شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۳
۱۴:۴۵ - ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۳ کد خبر: ۱۴۰۳۰۲۰۴۵۷
فیلم و سینمای ایران

بلیت سینما بی‌سروصدا گران شد

بلیت سینما بی‌سروصدا گران شد,گرانی بلیط سینما
نه فیلم‌های سینمای ایران طی همین ۷-۶ ماه اخیر، تماشاگرپسندتر و محبوب‌تر شده‌اند و نه سینمای ایران ناگهان با موج جدیدی از تماشاگران روبه‌رو شده، بلکه باز هم بلیت سینما گران شده است، ولی این بار بدون سروصدا.

به گزارش فرهیختگان؛  این روزها که فیلم «سال گربه» به اکران رسیده، اخبار مختلفی از رکوردشکنی‌های این اثر به گوش می‌رسد؛ رکوردهایی مثل بیشترین فروش در روز اول اکران و بیشترین فروش در ۳ روز اول اکران که به افتتاحیه مشهور است. اگر پیگیر اخبار سینمایی باشید، احتمالا متوجه شدید که همین رکوردها را یک ماه پیش فیلم «تمساح خونی» هم شکسته بود و برخی از این رکوردها را در نیمه دوم ۱۴۰۲ آثاری مثل «ویلای ساحلی»، «هاوایی» و «هتل» جابه‌جا کرده بودند! ماجرای این رکوردها چیست؟

  فقط ۲ ماه قبل

اوایل دی‌ماه ۱۴۰۲ بود که بلیت سینما ناگهان گران شد. این اقدام از دو جهت کم‌سابقه به شمار می‌رفت؛ نخست آنکه پس از سال‌ها که افزایش قیمت بلیت سینما محدود به ابتدای اکران نوروزی شده بود، این تصمیم در میانه سال گرفته شد و دوم اینکه به فاصله ۱۰ ماه قبل از آن (اسفند ۱۴۰۱) یک بار دیگر بلیت سینما گران شده بود! یعنی این بار فاصله دو مرتبه افزایش بهای بلیت، نه یک سال، بلکه تنها ۱۰ ماه بود! طبق مصوبه‌ای که در آن زمان از طریق روح‌الله سهرابی مدیرکل اداره نظارت بر نمایش سازمان سینمایی اعلام شد، این نکته ذکر شد که همزمان با گرانی بهای بلیت، روز دوشنبه نیز (همراه با سه‌شنبه) به‌عنوان روز عرضه بلیت نیم‌بها تعیین شده تا ضرب خبر این افزایش قیمت، کمی گرفته شود. سهرابی در همان اظهارنظر گفت: «قیمت بلیت سینما در ساعات پیک و سانس‌های طلایی روزهای پنجشنبه و جمعه در سینماهای مدرن به صورت شناور تا سقف ۸۰ هزار تومان و در سینماهای ممتاز تا سقف ۶۰ هزار تومان در اختیار مدیر سینما خواهد بود.» مطابق این تبصره مهم که در گفت‌وگوی چند روز بعد سخنگوی انجمن سینماداران مجددا تبیین شد، بلیت سینما تنها از ساعت حدود ۴ عصر به بعد و فقط در روزهای پنجشنبه و جمعه به قیمت جدید ۸۰ هزار تومانی به فروش می‌رسید. 

جزئیات گرانی جدید بلیت سینما

خبر عجیب آنکه با گذشت تنها دو ماه از این رخداد، یک بار دیگر بلیت سینما گران شده است و این بار بی‌سروصدا این اتفاق افتاده. بدون اطلاع‌رسانی رسمی، آن تبصره مهم فروش بلیت ۸۰ هزار تومانی در ساعات طلایی برداشته شده و سالن‌های سینما در ۵ روز هفته (چهارشنبه تا یکشنبه) در همه ساعات روز می‌توانند بلیت را به قیمت ۸۰ هزار تومان به فروش برسانند. نتیجه این گرانی، آن است که میانگین قیمت بلیت (که از تقسیم گیشه کل سینما به تعداد کل تماشاگران به دست می‌آید) حدود ۲۷ درصد افزایش نشان می‌دهد و از حدود ۴۴ هزار و ۹۰۰ تومان (در هفته‌های پایانی ۱۴۰۲) به حدود ۵۷ هزار تومان (در این روزها) رسیده است. یعنی با احتساب روزهای نیم‌بها و سینماهای کم‌کیفیت‌تر، هر تماشاگر به‌طور میانگین ۲۷ درصد پول بیشتری بابت بلیت سینما پرداخت می‌کند. این درحالی است که همواره مصوبات شورای صنفی نمایش و شورای راهبردی اکران به‌عنوان دو کمیته تخصصی تعیین آیین‌نامه عرضه در سینمای ایران، به اطلاع عموم می‌رسید و هرگونه تغییر در بهای بلیت سینما نیز از این قاعده مستثنی نبود. این اتفاقی نادر است که نه سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و نه صنوف سینمایی حاضر در شورا، خود را موظف ندیده‌اند تا گران شدن بلیت را به اطلاع علاقه‌مندان سینما برسانند. 

تجربیات جالبی از بلیت نیم‌بها

همه اینها درحالی است که تجربه عرضه بلیت نیم‌بها در برخی ایام، نشان می‌دهد می‌توان به جای گران کردن بلیت، با ارزان‌سازی آن به فروش بیشتر دست یافت؛ چراکه بلیت ارزان‌تر به افزایش شمار تماشاگران می‌انجامد و این امر، خود سود بیشتری را برای اهالی سینما رقم می‌زند. پاییز ۱۴۰۱ که در اثر ناآرامی‌های خیابان، سینماها با کاهش شمار مخاطبان مواجه شدند، سازمان سینمایی تصمیم گرفت برای دو هفته (۲۰ مهر تا ۳ آبان) قیمت بلیت کل سینماهای سراسر کشور را نصف کند تا مخاطبان را به سالن‌ها بکشاند. در ۳ روز اول آن دو هفته (که معمولا تماشاگر سینما کمتر است) بلیت نیم‌بها به قدری مخاطب را بیشتر کرد که ارزانی بلیت جبران شد و رقم نهایی گیشه، به اندازه قبل از بلیت نیم‌بها رسید. در دیگر روزهای آن دو هفته نیز اگرچه افزایش شمار تماشاگران، به قدری نبود که ارزان بودن بلیت را کاملا جبران کند و گیشه را به قبل برساند اما رقم نهایی گیشه به نزدیکی زمان قبل از نیم‌بها شدن رسید. این امر این روزها هم به شکلی دیگر دیده می‌شود.

به‌طور مثال سه‌شنبه هفته گذشته ۲۸ فروردین ماه حدود ۱۸۱ هزار تماشاگر در کل سینماهای ایران به تماشای فیلم‌های سینمایی نشستند که گیشه‌ای ۶ میلیارد و ۳۴۷ میلیون تومانی را برای این روز رقم زد.

پنجشنبه ۳۰ فروردین ماه اما حدود ۱۰۱ هزار تماشاچی به سینماهای کل کشور رفتند تا گیشه‌ای ۶ میلیارد و ۹۲۰ میلیون تومانی بسازند. معنای اختلاف بسیار کم این ارقام، آن است که برای مخاطبان آنقدر رقم بلیت سینما اهمیت دارد که سه‌شنبه‌ها دو برابر بیشتر از روز پنجشنبه به‌عنوان بخشی از تعطیلات آخر هفته (که وقت آزادتری دارند) به سینما می‌روند؛ تا جایی که رقم گیشه تقریبا مساوی است! می‌دانیم منطق گرانی بلیت سینما، بسیار ساده است؛ اینکه با گران کردن بلیت، درآمد سینما افزایش یابد. حال وقتی سینما می‌تواند با بلیت نیم‌بها، دو برابر مخاطب داشته باشد و به همان میزان گیشه دست یابد، چه نیازی به گران کردن بلیت وجود دارد؟ ناگفته نماند با افزایش شمار مخاطبان، سالن‌های سینما سود بیشتری می‌برند؛ چراکه در کنار فروش بلیت سینما، اقلام خوراکی و... نیز می‌فروشند و درآمد کلی سینماداران (که بسیاری از آنها تهیه‌کننده و پخش‌کننده نیز هستند) بیشتر خواهد شد. 

موضع سازمان سینمایی چیست؟

سال گذشته و در شرایطی که بلیت سینما به فاصله کمی قبل از جشنواره فیلم فجر گران شد، تصمیم‌گیری سازمان سینمایی برای تعیین قیمت ۶۰ هزار تومانی بلیت جشنواره، نشان داد سازمان سینمایی چندان با افزایش بهای بلیت موافق نیست و همان‌طور که از اقوال دیگر برمی‌آید، احتمالا سینماگرانند که بر گران شدن بلیت پافشاری می‌کنند. در اینباره، دو نکته را باید در نظر گرفت. نخست اینکه در تهران به نسبت شهرستان‌ها و حتی برخی مراکز استان، درآمد سرانه بالاتر است و بهای بلیت سینما در درآمد سرانه، کمتر به چشم می‌آید. از همین روست که درخواست سینماگران برای افزایش قیمت بلیت، بیش از قبل به مشکل «تهرانیزه شدن سینمای ایران» دامن می‌زند. نکته دوم آنکه اهالی سینما خصوصا اهالی تصمیم‌گیر شورای صنفی که برای بهای بلیت سینما تصمیم‌گیری می‌کنند (تهیه‌کنندگان، کارگردانان و سینماداران)، جزء اعضای با درآمد بالاتر سینما به شمار می‌روند و از نظر سطح درآمدی، اختلاف چشمگیری با عموم جامعه دارند. از همین روست که وقتی در محافل سینمایی درباره بلیت سینما سخن می‌گویند، بهای بلیت را با دلار و یورو می‌سنجند، درحالی‌که به این نکته توجه ندارند که درآمد مخاطبان بالقوه سینما، نه با یورو بلکه با ریال است!

  • 18
  • 3
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
فردریش نیچه نگاهی ژرف به زندگینامه و اندیشه‌های فردریش نیچه

تاریخ تولد: ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴

محل تولد: روکن، آلمان

حرفه: فیلسوف و منتقد فرهنگی

درگذشت: ۱۹۰۰ میلادی

مکتب: فردگرایی، اگزیستانسیالیسم، پسانوگرایی، پساساختارگرایی، فلسفه قاره‌ای

ادامه
هدیه بازوند بیوگرافی هدیه بازوند؛ بازیگر کرد سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: ۲۷ مرداد ۱۳۶۶

محل تولد: بندرعباس، ایران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر

آغاز فعالیت: ۱۳۹۶ تاکنون

تحصیلات: فارغ التحصیل لیسانس رشته مهندسی معماری

ادامه
سانجیو باجاج بیوگرافی سانجیو باجاج میلیارد و کارآفرین موفق هندی

تاریخ تولد: ۲ نوامبر ۱۹۶۹

محل تولد: هندی

ملیت: هندی

حرفه: تاجر، سرمایه گذار و میلیارد 

تحصیلات: دکتری مدیریت از دانشگاه هاروارد

ادامه
محمد مهدی احمدی بیوگرافی محمدمهدی احمدی، داماد محسن رضایی

تاریخ تولد: دهه ۱۳۶۰

محل تولد: تهران

حرفه: مدیرعامل بانک شهر

مدرک تحصیلی: دکترای اقتصاد واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران، کارشناسی ارشد علوم اقتصادی دانشگاه تهران، کارشناسی اقتصاد بازرگانی دانشگاه شهید بهشتی

نسبت خانوادگی: داماد محسن رضایی، برادر عروس قالیباف، برادر داماد رحمانی فضلی

ادامه
علی عسکری بیوگرافی علی عسکری سیاستمدار ایرانی

تاریخ تولد: ۱۳۳۷

محل تولد: دهق، اصفهان

حرفه: سیاستمدار، نظامی، مدیر ارشد اجرایی، مدیر عامل شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس

آغاز فعالیت: ۱۳۶۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی مهندسی برق - الکترونیک، کارشناسی ارشد مدیریت، دکتری مهندسی صنایع - سیستم و بهره‌وری

ادامه
ندا قاسمی بیوگرافی ندا قاسمی؛ بازیگر تازه کار و خوش چهره تلویزیون ایران

چکیده بیوگرافی ندا قاسمی

نام کامل: ندا قاسمی

تاریخ تولد: ۳۰ خرداد ۱۳۶۰

محل تولد: کرمانشاه

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، مجری و صداپیشه

آغاز فعالیت: ۱۳۸۶ تاکنون

تحصیلات: دکترای شیمی آلی

ادامه
غلامعلی حداد عادل بیوگرافی غلامعلی حداد عادل؛ سیاستمدار ایرانی

تاریخ تولد: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۲۴

محل تولد: تهران

حرفه: سیاستمدار ایرانی، عضور مجمع تشخیص مصلحت نظام، دانشیار بازنشسته دانشگاه، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد سعدی

آغاز فعالیت: ۱۳۵۷ تاکنون

حزب سیاسی: اصولگرا

تحصیلات: لیسانس و فوق لیسانس فیزیک از دانشگاه تهران و شیراز (پهلوی قدیم)، دکتری فلسفه از دانشگاه تهران

ادامه
عبدالله دوم پادشاه اردن بیوگرافی عبدالله دوم پادشاه اردن به همراه عکس های خانواده اش

تاریخ تولد: ۳۰ ژانویه ۱۹۶۲ (۶۲ ساله)

محل تولد: عمان، اردن

سمت: پادشاه اردن (از سال ۱۹۹۹)

تاجگذاری: ۹ ژوئن ۲۰۰۰

ولیعهد: حسین بن عبدالله دوم

همسر: رانیا عبدالله (ازدواج ۱۹۹۳)

ادامه
فرزان عاشورزاده بیوگرافی فرزان عاشورزاده تکواندوکار ایرانی

تاریخ تولد: ۵ آذر ۱۳۷۵

محل تولد: تنبکابن، مازندران

محل زندگی: آمریکا

حرفه: تکواندوکار

لقب جهانی: سونامی تکواندو جهان

ادامه
دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی

دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی شهاب حسینی یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران است که تا به حال در آثار فاخری مانند محیا، دلشکسته، شهرزاد و... به نقش آفرینی پرداخته است. این هنرمند در هر یک از هنرنمایی های خود دیالوگ های ماندگاری دارد که در ادامه این مقاله از سرپوش قصد داریم به بخشی از آنها اشاره کنیم. بیوگرافی کوتاه از شهاب حسینی سید شهاب الدین حسینی تنکابنی در ۱۴ بهمن ۱۳۵۲ در تهران به دنیا آمد. وی اصالتا تن کابنی است و تحصیلات عالیه خود را در رشته روانشناسی از دانشگاه تهران برای مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت. وی در سال ۱۳۷۳ با پریچهر قنبری ازدواج کرد و حاصل این پیوند دو فرزند پسر به نام های محمد امین و امیرعلی است. فعالیت هنری شهاب حسینی با تئاتر دانشجویی و سپس، گویندگی در رادیو شروع شد. از جمله جوایز این هنرمند می توان به موارد زیر اشاره کرد: - او برای بازی در شمعی در باد (۱۳۸۲) و رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳) نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر شد.  - حسینی در سال ۱۳۸۷ با بازی در فیلم سوپر استار جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد. -  او خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۱ را به‌همراه گروه بازیگران فیلم جدایی نادر از سیمین کسب کرد. - او در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ نیز با ایفای نقش در فیلم فروشنده توانست جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص بدهد. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی؛ درباره شهاب حسینی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی فیلم سینمایی دلشکسته در نقش امیرعلی: - هر کی ریــش گـذاشت مسلمـــون نیـست، هـــرکی پیـشونیش رو داغ کـــرد، مــرد خــدا نیست. - تو همه ی اعتقادا اشتباه میشه. همیشه ام یه عده گرگن تو لباس میش! -  من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم - ما فردا میایم خواستگاری، دیگه نمی خوام خواهرم باشی می خوام نفسم باشی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در فیلم دلشکسته سریال شهرزاد در نقش قباد: -شهرزاد نمی دونی بدون، من با تو چیزایی پیدا کردم که هیچوقت تو زندگیم نداشتم و نمی خوام از دستش بدم. - ما همه مهره های سوخته ایم که زیر دست بزرگ آقاییم. -  آره خب عمو جان حقیقت تلخه عموجان، شنیدنش همچین یه جاهایی از وجدان آدمو جز میده. -  میرم صاف وامیستم جلوی بزرگ آقا بش میگم بزرگ آقا من، زن من، خب؟! پا به ماهه! عین ۱۰-۱۲ ماهو میخوام بمونم ور دلش چی میگی شما؟ - قباد : فقط یه سوال، خیلی دلم می خواد جوابشو بدونم، تو هنوزم دلت باهاشه؟ شهرزاد : فراموشی زمان می بره، فقط فکر می کنم اگه من به هر دری زدم، و اونی نشد که می خواستم بشه، لابد قسمت خرافه نیست، هست واقعا - موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه ی وجودم دوست دارم. عاشقتم - قباد : سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟ شهرزاد : دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی وگرنه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زایل می کنه آقای قباد دیوانسالار -قباد : این کارو باهام نکن شهرزاد. اینطوری خردم نکن. من هنوز دوستت دارم، خیلی بیشتر از قبل. همه چیو خراب نکن شهرزاد : برو قباد، پشت سرتم دیگه نگاه نکن -  من چی کار به کسی داشتم، داشتم زندگیمو می کردم. با بدبختی خودم سر و کله می زدم. اصلا روحمم خبر داشت همچین کسی تو این دنیا زندگی می کنه؟ کی نشونم داد؟ شما. بعدشم که فرستادینم تو بهشت تازه می خواستم بفهمم زندگی یعنی چی؟ تازه طعمش داشت زیر دهنم مزه مزه می کرد که یقه مو گرفتین ترپ انداختینم وسط جهنم. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال شهرزاد سریال مدار صفر درجه در نقش حبیب پارسا: -تو را به جای همه دوست میدارم-تو را به خاطر عطر نان گرم برفی که اب میشود -برای بخشش اولین گناه-تو را برای دوست داشتن دوست میدارم-تو را به خاطر تمام کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم ...  - همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛همين  - مظفر:منوببخش ...یافراموش کن! حبیب:میبخشم...ولی فراموش نمیکنم!!!  -حبيب: فقط چرا فكر مي كنيد كه سفر اعزام ممكنه منتفي بشه؟ دكتر: اين مملكت پسرجان،سرزمين گسل و زلزله و پس لرزه است!آدم از فردا روزش - این و خداوند باید جواب بده ، باید جواب این سوال رو بده ! اگه تو این دنیا هیچ جایی برای آرامش وجود نداره ؛ و اگه تمام رویاهای ما از عشق ، عدالت و آزادی فقط ی خیال بیهودس! پس چرا ما رو آفرید ؟!... -ميدوني چيه تقي جان؟من بر خلاف مرحوم پدرم،ازسياست چيز زيادي نميدونم! همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛ همين دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال مدار صفر درجه سایر فیلم ها: -یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی پایان ناپذیره ... (درباره الی) - میدونی برتر از عشق بی فرجام چیه؟فرجام بدون عشق... (برف روی شیروانی داغ) - من زندگی مو باختم حاج اقا منو از زندون می ترسونی؟برو از خدا بترس ... (جدای نادر از سیمین) - جنگ احساس مسولیته نه شلیکه گلوله ... (شوق پرواز) - هر چه تو اوج میگیری دنیا از دید تو بزرگتر می شود و تو از دید دنیا کوچکتر می شوی ... (شوق پرواز) - تو کویر ادم به خدا نزدیک تره چون اسمون به زمین نزدیک تره ... (پلیس جوان) - میدونی چیت حرص ادمو درمیاره؟اینکه حالت از من بده ولی حس واقعیتو بهم نمیگی خب چیه هر چی هست بیا به خودم بگو فکر میکنی چیزیمه؟فکر میکنی چون چیزیمه عرضه ندارم پس چون عرضه ندارم دیگه.....این منصفانه نیست چون من دارم سعی خودمو میکنم غلطی تا حالا نتونستم بکنم چون نمیتونم تمرکز کنم رو کاری ک باید بکنم نمیتونم تمرکز کنم چون همه ی وقتمو اون چرت وپرتا ی مزخرف و دغدغه های احمقانه پر کرده دانشکده ی مزخرف و شاگردای خنگ و... (پرسه در مه) گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش