
سلسله گفتوگوهایی با چند تن از قهرمانان سابق تیم ملی و مربیان باتجربه کشتی آزاد ایران درباره بحث مربیگری قهرمانان مدالدار در استانهای محروم داشتیم که با نظرات مختلفی همراه بود. در این قسمت و در همین ارتباط با «اکبر فلاح» دارنده دو مدال طلا و نقره جهان در سالهای ۱۹۹۳ تورنتوی کانادا و ۱۹۹۴ آتلانتای آمریکا و یکی از مربیان سازنده، کارآمد و برتر ایران به گفتوگو پرداختیم. فلاح از مربیان نامآشنا و بزرگی است که میتواند در زمینه مربیگری بسیار صاحبنظر باشد. شاید حرفهای «اکبر فلاح» حسن ختامی برای سلسله گفتوگوهای ما درباره مبحث مربیگری قهرمانان مدالدار در استانهای کشور باشد.
چندی پیش با پیشنهاد «محسن کاوه» مدیر فنی تیمهای ملی کشتی آزاد قرار شد هشت قهرمان مدالدار کشتی آزاد برای آموزش کشتی به استانهای محروم بروند اما برخی از این قهرمانان از جمله «حسن رحیمی» نسبت به این مسأله اعتراض کردند و خود را محق حضور در کادر فنی تیم ملی دانستند.
به افرادی که حالا بر مصدر کار کشتی کشور قرار گرفتهاند، میگویم اینقدر به «حسن رحیمی» و امثال او که قهرمانان مدالدار تیم ملی کشتی آزاد در چند سال اخیر بودهاند، گیر ندهند و باعث آزار روحی آنها نشوند. جای قهرمانانی چون حسن رحیمی، مهدی تقوی، مراد محمدی، مسعود اسماعیلپور، مسعود مصطفیجوکار، صادق گودرزی، احسان لشگری، کمیل قاسمی، فردین معصومی و ... که در مسابقههای جهانی و المپیک برای ایران افتخارآفرینی کردهاند، حضور در کادر فنی تیم ملی کشتی آزاد بزرگسالان ایران است؛ نه استانهای محروم برای آموزش به نونهالان، نوجوانان و جوانان. منتهی این قهرمانان باید پله به پله، سلسله مراتب را طی کرده و ورود به کادر فنی تیم ملی کشتی آزاد بزرگسالان را از ردههای سنی پایه یعنی تیمهای نوجوانان و جوانان و امید شروع کنند تا بعداً به کادر فنی تیم ملی بزرگسالان برسند.
حضور این قهرمانان در استانهای محروم نمیتواند برای آنها مفید باشد و به نوعی باعث آموزش مربیگری آنها شود؟
این قهرمانان نیازی به آموزش مربیگری ندارند، آنها سالها در تیم ملی کشتی آزاد ایران و در میدانهای جهانی و المپیک حضور داشتهاند. شرایط آنها با مربیانی که عضو تیم ملی نبودهاند و دارای مدالهای جهانی و المپیک نیستند کاملاً فرق میکند. باید مربیان غیرقهرمان را که سابقه حضور در تیم ملی را نداشتهاند به استانهای کشور فرستاد و این وظیفه کمیته مربیان فدراسیون کشتی یا انستیتوی کشتی است که بین قهرمانان و سایر مربیان تفاوت قائل شود و آنها را از هم متمایز کند. کمیته مربیان یا انستیتوی کشتی در واقع باید همه مربیان کشور را شناسایی کرده و بعد برای آنها تصمیمگیری کنند.
پس از نظر شما اعتراض حسن رحیمی و قهرمانانی چون او کاملاً بجا و منطقی است؟
بله، همینطور است و نباید رفتار بد و طلبکارانه که باعث رنجش این قهرمانان میشود، از آنها داشت. آموزش مربیگری کشتی در استانهای کشور، وظیفه مربیان باتجربه، باسابقه و بزرگ مثل «محسن کاوه» است و نه این قهرمانان جوان که چند سال است دوره قهرمانی آنها سپری شده؛ اصلاً چرا خود محسن کاوه به شهرستانها و استانهای کشور نمیرود و از قهرمانانی چون حسن رحیمی میخواهد به استانها بروند! اگر برای کاوه و مربیانی چون او سخت است که به استانهای کشور بروند، فدراسیون کشتی یا انستیتوی کشتی میتوانند هر ماه تعدادی از مربیان شهرستانی را به تهران دعوت کنند و هر بار به مدت یک هفته آنها زیر نظر محسن کاوه و مربیان باتجربه دیگر در خانه کشتی آموزش ببینند.
ولی زمان آموزش یک هفتهای مربیگری برای مربیان بسیار کم است و مربیان کشور نمیتوانند در مدت یک هفته همه آموزشهای لازم این کار را فرا گیرند.
بله، منظورم این است این کار باید هر ماه و همیشه تکرار شود و تداوم داشته باشد. گفتم که در هر ماه حداقل برای یک هفته مربیان شهرستانی آموزش ببینند و این کار باید زیر نظر انستیتوی کشتی انجام شود. ولی از آنجایی که هزینههای مسافرتهای خارجی برخی از افراد در فدراسیون کشتی همیشه زیاد است، فدراسیون کشتی برای دعوت از مربیان سازنده و زحمتکش شهرستانی حتماً کمبود بودجه را بهانه میکند. بهتر است قدری از هزینههای مسافرتهای خارجی افراد در فدراسیون کشتی را کم کنند و این بودجه را به دعوت از مربیان شهرستانی برای آموزش مربیگری در تهران اختصاص دهند. همه کار شدنی است.
به نظر شما حالا چرا در بین این قهرمانان مدالدار فقط حسن رحیمی رسماً نسبت به این مسأله اعتراض کرده است؟
چون حسن رحیمی جزو گروه و تیم «رسول خادم» بود و برای همین در فدراسیون فعلی رفتار خوب و درستی با او نمیکنند. در فدراسیون کشتی، برخیها دنبال رفیق بازی و سیاسی بازی هستند در حالی که «کشتی» محل تسویه حسابهای شخصی و رفیق بازی افراد نیست. در فدراسیون کشتی همیشه همه کارها در زمینه فنی و مربیگری و اجرایی به صورت «هلیکوپتری» پیش میرود و سر و کله افرادی ناگهان در فدراسیون پیدا میشود که تجربهای از قبل در مسئولیتهای خود نداشتهاند. آنها همانند هلیکوپتر وسط فدراسیون کشتی روی زمین مینشینند. من انتقادهای زیادی را برای رسول خادم داشتم و حالا هم برای علیرضا دبیر دارم.
عملکرد چند ماهه علیرضا دبیر را چطور میبینید؟
پیش از این علیرضا دبیر در کشتی کار مدیریتی نکرده و برای همین نمیتواند رئیس موفقی برای فدراسیون کشتی باشد. دبیر شاید در جاهای دیگر مدیریت کرده اما در کشتی مدیر نبوده است. در مورد حمید سوریان هم این موضوع به شکل دیگری مطرح است. این قهرمان تا به امروز در کشتی کار مدیریتی کرده که حالا نایب رئیس فدراسیون کشتی شده است؟ او برای مدیریت کشتی ابتدا باید در هیأت کشتی استان تهران مسئولیت میگرفت و سپس در فدراسیون کشتی پست و مسئولیت میگرفت. مسئولان فعلی فدراسیون چرا این مسائل را از خودشان در فدراسیون کشتی شروع نمیکنند اما از نرفتن حسن رحیمی و دیگر قهرمانان مدالدار به استانها ایراد میگیرند؟ من یک روز به «عباس جدیدی» گفتم تو که اینقدر علاقه داری رئیس فدراسیون کشتی شوی، اصلاً در کشتی کار مدیریتی کردهای؟ به جدیدی گفتم چرا برای رسیدن به صندلی ریاست فدراسیون کشتی ابتدا از ریاست هیأت کشتی استان تهران شروع نمیکنی؟
علیرضا دبیر برای ریاست فدراسیون کشتی باید خود را با افراد کاربلد و کارکشتهای همچون «پرویز سیروسپور» و «محمدرضا طالقانی» مقایسه کند که از صفر به صد رسیدند. سیروسپور ابتدا یک کارمند فدراسیون کشتی بود، بعد کمک مربی، مربی و سرمربی تیم ناشنوایان و تیم ملی کشتی آزاد ایران و همینطور دبیر و نایب رئیس فدراسیون کشتی شد تا به ریاست فدراسیون کشتی ایران رسید. محمدرضا طالقانی هم مسئولیت در کشتی را ابتدا از ریاست باشگاه راهآهن تهران و سازمان زندانهای کشور و بعد هیأت کشتی استان تهران شروع کرد و سپس نایب رئیس فدراسیون کشتی شد تا اینکه به ریاست فدراسیون کشتی ایران رسید. افرادی چون رسول خادم و علیرضا دبیر و امثال آنها باید بزرگوارانی همچون پرویز سیروسپور و محمدرضا طالقانی را الگوی خود قرار دهند که در کشتی زحمت بسیار کشیدند و خون دل خوردند.
پس این روزها هم نقدهای تندی دارید، مثل دوره قبل مدیریتی و دورههای قبلتر.
در فدراسیون کشتی هیچوقت هیچ چیزی سر جای خود نبوده است. زمانی «علیرضا حیدری» که یکی از نوابغ کشتی ایران و جهان بود را بیموقع سرمربی تیم ملی کشتی آزاد ایران کرده و بعد بیموقع او را نایب رئیس فدراسیون کشتی کردند و حالا حیدری تبدیل به مهره سوختهای در کشتی ایران شده است. به نظرم با این کار علیرضا حیدری را در کشتی نابود کردند.
درباره انتخاب «محمدحسن محبی» به عنوان مشاور عالی فدراسیون کشتی و همینطور «حسن رنگرز» به عنوان مدیر فنی تیمهای ملی کشتی فرنگی ایران چه نظری دارید؟
انتخاب هر دو نفر که از بزرگان کشتی آزاد و فرنگی ایران هستند بسیار کار درست و زیبایی بود و با آن بسیار موافق هستم. منتهی باید حسن محبی و حسن رنگرز توجه داشته باشند که راه اعضای شورای فنی تیمهای ملی کشتی آزاد و فرنگی در زمان ریاست رسول خادم را نروند که باعث نابودی رسول خادم شدند. هیچیک از اعضای این دو شورا به رسول خادم نگفتند که نباید همزمان هم رئیس فدراسیون کشتی و هم سرمربی تیم ملی کشتی آزاد ایران باشی و هر چه رسول میگفت، آنها مطیع فرمایشات او بوده و اعتراضی به گفتههای او نمیکردند.
ناصر انصافی مقدم
- 19
- 4










































