دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
۱۹:۱۱ - ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ کد خبر: ۱۴۰۴۱۱۰۶۱۲
آموزش و پرورش

مدارس ایران در وضعیت غیرعادی؛ معلم‌ها از نمایشی بودن آموزش مجازی می‌گویند و والدین از بی‌برنامگی‌ها گلایه دارند

شرایط سخت در مدارس ایران,مدارس ایران در وضعیت غیرعادی
روایت‌هایی درباره تعطیلی‌های پیاپی مدرسه‌ها که روند آموزش را مختل کرده است. معلم‌ها از نمایشی بودن آموزش مجازی می‌گویند و والدین از بی‌برنامگی‌ها گلایه دارند

روزنامه پیام ما نوشت: در روزهایی که خیابان، مدرسه، خانه و محل کار همگی تحت‌تأثیر بحران‌های پی‌درپی‌اند، تعطیلی مدارس هم یکی دیگر از نشانه‌های بی‌ثباتی در جامعه شده است. «ما نمی‌توانیم برنامه‌ریزی داشته باشیم.» این جمله‌ای است که هم معلم‌ها تکرارش می‌کنند و هم خانواده‌هایی که هر روز صبح منتظرند ببینند مدرسه تعطیل است یا نه. گفت‌وگو با چند معلم و مادر شاغل نشان می‌دهد اثر این تعطیلی‌ها فقط به آموزش محدود نمی‌شود؛ بلکه پای تجربه‌ای از زندگی در نگرانی، خستگی و نارضایتی دائمی در میان است.

سال تحصیلی امسال برای نظام آموزشی ایران با مجموعه‌ای از بحران‌ها آغاز شد؛ از آلودگی هوا و کمبود انرژی گرفته تا اعتراضات دی‌ماه و فضای ناآرام اجتماعی. در چنین شرایطی، تعطیلی‌های پی‌درپی مدارس و بازگشت دوباره به آموزش مجازی، راهکاری که پیش‌تر هم ناکارآمدی آن روشن شده بود، بیش از آنکه کمکی به ادامه آموزش باشد، نشانه‌ای از ناتوانی و سردرگمی نهادهای مسئول بود. این گزارش روایت درهم‌ریختن مرز میان خانه و مدرسه است؛ جایی که آموزش از راه دور، با تکیه بر زیرساخت‌های ضعیف پلتفرم «شاد»، به واقعیتی فرساینده تبدیل شده و فشار اصلی بر دوش معلمان و مادرانی افتاده که هم‌زمان باید نقش‌های شغلی و خانوادگی را در شرایطی پرتنش مدیریت کنند.

گریه می‌کرد و می‌گفت من حل کردم، اما معلم نمی‌‌بیند

«فرشته» دختری ۱۰ساله دارد و در کرمانشاه زندگی می‌کند. او اخیراً موفق شده در کلینیکی به‌عنوان روان‌درمانگر مشغول به کار شود. اما شروع کارش با تعطیلی‌های مدارس هم‌زمان شده است. دخترش پایه چهارم ابتدایی‌ست و روزهای غیرحضوری شدن مدارس باید از ساعت ۸ تا ۱۲ در پلتفرم شاد آنلاین شود. «پروانه کارم را گرفته‌ام و همراه یکی از دوستانم که کلینیک دارد، کار می‌کنم. برنامه‌ام این بود که وقتی دخترم صبح‌ها مدرسه می‌رود، من هم یکی‌دو مراجع ببینم و بعد برگردم به زندگی عادی. بعدازظهرها هم زمانی که کلاس زبان و موسیقی داشت، می‌توانستم به کلینیک بروم. اما با تعطیلی‌ها، عملاً نمی‌توانستم مراجع حضوری بگیرم و مجبور بودم خانه بمانم؛ چون کسی نبود که کنارش باشد و خانه مادرم هم دور بود.» به‌گفته فرشته، در شروع این مسیر شغلی، ایجاد اعتماد در مراجع خیلی مهم است.

مشکل دیگری که او به آن اشاره می‌کند، احساس دیده‌نشدنی‌ست که دخترش تجربه کرده. «سیستم شاد در این چند وقت قطع و وصلی زیادی داشته. معلمشان تکالیفی را می‌فرستاد و می‌گفت بچه‌ها همان‌موقع حل کنند؛ دخترم آنها را حل می‌کرد، اما چون اینترنت اختلال داشت، ارسال نمی‌شد. او گریه می‌کرد و می‌گفت من حل کردم، اما خانم معلم نمی‌‌بیند. او بچه زرنگی‌ است و دوست دارد معلم تلاشش را ببیند، اما در فضای شاد ممکن نبود.»

این مدت، تنها بودن در خانه برای دختر فرشته آزاردهنده بوده. «دلش برای دوست‌هایش تنگ می‌شد، غر می‌زد، بدخلقی می‌کرد و می‌گفت خانم معلم با ما بازی فکری انجام می‌داد، توی حیاط بازی می‌کردیم، الان تنها در خانه‌ام. من هم نمی‌توانستم آن فضا را برایش بسازم.» او ادامه می‌دهد: «بچه‌ها افسرده نمی‌شوند؛ بیقرار، لجباز و بهانه‌گیر می‌شوند. خوابشان به‌هم می‌ریزد و ریتم زندگی‌شان به‌ هم می‌خورد. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، آنها آسیب جدی می‌بینند. این سن، سنِ بینابینی است؛ نه کودک‌اند، نه نوجوان. نمی‌توانند احساساتشان را درست بیان کنند، نه مثل بچه‌های کوچک حواسشان زود پرت می‌شود و نه مثل نوجوان‌ها می‌فهمند. نتیجه‌اش می‌شود لجبازی، بیقراری، بدخوابی و پرخاشگری.»

در کنار همه این چالش‌ها که فرشته با آن درگیر است، او باید حال خودش را نیز مدیریت کند تا حوادث اخیر کشور تأثیر کمتری بر دخترش بگذارد. «با وجود اینکه جلوی دخترم اخبار نمی‌بینیم، او چیزهایی حس کرده و فشار اقتصادی را که بر خانواده وارد می‌شود، می‌فهمد. ما همیشه برای او بهترین چیزها را می‌خریم، اما وقتی می‌بیند آن‌طورکه برای او خرج می‌کنیم، برای خودمان خرید نمی‌کنیم؛ متوجه این تفاوت می‌شود و انگار دیگر آن‌طورکه باید، خوشحال نمی‌شود.» یکی از همین روزها او و همسرش در ماشین منتظر دخترشان بودند که از کلاس زبان بیاید؛ فشار اتفاقات آنقدر بر آنها زیاد بود که در آن لحظه هر دو شروع می‌کنند به گریه کردن. انگار تنها لحظه‌ای بود که می‌توانستند به دور از چشم دخترشان احساس خود را بروز دهند.

بچه‌هایم را تنها در خانه می‌گذارم و می‌آیم سر ِکار

«نسترن» مادر دو پسر در مقاطع چهارم و هفتم است. او مهندس و کارشناس فنی است. آنها در کرج زندگی می‌کنند و مانند بسیاری دیگر از شهرهای ایران، تعطیلی‌های ناگهانی مدارس را تجربه کرده‌اند. «اگر سامانه شاد واقعاً فعال باشد و درست کار کند، چالش‌ها خیلی کمتر می‌شود. شاد قابلیت‌هایی دارد که می‌شود با آن کار کرد، اما برای پسرم که پایه هفتم است و مدرسه‌اش غیرانتفاعی است، در دو هفته‌ای که آذرماه تعطیلی داشتیم، هیچ کلاسی برگزار نشد. عملاً بچه‌ها در خانه پای گوشی یا کامپیوتر بودند.» 

او درباره تنها ماندن بچه‌ها در خانه می‌گوید: «بله، بچه‌ها در خانه تنها می‌ماندند. در خانه دوربین مداربسته داریم و معمولاً با آنها تماس می‌گرفتم، بیدارشان می‌کردم و چک می‌کردم که سر کلاس باشند. اما وقتی کلاسی وجود ندارد، واقعاً نمی‌دانستم به بچه چه بگویم. بچه‌ای که در خانه نشسته، طبیعی است که بخواهد بازی کند و باید سرگرم شود. اگر تعطیلات تابستان بود، می‌توانستم برای صبح‌ها در کلاسی ثبت‌نامش کنم، اما وقتی هیچ برنامه‌ای وجود ندارد، شرایط فرق می‌کند.»

این مادر درباره وضعیت روحی فرزندانش می‌گوید: «بچه‌ها بالاخره به تفریح، ورزش و جنب‌وجوش نیاز دارند. در خانه آپارتمانی این اتفاق نمی‌افتد. واقعاً کسل شده بودند. پسرم که کلاس چهارم است، در تعطیلات آخر، دیگر هیچ علاقه‌ای به درس خواندن یا انجام تکالیف نداشت.» نسترن از کار مضاعفی می‌گوید که این سیستم ایجاد کرده. «در آموزش غیرحضوری، تکلیف شب در شاد ارسال می‌شود و منِ مادر باید آن را برای بچه بنویسم؛ چون بچه نمی‌تواند متن را بخواند. این خودش یک کار مضاعف دیگر برای ماست، آن‌هم درحالی‌که کارمند هستیم.» 

او در ادامه می‌گوید: «یک‌بار که به دفتر رفتم، همکارم گفت حواست جمع نیست و ما از تو این انتظار را نداریم. گفتم واقعاً نمی‌شود حواسم کاملاً جمع باشد؛ من هم دغدغه دارم، دو تا بچه دارم که تنها در خانه می‌گذارم و می‌آیم سر کار. برای آینده آنها برنامه دارم و نمی‌توانم بگویم همه‌چیز خوب است و گل‌وبلبل؛ واقعاً این‌طور نیست.»

مادران بسیاری مثل فرشته و نسترن هستند که این روزها زندگی آنها با بی‌برنامگی پیش می‌رود و هر لحظه باید خود را برای وضعیتی جدید آماده کنند. روایت‌ها بسیار است؛ «نسرین» مادر دیگری‌ست که پنج سال پیش از همسرش جدا شده و مسئولیت زندگی دخترش را که پایه نهم است، برعهده دارد. او راننده سرویس است و به نظرش با این شغل زمان بیشتری برای رسیدگی به دخترش دارد. نسرین از بی‌انگیزگی بچه‌ها در این روزها که دائم تعطیل می‌شوند، می‌گوید: «بیشتر بچه‌های ما الان نگران آینده‌شان هستند. می‌گویند چرا باید درس بخوانیم وقتی فایده ندارد؟ دخترم خیلی به این چیزها فکر می‌کند.»

مادر کارمند دیگری که در شیراز زندگی می‌کند، از ناترازی در قوانین دورکاری می‌گوید: «با اینکه بحث دورکاری مطرح بود، اما در بخش ما تعداد زنانی که بچه کوچک داشتند، زیاد بود و عملاً همه نمی‌توانستیم از دورکاری استفاده کنیم. کلاس بچه‌ها تا ساعت ۱۱ ادامه داشت و ما مجبور بودیم آنها را تنها بگذاریم. خودشان باید کلاس‌ها و کارهایشان را مدیریت می‌کردند.» او دو پسر در پایه‌های چهارم و ششم دارد. «برای مادری مثل من که دو تا بچه ابتدایی دارد، شرایط واقعاً سخت بود. نهایتاً توانستم با حقوقی که می‌گرفتم، یک گوشی دیگر بخرم، اما مشکل اینجا بود که هر دو بچه هم‌زمان کلاس داشتند. یکی با کامپیوتر و یکی با گوشی کلاس می‌رفت. کامپیوتر ما قدیمی است و حتی نتوانستیم برایش هدفون تهیه کنیم. همین باعث می‌شد بچه‌ها اذیت شوند، دعوا کنند و دائم به من زنگ بزنند.»

امکانات و زیرساخت مناسب برای آموزش مجازی وجود ندارد

کلاس‌های نیمه‌خالی، ارتباط دشوار با دانش‌آموزان و افزایش فشار کاری، بخشی از تجربه روزمره معلمان در تعطیلی‌هاست. آنها باید مدام بین آموزش حضوری و مجازی جا‌به‌جا شوند، بی‌ آنکه ابزار یا حمایت کافی در اختیار داشته باشند.

«عفت شیوخی» مدیر مدرسه شبانه‌روزی در تربت‌حیدریه است. تعطیلی‌ها به آنجا هم رسیده. او از مشکلی صحبت می‌کند که مسئولان به آن توجهی ندارند. «دانش‌آموزان من اغلب از روستا بودند. طبیعتاً وقتی مدرسه تعطیل می‌شد، بچه‌ها به روستاهای خودشان برمی‌گشتند؛ روستاهایی دورافتاده، با شرایط زندگی ضعیف که معمولاً فقط پدر خانواده یک گوشی داشت. در چنین شرایطی، ما اصلاً نمی‌توانستیم با دانش‌آموزان ارتباط برقرار کنیم.» به‌گفته او، فرهنگ استفاده از آموزش مجازی باید شکل بگیرد و در کنار آن، امکانات هم باید فراهم شود. «در جامعه ایران، هنوز آموزش مجازی جا نیفتاده است؛ چون نه فرهنگ آن وجود دارد و نه امکاناتش به‌طور کامل فراهم است. دانش‌آموز هنوز به آن میزان از تعهد و انضباط نرسیده و خانواده هم آمادگی لازم را ندارد.» 

موضوع دیگری که شیوخی بیان می‌کند، تنش بچه‌ها با مادران در خانه است. «در این ایام دعواهای زیادی بین مادران و بچه‌ها شکل می‌گرفت. خشونت بالا می‌رفت. مادر می‌خواست بچه درس بخواند، اما بچه نمی‌خواند. هرچه می‌گفت، بچه نمی‌فهمید و همین باعث تنش می‌شد.»

نه دانش‌آموز چیزی یاد می‌گیرد و نه روان معلم سالم می‌ماند

«زهرا رضاضمن» معلم علوم‌تجربی همین مدرسه شبانه‌روزی در تربت‌حیدریه است. او از ناکارآمدی فضای شاد می‌گوید. «نرم‌افزار شاد واقعاً کارایی ندارد. اگر قرار است این وضعیت ادامه پیدا کند، بهتر است مثل بقیه تعطیلی‌ها، در آخر سال چند جلسه‌ای را که تعطیل بوده‌ایم، به سال تحصیلی اضافه کنند. اگر نه، با این وضعیتی که الان در فضای مجازی تدریس می‌کنیم، نه دانش‌آموز چیزی یاد می‌گیرد و نه روان معلم سالم می‌ماند. اوضاع واقعاً به‌هم‌ریخته است.»

او ادامه می‌دهد: «در زمان کرونا وضعیت بهتر بود، چون مثلاً می‌گفتند مدارس یک ماه تعطیل می‌شود؛ برای یک ماه تعطیلی برنامه داشتیم. مثلاً با اسکای‌روم یا ادوبی‌کانکت کلاس می‌رفتیم. نه این‌طورکه یک روز مدرسه باز باشد و یک روز تعطیل. این‌طور اصلاً نمی‌شود. الان نرم‌افزاری نداریم که بتوان با آن درست کلاس رفت؛ فقط وویس (صدا) می‌گیریم و عکس می‌فرستیم که کافی نیست. برنامه‌ای که فضایی مانند کلاس در مدرسه ایجاد کند، یعنی دانش‌آموز همان‌طورکه سر کلاس می‌نشیند، جلوی دوربین باشد، میکروفونش باز باشد و بتوانیم چهره‌به‌چهره با دانش‌آموز صحبت کنیم، نداریم.»

مرز کار و خانه برای این معلم در تعطیلی‌ها از بین رفته است. «ساعت ۸ تا ۱۱ برای کلاس ابتدایی‌ها خیلی بهتر است؛ بچه‌ها تازه بیدار شده‌اند. اما کلاس ما ۱۱ شروع می‌شد تا حدود یک ربع به ۲؛ همان‌موقع که همسرم از سر کار می‌آمد، بچه‌ها در خانه بودند و فضای خانه اصلاً مناسب تدریس نبود. اینکه وسط زندگی و شلوغی خانه بخواهی کلاس برگزار کنی، خیلی سخت است.»

رضاضمن همچنین از قطع شدن صدا یا اینترنت و نبودن گوشی در خانه، به‌عنوان بهانه‌ای برای فعال نبودن دانش‌آموزان سر کلاس مجازی می‌گوید. «واقعیت این است که در فضای مجازی اصلاً نمی‌توان ارزشیابی درستی از وضعیت دانش‌آموزان داشت.»

آموزش مجازی دروس عملی، نمایشی بی‌تأثیر است

مسئله دیگری که مسئولان آموزش‌و‌پروش موقع تعطیلی‌ها نادیده می‌گیرند، هنرستان‌ها هستند که دروس عملی بیشتری دارند. «کیمیا» معلم جوانی‌ست که در هنرستانی در کرج درس معماری داخلی را برای پایه‌های یازدهم و دوازدهم تدریس می‌کند. به‌گفته این معلم، «آموزش دروس عملی بدون حضور فیزیکی ممکن نیست. تدریس باید حتماً حضوری باشد تا پس‌ازآن، دانش‌آموزان بتوانند تمرین‌ها را در منزل انجام دهند و نتیجه کار را ارسال کنند». 

او اضافه می‌کند مقایسه آموزش حضوری با وضعیت فعلی نشان می‌دهد سطح یادگیری به‌طور محسوسی افت کرده است. «نهایتاً در دروس عملی، امکان سپردن تحقیق یا تمرین محدود وجود دارد.» در رشته معماری، آموزش کاملاً مبتنی‌بر عمل است و مباحث نظری نیز در دل پروژه‌های عملی شکل می‌گیرد. به‌گفته کیمیا، بدون ترسیم نقشه، اصلاح و آموزش معنا ندارد. «حتی ضبط آموزش در منزل نیز بسیار دشوار است؛ چراکه نیازمند فراهم‌کردن تجهیزات، فیلمبرداری هم‌زمان با ترسیم و صرف زمان زیاد است، آن‌هم بدون اطمینان از امکان بارگذاری یا دیده‌شدن ویدئو.»

این معلم درباره وضعیت روحی و کاری در روزهای تعطیلی، با توجه به فشارهای روانی ناشی از اتفاقات اخیر و ناتوانی در انجام کامل وظایف شغلی، می‌گوید: «شرایط بسیار فرساینده بود. ما در تلاش مداوم و بی‌نتیجه برای اتصال به اینترنت بودیم؛ تلاشی که درنهایت باعث به‌هم‌ریختگی ذهنی و خستگی مضاعف می‌شد. در ساعات پرترافیک امکان بارگذاری محتوا وجود ندارد؛ نه می‌توان عکس بارگذاری کرد، نه فایل صوتی باکیفیت فرستاد و نه ویدئو آپلود کرد.» 

او تأکید می‌کند دست‌کم در ۷۰ درصد مواقع، سامانه دچار اختلال یا انسداد است و اگر هم قرار باشد ویدئویی بارگذاری شود، معمولاً باید در ساعات بسیار خاص و کم‌کاربر انجام شود. «بسیاری از دانش‌آموزان یا اصلاً در کلاس‌های مجازی حاضر نمی‌شوند یا حضورشان صرفاً صوری است. در شرایط فعلی، مدرسه انتظار بالایی از دانش‌آموزان ندارد. امتحانات سخت گرفته نمی‌شود و فشار آموزشی کاهش یافته است. این رویکرد به‌صورت رسمی اعلام نمی‌شود، اما به‌شکل ضمنی در میان کادر مدرسه جریان دارد؛ چراکه نگرانی اصلی، حال روانی دانش‌آموزان و آینده آنهاست.»

کیمیا تأکید می‌کند دانش‌آموزان توان دیدن ویدئوهای آموزشی طولانی را ندارند و اغلب حتی ویدئوهای بیش از دو دقیقه را نیمه‌کاره رها می‌کنند. به همین دلیل، کلاس‌های مجازی بیشتر به حضور و غیاب و دریافت یا بررسی اجمالی پروژه‌ها محدود شده است. ملاک حضور دانش‌آموزان نیز صرفاً فرستادن تکالیف بوده و درصورت ارسال‌نکردن، حتی حضور آنلاین هم به‌منزله غیبت تلقی می‌شده است. «پروژه‌ها عمدتاً در حد تحقیق باقی مانده‌اند و بررسی ترسیم‌ها از روی عکس، کاری غیردقیق و ناکارآمد است؛ چراکه بسیاری از اشکالات باید به‌صورت حضوری و در لحظه توضیح داده شوند. این شیوه، حجم کار معلم را پس از ساعات رسمی مدرسه به‌شدت افزایش می‌دهد.» 

او توضیح می‌دهد ساعات تعیین‌شده برای فعالیت در «شاد» برای مقاطعی که تدریس می‌کند؛ بازه زمانی ساعت ۱۲ تا ۴ بعدازظهر است، اما اگر قرار باشد بازخورد دقیق به تکالیف داده شود، این زمان به‌مراتب بیش از ساعات موظف آموزشی است. به همین دلیل، ترجیح داده این فشار کاری را به روزهای حضوری منتقل کند. او آموزش مجازی را دست‌کم در رشته‌های عملی، نمایشی و بی‌اثر توصیف می‌کند و می‌گوید این روند آموزش را متوقف کرده است.

در روزهای بعد از تعطیلی‌های اخیر، این معلم از کاهش محسوس حضور دانش‌آموزان در مدرسه می‌گوید: «در برخی روزها، تنها حدود یک‌سوم جمعیت دانش‌آموزی در مدرسه حاضر بوده‌اند. معلمان در چنین شرایطی بیش از آنکه به محتوای درس فکر کنند، نگران سلامت و امنیت دانش‌آموزان هستند.»

خانواده‌ها و معلمان در پس این تعطیلی‌ها، تجربه‌ای مشترک از استیصال دارند. شکاف آموزشی به‌ویژه در دروس مفهومی و مهارتی با کلاس‌های مجازی ضعیف و سامانه‌ای مثل شاد پر نمی‌شود. معلمانی مثل رضاضمن پیشنهاد می‌دهند به‌جای اصرار بر آموزش آنلاین بی‌کیفیت، تقویم آموزشی اصلاح و روزهای پنجشنبه یا تابستان برای کلاس حضوری استفاده شود. در حال حاضر، با نسلی روبه‌رو هستیم که خستگی، افت تمرکز و ناامیدی بخشی از تجربه تحصیلی‌شان شده است. برگزاری مدارس با برنامه‌ای مشخص سبب می‌شود نظم، امنیت و انگیزه‌ای که ماه‌هاست در کلاس‌ها گم شده، دوباره احیا شود.

شرایط سخت در مدارس ایران,مدارس ایران در وضعیت غیرعادی

چرا خانواده‌ها از مدرسه دل‌زده شده‌اند؟

روزنامه شرق نوشت: در هفته‌های اخیر، زمزمه‌هایی از کاهش حضور دانش‌آموزان در برخی مدارس شنیده می‌شود؛ خانواده‌هایی که از ترس ناامنی یا حتی وقوع حمله‌ای ناگهانی، ترجیح داده‌اند فرزندانشان را در خانه نگه دارند؛ تصمیمی که اگرچه از سر محافظت و نگرانی گرفته می‌شود، اما پیامد‌های آموزشی، روانی و اجتماعی گسترده‌ای برای کودکان و آینده آنها دارد. نبود آمار رسمی درباره میزان این غیبت‌ها، تصویر روشنی از ابعاد این پدیده به دست نمی‌دهد.

با این حال، روایت‌های میدانی و گفت‌و‌گو با والدین، معلمان و کارشناسان نشان می‌دهد که ترس و بی‌اعتمادی درباره امنیت فضا‌های آموزشی، به یکی از دغدغه‌های جدی این روز‌های خانواده‌ها تبدیل شده است.

اولویت با جان بچه است، نه نمره

«چند روزی می‌شود که پسرم را به مدرسه نمی‌فرستیم. بیشتر به خاطر نگرانی مادرش است. مدام می‌گوید اگر جنگی بشود یا حمله‌ای اتفاق بیفتد، جان بچه‌مان چه می‌شود؟»؛ این را پدر یک دانش‌آموز کلاس هشتمی ساکن قرچک می‌گوید.

او توضیح می‌دهد که مدرسه فرزندش، یکی از مدارس قدیمی منطقه است؛ مدرسه‌ای که از سال‌ها پیش پناهگاهی در زیرزمین داشته، اما با گذشت زمان و افزایش جمعیت دانش‌آموزی، بدون توسعه متناسب زیرساخت‌ها، گسترش یافته است: «مدرسه را بزرگ‌تر کرده‌اند، تعداد دانش‌آموزان خیلی بیشتر شده، اما پناهگاه همان است که بوده. اگر واقعا اتفاقی بیفتد، بچه‌ها اصلا جا نمی‌شوند. معلوم نیست چه بلایی بر سر فرزندان‌مان می‌آید».

به گفته این پدر، نگرانی خانواده‌ها در روز‌هایی که فضای عمومی جامعه ملتهب‌تر می‌شود، شدت می‌گیرد؛ به‌ویژه در دوره‌هایی که شایعات یا اخبار غیررسمی درباره احتمال حمله یا درگیری در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود.

مدرسه هم دیگر پیگیر نیست

این نگرانی‌ها، به‌تدریج به نوعی عادی‌سازی غیبت دانش‌آموزان منجر شده است. مادر یکی از دانش‌آموزان دوره متوسطه اول هم می‌گوید: «اوایل، حتی وقتی اینترنت قطع بود یا تازه وصل شده بود، معلمان در شبکه شاد حضور و غیاب می‌کردند. معلوم بود چه کسی سر کلاس هست و چه کسی نیست. اما حالا دیگر حتی آن هم نیست. انگار اصلا مهم نیست بچه در کلاس حضور دارد یا نه».

او در ادامه به نکته دیگری اشاره می‌کند که به گفته فرزندش، این روز‌ها فضای کلاس‌ها را پیچیده‌تر کرده است؛ تلاش معلمان برای فشرده‌سازی برنامه درسی: «بچه‌ام می‌گوید معلم‌ها این روز‌ها خیلی درس می‌دهند. حجم مطالب زیاد شده است. انگار می‌خواهند هر طور شده تا آخر سال همه سرفصل‌ها را تمام کنند، که اگر هر اتفاقی افتاد، بگویند درس را داده‌ایم».

به گفته این مادر، این شتاب‌زدگی آموزشی، فشار مضاعفی بر دانش‌آموزان وارد کرده است؛ دانش‌آموزانی که هم‌زمان با اضطراب‌های بیرونی، باید با حجم فزاینده تکالیف و امتحان‌ها هم کنار بیایند؛ «هم استرس دارد، هم عقب‌افتادگی، هم تکلیف زیاد. بچه واقعا تحت فشار است».

بی‌تفاوتی تدریجی دانش‌آموزان

پیامد این وضعیت، تنها محدود به غیبت از کلاس نیست. او می‌گوید فرزندش نیز به‌مرور دچار نوعی بی‌تفاوتی درباره مدرسه شده است: «بچه، خودش هم دیگر انگیزه‌ای ندارد. وقتی می‌بیند کلاس‌ها مرتب تعطیل می‌شود، درس‌ها نصفه‌ونیمه است، کم‌کم بی‌تفاوت می‌شود».

این مادر تأکید می‌کند که در چنین شرایطی، خانواده‌ها ناچارند میان آموزش و امنیت، یکی را انتخاب کنند؛ انتخابی که به گفته او، برای بسیاری از والدین روشن است: «الان اولویت ما حفظ جان بچه‌مان است، درسش اگر عقب بیفتد، شاید جبران شود، اما جانش که برنمی‌گردد».

او می‌گوید این تصمیم، محدود به خانواده آنها نیست و در محله‌شان به پدیده‌ای فراگیر تبدیل شده است: «در محله ما، خیلی‌ها بچه‌های‌شان را به مدرسه نمی‌فرستند. با هم صحبت می‌کنیم، می‌بینیم تقریبا همه همین نگرانی را دارند».

این وضعیت در حالی ادامه دارد که به گفته این مادر، سال تحصیلی جاری نیز از ابتدا با اختلال‌های متعدد همراه بوده است؛ از تعطیلی‌های مکرر تا آموزش مجازی کم‌کیفیت و نبود ثبات آموزشی: «از اول سال، تعداد روز‌هایی که بچه‌ها واقعا درست‌وحسابی درس خوانده‌اند، خیلی کم بوده. یا تعطیل بوده، یا مجازی بی‌کیفیت، یا کلاس نصفه برگزار شده است. الان هم که این ترس‌ها اضافه شده. طبیعی است که بچه‌ها افت تحصیلی شدید داشته باشند».

ترجیح می‌دهم بچه جلوی چشمم باشد

نگرانی‌هایی از این دست، فقط محدود به حاشیه شهر نیست. در مرکز تهران نیز خانواده‌هایی هستند که با همان اضطراب و تردید، هر روز میان فرستادن یا نفرستادن فرزندشان به مدرسه مردد می‌مانند. مادر یکی از دانش‌آموزان دوره متوسطه اول می‌گوید که در شرایط فعلی، آموزش دیگر در صدر اولویت‌هایش قرار ندارد: «الان واقعا اولویتم درس‌خواندن بچه نیست، حفظ جانش است. تمام مدتی که مدرسه است، من نگرانم. ترجیح می‌دهم جلوی چشم خودم باشد. اگر خدای نکرده اتفاقی افتاد، حداقل کنار خانواده و پیش ماست».

او تأکید می‌کند که حضور فرزندش در مدرسه، به جای آرامش، برایش به منبع دائمی اضطراب تبدیل شده است؛ اضطرابی که با هر خبر، شایعه یا تنش تازه، تشدید می‌شود: «وقتی مدرسه می‌رود، ذهنم آرام نمی‌گیرد. مدام فکر می‌کنم اگر اتفاقی بیفتد چه؟ اگر درگیری شود چه؟ اگر حمله شود چه؟ این نگرانی لحظه‌ای رهایم نمی‌کند». به گفته او، بسیاری از والدین اطرافش نیز شرایط مشابهی دارند و ترجیح می‌دهند فرزندان‌شان را تا حد امکان در خانه نگه دارند.

رفتن یا نرفتن به مدرسه فرق چندانی ندارد

در کنار نگرانی‌های والدین، روایت دانش‌آموزان نیز تصویر دیگری از بحران آموزش در این روز‌ها ترسیم می‌کند. دختر این خانواده که در مقطع متوسطه اول تحصیل می‌کند، نگاه انتقادی‌تری به مدرسه دارد و می‌گوید: «واقعیتش این است که رفتن یا نرفتن ما به مدرسه خیلی فرق نمی‌کند. نظام آموزشی آن‌قدر ضعیف شده و خیلی از معلم‌ها آن‌قدر بی‌کیفیت درس می‌دهند که حضور ما تأثیر خاصی ندارد».

او می‌گوید مدرسه بیش از آنکه فضایی برای یادگیری باشد، به محلی برای گذران وقت تبدیل شده است: «تنها حسنش این است که دوستانمان را می‌بینیم و کمی سرگرم می‌شویم، وگرنه از نظر درسی خیلی کمکی به ما نمی‌کند».

این دانش‌آموز، بی‌تفاوتی مدرسه نسبت به حضور دانش‌آموزان را نیز نشانه‌ای از همین وضعیت می‌داند: «حتی دوران اعتکاف، مدرسه گفت بروید توی سامانه ثبت کنید که اعتکاف هستید، ما کاری نداریم واقعا رفتید یا نه. یعنی مهم نبود حضور داریم یا نداریم. خودشان هم ترجیح می‌دهند خیلی پیگیر نباشند». به باور او، این رویکرد باعث شده دانش‌آموزان نیز نسبت به مدرسه احساس تعلق و مسئولیت نداشته باشند.

شرایط سخت در مدارس ایران,مدارس ایران در وضعیت غیرعادی

آینده‌ای مبهم

این دانش‌آموز می‌گوید نگرانی، اگرچه وجود دارد، اما به‌تدریج به بخشی عادی از زندگی آنها تبدیل شده است. با این حال، تأثیر این فضای ناامن، فقط به اضطراب روزمره محدود نمانده و بر آینده تحصیلی او نیز سایه انداخته است. او می‌گوید با وجود نزدیک‌شدن به زمان انتخاب رشته، هنوز هیچ تصویر روشنی از مسیر تحصیلی‌اش ندارد: «باید انتخاب رشته کنم، اما واقعا نمی‌دانم چه کار کنم. مدرسه چیزی به من یاد نداده که بفهمم به چه چیزی علاقه دارم. نه مهارتی، نه راهنمایی درست، نه انگیزه‌ای».

به گفته او، نظام آموزشی نتوانسته بستری برای کشف استعداد‌ها و شکل‌گیری هدف فراهم کند: «هیچ انگیزه خاصی برای ادامه تحصیل ندارم. اگر اصرار خانواده نبود، شاید اصلا ادامه نمی‌دادم. برای خودم دیگر خیلی فرقی نمی‌کند».

مادرش نیز با شنیدن این حرف‌ها، نگرانی دیگری را به دغدغه‌هایش اضافه می‌کند: نگرانی از نسلی که در میان ناامنی، بی‌ثباتی و آموزش فرسوده، بدون چشم‌انداز روشن بزرگ می‌شود.

۵ حاضر در کلاس ۱۸نفره

روایت معلمان نیز بی‌شباهت با آنچه خانواده‌ها و دانش‌آموزان می‌گویند نیست. علی، معلم پایه دوازدهم در کرج، از کاهش محسوس حضور دانش‌آموزان در کلاس‌ها خبر می‌دهد.

به گفته او، در ماه‌های اخیر به دلایل مختلف، از جمله تعطیلی‌های مکرر، آلودگی هوا و مشکلات معیشتی، رغبت دانش‌آموزان برای آمدن به مدرسه کاهش یافته است: «از ابتدای آذر تا پایان دی‌ماه، به دلیل آلودگی هوا تعطیلی‌ها بسیار زیاد بود و عملا نزدیک به دو ماه از برنامه درسی عقب افتادیم. در کلاسی که ۱۸ دانش‌آموز دارد، معمولا فقط پنج تا شش نفر حاضر می‌شوند».

به گفته این معلم، بسیاری از دانش‌آموزان رشته مکانیک برای تأمین هزینه‌های زندگی مشغول کار هستند و برخی دیگر نیز به دلیل بیماری یا بی‌انگیزگی از حضور در مدرسه خودداری می‌کنند.

علی با اشاره به پیگیری‌های مدرسه می‌گوید: «مدرسه مرتب با اولیا تماس می‌گیرد و غیبت‌ها را اعلام می‌کند، اما تأثیر چندانی ندارد. با اینکه دانش‌آموزان پایه دوازدهم برای گرفتن دیپلم نیاز به حضور در کلاس دارند، باز هم بسیاری از آنها انگیزه‌ای برای آمدن ندارند».

یادآوری گذشته

در خاطره جمعی خانواده‌ها و دانش‌آموزان هنوز زنده است که در آذر و زمستان ۱۴۰۱، موجی از «مسمومیت‌های سریالی» مدارس سراسر ایران را درگیر کرد؛ حادثه‌ای که باعث شد شمار زیادی از دانش‌آموزان به بیمارستان مراجعه کنند و نگرانی گسترده‌ای میان والدین ایجاد شود و به‌سرعت دامنه آن به حداکثر ۲۵ استان کشور کشیده شد. اما علت دقیق این حوادث هیچ‌گاه به‌طور قطعی و روشن اعلام نشد. پس از تشکیل کمیته حقیقت‌یاب، در نهایت وزارت اطلاعات با انتشار بیانیه‌ای در اردیبهشت ۱۴۰۲، این مسئله را ناشی از استفاده از «بمبک بدبو»، «بازیگوشی و تمارض» و «شیطنت و غرض» اعلام کرد.

اگرچه آن دوره با بحران کنونی متفاوت است، اما همان تجربه آن دوره، نوعی خاطره اضطراب‌آور و بی‌اعتمادی را در ذهن خانواده‌ها برجای گذاشته که به‌طور ناخودآگاه نگرانی آنها را نسبت به سلامت و امنیت فرزندانشان تشدید می‌کند.

سلامت دانش‌آموزان؛ خط قرمز

برای پیگیری وضعیت غیبت دانش‌آموزان در روز‌های اخیر، با وزارت آموزش و پرورش تماس گرفت و پاسخ دریافت کرد که مطابق گفته‌های علی فرهادی، سخنگوی وزارتخانه در نشست خبری روز ۱۴ بهمن: «حضور منظم دانش‌آموزان در کلاس‌ها اولویت اصلی است و سلامت آنها خط قرمز تصمیم‌گیری‌هاست. تعطیلی یا آموزش غیرحضوری مدارس تنها با نظر استانداران و در چارچوب قوانین اجرایی کشور امکان‌پذیر است و آموزش غیرحضوری برای دوره ابتدایی فقط می‌تواند به‌صورت طراحی‌شده و تحت نظارت مناسب به کار رود، اما هدف اصلی حفظ تربیت و آموزش حضوری است».

فرهادی همچنین تأکید کرد: «سلامت و تربیت دانش‌آموزان در رأس تصمیم‌گیری‌ها قرار دارد، تعطیلی گسترده آخرین گزینه است و استانداران و رؤسای شورای آموزش و پرورش استانی مسئول تصمیم‌گیری درباره حضور یا غیرحضوری بودن مدارس هستند».

عاملی برای افت تحصیلی

ناگفته پیداست که تعطیلی‌های مکرر مدارس، آموزش غیرحضوری کوتاه‌مدت و غیبت‌های داوطلبانه خانواده‌ها، تأثیر مستقیم بر کیفیت یادگیری دانش‌آموزان داشته است. بررسی‌ها نشان می‌دهد در سال‌های اخیر، علاوه بر چالش‌های کیفیت آموزشی، نوسان حضور دانش‌آموزان باعث افت محسوس تحصیلی شده است. به گفته حجت‌الله بنیادی، پژوهشگر نظام آموزشی و استاد دانشگاه، بررسی نمرات امتحانات نهایی خرداد ۱۴۰۴ نشان می‌دهد اختلاف معدل دانش‌آموزان میان مناطق آموزشی، نابرابری شدید آموزش را نمایان کرده است.

او در گفت‌و‌گو با ایسنا گفته دانش‌آموزان شهرستان میرجاوه در استان سیستان‌وبلوچستان با معدل ۵.۲۶، در مقایسه با دانش‌آموزان منطقه ۶ شهر تهران با معدل ۱۴.۸۴، اختلافی نزدیک به ۹.۵ نمره دارند. همچنین دانش‌آموزان رشته ریاضی‌-فیزیک شهرستان دلگان در همان استان با معدل ۳.۱۹ حدود ۱۲ نمره کمتر از همتایان تهرانی خود هستند. در استان کرمان نیز، دانش‌آموزان شهرستان جازموریان با معدل ۵.۱۲، نزدیک به ۷.۵ نمره پایین‌تر از دانش‌آموزان شهرستان ماهان با معدل ۱۲.۵۷ قرار دارند. او تأکید می‌کند که این تفاوت‌ها نه به‌دلیل تفاوت استعداد، بلکه به دلیل کیفیت پایین آموزش و تعطیلی‌های مکرر مدارس است و شکاف آموزشی را عمیق‌تر کرده است.

همچنین هشتم بهمن رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، مجموع بازماندگان از تحصیل دوره ابتدایی را ۱۶۱ هزار نفر اعلام کرد و البته یادآور شد نسبت به سال گذشته کاهش قابل توجهی دارد. هم‌زمان با این شواهد میدانی، گزارش معاونت راهبردی ریاست‌جمهوری در زمستان سال گذشته با عنوان «طفیلی‌انگاری مدرسه در نظام حکمرانی کشور» نیز از وضعیت نگران‌کننده آموزش در ایران خبر می‌دهد. براساس داده‌های این گزارش و نتایج آزمون‌های بین‌المللی تیمز و پرلز، بیش از ۷۰ درصد دانش‌آموزان ایرانی عملکردی پایین‌تر از میانگین جهانی دارند و از هر ۱۰ دانش‌آموز، چهار نفر به حداقل سطح یادگیری نرسیده‌اند؛ آماری که از «فقر یادگیری» و افت کیفی گسترده در نظام آموزشی حکایت دارد.

  • 11
  • 6
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش