یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
۱۳:۲۱ - ۱۳ مرداد ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۵۰۳۲۹۶
رادیو و تلویزیون

چرا رادیو در کم‌مخاطب‌ترین دوران خود به سر می‌برد و قافیه را به رقبایی مثل پادکست باخته است؟‌

مخاطب‌های رادیو,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون

جعبه جادوی واقعی نه تلویزیون، بلکه رادیو بود. به شکل اسرارآمیزی صدا را در سکوت خانه‌ها و در روزمرگی مغازه‌ها پخش می‌کرد. انگار مجری را می‌نشاند در مقابلت تا قصه‌ای برایت تعریف کند. آن یکی برایت لطیفه تازه‌ای درباره گران‌شدن نان می‌گفت و دیگری شب‌هایمان را با صدای مخملی و شعرهایی که می‌خواند پر می‌کرد.

رادیو همه سهم مردم از دنیای رسانه و سرگرمی‌هایش بود؛ در سال‌هایی که چندان هم دور نیستند. دهه شصتی‌ها هنوز هم یادشان می‌آید که صبح‌ها با موسیقی بی‌نظیر «تقویم تاریخ» از خواب بیدار می‌شدند و می‌نشستند پای سفره صبحانه؛ یا با صدای جواد آتش‌افروز در برنامه «سلام صبح بخیر» تندتند روپوش مدرسه به تن می‌کردند و از خانه می‌زدند بیرون.

در دهه ۶۰ و ۷۰ رادیو هنوز مخاطب‌های پروپاقرصش را داشت که نه تنها اخبار عملیات و آزادسازی خرمشهر و قطعنامه را از رادیو می‌شنیدند، که همه دلخوشی‌شان رادیو و برنامه‌هایش بود؛ چیزی که امروز خیلی غریب به‌نظر می‌رسد. دهه هفتادی‌ها از آن تصویری ندارند و رادیو برای آنها و بسیاری از مردم وسیله‌ای شده برای اطلاع از آخرین خبرها در خیابان‌های گره‌خورده در ترافیک، یا شنیدن موسیقی در ایام بی‌حوصلگی. البته نه اینکه الان کسی دیگر اهل رادیو نباشد.

هنوز هستند کسانی که آرامش و دلخوشی‌شان در روزهای طولانی رادیوست؛ کسانی که بیشتر پا به سن گذاشته‌اند و نه حوصله شنیدن موسیقی‌های شلوغ و پر سر و صدای امروز را دارند و نه از پادکست و شنیدن آن از اپلیکیشن‌هایش سر در می‌آورند.

رادیو در این سال‌ها برنامه‌های خاص و شاخصش را از دست داده اما گسترده‌تر شده و می‌شود گفت برای هر سلیقه و گروه فکری و هر بخش تخصصی شبکه‌ای دارد. از شبکه قرآن و سلامت تا آوا، جوان و نمایش. شبکه‌هایی که گاهی برنامه‌هایی دارند که رادیو را زنده نگه می‌دارد اما با نگاهی به مخاطبان رادیو این را هم می‌شود گفت که رادیو همه این سال‌ها تلاش کرد به‌روزهای اوجش بازگردد اما نشد. «صبح جمعه با شما» برنامه‌ای بود که بارها در رادیو تصمیم گرفته شد دوباره تولید شود و این اتفاق با ساخت «جمعه ایرانی» هم افتاد اما دیگر خبری از آن جمعه‌هایی نبود که صدای رادیو و شخصیت‌های آقای ملون، دست‌و‌دل‌باز، خانم سوزنی و آمیرزا از پنجره همه خانه‌ها می‌ریخت در کوچه‌ها.

«صبح جمعه با شما» از پرطرفدارترین برنامه‌های رادیو در دهه ۷۰ بود؛ برنامه‌ای که با تهیه‌کنندگی و کارگردانی احمد شیشه‌گران و سعید توکل ساخته می‌شد و منوچهر نوذری، منوچهر آذری، فرهنگ مهرپرور، عزت‌الله مقبلی، حسین عرفانی، مهین برزویی و علیرضا جاویدنیا در آن مردم را با ترانه‌هایی که بر اساس مشکلات روز ساخته می‌شدند و با شخصیت‌هایی که انگار از زندگی مردم عادی بیرون آمده بودند سرگرم می‌کردند. البته جمعه‌ها با رادیو فقط با «صبح جمعه با شما» معنا پیدا نمی‌کرد. یکی دو ساعت بعد و سر ظهر نوبت «قصه ظهر جمعه» می‌رسید و صدای نرم و آرامش‌بخش رضا رهگذر؛ صدایی که می‌پیچید در خانه و کنار سفره‌های خانوادگی ظهرهای جمعه قرار می‌گرفت.

صدای رهگذر و قصه‌هایی که می‌خواند خاطره مشترک همه دهه شصتی‌هاست و هر چند که اجرای این برنامه تا ۱۵ مهرماه ۱۳۸۴ ادامه داشت، اما دیگر شبیه آن چیزی نبود که جمعه‌ها بچه‌ها و بزرگترهایشان را مبهوت کند.

«تقویم تاریخ»و برنامه کودک ساعت ۱۰ صبح هر روز، «شب بخیر کوچولو» و بخش‌های خبری ساعت به ساعت منظم که مهم‌ترین راه ارتباطی مردم با دنیا بودند هم تنها چند نمونه از برنامه‌هایی بوده که چندین سال مردم با آنها زندگی می‌کردند.

اما حالا رادیو اسیر زمانه‌اش شده است. پادکست‌ها و رادیو و تلویزیون‌های اینترنتی جایش را گرفته‌اند. هنرمندان قدیمی و متبحرش یا درگذشته‌اند یا به‌دلیل بی‌مهری‌ها دیگر برنامه‌سازی نمی‌کنند و رادیو در میانه رفت‌و‌آمد مدیران و سلیقه‌هایشان هر روز به شکلی در می‌آید. هر چند قدیمی‌ها هنوز دل‌شان به رادیو خوش است و با شنیدن نام برنامه‌های قدیمی و یادآوری خاطراتش و سرخوشی شنیدن آن برنامه‌ها آه از نهادشان بلند می‌شود.  هنرمندان قدیمی رادیو هم در این حس شریکند و با حسرت از آن روزها یاد می‌کنند که رادیو بی‌رقیب مالک قلب‌های مردم بود.

اما حالا می‌گویند دوره‌اش به سر آمده، می‌گویند نیاز به جان تازه دارد و نگاه تازه. می‌گویند باید سلیقه‌های تازه را به رسمیت شناخت اما کسی نمی‌داند در زمانه‌ای که هر روز دنیای تکنولوژی چیزی برای غافلگیر‌کردن مردم و مخاطبانش دارد می‌توان دوباره رادیو را به روزهای طلایی بازگرداند یا نه.

یگانه خدامی

iran-newspaper.com
  • 17
  • 5
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش