
در۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵ توافق هستهای میان ایران و شش قدرت بزرگ جهان در نتیجه گفتوگوهای سخت و فشرده امضاء شد. بعد از آن برجام در۲۰ ژوئیه ۲۰۱۵ در قالب قطعنامه ۲۲۳۱ به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید، با این هدف که ماهیت جهانی پیدا کند و بتواند یک توافق بینالمللی محسوب شود. با همه تلاشی که از سوی شورای امنیت برای بینالمللی شدن برجام صورت گرفت و این نهاد بینالمللی توانست آن را در زمره معاهده و توافقات بینالمللی قرار دهد، اما با گذشت دو سال از امضای آن، هنوز بر سر اجرایی شدن آن موانع و چالشهایی وجود دارد.
قراین و همه شواهد موجود از زمان امضا برجام تاکنون نشان میدهد که رویکرد پر نوسان و پر تناقض آمریکا یک علت اصلی برای ایجاد چالشها و موانعی است که بر سر اجرایی شدن برجام ایجاد شده است. در این ارتباط رویکردهای ترامپ در قبال برجام بارزترین و مهمترین نشانه از چالشهای پیش روی برجام است. به این معنی که ترامپتلاشدارد نشان دهد که این توافق فقط منحصر به آمریکاست و لذابی اعتنا به طرفهای دیگر قرارداد، به طور یکجانبه حق نقض و تفسیر آن را دارد. در این راستا هدفی را که ترامپ دنبال میکند چیزی جز تضعیف برجام نیست به گونهای که ایران نتواند از مزایای پیشبینی شده در برجام بهره گیرد. مهمترین نشانه برای اثبات این ادعا رفتارهایی در قالب وضع و اعمال تحریمهایی جدیدی است که ترامپ و کنگره تحت تسلط جمهوری خواهان در قبال ایران از خود نشان دادهاند.
در قالب همین رویکرد، نشریه آمریکایی ویکلی استاندارد اخیرا گزارش داده است که ترامپ در نظر دارد پیروی ایران از توافقنامه هستهای را مجددا مورد بازبینی قرار دهد و محققا این دستور کار جدید آمریکا به معنای آن است که ترامپ مایل نیست که مواضع خود را به مواضع طرفهای دیگر توافق هستهای همسو کند. بنابراین آنگونه که جمهوری خواهان کنگره و ترامپ نشان دادهاند و پیش میروند، سناریوی پاره کردن، بازنویسی و تفسیر مجدد آن دور از انتظار نیست.
مسلما چنین رویکردی تبعاتی برای آمریکا به همراه دارد. در نگاه نخست تداوم تحرکات ایذایی و یکجانبه آمریکا در قبال برجام، این کشور را در قضیه برجام و نحوه کارآمدی آن تنها میکند و چهره مسئولیتگریزی را از آمریکا در تعهد به توافقات بینالمللی به نمایش میگذارد. در گام بعدی تداوم این رویکرد موجب ایجاد یک شکاف عمیق بین آمریکا و اتحادیه اروپا در قبال مناسبات تجاری با ایران خواهد شد. در این ارتباط واقعیتهای پسا برجام نشان میدهد که به رغم برقراری مجازاتهای آمریکا در قبال همکاری شرکتهای اروپایی در مناسبات تجاری، این شرکتها ایران پسابرجام را بازار مناسبی برای سرمایهگذاری خود انتخاب کردهاند. برای نمونه شرکتهای ایتالیایی،
آلمانی و فرانسوی در حوزههایی چون انرژی و ساخت هتلهای لوکس و تولید خودرو خواستار سرمایهگذاری در ایران شده اند و با توجه به تعهد و احترام سایر طرف ها و اتحادیه اروپا انتظار می رود که راهبرد های همکاری جویانه این کشورها با ایران در حوزههای تجارت و اقتصاد گسترش نیز یابد. بدیهی است که این امر موجب قوام و تحکیم بیشتر روابط سیاسی اتحادیه اروپا و سایر طرفهای برجام با ایران نیز میشود. وجود این شرایط در مناسبات تجاری ایران با
اتحادیه اروپا نشان میدهد که اروپاییها بر خلاف آمریکا که خواستار تعقیب سیاست انزوا و مهار ایران است، خواستار گسترش روابط با ایران هستند. حال نظر به اینکه راهبردهای همکاریجویانه ایران و اتحادیه اروپا در پسابرجام ضروری است، محققا سایر طرفهای برجام و اتحادیه اروپا برای استفاده بهینه از مزایای برجام، قاطعانه در برابر ترامپ و رویکردهای آمریکا میایستند و آمادگی هرگونه مقابلهای با آمریکا را نشان خواهند داد. در این وضعیت مشخص است که چه کشوری به رغم همه ادعاها آن هم در رویکرد یکجانبه به برجام ضرر میکند.
- 14
- 5










































