
گجت نیوز نوشت: هجدهم دیماه ۱۴۰۴ بود که کرکره اینترنت بینالملل پایین کشیده شد. آنچه در ابتدا یک تصمیم امنیتی موقت تصور میشد، حالا به طولانیترین و پیچیدهترین دوره انسداد شبکه در تاریخ کشور تبدیل شده است. در این گزارش، ضمن بررسی آخرین وضعیت فنی، به این پرسش کلیدی پاسخ میدهیم که آیا نوری در انتهای تونل دیده میشود یا باید خودمان را برای یک انزوای طولانیمدت آماده کنیم؟
گاهشمار وعدههای توخالی؛ چرا کسی راستش را نمیگوید؟
اگر بخواهیم تاریخچه دو هفته اخیر را مرور کنیم، با کلکسیونی از وعدههای محققنشده روبرو میشویم. ابتدا گفته شد محدودیتها چند روزه است. سپس نمایندگان مجلس وعده دادند که اینترنت تا سهشنبه هفته گذشته وصل میشود. پس از آن، خبرگزاری فارس مدعی شد اینترنت کل کشور تا ۲۴ ساعت وصل میشود؛ ادعایی که بلافاصله با تکذیب وزارت ارتباطات، امید کاربران را به یأس تبدیل کرد.
حتی مدیرعامل شرکت زیرساخت نیز با بیان اینکه «امیدواریم مشکل امروز یا فردا حل شود»، توپ را به زمین نهادهای دیگر انداخت، اما آن «فردا» هم آمد و خبری نشد. این تناقضات باعث شده تا روزشمار وعدههای پوچ به سوهان روح کاربران تبدیل شود.
وضعیت فعلی: اینترنت «لرزان» و سقوط ترافیک
برخلاف ادعای برخی رسانهها مبنی بر عادی شدن شرایط، دادههای فنی چیز دیگری میگویند. گزارشهای رادار کلادفلر نشان میدهد که شبکه ایران دچار نوسان سینوسی شدید است؛ لحظهای وصل میشود و ساعاتی بعد به کما میرود. حتی وقتی خبر وصل شدن اینترنت همراه اول منتشر شد، بسیاری از کاربران سایر اپراتورها همچنان در تاریکی بودند.
آخرین گزارش نتبلاکس نیز عبور از ۴۰۰ ساعت خاموشی را تایید کرده و از تلاش حاکمیت برای بستن حفرههای فیلترشکن خبر داده است. در حال حاضر، اینترنت دیتاسنترها همچنان با اختلال روبروست و مصاحبه مدیرعامل مبینهاست نشان میدهد که زیرساختهای حیاتی میزبانی وب هنوز بیدار نشدهاند.
شایعه «قطعی تا عید»؛ واقعیت یا جنگ روانی؟
در خلأ اطلاعرسانی شفاف، شایعهای مبنی بر ادامه قطعی اینترنت تا عید نوروز (یا حتی پایان سال میلادی) در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود. اگرچه هیچ مقام رسمی این موضوع را تایید نکرده، اما برخی شواهد فنی نگرانیها را تشدید میکند:
پروژه اینترنت طبقاتی: افشای طرحهایی مبنی بر دستکاری شبکه با اسم رمز گروپ پالیسی نشان میدهد که شاید هدف، بازگشت به اینترنت سابق نیست، بلکه گذار به مدلی است که در آن دسترسیها طبقهبندی شده است.
لیست سفید: گزارشهایی از حرکت چراغ خاموش به سمت لیست سفید وجود دارد که در آن تنها سایتهای منتخب باز هستند.
فشار تندروها: اظهارات چهرههایی مانند مومننسب که پلتفرمهای خارجی را پادگان دشمن میخوانند، نشاندهنده ارادهای قوی برای تداوم محدودیتهاست.
تبعات فاجعهبار؛ از خودزنی دیجیتال تا خشم نسل Z
تداوم این وضعیت، هزینههای جبرانناپذیری به کشور تحمیل کرده است. یوسف پزشکیان در یادداشتی انتقادی هشدار داده که قطع اینترنت امنیت نمیآورد، بلکه نارضایتی تولید میکند. از سوی دیگر، نسل جدید که زیستبومش در فضای مجازی است، تابآوری خود را از دست داده است.
کاربران نیز در این آشفتهبازار، با انجام کارهایی مثل حذف اپلیکیشنها یا نصب فایلهای آلوده، ناخواسته دچار خودزنی دیجیتال میشوند. بماند که کارزار ۱۵۳ هزار امضایی مردم نیز هنوز نتوانسته قفل سکوت مسئولان را بشکند.
نتیجهگیری: اگرچه بعید به نظر میرسد «قطعی کامل» تا عید ادامه یابد (چرا که اقتصاد کشور تحمل آن را ندارد)، اما شواهد نشان میدهد که احتمالاً با یک «اینترنت مدیریتشده» و محدودتر از قبل روبرو خواهیم شد. وعدههای امروز و فردا، تا زمانی که با اقدام عملی همراه نشود، تنها نمک پاشیدن بر زخم مردمی است که زندگیشان گروگان دکمه فیلترینگ است.
***
اینترنتِ نیمهجان؛ بلای جان مردم | بلاتکلیفی تا کی ادامه دارد؟
رویداد ۲۴ نوشت: اینترنت وصل میشود یا نه؟ این پرسش، دیگر یک سوال ساده یا حتی یک مطالبه فناورانه نیست و به یکی از شاخصهای سنجش اعتماد عمومی تبدیل شده است. این روزها در حالی میگذرد که کاربران ایرانی نه با قطع کامل اینترنت کنار آمدهاند و نه به وعدههای اتصال دل بستهاند؛ آنچه باقی مانده، اینترنتی ناپایدار، پرهزینه و آمیخته با شایعه و تناقض است.
طبق وعدهها از آخر هفته گذشته باید به اینترنت بینالمللی وصل شده و مثل روزهای قبل از دی ماه با خرید فیلترشکنها مختلف کار خود را راه میانداختیم، اما وعدهها عملی نشد. در روزهای گذشته اخبار مختلفی درباره اتصال اینترنت آمده و بعد تکذیب شده یا حتی تکذیب نشده، اما عملی نشده است. این رفتوبرگشتهای خبری نهتنها گرهی از مشکل باز نکرده، بلکه بیاعتمادی و سردرگمی را تشدید کرده است. نتیجه اینکه مردم نمیدانند باید منتظر تصمیم نهایی باشد یا خودش راههای دور زدن محدودیت را پیدا کند.

اینترنت وصل شد، اما فقط برای چند دقیقه
در میانه این بلاتکلیفی، اتصال مقطعی اینترنت برای ساعاتی کوتاه، بیش از آنکه امید ایجاد کند، پرسشبرانگیز شده است. دادههای ترافیکی نشان میداد دسترسی کاربران به اینترنت بینالملل بهطور ناگهانی افزایش یافته، اما این وضعیت بهسرعت فروکش کرده است. اینترنتی که میآید و میرود، بیش از قطع کامل، احساس ناامنی دیجیتال ایجاد کرده است؛ کاربران نمیتوانند کار، آموزش یا حتی ارتباط روزمره خود را برنامهریزی کنند.
در عمل، دسترسی پایدار به شبکههای ارتباطی تنها از مسیر فیلترشکن ممکن شده؛ مسیری که حالا به یک بازار پررونق و پرهزینه تبدیل شده است. هزینه استفاده از فیلترشکنها افزایش یافته و این یعنی «هزینه محدودیت» مستقیماً از جیب شهروندان پرداخت میشود. اینترنت بسته، برای بسیاری از کسبوکارها زیانبار بوده، اما برای فروشندگان ابزار دور زدن محدودیت، سودآور.
وقتی صورت مسئله پاک میشود
در این میان، اظهاراتی از درون دولت توجه افکار عمومی را جلب کرد؛ مواضعی که بهصراحت بر ناکارآمدی سیاست انسداد تأکید داشت. این نگاه که حتی پسر پزشکیان هم بر پایه آن توییت میکند، بستن اینترنت را نه راهحل، بلکه پاککردن صورت مسئله میداند. اینترنت، دیگر یک ابزار لوکس یا تفریحی نیست؛ بخشی از زیست روزمره جامعه است: از دانشگاه و پژوهش تا تجارت، خدمات و حتی سرگرمی.
نگرانیهای امنیتی، اگرچه قابل انکار نیستند، اما تجربه نشان داده که انسداد ارتباطی نه مانع نارضایتی میشود و نه بحران را حل میکند؛ بلکه آن را به تعویق میاندازد و دامنهاش را گستردهتر میکند. هر روز تأخیر در بازگشایی اینترنت، شکاف میان مردم و تصمیمگیران را عمیقتر میکند.
دولت، میان مخالفت و ناتوانی
دولت بهطور رسمی با ایدههایی، چون «اینترنت طبقهبندیشده» فاصله گرفته، اما در عمل هنوز نتوانسته دسترسی پایدار و قابل پیشبینی را تضمین کند. وزارت ارتباطات از پیچیدگیهای فنی میگوید و وعده امروز یا فردا میدهد؛ وعدههایی که برای کاربری که زندگیاش به اینترنت گره خورده، دیگر قانعکننده نیست.
مسئله اینترنت، حالا صرفاً فنی یا امنیتی نیست؛ مسئله حکمرانی است. جامعه میخواهد بداند چه کسی تصمیم میگیرد، بر چه اساسی، تا چه زمانی و با چه هزینهای. اینترنت ناپایدار، نماد تصمیمهای ناپایدار شده است.
- 17
- 2
















































