جمعه ۰۸ آبان ۱۴۰۵
۱۵:۱۱ - ۰۲ مرداد ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۵۰۰۶۱۷
فیلم و سینمای ایران

مفهوم «سیاست» در فیلم‌های مستند سیاسی

فیلم سینمایی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

به گزارش شرق، طبقه‌بندی محتوامحور فیلم‌ها بر اساس موضوعاتی که ظاهرا فیلم‌ها به آنها پرداخته‌اند رویه‌ای است که از چند دهه پیش آغاز شده و هنوز به حیات خود ادامه می‌دهد.

 

بااین‌حال اصطلاحاتی نظیر «مستند سیاسی» و «مستند اجتماعی» بیش از آنکه چیزی درخصوص محتوای فیلم‌ها به ما بگویند، درصدد آن هستند که دلالت‌های مفهومی «سیاسی‌بودن» و «اجتماعی‌بودن» را که متأثر از گفتمان‌های مسلط حاکم بر آن جامعه شکل‌ گرفته‌اند در لوای نام‌گذاری و برچسب‌زنی به فیلم‌ها، تثبیت و طبیعی‌سازی کنند.

 

همین سازوکار هم موجب شده الگوهایی در جامعه برای مستندسازان و فیلم‌سازان تحت این عناوین شکل بگیرد و از گروهی از آنها به‌عنوان مستندساز اجتماعی یا سیاسی نام ‌برده و حتی تقدیر شود. به‌این‌ترتیب در ظاهر گویا تکلیفمان با واژگانی مانند «سیاسی» یا «اجتماعی» روشن است، اما اگر بخواهیم قدری دقیق‌تر به موضوع نگاه کنیم می‌بینیم که با محدودکردن دلالت این واژگان به اشکال مشخص و تعین‌یافته‌ای از کنش‌ها و روابط، بخش زیادی از آنچه می‌تواند به‌واقع «سیاسی» یا «اجتماعی» نامیده شود را طرد و انکار کرده‌ایم.

 

درعوض آنچه تحت این عناوین باقی ‌مانده همان چیزی است که خنثی و بی‌خطر و از پیش در مسیرهای خاصی هدایت ‌شده است؛ به‌عنوان‌مثال تصور محلی و حتی جهانی از مستند اجتماعی، چیزی بیش از معضل‌نگاری اجتماعی نیست که قرار است تصویر قربانی (اکثرا خاورمیانه‌ای) گرفتار در چنبره جنگ و بیماری را به ما عرضه کند تا عده‌ای را در این‌سو و آن‌سوی دریاها به حمایت از این قربانی ترغیب کند.

 

آنچه در این تصویرسازی‌ها قدرت خود را به رخ می‌کشد گفتمان حقوق‌ بشر است که نیازمند تصویر قربانی از یک طرف و افراد خَیر و مؤسسات خیریه (اکثرا اروپایی) از طرف دیگر است؛ گفتمانی که چشم‌بسته آن را همچون تنها راه‌حل دفع شر از جهان پذیرفته‌ایم. بااین‌حال احتمالا تعداد کمی از ما به‌موازات تأکید بر نقش مثبت حقوق ‌بشر در احقاق برخی حقوق اولیه، به نقش کلیدی آن در سیاست‌زدایی از روابط فرامنطقه‌ای و تثبیت جایگاه‌های فرادستی و فرودستی کشورها اندیشیده‌ایم.

 

مشابه همین برداشت در مورد مستند سیاسی هم وجود دارد. چه در عرصه محلی و چه در عرصه جهانی عموما وقتی صفت سیاسی به یک مستند که در مورد جامعه‌ای خاص ساخته شده اطلاق می‌شود، تصور غالب آن است که با فیلمی روبه‌روییم در تأیید یا نفی سیاست‌های رسمی آن جامعه یا کشور.

 

نمی‌توان انکار کرد این تصور در رابطه‌ای بازخوردی با محتوای مستندهایی که سیاسی نامیده می‌شوند تثبیت و تقویت شده و تمایزات این فیلم‌ها هیچ‌گاه به شکلی نبوده است که چنین تصوری را به‌طورکلی باطل کنند. اگر کشور خودمان را در نظر بگیریم، مخالفان سیاست‌های رسمی در داخل یا خارج کشور به فیلمی که چنین سیاست‌هایی را تأیید می‌کند، فیلم تبلیغاتی- دولتی می‌گویند و موافقان این سیاست‌ها، به فیلم و فیلم‌سازی که موضعی وارونه اتخاذ کرده است برچسب اپوزیسیون می‌زنند.

 

در این میان البته اقلیتی هم وجود دارند که مسائل را آن‌قدر سیاه و سفید نمی‌بینند و در تأیید و تکذیب دو سوی ماجرا، از تحلیل روابط پشت‌پرده و منافع حامیان و سازندگان غافل نمی‌شوند. بااین‌حال حتی در این مورد که رفت‌وآمد زیادی بین دو سر قطب جریان دارد، زمین ‌بازی در تصور بسیاری از این اقلیت اغلب روشنفکر، همچنان محدود به همان دو قطب دولت/ اپوزیسیون است. تفاوت در اینجاست که در ذهن این اقلیت، تعدادی از فیلم‌ها ممکن است خصیصه‌های متناقضی را در بازی بین دو قطب بروز دهند.

 

در اینجا ممکن است برای خواننده این سؤال پیش بیاید که چگونه با وجود تناقضات درون‌سیستمی و چندپارگی اپوزیسیون، دوقطبی دولت/ اپوزیسیون در عرصه سینمای سیاسی می‌تواند صورت‌بندی و فراگیر شود؟ برای پاسخ به این سؤال لازم است قدری در مفهوم سیاست (Politics) دقیق شویم. سیاست چنان‌که بسیاری از نظریه‌پردازان و فلاسفه سیاسی به آن اشاره کرده‌اند به معنی مجموعه‌ای از کردارها، قراردادها و نهادسازی‌هاست که شکل خاصی از نظم را در جامعه برقرار می‌کند. برقراری این نظم همواره با طرد و انکار دیگر اشکال رقیب صورت می‌گیرد.

 

این نظم یا به قول «ژاک رانسیر»، نظم پلیس، منجر به توزیع خاص نیروهای اجتماعی و قراردادن برخی گروه‌های خاص در جایگاه بالا و برخی دیگر در جایگاه تبعیت می‌شود و هرکدام را به انواع خاصی از زندگی می‌گمارد.

 

این شکل خاص از نظم‌بخشی، وابسته به اشکال خاصی از دیدن و بودن و تأیید و انکار یا به عبارت بهتر، شکل خاصی از مفهوم‌سازی و ارزش‌گذاری اجتماعی است. درواقع هنگامی‌ که از سیاست صحبت می‌شود، آنچه حائز اهمیت است، همان اشکال خاص مفهوم‌سازی در ظاهری خنثی و طبیعی و در باطن سویه‌مند است که قرار است منافع برخی گروه‌های نزدیک‌تر به قدرت را تأمین کند؛ ضمن آنکه باید توجه داشت که سیاست‌ورزی در جهان امروز به معنای بهره‌کشی آشکار از افراد نیست؛ بلکه شکلی از ساماندهی است که افراد و گروه‌ها را به‌گونه‌ای ظاهرا طبیعی کانالیزه و از آنها به شکلی ناملموس بهره‌کشی می‌کند.

 

به این اعتبار سیاست، چه از نوع دولتی و چه از نوعی که اپوزیسیون نامیده می‌شود، وابسته به اشکال خاصی از نظم‌بخشی، طرد و سرکوب است که دولتی‌بودن یا نبودن تفاوتی در این ماهیت ایجاد نمی‌کند و در این موضوع خاص تفاوت چندانی هم در جغرافیاهای مختلف به چشم نمی‌خورد.

 

علت آن است که سیاست هر‌یک از دو قطب دولت/اپوزیسیون به شکل سلبی و به‌ واسطه تأثیر قطب دیگر ایجاد و احیا می‌شود و این میدانی است که کاملا از طرف حامیان هر دو قطب از پیش رمزگذاری شده است. به‌همین‌دلیل با وجود آنکه در اغلب نقاط جهان چیزی همگن به‌عنوان دولت و اپوزیسیون دولت وجود ندارد، تصور همگن‌بودن هر‌یک از دو قطب به‌ واسطه تولیدات هنری در این میدان‌های رمزگذاری‌‌شده است که شکل می‌گیرد. پیامد این رمزگذاری، نوعی همانندسازی آشکار در اشکال به‌‌ظاهر، مقاومت است که به حوزه فیلم و سینما هم محدود نمی‌شود.

 

این‌گونه همانندسازی‌ها را به‌وضوح می‌توان در مستندهای سیاسی که از کانال‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان نمایش داده می‌شوند یا در جشنواره‌های سینمایی خارج از ایران مورد توجه قرار می‌گیرند مشاهده کرد. از طرفی پدیده همانندسازی را عینا درباره مستندهای سیاسی که در داخل تولید می‌شوند، هم می‌توان ردیابی کرد. اغلب این فیلم‌ها فارغ از آنکه درباره شخصیت یا واقعه خاص سیاسی هستند، در همان زمینی بازی می‌کنند که سویه دیگرش مستندها یا گزارش‌های ماهواره‌ای کانال‌های فارسی‌زبان است.

 

به‌ این‌ ترتیب که فیلم‌ها بسته به نهاد تولیدکننده‌شان یا پاسخی مستقیم به مفهوم‌سازی‌ها و ارزش‌گذاری‌های سلبی بازیگران مقابل‌اند یا به شکلی معکوس درصدد طراحی حمله‌های مبتکرانه به زمین دیگرند. اگر دقت کرده باشیم، این حملات و پاد‌حملات در سال‌های اخیر از آن شکل زمخت و بدقواره به اشکالی نرم تبدیل شده‌اند که مفهوم‌سازی‌ها را از دل بازسازی‌های رِندانه تاریخ پی می‌گیرند.

 

تا اینجا هر آنچه گفته شد، به سیاست  (Politics) در مقام شکلی از نظم و هم‌زمان، گونه‌ای از طرد می‌پرداخت. روشن است در این مفهوم فراگیر از سیاست، هنر سیاسی به شکل عام و مستند سیاسی به شکل خاص نمی‌تواند از میدان رمزگذاری‌شده موجود رهایی یابد. برای رهایی از دوقطبی حاکمیت/اپوزیسیون باید از مفهوم سیاست مانند نظم نهادی و پلیسی، چه در جبهه به‌ظاهر دولتی و چه به‌ظاهر اپوزیسیون عبور کنیم و به شیوه‌های دیگری از ساماندهی اجتماعی که می‌تواند برسازنده سوژه سیاسی باشد، بیندیشیم.

 

تفسیر «ژاک رانسیر» از «سیاست» به آنتاگونیسمی چشم دارد که نظم موجود را در مقام نوعی «اجماع» (Consensus) به چالش می‌کشد و «اختلاف» (Dissensus) را جانشین آن می‌کند. «اجماع» فارغ از آنکه در جبهه حاکمیت باشد یا اپوزیسیون، به شکلی تمامیت‌خواهانه تلاش دارد تمام گونه‌های فرضی کنش‌ها و رفتارهای سیاسی را رمزگذاری و از آن خود کند. به‌همین‌دلیل هم تنها راه دستیابی به اشکال تازه مقاومت گذر از هرگونه اجماع ساختگی در هر دو سوی قطب با دستاویز قراردادن تفسیر متفاوتی  از «سیاست» است.

 

به‌ عقیده «رانسیر» سیاست را می‌توان به ‌صورت فعالیتی تعریف کرد که با برساختن سوژه‌های جدید، از نظم پلیس می‌گسلد و انواع جدیدی از بیان جمعی را می‌سازد: شیوه‌های جدید درک امر محسوس، پیکربندی‌های جدید میان امور قابل‌دیدن و غیرقابل‌دیدن و میان امور قابل‌شنیدن و غیرقابل‌شنیدن، نحوه‌های جدید توزیع مکان و زمان و خلاصه ظرفیت‌های بدنی جدید.

 

سیاست از طریق برسازی موارد فوق اموری را که مفروض و بدیهی تلقی می‌شوند، از نو چارچوب می‌زند و تعریف می‌کند. سیاست وقتی آغاز می‌شود که آن عده که قرار است در اندرونی بمانند و از پرداختن به هر چیز دیگری منع شوند، دمِ «نداشته» را غنیمت می‌شمرند تا تصریح کنند که به جهانی مشترک تعلق دارند. سیاست وقتی آغاز می‌شود که این عده امر رؤیت‌ناپذیر را رؤیت‌پذیر می‌کنند.

 

تفسیر «رانسیر» از سیاست وقتی در پیوند با فیلم مستند قرار می‌گیرد، در حکم تجویز شیوه‌ای تازه در مستندسازی و مواجهه با واقعیت است. اگر به این تفسیر دقیق شویم، درمی‌یابیم که تأکید «رانسیر» بر نوعی بازمفهوم‌سازی و بازارزش‌گذاری روابط و پدیدارهای اجتماعی است. در واقع «رانسیر» در پس «سیاست»، بر جنبه‌ای از واقعیت تأکید دارد که تا چندی پیش کاملا از حیطه مباحث نظری مرتبط با بازنمایی پنهان مانده بود و در یکی، دو دهه اخیر و تنها به ‌واسطه اعتراض گروه‌های فرودست در جوامع مختلف، به آن توجه شده است. این جنبه از واقعیت همان جنبه مفهومی است که تأکید دارد واقعیت علاوه بر صورت چیزها، مفاهیم و ارزش‌های اجتماعی آنها را نیز شامل می‌شود.

 

دقیقا به همین دلیل هم گفتمان‌های قدرت بیشترین نقش را در ساخت واقعیت ایفا می‌کنند. این گفتمان‌ها با کنترل محسوس و نامحسوس اشکال مختلف بازنمایی و نفوذ در شبکه‌های تولید و توزیع روایات در جامعه که فیلم مستند هم یکی از آنهاست، تلاش می‌کنند منافع خود و گروه‌های اجتماعی همسوی خود را برآورده کنند و این همان نظم پلیسی اشاره‌شده «رانسیر» است.

 

 بنابراین، همان‌طوری که در نظر «رانسیر»، سیاست چیزی جز بازخوانی و بازرمزگذاری روابط درونی این نظم به‌ ظاهر طبیعی نیست، مستند سیاسی نیز چیزی جز بازخوانی انتقادی همین نظم با استفاده از ابزار سینما و اقتضائات خاص آن نیست. یکی از مواردی نیز که نظم پلیس چه در سوی حاکمیت و چه در سوی اپوزیسیون بر آن تأکید دارد، فرض گریزناپذیری بازهنرمند/‌مستندساز در زمین حاکمیت/‌اپوزیسیون است. 

 

به همین دلیل، هنرمند تنها از طریق نفی این دوقطبی و قواعد بازی آن می‌تواند نظم موجود را به چالش کشیده و سیاست را در معنای تازه‌ آن پی بگیرد. در این تفسیر تازه از مستند سیاسی، «سیاسی‌بودن» به‌مثابه گونه‌ای مقاومت، پیوند تنگاتنگی با نفی هر شکل طبیعی فرض‌شده‌ای از اجماع دارد و این به معنای مداخله مستقیم فیلم‌ساز در واقعیت برساخته مقابل دوربین است.

 

ازاین‌رو، مستند سیاسی اگر قرار است خارج از دایره تنگ رمزگذاری‌ها قرار گیرد، باید برخلاف رویکرد پوزیتیویستی و مشاهده‌محور مستندهای سیاسی مرسوم، به‌عنوان گونه‌ای اکتیویسم شناخته شود. در این حالت، روشن است سنجش عیار این مستندها، دیگر داوری‌های زیبایی‌شناختی و جشنواره‌های بین‌المللی نخواهد بود، بلکه عیار این فیلم‌ها به ‌واسطه نقش آنها در تغییرات و اصلاحات اجتماعی و ساخت سوژه‌های جدید سیاسی سنجیده می‌شود.

 

در پایان، ذکر این نکته ضروری است که آنچه گفته شد، تنها مدخلی است بر بحثی گسترده و پیچیده درباره مستند و اساسا هنر سیاسی که لازم است بیش از این ابعاد مختلف آن بررسی شود؛ هرچند پیش ‌از این نیز نگارنده به همراه برخی از استادان علوم اجتماعی و در قالب ترم مستند جامعه‌شناختی، به تبیین نظری برخی از مواردی که در این نوشته به آنها اشاره ‌شد، پرداخته است.

 

پی‌نوشت:

۱- پارادوکس‌های هنر سیاسی، ژاک رانسیر، اشکان صالحی، چاپ اول۱۳۹۲، نشر بن‌گاه، ص۲۰

 

 

 

  • 9
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش