چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۹
کد مقاله: ۹۷۰۵۰۰۱۳۹

نگاهی به سازهای ایرانی که می توانند جهانی شوند

سازهای ایرانی,ثبت جهانی ساز بربط,کتاب موسیقی الکبیر

سازهای هر کشوری، قصه گوی نوای مردم‌اش است. آن ها یک نوع برایند هنرمندانه از فرهنگ، رسم و آیین اند که نوازنده آن را به صدایی شنیدنی تبدیل می کند. در چند روز گذشته شنیدیم که مدیر کل ثبت آثار میراث معنوی کشور از امیدواری اش برای ثبت جهانی ساز «بربط» گفته بود. این در حالی است که کشور ما خاستگاه سازهای بسیاری است که می توان با ثبت آن در فهرست میراث جهانی، از مرگ تدریجی یا تصاحب‌شان توسط کشورهای دیگر پیشگیری کرد.

به طور کلی ثبت ملی یک اثر بین شش تا ٩ ماه طول می‌کشد و ثبت جهانی آن بعد از تشکیل پرونده، حدود دو سال زمان می‌برد چون یونسکو هر دو سال یک‌بار، پرونده‌های پیشنهادی را می‌پذیرد و بررسی می‌کند. ساز ها قصه گوی نوای مردم اند. مطلب پیش روی تان فهرستی از سازها و وضعیت شان است که می تواند به ثبت برسد و جهانی شود. 

کمانچه

اولین بار از کمانچه در کتاب «موسیقی الکبیر» نوشته ابونصر فارابی در سده چهارم هجری یاد شده است. این ساز در دوران صفویه و قاجاریه بسیار مورد توجه بود و تصویر آن در دست نوازنده ای در دیوار نگاره بزم کاخ چهلستون اصفهان هم به چشم می خورد. روح ا... خالقی آهنگ ساز سرود«ای ایران»، در کتاب«سرگذشت موسیقی» درباره سرنوشت پر فراز و نشیب این ساز می گوید:«کمانچه بعد از دوره مظفرالدین شاه و وارد شدن ویولن به ایران به آرشه که یک کلمه فرانسوی است، تغییر نام داد. کمانچه کش ها یک سیم را به تقلید از ویولن به کمانچه اضافه کردند و معلم ویولن شدند. کمانچه تا مدت ها مغلوب ویولن بود تا این که علی اصغر بهاری در دهه۳۰تصمیم گرفت به تیمار کمانچه سنتی بپردازد. او بعد از تشکیل کلاس آموزش کمانچه برای ویولنیست های ماهر، کمانچه را جان دوباره بخشید و شاگردان بسیاری را مسحور کمانچه نوازی کرد».

وضعیت

شش سال پیش، کشور آذربایجان روش های نوازندگی و اجرای «تار» را به نام خودش در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت کرد و مدعی شد این ثبت به معنای ثبت خودکار «کمانچه»، «دف» و «تار» در این فهرست است. آبان ماه سال گذشته اما خبرهای خوبی درباره کمانچه شنیدیم. کمیته بین الدول میراث ناملموس یونسکو به ثبت «کمانچه» رأی مثبت داد و «هنر ساختن و نواختن کمانچه» به صورت مشترک با آذربایجان بررسی و ثبت شد.

تار

بنابر روایتی تار از زمان فارابی (حدود ۳۳۹- ۲۶۰ هجری) وجود داشته و بعد از وی توسط صفی الدین ارموی و دیگران به سمت کمال پیش رفته‌است. بر این اساس، نمونه سلف تار مربوط به عهد صفوی است که در تصویر مربوط به نقاشی‌های کاخ هشت بهشت اصفهان مشاهده می‌شود. دو تصویر که یکی در سال ۱۷۷۵ میلادی و دیگری در سال ۱۷۹۰ میلادی در شیراز از تار نقاشی شده‌است، نشان می‌دهد نواختن این ساز در دوره زندیه در شیراز متداول و مرسوم بوده‌است. با این حال ساز تار با شمایل و مشخصات کنونی، از زمان قاجار دیده شده‌است. روح‌ا... خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی می‌گوید: تار به همراه نام سازهای دیگر، در شعر فرخی سیستانی شاعر ایرانی (۴۲۹– ۳۷۰) ذکر شده‌:«هر روز یکی دولت و هر روز یکی غژ / هر روز یکی نزهت و هر روز یکی تار».

وضعیت

شش سال پیش کشور آذربایجان، «روش های نوازندگی و اجرای ساز تار» را به نام خودش در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت کرد. آذربایجانی ها چند سال پیش تصویر تار را به اسکناس های خود هم اضافه کردند. این در حالی است که هنگام ثبت ردیف موسیقی دستگاهی ایران در سال ۲۰۰۹ در یونسکو عنوان شد که مجموع ردیف‌های موسیقی با سازهایی چون تار، کمانچه، نی و سنتور اجرا می‌شود بنابراین همان زمان این ساز در پرونده مربوط به ردیف، به نام ایران ثبت شد.

نی

نی، یکی از کهن ترین سازهای بادی است. ابیاتِ در آمیخته با نی بسیار است مانند« بشنو از نی چون حکایت می کند» یا « همچو نی دمساز و مشتاقی که دید» و در کاخ چهلستون اصفهان نیز تصویر نواختن نی در دیوار نگاره ها دیده می شود. در تاریخ آمده است که نایب اسدا... اصفهانی فرزند حسین خان، نوازنده معروف نی در دوره قاجار، وقتی به همراه ناصر الدین شاه به کاخ ملکه انگلیس می رود آن چنان زیبا نی می نوازد که ملکه وقت انگلیس بی اختیار و مسحور نوای نی، گردنبندش را به گردن نایب می اندازد و می گوید:« باید اعتراف کرد این مرد ایرانی با چوبی خشک که بیش از چند سوراخ در آن دیده نمی‌شود چنان غوغایی به پا کرد که تمامی سازهای پیشرفته امروزی را منهدم ساخت».

وضعیت

در آخرین نشست شورای ثبت ملی آثار تاریخی کشور در اسفندماه ۱۳۹۶، پرونده مهارت «نی هفت بند و شیوه نی‌نوازی اصفهان» مطرح شد و به تصویب رسید. نی متداول در ترکیه ۹ بند دارد و ثبت نی هفت بند و شیوه نی‌نوازی اصفهان در فهرست میراث ناملموس ملی، می‌تواند مقدمه‌ای برای ثبت آن در فهرست میراث جهانی یونسکو به نام ایران باشد.

بربط

بربط که بربت هم نوشته می شود، بم ترین ساز زهی- زخمه ای ایرانی است. خوارزمی در مفاتیح العلوم با الهام از کاسه این ساز، آن را بربت به معنای سینه مرغابی خوانده است. این ساز بعد از حمله اعراب به ایران وارد کشورهای عربی شد و آن ها به این ساز «عود» به معنای پوشیده شده از چوب می گویند که فارسی شده واژه رود( نام دیگر بربت در فارسی) است.  گفته شده کمال الدین زریاب، عود عربی را که کاسه ای بزرگ تر از بربت دارد، به اسپانیا می برد و از آمیختن این ساز با تار و تحول آن گیتار ساخته می شود. حافظ، مولانا، خیام و فردوسی از بربت یا رود در اشعار خود گفته اندبه طور مثال فردوسی سروده است:« بزرگان به شادی بیاراستند/ می و رود و رامشگران خواستند». این ساز در دوره ای مهجورماند و بعد از تشکیل هنرستان عالی موسیقی، استادان سه تار نواز ایرانی آن را احیا کردند.

وضعیت

کشورهای لبنان، سوریه، عراق و همچنین ترکیه که سابقه مصادره مفاخر ایرانی زیادی را هم در کارنامه خود دارند، مدعی اصالت این ساز به نام کشور خودشان هستند. چند روز پیش، فرهاد نظری، مدیر کل ثبت آثار، حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی کشور گفت: در تلاشیم بربط هم به ثبت جهانی یونسکو برسد.

سنتور

دهخدا در فرهنگ لغت خود، سنتور را این طور تعریف کرده است:« از سازهای ایرانی به شکل ذوزنقه که دارای سیم‌های بسیاری است و با دو زخمه چوبی نواخته می‌شود». کهن ترین نشانه از سنتور به یک سنگ تراشی به جا مانده از دوران آشوریان و بابلیان برمی گردد. علی بن حسین مسعودی در کتاب« مروج الذهب»، هنگام شرح اوضاع موسیقی در دوران ساسانی نام این ساز را آورده است و همچنین ابونصر فارابی و ابن سینا نام سنتور را در تالیفات و کتاب های خود آورده اند. نقاشی زنی در حال نواختن سنتورنیزدر کاخ هشت بهشت اصفهان از دوران صفوی به جامانده است. منوچهری شاعر قرن پنجم هجری این ساز را این طور توصیف می کند:« فاخته نای زن و بط شده تنبور زنا/ کبک ناقوس زن و شارک سنتورزن است».

وضعیت

داریوش پیرنیاکان، سرپرست تیم تهیه کننده و تدوین پرونده ثبت کمانچه در فهرست میراث ناملموس یونسکو که در حال جمع آوری پرونده بربط نیز هست، به اعتماد آنلاین گفت :« به این دلیل ساز عود را انتخاب کردیم که بتوانیم با کشورهای دیگر شریک شویم. سازهای مختص ایران را گذاشتیم تا آخر ثبت کنیم. قرار است بعد از عود، سنتور را ثبت کنیم». جالب این که چین هم مدعی ثبت سنتور در فهرست جهانی یونسکو است.

تنبور

تنبور یکی از سازهای باستانی و عرفانی ایران زمین است و آن‌گونه که از شواهد تاریخی و یافته های باستان شناسی بر می آید، این ساز قدمتی ۶۰۰۰ ساله دارد ومهم ترین سند تاریخی در اثبات ادعای مذکور، مجسمه ای است که هنگام حفاری در حوالی مقبره حضرت دانیال نبی ، واقع در شوش، به دست آمده است. این تصویر دو مرد نوازنده را نشان می‌دهد که در دست یکی از آن ها تنبور است. برای تنبور ۷۲ مقام برشمرده اند که علی‌اکبر مرادی، نوازنده برجسته تنبور به گردآوری و انتشار آن پرداخته است.

وضعیت

شیوه ساخت ساز تنبور کرمانشاهان، در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده  اما هنوز ثبت جهانی نشده است. تنبور از جمله سازهای زهی است که در غرب تهران به‌ویژه کرمانشاه و کردستان نواخته می‌شود. کسانی چون سیدخلیل عالی نژاد، کیخسرو پورناظری و علی اکبر مرادی، این ساز مقامی را به یک ساز سنتی تبدیل کرده و در فراگیرشدن و معرفی آن به علاقه‌مندان در سراسر ایران نقش داشته‌اند.

دف

دف، ساز شادی ایرانی هاست. کیهان پهلوان پژوهشگر موسیقی در کتاب« دف و دایره در جهان ایرانی » می گوید: «دف» واژ‌ه‌‌ای عربی و فارسی آن «دپ» است. عرب‌ها چون حرف «پ» نداشتند به آن دف گفتند. اساساً ساز دف با نام‌های مختلفی در ایران و دیگر کشورهای آسیای غربی وجود دارد و ساخت آن ها تفاوت چندانی با هم ندارد و فقط در اندازه و نوع پوست و چوب و برخی از نام‌های آن، ممکن است متفاوت باشد. مثلا  در خراسان، کرمان، اصفهان و کاشان به آن دَپ می‌گویند یا در جمهوری‌های ترکمنستان، آذربایجان و ارمنستان به آن دپ گفته می‌شود. ضمن آن که اسم قابل استفاده در مناطق مختلف ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکیه «دایره» است. برخی کشورهای عربی به آن «دفیف»هم می‌گویند.

وضعیت

شهریور سال گذشته، از لوح ثبت ملی ساختن و نواختن دف در کردستان رونمایی شد. این در حالی است که چند روز پیش، بیژن کامکار نوازنده و آهنگ ساز و دبیر افتخاری جشنواره بین المللی دف در کردستان گفت: دف پس از سال ها بست نشینی دوباره به روزهای اوج خود برگشته است و به نظر من فاصله بسیاری تا جهانی شدن  ندارد.

khorasannews.com
  • 12
  • 7
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقم با این خبر مخالفم

Parse error: syntax error, unexpected '<'‎ in ‎/home/sarpoosh/public_html/modules/php/php.module(80)‎ : eval()‎'d code on line ۴۵
لبرون جیمز,عکسهای لبرون جیمز,قد لبرون جیمز بیوگرافی لبرون جیمز، بسکتبالیست مشهور و با استعداد (+تصاویر)

لقب: کینگ جیمز

متولد: ۳۰ دسامبر ۱۹۸۴

محل تولد: آکرون اوهایو

قد: ۲۰۳ سانتیمتر

وضعیت تأهل: متأهل

ادامه
احمد جنتی,سن احمد جنتی,احمد جنتی بیوگرافی زندگینامه احمد جنتی و فعالیت های او (+ تصاویر)

زاده: ۳ اسفند ماه ۱۳۰۵  

زادگاه: لادان، اصفهان

شروع به کار : ۲۷ اسفند ماه ۱۳۷۵

سمت: پنجمین رئیس مجلس خبرگان رهبری

تحصیلات: اجتهاد

گمارنده: سید علی خامنه ای

ادامه
امام حسین (ع),درباره امام حسین (ع),تصاویر امام حسین (ع) زندگینامه امام حسین (ع) از امامت تا شهادتش

زادگاه: مدینه، حجاز

کنیه: اَباعَبْدِاللّه، ابوعلی

زادروز: ۳ شعبان ۴ ه‍.ق

نقش: سومین امام شیعیان

فوت: ۱۰ محرم ۶۱ ه‍.ق

محل دفن: حرم امام حسین، کربلا، عراق

ادامه
شیخ بهایی,درباره شیخ بهایی,لقب شیخ بهایی زندگی نامه شیخ بهایی شاعر و عارف ایرانی (+ تصاویر)

تاریخ تولد: ۱۸ فوریهٔ ۱۵۴۷

زادگاه: بعلبک، لبنان

تاریخ مرگ: ۱ سپتامبر ۱۶۲۱

آثار برجسته: کشکول

محل دفن: حرم امام رضا (علیه السلام)، مشهد، ایران

ملیت: ایرانی

ادامه
محسن ربیع خواه,افتخارات محسن ربیع خواه,بازی های باشگاهی محسن ربیع خواه بیوگرافی محسن ربیع خواه و تصاویری از وی

زادروز: ۳ دی ۱۳۶۶ ‏

زادگاه: تهران

قد: ۱٫۷۹ متر

پست: هافبک دفاعی، مدافع

ملیت: ایرانی

ادامه
مهدی کوشکی,ازدواج اول مهدی کوشکی,گروه لیو مهدی کوشکی بیوگرافی مهدی کوشکی بازیگر و کارگردان سینمای ایران + تصاویر همسرانش

تاریخ تولد: مرداد ماه ۱۳۵۹

محل تولد: خرم آباد، ایران

حرفه: بازیگر، نویسنده

ملیت: ایرانی

تحصیلات: لیسانس ادبیات نمایشی

قد: ۱.۷۰

ادامه
حضرت زینب (س),زندگینامه حضرت زینب (س),سرگذشت حضرت زینب (س) زندگی نامه حضرت زینب (س) از کودکی تا به شهادت رسیدنش

نام پدر: حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

نام مادر: حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

ناریخ ولادت: پنجم جمادی الأولی سال پنجم (یا ششم) هجری قمری

محل تولد: مدینه منوره

همسر: عبدالله بن جعفر بن ابی‎طالب

وفات: شب یکشنبه ۱۵ رجب سال ۶۲ هجری قمری

ادامه
خواهران منصوریان,زندگی نامه خواهران منصوریان,زندگینامه خواهران منصوریان بیوگرافی خواهران منصوریان ( شهربانو - الهه - سهیلا ) + تصاویر

ملیت: ایران

زادهٔ: ۸ بهمن ۱۳۶۴

محل تولد: سمیرم

قد: ۱٫۷۵ متر

وزن: ۶۰ کیلوگرم

ورزش: ووشو

ادامه
نظامی گنجوی,کتاب نظامی گنجوی,زندگی نامه ی نظامی گنجوی زندگینامه نظامی گنجوی و آثارش (+ تصاویر)

زادروز: ۵۳۷ هـ. ق گنجه

محل زندگی: گنجه

ملیت: ایرانی

پیشه: شاعر، تاریخ نگار و داستان سرا 

سبک: عراقی

عنوان: حکیم نظامی

ادامه
دیالوگ های عاشقانه,انواع دیالوگ های عاشقانه,دیالوگ های عاشقانه سینمای ایران

بهترین دیالوگ های عاشقانه با دیالوگ های عاشقانه به آسانی میتوانید حرف دل تان را مخاطب تان برسانید. بعلاوه این دیالوگ های عاشقانه میتوانند به شما کمک کنند که احساسات خویش را در شبکه های اجتماعی و... بیان کنید. یکی از پایه های ماندگاری فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی را باید در دیالوگ هایی جست و جو کرد که در حافظه تاریخی مخاطبانشان نقش بسته اند. دیالوگ های عاشقانه  برخی از دیالوگ ها در فیلم ها و سریال ها به قدری زیبا و تاثیر گذار هستند که پس از دیدن فیلم و سریال در ذهن ما نقش می بندند. خیلی از ما برای بیان احساسات، ابراز علاقه یا رساندن حرف دل خود به مخاطب به سراغ دیالوگ های ماندگار عاشقانه می رویم. در این مطلب بعضی از این دیالوگ های عاشقانه از فیلم های ایرانی و خارجی گردآوری شده اند. دیالوگ های عاشقانه فیلم های ایرانی ۱. دیالوگ های عاشقانه سریال شهرزاد قباد: موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه وجودم دوست دارم. عاشقتم شهرزاد: خواهش می کنم آن قدر تجاوز نکن به حریم این کلمه مظلوم بی پناه. تو عاشقی؟ تو عاشقی واقعا؟ عاشق چیزی رو با چیزی تاخت نمی زنه … عاشق انقدر ترسو نمیشه که هنوز هایی به هویی نرسیده اینجوری آدمو تنها ول کنه بره. ۲. دیالوگ های عاشقانه مجموعه تلویزیونی شهرزاد قباد: سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟ شهرزاد: دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی و‌اگر نه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زائل می کنه آقای قباد دیوان سالار. ۳. دیالوگ های عاشقانه و زیبای سریال شهرزاد هاشم: فرهاد پسرم … همیشه یه چیزی از وجود معشوق تو قلب عاشق ته نشین میشه... برای همیشه حتی اگه همدیگه رو ترک کنن..! اما این فقط یه طرف سکه است پسرم... این که اگه دنیات اندازه یه نفر کوچیک بشه… یا اون یه نفر اندازه خدا برات بزرگ بشه ..! اگه یه روزی ترکت کنه و بره اون وقت دین و دنیاتو با هم می بازی...! ۴. دیالوگ های عاشقانه فیلم شب های روشن رویا: می دونی همه فکر می کنن اگه حس واقعیشون رو نشون بدن همه چی به هم میریزه. هیچ کس حرف دلش رو راحت نمی زنه خوب اگه نمی خواد می تونه همون شب اول، همون لحظه اول بیاد و بگه... استاد: فکر نمی کنی آدما واسه مخفی کردن احساسشون دلیل دارن؟ رویا: دلیلشون از هم دورشون می کنه، چه دلیلی از عشق مهم تره! دیالوگ های عاشقانه سینمای ایران ۵. دیالوگ های عاشقانه فیلم پل چوبی امیر( بهرام رادان): وقتی که فکر کردی یکی را از ته دل دوست داری ولش نکن... ممکنه دوباره تکرار نشه... آدم وقتی تو سن و سال توئه فکر می کنه همیشه براش پیش می یاد... باید ده پونزده سال بگذره که بفهمی همون یه بار بوده... که حالت با چیز دیگه ای خوب نمیشه... عشق یعنی حالت خوب باشه. ۶. دیالوگ عاشقانه فیلم ستاره بود خسرو شکیبایی: مردم منو می دیدن میگفتن مخش تکون خورده. ولی من به مامانم می گفتم من دلم تکون خورده نه مخم. مادرم می گفت:گور بابا مخ، تو دلت قد صدتا مخ می ارزه، به خدا گفت، به همین زمین قسم گفت. اندیشه فولادوند: مادرت نپرسید عاشق کی شدی؟ نپرسید اسمش چیه؟ خسرو شکیبایی: مادرا که از آدم چیزی نمی پرسن. همه چیو خودشون می دونن. ۷. دیالوگ های عاشقانه فیلم قندون جهیزیه عطا:دیدی این" ماشین مسابقه ای ها" رو که با سرعت میرن، یهو ترمز میکنن دور خودشون میگردن ؟! ... معصومه:آره... عطا:اونجوری دورت بگردم! ... ۸. دیالوگ های عاشقانه سریال ارمغان تاریکی سارا( لیلا زارع): من هیچ وقت هم چین عکس بزرگی نگرفته بودم، دستت درد نکنه.. تو کارت خیلی خوبه مجید( آرش مجیدی):سوژه م خوب بود - مجید ؟ - بله ؟ - تو عاشق من شدی مگه نه ؟! - آره... - باورم نمیشه تو مال منی - من مال خودمم نیستم چه برسه به تو - مال خودت شاید نباشی! اما مال منی... - چی گفتی؟! سارا عکسش را بالا و جلوی صورتش میگیرد و آرام میخندد (جلیل سامان) ۹. دیالوگ های عاشقانه فیلم هامون حمید هامون( زنده یاد خسرو شکیبایی) آقای رئیس، این خانوم، این آقا و فک و فامیلاشون دست بدست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه… انگار من جنایت کردم. حالا هم باید نفقشو بدم … هم خونه رو بدم، هم مهریه رو بدم … هم بچه مو بدم، هم شرفمو بدم. چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم. این زن، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه … من طلاق نمی دم… ۱۰. دیالوگ های عاشقانه نمایش سه جلسه تراپی و مهمانی خواهرم میگه:عشق هست! من میگم نیست! عشق بالا و پایین شدنِ هورموناست. حتی دانشمندام بهش رسیدن… ۱۱. دیالوگ های عاشقانه سریال سیب ممنوعه این چـه شهریه کـه عاشقش منه سفید مو ام… دیالوگ های عاشقانه غمگین دیالوگ های عاشقانه فیلم های خارجی ۱. دیالوگ های عاشقانه فیلم حقیقت زشت مایک: تو یه روانی هستی و من عاشقتم … اَبی: من روانی نیستم مایک: من الان بهت گفتم عاشقتم، ولی تو فقط کلمه روانیُ شنیدی. این نشونه آدمای روانیه! ۲. دیالوگ های عاشقانه سریال خانه پوشالی هیچگاه از ازدواجت پشیمون شدی؟ نه، نه، من عاشق فرانسیس هستم. الان بیش از قبل من پشیمون شدم، پیش از این که بدونم خودم کی هستم یه یک نفر متعهد شدم!   ۳. دیالوگ های عاشقانه the little prince 2015 اگه آدم گذاشت اهلیش کنن، خودش رو به این خطر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه ... ۴. دیالوگ های عاشقانه فیلم کازابلانکا ریک:برای من سواله که واقعا ارزشش را داده که بخاطر اون می جنگید؟ ویکتور لیزلو( پل هنرید):مثله اینه که تو از من بپرسی که چرا نفس می کشیم. خب اگه ما نفس نکشیم می میریم، اگر ما با دشمنان خود نجنگیم جهان میمیره! ریک:خب، چه طور میشه؟ از اینهمه بدبختی نجات پیدا می کنیم. ویکتور لیزلو:میدونی صدات چه طور بنظر میرسه آقای بلین؟ مثل مردی که سعی می کنه خودش را پشت چیزی که بهش اعتقاد نداره مخفی کنه. ۵. دیالوگ های عاشقانه فیلم کازابلانکا – ایلسا لاند( اینگرید برگمن):من مطمئن نیستم که تو مثل گذشته باشی. بزار ببینم آخرین باری که ما همدیگه را ملاقات کردیم … ریک بلین( همفری بوگارت):لا بیلا آرورا بود. ایلسا:چه خوب یادته، ولی در واقع اون روزی بود که آلمانی ها پاریس را اشغال کردن. ریک:نمی تونی اون روز را فراموش کنی؟ ایلسا:نه ریک:منم همه جزئیات اون روز را خوب یادمه، آلمانی ها لباس خاکستری رنگ پوشیده بودن و تو لباس آبی. ۶. دیالوگ های عاشقانه فیلم تایتانیک جک: رز، تو پیک نیک نیومدی! می فهمی. تو مثل یه دختر بچه بداخلاق و لوسی، ولی در عین حال حیرت انگیزترین و فوق العاده ترین زنی هستی که من توی عمرم دیدم. ۷. دیالوگ های عاشقانه فیلم لافت کسائی که دوسشون داری … اونا تنها کسایی هستند که میتونن بهت آسیب بزنن زیباترین دیالوگ های عاشقانه ۸. دیالوگ های عاشقانه فیلم یک نفس تمام شب خیلی بده که بفهمی دیگه هیچوقت نمیتونی زنی که عاشقش هستی را خوشحال کنی. ۹. دیالوگ های عاشقانه (The Truman Show (1998 کریستوف:« من تو رو بهتر از خودت می‏شناسم.» ترومن:« تو هرگز یه دوربین توی سر من نداشتی.» گردآوری: بخش هنر و سینما سرپوش

ویژه سرپوش