مهمترین عناوین خبری
پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
۱۳:۵۶ - ۲۶ مهر ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۷۰۶۹۲۰
فیلم و سینمای ایران

نقد و واکاوی فیلم «شعله ور»

امین حیایی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

در نگاهی ساختاری به الگوهای بصری و روایی می‌شود به الگوی مینی‌مال روایی «شعله‌ور» اشاره کرد که بر توسعه فرد به‌مثابه جهان روایت استوار است. الگوی موجود بر اساس پیش‌رویی روایی فرید به‌عنوان کاراکتر محوری توسعه می‌یابداما در همین الگوی روایی تناقضی وجود دارد.داستان که تماما بر حضور فیزیکی فرید پی‌ریزی شده است و هر توسعه روایی و تغییر در شرایط اولیه از خلال او می‌گذرد، در انتهای فیلم مسیر طبیعی توسعه روند روایی با نشان دادن نماهایی با کنش‌ محوری نوید و وحیده مختل می‌شود و این پاساژ به‌نوعی عامل اختلال است و در تناقض با شالوده‌ای که بر اساس میل مستمر و خودسرانه فرید شکل‌گرفته.

 

همچنین در نماهای متعددی صدای ذهنی فرید وجودی اضافه دارد و به‌واقع اگر نعمت‌ا... توسعه درونی فرید را با الگویی تنها بصری ادامه می‌داد و بدون مونولوگ درونی که اینجا از فرط تکرار در اموری بدیهی که مابه‌ازای بصری آن موجود است کارکردی اضافی و شیرفهم کننده پیدا می‌کند، درنهایت اثرش واجد ارزشی می‌شد بسیار بیش ازآنچه هم‌اکنون از آن برخوردار است.

 

همچنین چون روایت حول عواطف و احساسات درون کاراکتر اصلی و اتفاق در درون فرید می‌افتد، فیلمنامه ساختاری مدرن دارد و بر درونیات و احساسات و عواطف شخصیت اصلی استوار است. ازاین‌رو کارکرد توریستی بعضی از نماها مانند بازارهای زاهدان و اشباع رنگ‌ نماهای مورداشاره به‌نوعی با مهاجرت و نگاه‌ توریستی فرید در بدو ورود به آنجا انطباق دارد و از همین رو روایت فیلمنامه را مختل نمی‌کند و همین‌طور رها شدن وحیده در بخشی از داستان .

 

مختصات کاراکتر فرید مماس است با مختصات کسانی که بنا به‌دلایلی فکر می‌کنند استعداد زیادی دارند و جایگاه کنونی‌شان شأنی همطراز با استعدادشان نیست و جامعه و زمان و زمانه و حاکمان و ... با نادیده‌گرفتن استعدادهای‌شان آن‌ها را مچاله کرده و به گوشه انزوا انداخته است و همچنین نشانه‌های رفتاری فرید که مردی مستأصل و مفلوک ، کینه‌ای و پر از عقده است، چون فکر می‌کند که حقش خورده شده، پر از خشم است و لمحه و اشارتی کافی‌است تا تمام ذهن او با هذیان و انتقام پر شود . شیطانی حقیر و مفلوک که نماینده برازنده‌ای است برای جامعه‌ای که در آن اخلاقیات به محاق رفته.در خلال مشکلات ارتباطی که او درگیرش است،‌ تصمیم آنی به مهاجرت می‌گیرد: مهاجرت به یکی از محروم و دورافتاده‌ترین نقاط ایران.

 

در اولین سکانس بعد از مهاجرت نمایی وجود دارد از مسجدی عظیم که در بین گردوغبار و دود عنصری خیالی و فانتزی به نظر می‌آید. رنگ و لعاب این نما بیشتر بیانگر ذهن متناقض فیلمساز و کل جامعه است فرض اینکه نعمت‌ا...طی اسلوبی می‌خواهد نشان دهد

 

که با توسل به عناصر رویایی فردی و مقدس (نمای مسجد در بدو ورود فرید به سیستان و بلوچستان) می‌توان از درغلتیدن به ورطه نابودی جلوگیری کرد اما تضاد و کنتراست مسجد و شهر در فیلم و رویا و واقعیت در سطح استعاره در بستری واقع‌گرایانه نشان می‌دهد که حتی تفرد و اخلاق هنگامی می‌تواند رهایی بخش باشد که دچار چنین تضادی با واقعیت نباشد، یا به عبارت دیگر،‌ فرد در بستر پیوندهای اجتماعی است که می‌تواند با پرهیز از گناه خود را نجات دهد وبا سست شدن این پیوندها تنها چیزی که عاید فرد می‌شود درغلتیدن در گناه است.

 

فیلمساز با بی‌توجهی به زمینه‌های اجتماعی و نادیده گرفتن سهم اجتماع (در فیلم هیچ خبری از چرایی افتادن فرید در ورطه نابودی نیست الا مونولوگ‌های فرید که نشان از ذهن بیمار او دارد) خصلتی متناقض به فیلم بخشیده که در این نوشته می‌خواهیم نشانش دهیم ( نه که استدلال بیاوریم یا پژوهش کنیم بلکه با انگشت نشان دهیم.)

 

هرچند به نظر می‌آید که مهاجرت قرار است آغازگر وضعیتی باشد که این آدم بتواند از رذیلت‌ها نجات پیدا کند اما فیلم قصه را به آنجا می‌کشاند که مهاجرت سبب می‌شود که رذیلت‌های کهنه و قدیمی در دل این آدم شعله‌ور شود. مهاجرت سبب از بین رفتن وابستگی‌های اجتماعی «فرید» می‌شود و به‌نوعی کار، زندگی با مادر، تمنای برقراری رابطه مجدد با مژده همسر سابق، رابطه نیم‌بند با کل خانواده و همین‌طور رویای ساخت هواپیما را از دست می‌دهد و پیوندهای اجتماعی‌اش نه به تمام بلکه غالبش از هم می‌گسلد و تنها پیوندی که برایش باقی می‌ماند و ارتباطش را با جامعه برقرار می‌کند نوید پسرش است که فرار کرده تا مادرش(همسر سابق حیایی) بتواند راحت‌تر ازدواج کند و البته چیزی که با خود آورده (هواپیما)تنها مستمسکی است که به خیال‌پردازی شخصیت اصلی داستان عینیت می‌بخشد.

 

بچه در تقابل و ضدیت قدیمی و ازلی-ابدی واقع‌گرایی-ایده‌آلیسم، واقع‌گرایی(الگو قرار دادن فردی موفق و متعهد مانند مصطفی) را بر خیال‌پردازی پدر(هواپیما به‌مثابه ایده‌ال‌گرایی عقیم) ارجحیت می‌دهد و به‌مرور همین مساله سبب شعله‌ور شدن گناهان پدر می‌شود. پدری که جهانش به‌تمامی توسط فرزند نفی‌شده و حسد بارزترین راهنمای او می‌شود.

 

تا جایی که تنبلی یکی دیگر از گناهانش را کنار بگذارد تا فانوس حسد راه فرزند و آخرین پیوند با اجتماع را برایش روشن کند و به‌نوعی پیوند را حفظ کند اما تمام تلاش‌های او بی‌نتیجه می‌ماند و هواپیما به‌مثابه خیالی آرزومندانه و تمثیلی از وضعیتی آینه‌ای که فرید جایگاه واقعی‌اش را در آن می‌بیند دقیقاقرینه وضعیت فعلی او در نسبت با همه آنچه او نشده است و درنهایت فرجام این رویا درست در زمان پرواز در آسمان با اراده خودش سقوط می‌کند.

 

پرواز در تعبیر خواب فرید نشان فرار از مشکلات است و هنگامی‌که در این رویا محکم به زمین می‌خورد نشان از غلبه مشکلات و نماد انحطاط است و سبب فروپاشی نهایی فرید می‌شود. رویا-پناهگاهی که دیگر مضمحل شده است. وقتی‌که پیامک دروغ کفایت نمی‌کند شروع به ضربه زدن به آدم‌های پیرامونی می‌کند با سوزندان صورت کاوه و صحنه‌سازی مدارک دو جوان غرق‌شده و سیلی به مصطفی و القای عذاب وجدان به او که حضور در برنامه مهمانی رييس‌جمهور تنها برای ارضای نیازهای شهرت‌طلبانه‌اش است و ماندن و کمک به کاوه و جماعت چشم‌انتظار پیدا شدن جسد مفیدتر است . با استعمال مواد مخدر تمام کنترل‌های درونی فرید فرومی‌پاشد و فرجامش در پایان با ماندن در برزخ گناه و از دست دادن نمادین فرزند و گسسته شدن تنها پیوندش با اجتماع از مغاک اولیه با مُثُل رویا به مغاک بزرگ‌تر و بی‌رویایی غلتیدن است.

 

گویی فیلمساز با تحلیل شخصیت و نشان دادن مونولوگ درونی بر اساس نگاه فرد محور لیبرال-مذهبی انحطاط این آدم را روایت می‌کند اما همین تحلیل و به‌طورکلی قصه نشان‌دهنده وضعیت متناقض فیلمساز که از طرفی با از بین رفتن وابستگی‌های اجتماعی مولد انفجار گناه فرد می‌شود و درواقع بااینکه تاکید و بارگذاری روی فرد است ولی اضمحلال پیوندهای اجتماعی(شغل، وابستگی خانوادگی، همکلاسی‌های سابق و. ..) باعث سقوط فرد می‌شود.

 

پارادوکسی که کل روایت فیلم درگیرش است، یعنی این فکر که مذهب (نمای ورود به زاهدان را به یادآورید) یا اخلاق می‌تواند فرد را از فروپاشی حفظ کند .اما آنچه روایت می‌شود در لایه‌ای زیرین، ناخواسته و چه‌بسا ناخودآگاه این است که از بین رفتن پیوندهای اجتماعی در نبود حمایت‌های موثر برای فرد مریض یا معتاد است که او را به ورطه فروپاشی می‌کشاند.مساله‌ای که چه در زندگی تک‌تک افراد ایرانی و چه در نهادهای کلان جامعه و تصمیم گیران قابل‌مشاهده است.

 

به‌عنوان‌مثال در بحران ارزی اخیر ريیس بانک مرکزی می‌گوید ما در قیمت‌گذاری نقشی نداریم و تعیین قیمت بر عهده بازار است و از طرفی ريیس‌جمهور و سیاست‌گذاران حاکمیت از مردم می‌خواهند منفعت اقتصادی فردی‌شان را نادیده بگیرند و در مقابل بی‌ارزش شدن پس‌اندازهای‌شان در فعالیت‌های اقتصادی چون بازار مسکن، سکه و ارز که می‌تواند برای آن‌ها سود داشته باشد اما برای جامعه ضرر دارد، وارد نشوند و این نگاه پارادوکسیکال نمایانگر وضعیت متناقض جامعه است که از طرفی نخبگانش هنوز تصمیم نگرفته‌اند و همچون پاندولی در دل برزخ سیاست‌هایی با جهان‌بینی جمع‌گرا و سیاست‌های لیبرالی مبتنی بر اتمیزه‌کردن افراد در رفت‌وآمدند.

 

نه مثل تاچر می‌توانند فریاد بزنند که جامعه وجود ندارد و فقط افراد وجود دارد و نه مانند سوسیالیست‌ها می‌توانند صحبت از اجتماع کنند. «شعله‌ور» در دل چنین وضعیت متناقضی که طرفین و نیروهای متناظر همدیگر را خنثی می‌کنند و درنهایت و در فقدان راه‌برون‌رفت همگی از بالا تا پایین تنها سوژگانی مشاهده‌گر و سترون‌اند، به نمایش درمی‌آید و در دل همین وضعیت نسبتی که فرید با جامعه بستر فیلم برقرار می‌کند و همین‌طور تناقض محوری فیلمساز( شاید نه فیلمساز کل جامعه ایرانی که هنوز نتوانسته تصمیم خود را بگیرد) که به‌نوعی تناقض اصلی بالاترین مقامات تصمیم‌گیر و سیاست‌گذار هم است. تناقضی ازلی ابدی که بین افراد و جامعه میزبان‌شان همیشه برقرار است و درزمانی که نتوان تعادلی بین آن برقرار کرد باید در چنین وضعیتی آنومیک که از کلان تا خرد جامعه را دربر گرفته زندگی کرد.

 

حسام نصیری 

 

ghanoondaily.ir
  • 12
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش