
سیطره قدرت ترکیه در دوران امپراتوری عثمانی به مناطقی از شمال قاره آفریقا نیز رسید. اتیوپی، مصر و حتی بخشهایی از کشور لیبی در سیطره این امپراتوری قرار داشتند. هماکنون با بازنمایی سیاستی که از آن با عنوان «نو عثمانیگری» یاد میشود ترکیه بهدنبال ایجاد زمینههای جدید در سیاستخارجی خود است. بنابر همین اصل، بسیاری از محدودههای سلطه عثمانی بار دیگر مورد توجه ترکیه قرار گرفته است.
از طرف دیگر سیاست خارجی ترکیه، سوداگرایانه، عملگرا و معطوف به حمایت از حوزه اقتصاد واقع شده است. همچنین اقتصاد ترکیه نیز در سالهای اخیر بیش از آنکه متکی بر بخشهای دولتی باشد به بخشخصوصی وابسته شده است؛ بنابراین ترکیه بهعنوان دولتی که جایگاه ویژهای در میان ۲۰ قدرت اقتصادی جهان دارد در جستوجوی بازارهای جدید است. اصولا توسعه ترکیه، بر مدار توسعه صادرات در حال حرکت است. این کشور با سیاستهای دولت توسعهگرایی اداره میشود که سیاست خارجی این کشور ناچار به حمایت از توسعه اقتصادی است.
از همین جهت میزان صادرات ترکیه در سالهای اخیر رشد بیسابقهای را تجربه کرده است. این میزان تا مرز ۲۰۰ میلیارد دلار رشد داشته است. بنابراین توسعه اقتصاد ترکیه به یکی از اصول سیاست خارجی آنکارا تبدیل شده و دیپلماسی اقتصادی ترکیه از بخش دیپلماسی امنیتی این کشور فعالتر شده است. از اینرو توجه آنکارا به بازار جدیدی چون آفریقا اتفاق چندان عجیبی نیست.
قاره آفریقا اصولا قاره فرصتهای تازهکشف شده است. بسیاری از قدرتهای اقتصادی جدید درصدد بازاریابی و گسترش بازارهای خود در آفریقا هستند. از جمله کشورهایی که توجه ویژهای به بازارهای آفریقا دارند میتوان به کشور چین اشاره کرد. این قدرت اقتصادی عرصه بینالملل بیش از پیش در قاره آفریقا فعال شده است. قدرتهایی چون ژاپن و کره جنوبی نیز همین روال را در ارتباط با آفریقا دنبال میکنند. ترکیه نیز به پیروی از قدرتهای اقتصادی جهان به قاره آفریقا علاقهمند شده است.
توجه ترکیه به قاره آفریقا چند ویژگی مشخص دارد؛ علاوه بر پیوندهای تاریخی در ارتباط با سلطه امپراتوری عثمانی در آفریقا، میتوان به سیاستهای اقتصادی ترکیه در قاره سیاه اشاره کرد که باعث شده از آنکارا بهعنوان مکمل اقتصادی کشورهای فقیر آفریقایی نام برده شود. این کشورها عموما بهعنوان تولیدکننده مواد خام در جهان شناخته میشوند. در مقابل ترکیه میتواند مواد و کالاهای نهایی را به این قاره صادر کند. از اینرو همکاریهای اقتصادی دو کشور میتواند به صورت مکمل یکدیگر در نظر گرفته شود.
ترکیه سیاست چند جانبه و چند لایهای را در ارتباط با بازارهای آفریقا دنبال میکند. باید توجه داشت روابط آنکارا با کشورهای آفریقایی را نباید صرفا براساس منافع اقتصادی تحلیل کرد و از جنبههای فرهنگی غافل شد. انبوهی از دانشجویان آفریقایی هر ساله بورسیه تحصیل در کشور ترکیه به دست میآورند. در مقابل نیز مدارس و دانشگاههای ترکیهای در شهرهای مختلف آفریقا فعال هستند. موسسات و اندیشکدههای ترکیهای نیز در سالهای اخیر در ارتباط با آفریقا فعال شدهاند. در این رابطه همایشها و کنفرانسهای متعددی در استانبول و آنکارا برگزار شده است.
همایشهای برگزار شده از سوی موسسات موضوعات مرتبط با آفریقا بهویژه شمال آفریقا را مورد توجه قرار میدهند.
براساس تحولات جامعه جهانی به نظر میرسد که ترکیه جدید نگاه خود به قاره آفریقا را ادامه خواهد داد. ترکیه در قاره آفریقا با چالش خاصی مواجه نیست، یعنی نگاه آنکارا در این قاره کاملا فرصت محور است. از اینرو دغدغههای امنیتی و دفع تهدید جایگاهی در ارتباط دو جانبه ترکیه با کشورهای آفریقایی ندارد. هر قدر قدرت اقتصادی ترکیه در داخل مرزهای کشور افزایش پیدا کند توجهش به بازارهای بینالمللی بهویژه بازارهای بکری چون آفریقا نیز افزایش پیدا خواهد کرد. ارتباط ترکیه با کشورهای آفریقایی علاوه بر توسعه اقتصادی در مسیر گسترش قدرت نرم آنکارا نیز متبلور خواهد شد.
برخی تحلیلها توجه ترکیه به آفریقا را بنا بر فرصتهای از دست رفته آنکارا مورد توجه قرار میدهند، یعنی ترکیه در حوزه بالکان، قفقاز و خاورمیانه در تقابل با قدرت جهانی چون روسیه قرار گرفت و از اینرو بهدنبال زمینههای تازه و بدون رقیب به قاره آفریقا رسید، اما باید رویه سیاست خارجی ترکیه در خاورمیانه را بهعنوان استثنا مورد تحلیل قرار داد. روند دیپلماسی آنکارا در خاورمیانه با ضرر و خسارت در حوزه امنیتی و حوزه قدرت نرم همراه بود. آنکارا در حوزه اقتصادی نیز در اثر سیاستهای نادرست خود متحمل هزینههای زیادی شد.
در مورد حوزه بالکان نیز ترکیه از وضعیت باثبات و پایداری برخوردار نبود. حضور در بالکان آمال و آرزویی بود که آنکارا میدانست رویای تعبیر نشدنی است. علاوه بر اینکه حوزه بالکان حوزه نفوذ روسیه است ملاحظات امنیتی اتحادیه اروپا نیز در آن منطقه جدی است. از اینرو قابل پیشبینی بود که وضعیت ترکیه در این منطقه وضعیتی تثبیت نشده باشد، اما در مورد قفقاز، ترکیه وضعیت نامساعدی ندارد. آنکارا در منطقه قفقاز ارتباطات اقتصادی خوبی با کشورهای حاضر از جمله گرجستان و جمهوری آذربایجان دارد. در بخشهای ترانزیت و در حوزه انرژی (گاز و نفت) ترکیه ارتباطات خوبی با کشورهای حوزه قفقاز دارد؛ بنابراین قفقاز فرصت از دست رفتهای برای آنکارا نیست و سیاستهای این کشور در منطقه قفقاز تاکنون با شکست روبهرو نشده است.
نباید حضور ترکیه در آفریقا را به مثابه جستوجو برای یافتن جایگزین خاورمیانه در نظر گرفت. بعد از گذشت دوران پر فراز و نشیب فعلی ترکیه به خاورمیانه بازخواهد گشت؛ البته ترکیه در مسیر این بازگشت با چالشهای زیادی روبهرو خواهد بود چرا که به صورت سنتی ترکیه قدرت خود را در خاورمیانه تعریف نکرده است، اما این شرایط در مورد آفریقا صادق نیست و آنکارا حضورش در قاره سیاه را با قدرت برجستهتر خواهد کرد.
آفریقا برای تحقق خواستههای امنیتی و سیاسی دیگر کشورها از ثبات برخوردار نیست. از اینرو کشورهایی که قصد حضور در آفریقا را دارند باید در ابتدا هزینههای زیادی را برای ایجاد جایگاه مناسب برای خود صرف کنند.
بسترسازیهای لازم برای حضور در آفریقا هزینههای زیادی را برای ترکیه نیز بهدنبال خواهد داشت. بیثباتیها و هرج و مرج کشورهای آفریقایی میتواند بهعنوان چالشی برای آینده حضور ترکیه در آفریقا در نظر گرفته شود. سودان یکی از نمونههای بیثباتی در قاره آفریقاست. هنوز مشخص نیست آینده سیاست خارجی سودان به چه سویی حرکت خواهد کرد. این کشور روابط نزدیکی با ایران داشت، اما پس از مدتی به سوی عربستان سعودی متمایل شد و پس از آن نیز به سوی ترکیه گرایش پیدا کرده است. معلوم نیست که این کشور در آینده نیز در همین مسیر حرکت خواهد کرد یا خیر.
- 18
- 2





























