جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
۱۱:۱۰ - ۲۷ آبان ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۸۰۶۸۸۵
چهره ها در سینما و تلویزیون

چالش مدیریت بحران در کشور ما جدی است

سینماگران زن در مناطق زلزله زده,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

زلزله اخیر مناطق غرب کشور باعث شد که بار دیگر بحث «مدیریت بحران» مورد چالش جدی قرار گیرد. گواه این نکته جدا از گزارش‌های رسمی خبرنگاران رسانه‌ها و اظهارات شخصی مردم منطقه در فضای مجازی، ‌مشاهدات سینماگران از این مناطق است که در عین مهم‌بودن، ‌عزم جدی می‌طلبد که بخش مدیریتی کشور در لایه‌های مختلف بازنگری شود، مدیران متخصص و دلسوز در رأس امور قرار گیرند تا به‌جای آرام‌کردن شرايط، ‌بحران دیگری بر بحران اصلی نیفزایند. با سه نفر از بازیگران سینما؛ ‌فریبا کوثری، ‌فاطمه گودرزی و یکتا ناصر درباره مشاهداتشان از مناطق زلزله‌زده گفت‌وگو کردیم که می‌خوانید.

 

فريبا کوثري: مردم دوست دارند به پشتوانه مسئولان دلگرم شوند

 

‌خانم کوثري برخي‌ها به حضور سينماگران در مناطق زلزله‌زده معترض بودند. واکنش شما چيست؟

بنا به دعوت «خانه سينما» همراه همکارانم به اين مناطق رفتيم. هرچند هرکدام از ما قصد داشتيم که تنهايي برويم، اما وقتي ديديم چنين حرکت جمعي‌ای پيش آمد، ‌بلافاصله موافقت خود را اعلام کرديم. منتها برخي‌ها اعتراض کردند که حضور شما خودنمايي است.

 

واقعا ما نمي‌دانيم چه کنيم! اگر در صفحات رسمي‌مان فقط عکس ابراز همدردي بگذاريم، مي‌گويند شما که به آنجا نرفتيد و خودنمايي مي‌کنيد، اما خودمان هم به آنجا سفر کنيم مي‌گويند کاري که از دستتان برنمي‌آيد پس چرا مي‌رويد! درحالي‌که مي‌دانيم نمي‌توانيم کارهاي بزرگي انجام دهيم، اما هر يک از دوستان و همکاران من با دست‌پر به آنجا رفته‌‌اند. منتها ما نمي‌خواهيم کمک‌هايمان را علني بيان کنيم. ما به آنجا رفتيم تا  هم‌وطنان عزيزمان بدانند که آنها را فراموش نکرده‌ايم. بالاخره در اين شرايط هر کسي در حد توان خودش بايد کمک کند.

 

توان ما هم در همين حد است. ما هم نگران آن عزيزان هستيم. کمااينکه در تلاش برای خريد کانکس و وسايل گرمايشي براي اين عزيزان هستیم. بااين‌حال حضور سينماگران در مناطق زلزله‌زده از سوي بسياري از مردممان حمايت شد که از آنها تشکر مي‌کنيم. فقط تنها گلايه‌مان اين است که مسئولان محترم مي‌دانند که کشور ما زلزله‌خيز است، چرا براي حل اين مسئله کاری نمي‌کنند.

 

مگر پيش از اين شاهد زلزله‌هاي طبس، رودبار و منجيل، ‌بم، ‌ورزقان و آذربايجان نبوديم و حالا هم امروز زلزله کرمانشاه! هربار شاهد هستيم که رئيس و کارمند ستاد بحران تشکيل مي‌شود، اما هنگام بروز بلاياي طبيعي نمي‌توانيم بحران را مديريت کنيم‌!

 

‌مشاهدات شما در اين زمينه چيست؟

مثلا بسياري از امدادرسانان عزيزمان يک دستکش و کلاه ايمني نداشتند! آن‌وقت مي‌گوييم غافلگير شديم! اگر من خانه‌ام را درست قفل‌وبست کنم، ‌ديگر دزدي به من نمي‌زند. اگر هم دزدي زد، ‌دليلش اين است که من درست حفاظت نکرده‌ام! من هميشه گفته‌ام مردم ما در کنار مسئولان خود هستند. بنابراين همان‌طور که مسئولان ما به پشتوانه مردم دلگرم هستند، مردم ما هم دوست دارند با وجود مسئولان خود پشتوانه قوي داشته باشند.

 

 

فاطمه گودرزی: نياز مردم كانكس و وسايل گرمايشي است

 

چطور شد که با همکاران‌تان به مناطق زلزله‌زده رفتید؟‌

من شخصا دوست داشتم زودتر به مناطق زلزله‌زده بروم؛ اما سر صحنه بودم. منتها همکاران لطف کردند و یک روز به من مرخصی دادند تا در کنار همکارانم به مناطق زلزله‌زده بروم. هدف هم که کاملا مشخص است؛ برای همدردی با مردم کشورمان همه ما به آن مناطق رفتیم.

 

 جالب است اطرافیان من به‌محض اینکه متوجه شدند قصد سفر دارم، شبانه مبالغی جمع کردند و خودم هم در حد توانایی خرید کردم و با خودمان به آن مناطق بردیم. وقتی از نزدیک ماجرا را دیدم، شاید باور نکنید که مردم از نظر مواد خوراکی و پوشاک اشباع شده‌‌اند.

 

شخصا دوست داشتم فقط به مناطق شناخته‌شده و تبلیغ‌شده نروم؛ بنابراین به برخی از روستاها سر زدم. کم نیست؛ ٩٠ روستا آسیب دیده است. برایم جالب بود که در چند روستا لباس‌ها در فضای بیرون روی زمین ریخته شده بود!

 

‌یعنی وسایل بسته‌بندی نشده بود؟

نه نشده بود. البته مردم همه این لباس‌ها را با عشق فرستاده بودند که دست دوم هم بود. منتها مردم آنجا از این نظر مشکلی نداشتند.

 

‌آنها بیشتر به چه چیزی نیاز داشتند؟

آن روز که ما آنجا بودیم، صبح تا شب هوا گرم بود. طوری که ما هم که لباس گرم پوشیده بودیم، عرق کردیم. شب‌ها مثل تهران خنک بود؛ بنابراین آنها بیشتر به کانکس، ‌وسايل گرمایشی و چراغ خوراک‌پزي احتیاج دارند.

 

‌آنجا چادر وجود نداشت؟

به‌وفور. من از آنجا کلی فیلم گرفته‌ام. ارتش و هلال‌احمر چادرهای زیادی به مردم داده بودند؛ ‌طوری که مردم در حیاط خانه‌های نیمه‌ویرانه خود از ترس ریزش ساختمان چادر زده بودند. برخی از افراد هم حدود پنج، شش چادر می‌گرفتند و با خود می‌بردند. به همین دلیل معتقدم بیشتر مشکلات معطوف به نبود مدیریت و توزیع کالاها بود.

 

‌مردم دقیقا به چه چیزهایی معترض بودند؟

وقتی فاجعه‌ای رخ می‌دهد، ‌طبعا مردم خشم و عصبانیت خود را بروز می‌دهند که این کاملا درک می‌شود. واقعا رسیدگی به آنها خیلی سخت است. محلی‌ها می‌گفتند مثلا زلزله ساعت ٩، ١٠ شب رخ داده؛ اما امدادگران ساعت دو‌‌و‌نیم ‌شب رسیدند. يا برای روستاهای لب مرز، ‌٧٢ ساعت طول کشید که توانستند به مردم کمک کنند؛ بنابراین بخشی از این دیرکردها طبیعی است و بخشی هم به نبود ‌مدیریت درست در شرایط بحرانی مربوط می‌شود.

 

درباره اینکه گفته می‌شود برخی‌ها بیش از مایحتاج خود کالا برمی‌دارند، شاید به این دلیل است که نهایت تا ٢٠ روز مردم به فکر آسیب‌زده‌ها هستند؛ اما بعد از مدتی آنها تنها می‌شوند؛ بنابراین آنها باید به فکر سرمای زمستان تا زمان عید باشند که به نظرم می‌توان آن را درک کرد. با همه این حرف‌ها، مردم و ورزشکاران و هنرمندان خیلی خوب همراهی کردند. مثلا آقای خیابانی همراه خود ٢٠ کانتینر کمک‌رسان آورده بود و خود ایشان با عشق به مردم کمک می‌کرد.

 

یکتا ناصر:  ترميم بي‌اعتمادي مردم سال‌ها زمان مي‌برد

 

خانم ناصر! چرا و با چه هدفی با جمعی از همکاران به مناطق زلزله‌زده غرب کشور رفتید؟ ‌

من هم مثل سایر مردم تحت‌تأثیر این فاجعه قرار گرفتم و مثل هر انسانی، وظیفه خودم دانستم که از نزدیک با آسیب‌دیدگان ملاقات کنم، چون عمیقا دوست داشتم در کنار کسانی که عزیزان و خانواده خود را از دست داده‌اند، باشم و دلیل دیگر حضورم در آنجا انتشار اخبار متناقضی بود که هم می‌خواندم و هم می‌شنیدم و می‌خواستم خودم همه‌چیز را از نزدیک ببینم.

 

البته به دلیل برخی از معذورات نتوانستم زودتر حضور پیدا کنم، اما بالاخره شرایط پیش آمد که در کنار دوستانم به آن مناطق بروم.

 

‌ از مشاهدات خود بگویید. مردم در مواجهه با شما چگونه رفتار کردند؟

با وجود آسیب‌هایی زیادی که دیده‌اند، برخوردي مهربانانه داشتند.

 

من هم سعی کردم از اوضاع و شرایط آنجا بیشتر مطلع شوم و بدانم مایحتاج آنها چیست. جالب است در مدتی که در راه بودیم، جاده‌ها مملو از ماشین و کانتینرهای کمک‌رسان بود؛ مثلا مردم از نظر لباس و مواد غذایی اشباع شده بودند، اما مورد سؤال‌برانگیز برایم ‌توزیع نامناسب کالا‌ها بود!

 

‌ چطور؟ ‌

وقتی ما وارد آن مناطق شدیم، از طرف ارتش، هلال‌احمر و جاهای دیگر کمک‌رسانی‌های مؤثری به مردم شده بود و کارهای زیادی انجام داده بودند، اما بهتر بود که توزیع کالاها بهتر صورت می‌گرفت؛ مثلا یک جاهایی حتی امدادرسانی‌ها خیلی زیاد بود، به‌طوری‌که برخی از کالاها مازاد به نظر می‌رسید و برخی‌ها هم به کالاها دسترسی نداشتند!

 

‌ به نظر شما دلیلش چه بود؟

طبعا کشور ما در این مورد دچار بحران مدیریت است، باید بگویم من خودم همواره جزء معترضان بوده و هستم، اما درعین‌حال متأسفانه انگار باب شده که با وجود کارهای مؤثر، ‌همه باید اعتراض کنیم! معتقدم حق‌طلبی و اعتراض در جای خود درست است، اما نباید در این شرایط اعتراضات را به کینه‌ورزی تبدیل کنیم.

 

‌ دقیقا منظورتان چیست؟

منظورم این است که در همه‌جا وقتی شرایط بحرانی و فاجعه به وجود می‌آید، ‌ممکن است در جاهایی نقص‌هایی وجود داشته باشد، اما به‌جای کمک به مردم آسیب‌دیده، طرح مسائل سیاسی، ‌تسویه‌حساب‌ها و زدن همدیگر درست نیست.

 

‌ شما به کدام‌یک از مناطق سر زدید؟ ‌

به بیمارستانی در کرمانشاه رفتیم. همین‌طور به سرپل ذهاب و روستای ثلاث باباجانی... .

 

‌ به ساختمان‌های مسکن مهر هم سر زدید؟ ‌

بله.

 

‌ ساختمان‌ها خراب شده بود؟ ‌

غیر از خانه‌های مسکن مهر، خانه‌های دیگری هم خراب شده. به نظرم در این قضیه نه‌تنها مسئولان مربوطه، ‌بلکه پیمانکاران، ‌مهندسان و حتی کارگرانی که هرکدام کارشان را درست انجام نداده‌اند، ‌مقصرند.

 

 زلزله رویداد تلخی است و با وجود اینکه کشور ما، زلزله‌خیز است، ‌اصلا مسئولان به این نکته توجه نمی‌کنند. متأسفانه یک نوع بی‌اعتمادی به مسئولان از سوی مردم وجود دارد که سال‌ها طول می‌کشد تا ترمیم شود. من معتقدم آن مسئولانی که اختلاس کردند، ‌جدا از بحث ضرروزیان به کشور، ‌به اعتماد مردم ضربه بسیار بدی زدند که این مورد از ضرر اولی مهلک‌تر است.

 

ضمن اینکه هنوز زخم جنگ بر مردمان غرب کشور وجود دارد و حالا باید با مصیبت بزرگی مثل خرابی‌های ناشی از زلزله دست‌وپنجه نرم کنند. بنابراین مسئولان و متخصصان باید به فکر مردم این کشور باشند وگرنه امثال من و مردم نه تخصصی در این مورد و نه دستی بر این آتش داریم.

 

 ظاهرا این جمله که اگر من حق مردم را ضایع نکنم، دیگران ضایع می‌کنند به جمله‌ای قابل تسری تبدیل شده و همه ما با این عنوان کارمان را درست انجام نمی‌دهیم! به نظرم این مشکلات ریشه‌ای‌تر از این حرف‌هاست؛ باید اساسی و پایه‌ای اصلاح شوند که هم زمان‌بر است و هم اینکه به‌بارنشستن فرهنگ به سال‌ها وقت احتیاج دارد.  

 

فرانک آرتا

 

 

sharghdaily.ir
  • 17
  • 6
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش