست از مفاد توافق انجام شده است.
اما جالب آن است که عطف به همان بند اشاره شده و پیوست ۲، عقد قرارداد خرید هواپیما به صورت مستقیم با سازندگان مطرح و ورود چند فروند هواپیمای نو که خود و خانواده ایشان ذینفع آن بودند را نمیبیند یا نمیخواهد ببیند و نکتهای دیگر را طرح میکند.
اما آن عزیز هموطن که تحتتأثیر رفتار جناحی و بدون توجه به میزان صداقت و تخصص، مطلب مینگارد و به افکار عمومی منعکس میکند، نمیداند که این تعداد هواپیمای زمینگیر، متعلق به کدام شرکت هواپیمایی است؟ چند درصد آن در مالکیت دولت بهعنوان نماینده ملت است؟ آن ناوگان زمینگیر از نظر قابلیتهای پروازی در چه وضع و شرایطی هستند؟
توجیه اقتصادی بهره برداری تجاری آن چگونه است؟ مگر همین تفکر از سن بالای ناوگان هوایی کشور و کاهش ایمنی، بدون نگاه به فشارهای روانی حاصل از فرآیندهای جاری و مسئولیتی جامعه متخصص هوانوردی بهخصوص همکاران مهندسی و تعمیرات هواپیمایی در دوره تحریم، فریاد وامصیبتا سر نمیداد؟ حال چه شده که انتظار دارد سندی چون برجام، سن ناوگان زمینگیر را کاهش دهد یا بهرهبرداری از آن را اقتصادی و تجاری و مجانی تأمین قطعه کند؟خیر نویسنده عزیز! اینگونه نیست.
اولا فرض بر نظر شما، آیا شرکتهای هواپیمایی، توان مالی به حدود مکفی جهت ورود به زنجیره تأمین سیستمها، قطعات یدکی تعمیری یا تعویضی را که عامل زمینگیری ناوگان اشاره شده است را دارند؟ خیر، ندارند. حال این چه ارتباطی به برجام دارد؟ بنده تهیدست، مریضاحوالم و مزاجم به هم ریخته است. حال اگر بهبودی حاصل نمیشود، در عدم توان خرید دارو است و نه پزشک و تحریم دارو.عزیز جان!
ناوگان هوایی، عمری تعریف شده براساس میزان پیشبینی بهرهوری سالانه در یک دوره زمانی مشخص دارد که افزایش عمر عملیاتی، فرآیندهای بازبینی، بازرسی و تعمیراتی را بیشتر و دوره فرآیند را طولانیتر میکند که خود در افزایش هزینهها تأثیرگذار است. از طرفی بازگشت به چرخه پرواز یک هواپیما، به نسبت سرمایهگذاری برای تأمین قطعات، باید بهرهوری اقتصادی لازم را در باقیمانده عمر عملیاتی آن داشته باشد.
اینطور نیست که چون سوزن ژیگلور کاربراتور پیکان، از چراغ برق تأمین کنیم و به مسافرکشی بپردازیم و حال هر وقت خراب شد، کاپوت را بالا بزنیم و یک کاری بکنیم. گرچه تفکر دلالان و واسطهگران تأمین قطعات و هواپیما که با لغو تحریم، بازارشان دچار تهدید شده است، اینگونه بود و از نیاز کشور و نیاز مردم ارتزاق میکردند.
خبرنگارنده عزیز! در صنعت هوانوردی، نفس کشیدن هم برنامهریزی دارد و مستند میشود و همواره توسط نهاد حاکم تحت کنترل و نظارتهای پیوسته است. همواره آنالیز و تحلیلهای هزینهای و بررسیهای اقتصادی، آمیخته با رفتار مدیریتی حملونقل هوایی است.
صنعت هوانوردی ایران عزیز، گل و بلبل نیست که اگر ارادهای باشد، تا تحقق آن هم فاصلهای نیست، اما نقد باید بهدور از سیاستورزی و تعصبات جناحی و در بستری صادقانه و عالمانه با هدف اقتدار و اعتلای ملی باشد تا از نیاز ایران اسلامی به توسعه حملونقل هوایی، شرکتهای هواپیمایی منطقه و کاسبان تحریم، چاق نشوند و بتوانیم وارد رقابتپذیری در عرصه بینالمللی شویم.
آرمان بیات
- 14
- 6







































