پنجشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۲
۰۹:۵۳ - ۰۱ آذر ۱۴۰۱ کد خبر: ۱۴۰۱۰۹۰۰۱۹
احزاب، تشکل ها، شخصیت ها

عبدی: محبوبیت ورزشکار و هنرمند وبال گردن حکومت می‌شود

تحلیل عباس عبدی اعتراضات 1401,نتیجه اعتراضات پاییز 1401
عباس عبدی نوشت: رابطه ورزشکار با حکومت، رابطه کارگزار و کارفرما نیست که هر وقت خواست او را اخراج یا حذف کند. ورزشکار و هنرمند ضمن اینکه پول می‌گیرند و کار می‌کنند در کنار آن محبوبیت نیز به دست می‌آورند، و همین محبوبیت نیز وبال گردن کارفرما می‌شود.

عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی در مطلبی با عنوان «تیم فوتبال و تیم سیاست» برای روزنامه اعتماد نوشت: یکی از نمایندگان مجلس پیشنهاد متین و هماهنگی را داده که با سایر امور کشور نیز همخوانی دارد. وی گفته است که «جوانان مومن و انقلابی برای جایگزینی ورزشکارانی که سرود ملی نمی‌خوانند، فراوان داریم. وزارت ورزش افرا د معتقد را جایگزین کند. بار‌ها از استان‌های مختلف به من زنگ زدند و گفتند جوانانی داریم که معتقد به نظامند و دوست دارند در تیم ملی بازی کنند.»

اگر نیک بنگریم، تقریبا در همه حوزه‌ها چنین قاعده‌ای رعایت می‌شود. پس چرا برخی حوزه‌ها به ویژه ورزش و تا حدی هنر از این قاعده مستثنی هستند؟ و کسانی در آن به بازی گرفته می‌شوند که با معیارهای رسمی نه تنها انقلابی و مومن و متدین محسوب نمی‌شوند، بلکه برعکس می‌توان گفت ویژگی‌های مخالف دارند.

حتی افراد دوتابعیتی را هم برای این کارها می‌پذیرند، چه رسد به اینکه در جای دیگری زندگی کنند. پس چرا در همه امور این ملاک‌ها را به اشد وجه رعایت می‌کنند، جز در ورزش و تا حدی هنر.

دو علت برای این امر وجود دارد؛ اول اینکه از نظر ساختار رسمی، ورزشکاران و هنرمندان در نقش پیمانکار یا کارگر یک برنامه هستند. پول می‌گیرند و کار می‌کنند و در نهایت سود آن به جیب کارفرما که حکومت باشد، می‌رود.

همیشه هم در عروسی و عزا به خدمت ساختار رسمی در می‌آیند. درست مثل اینکه شما یک لوله‌کش کاربلد را دعوت به کار کنید. در این مورد نه به انقلابی بودن او کار دارید و نه به مومن و متدین بودنش و نبودنش. اگر بدانید شب قبل نیز خمار بوده، کاری به آن ندارید. چرا؟ چون می‌آید و کار خودش را درست انجام می‌دهد و دستمزدش را می‌گیرد و می‌رود.

همه‌ چیز شفاف و روشن و قابل سنجش است. اگر یک مکانیک مومن و انقلابی برای تعمیر خودروی نماینده مجلس بیاورند و نتواند آن را تعمیر کند نه تنها هیچ پولی به او نمی‌دهند که ادعای خسارت هم خواهند کرد. در حالی که برای نمایندگی مجلس یا وزارت یا پست‌های مدیریتی چنین وضوح و روشنی وجود ندارد یا می‌توان آن را لایه‌هایی پنهان و توجیه کرد، چون این جایگاه‌ها به گونه‌ای تعریف نمی‌شود که این افراد ملتزم به انجام کار تعریف شده و وابسته به نتایج کارشان شوند، بلکه آنان موظف به انجام دستورات مافوق و نصب‌کننده خود هستند.

علت دوم نیز تفاوت در وضوح نتایج و به چالش کشیده شدن ادعاهاست، چون با آوردن چند نفر انقلابی و متدین به جای ورزشکاران تیم ملی فوتبال، عوارض فاجعه‌بار آنکه شکست، پشت شکست و با گل‌های خورده فراوان است، آشکار خواهد شد.

اصولا با چنان بازیکنانی نمی‌توان رفت به جام جهانی. پس از ده دقیقه بازی که چند تا گل می‌خورند، تاب و توان خود را از دست می‌دهند و وسط زمین ولو می‌شوند. چنین تیمی موجب سرافکندگی ملی خواهد شد، به همین علت است که در حوزه ورزش متفاوت عمل می‌شود و افراد براساس صلاحیت و کارایی انتخاب می‌شوند و هنگامی که انتخاب بر این اساس بود، دیگر به حوزه خصوصی او، تتو کردنش، رنگ و آرایش مویش و حتی افکارش کاری ندارند و برای او مربی‌های بزرگ با دستمزدها بالا هم می‌آورند.

ولی این کار یک مشکل اساسی دارد. اینکه رابطه ورزشکار با حکومت، رابطه کارگزار و کارفرما نیست که هر وقت خواست او را اخراج یا حذف کند. ورزشکار و هنرمند ضمن اینکه پول می‌گیرند و کار می‌کنند در کنار آن محبوبیت نیز به دست می‌آورند، و همین محبوبیت نیز وبال گردن کارفرما می‌شود، زیرا اگر میان تداوم حضور ورزشکار در ورزش رسمی و در خدمت کارفرما بودن با حفظ محبوبیت شکاف بیفتد، در بیشتر موارد محبوبیت را ترجیح می‌دهند و از این مرحله تناقض سیاست‌های رسمی نمایان می‌شود. ورزشکار و هنرمندی که دیگر پیمانکار نیست، بلکه خودش تبدیل به کارفرما می‌شود.

همه اینها یک طرف، واقعیت بسیار بد این است که فاصله این مجلس و دولت با مجلس و دولتی که می‌تواند در یک رقابت آزاد شکل بگیرد، به اندازه فاصله تیم ملی موجود با تیمی است که از بازیکنان انقلابی، مومن و متدین شکل می‌گیرد.

تفاوت نتیجه این دو تیم نیز به همان اندازه است، حتی بیشتر است. به این علت که برای انتخاب ورزشکار انقلابی و مومن، حداقل باید قدری فوتبال بلد باشد، تا داخل تیم بیاید، در حالی که در این حوزه‌ها حتی احتیاج به دانستن این حداقل‌ها هم نیست.

  • 11
  • 60
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
مارکوس گالپرین بیوگرافی مارکوس گالپرین؛ میلیاردر آرژانتینی

تاریخ تولد: ۳۱ اکتبر ۱۹۷۱

محل تولد: بوینس آیرس، آرژانتین

حرفه: سرمایه گذار، کارآفرین

شناخته شده برای: یکی از بنیانگذاران MercadoLibre

تحصیلات: دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه استنفورد

دارایی: ۵.۳ میلیارد دلار 

ادامه
اردشیر کاظمی بیوگرافی اردشیر کاظمی؛ پیشکسوت سینمای ایران

تاریخ تولد: ۲۹ آبان ۱۳۱۷

محل تولد: بندرانزلی، ایران

محل زندگی: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون

آغاز فعالیت: سال ۱۳۴۹ تاکنون

همسر: ندارد

ادامه
ژاوی هرناندز بیوگرافی ژاوی هرناندز؛ فوتبالیست افسانه‌ای و مربی آینده‌دار

تاریخ تولد: ۲۵ ژانویه ۱۹۸۰

محل تولد: تراسا، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست سابق، مربی فوتبال

پست: هافبک میانی

باشگاه: بارسلونا

قد: ۱ متر ۷۰ سانتی متر

ادامه
یورگن کلوپ بیوگرافی یورگن کلوپ، یکی از برجسته‌ترین مربیان فوتبال جهان

تاریخ تولد: ۱۶ ژوئن ۱۹۶۷

محل تولد: اشتوتگارت، آلمان

پست سابق: مهاجم، دفاع راست، مدافع میانی

حرفه: بازیکن سابق فوتبال، مربی فوتبال

قد: ۱ متر ۹۴ سانتی متر

ادامه
گیلدا ویشکی بیوگرافی گیلدا ویشکی بازیگر جوان سینما ایران

تاریخ تولد: ۱۰ مهر ۱۳۷۰

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، نوازنده

تحصیلات: ارشد بازیگر از مدرسه گارجنیدزه لهستان

شروع فعالیت: سال ۱۳۹۳ تاکنون

ادامه
اردلان سرافراز بیوگرافی اردلان سرافراز؛ شاعر آهنگ های پرخاطره

تاریخ تولد: ۲۴ تیر ۱۳۲۹

محل تولد: داراب، استان فارس، ایران

محل زندگی: فرانکفورت، آلمان

ملیت: ایرانی

حرفه: شاعر و ترانه سرا

زمینه کاری: ادبیات فارسی

ادامه
کارلو آنچلوتی بیوگرافی استاد فوتبال کارلو آنچلوتی و تاکتیک های او

تاریخ تولد: ۱۰ ژوئن ۱۹۵۹

محل تولد: رجیولو، ایتالیا

حرفه: فوتبالیست سابق، سرمربی

پست: هافبک

باشگاه کنونی: رئال مادرید

قد: ۱ متر و ۷۹ سانتی متر

ادامه
آناهیتا افشار بیوگرافی آناهیتا افشار، بازیگر سینما، تلویزون و تئاتر (+ تصاویر)

چکیده بیوگرافی آناهیتا افشار

نام کامل: آناهیتا افشار

تاریخ تولد: ۷ مرداد ۱۳۶۵

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر

شروع فعالیت: ۱۳۸۲ تاکنون

تحصیلات: لیسانس نقاشی

ادامه
غلامرضا تختی زندگینامه جهان پهلوان، غلامرضا تختی و ماجرای مرگ او

تاریخ تولد: ۵ شهریور ۱۳۰۹

محل تولد: تهران

حرفه: ورزشکار، کارمند راه‌آهن

حزب سیاسی: جبهه ملی ایران

درگذشت: ۱۷ دی ۱۳۴۶

آرامگاه: گورستان ابن‌بابویه، شهر ری

ادامه

مجلس

دولت

ویژه سرپوش