مهمترین عناوین خبری
چهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴
۱۲:۴۳ - ۲۰ آبان ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۸۰۵۰۰۶
فیلم و سینمای ایران

رضا رخشان:

چرا هزارپا را از اکران محروم کردید؟

رضا رخشان,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران
چگونه فیلمی را که توانست در شش ماهه اول سال چنین حرکتی به چرخ سینما بدهد که همه شاهد آن بودیم و طبق آمار همچنان مخاطب بالایی دارد را بشود کاملاً از اکران محروم کرد؟

فیلم سینمایی «هزارپا» به کارگردانی ابوالحسن داوودی و تهیه کنندگی رضا رخشان یکی از پرفروش ترین فیلم های چند دهه اخیر سینماست که با آغاز اکران و فروش حدود ۴۰ میلیاردی توانست رکوردی برای خود در سینما ثبت کند. به تازگی نمایش این فیلم در همه سینماها به پایان رسیده است،در ارتباط با اکران موفق این فیلم و دلایل درخشش آن با رضا رخشانتهیه کننده این فیلم سینمایی گفت و گویی کردیم که در ادامه می خوانید.

 

باتوجه به فروش فوق العاده فیلم سینمایی «هزارپا»که یکی از رکودران فروش سینماست،در حال حاضر و با پایان زمان اکران این فیلم، «هزارپا» در چه وضعیتی قرار دارد؟

فیلم تا روز سه شنبه که آخرین سانس نمایش آن در تهران بود، علیرغم کاهش سالن‌های نمایش، همچنان با استقبال بالای مردم روبرو بود. به عنوان مثال در  فیلم «هزارپا» زمانی که در پردیس های سینمایی در کنار  فیلم های دیگر نمایش داده می شد، تماشاگران بیشتری داشته است. دلیل بر این ادعا آمار فروش سالن های مختلف این پردیس هاست که خوشبختانه همیشه آنلاین ثبت می شود و در دسترس هم قرار دارد. برای من هنوز این سؤال باقیست که چگونه فیلمی را که توانست در شش ماهه اول سال چنین حرکتی به چرخ سینما بدهد که همه شاهد آن بودیم و طبق آمار همچنان مخاطب بالایی دارد را بشود کاملاً( بدون داشتن حتی یک سانس) از اکران محروم کرد؟ آیا جای پرسش نیست که چنین کاری بر مبنای کدام قانون انجام پذیرفته است؟ مگر هدف همه  دست اندر کاران سینما آشتی آنان با این مدیوم گسترده نیست؟ مگر نمی گوییم مردم با سینما قهرند و سرانه سینما روندگان ما نسبت به جمیت مان پایین است؟ آیا ممانعت از اکران یک فیلم که هنوز مخاطب بالایی دارد کمک به این مقوله است؟ از نظر من وب سیاری دیگر فروش بالای «هزارپا» متعلق به کل سینمای ایران و نه مربوط به یک فرد یایک دفتراست، زیرا در پایان سال  آماری که ارائه می‌شود مربوط به همه فیلم هاست نه یک فیلم خاص. اعتقاد من این است که دوستداران واقعی صنعت سینما از موفقیت این فیلم نه تنها ناراحت نیستند بلکه خرسندند، زیرا آنها درک می کنند که اگر چرخ سینما حرکتی کند در ادامه مسیری که دارد همه با آن پیش خواهیم رفت و بهره نهایی آن نصیب همه نوع سلیقه، ژانر و عقیده ای خواهد شد.

 

به عنوان تهیه کننده فیلم سینمایی «هزارپا»که یکی از پرفروش ترین فیلم هایی سینمایی این چندسال اخیر بوده است،چه تدابیری برای بهتردیده شدن این فیلم سینمایی پیش از اکران اندیشیدید، که این فیلم با موفقیت زیادی در گیشه روبرو شد؟

به نظر من عمده دلیل دیده شدن هر فیلمی به نفس خود فیلم و نحوه ساخت آن بر می گردد، اگر این اصل را بپذیریم  که اشخاص خودشان فیلمی را انتخاب می کنند تا به سینما بروند و برخلاف ببیندگان تلویزیون خودشان انتخاب کننده هستند و حتی حاضرند تا برای این انتخاب وقت و پول خود را هم هزینه کنند. بنابراین رضایت و یا عدم رضایت چنین تماشاگری برای هر تهیه کننده ای تعیین کننده است، زیرا اگر تماشاگر ناراضی از سالن بیرون بیاید چون وقت وپولش را هدر رفته می‌بیند، به خودش حق می دهد تا به اشکال مختلف نارضایتی اش را ابراز می کند و ساده ترین راه در این جهت تبلیغ منفی بین دوستان و آشنایان است، به همین دلیل عکس العمل های مثبت یا منفی تماشاگران در روزهای اول اکران فیلم سرنوشت آن را مشخص می کند،اما پیش بینی این امر   بستگی به عوامل مختلف دارد که از جمله آن ها می توان به شناخت مخاطب در  شرایط اجتماعی که در آن زندگی می کنیم و عوامل ریز ودرشت دیگراشاره کرد.

 

اما همه این موارد به وجود یک سناریونیاز دارد که این مشخصات را داشته باشد که مشکل ترین بخش کار در سینمای ما همین است. اگر دریک پروژه دست مایه درستی بنام سناریو داشته باشید و بتوانید همکاران خود را درست و به جا انتخاب کنید وسکان کار را بدست کارگردانی کار بلد مثل آقای داوودی بدهید، در حقیقت نصف راه را رفته اید.  ما هم همین مسیر را طی کردیم که البته با تجربه ای از فیلم ضد گلوله (که اتفاقاً آنهم فیلم موفقی از کار در آمد) با فراهم کردن فضایی صمیمی و حرفه ایی درحین کار توانستیم محصولی را به پخش کننده با سابقه و توانمندی بنام فیلمیران بدهیم که آنرا به بهترین نحوه به نمایش بگذارد. که اینجا جا دارد تا از مجموعه پخش فیلمیران به خصوص آقای اسدزاده  تشکر کنم.  

 

تعدادی از منتقدان فیلم شما را فیلمی کمدی سخیف می دانند که با استفاده از بازیگران کمدی چهره و بدون درنظر گیری محتوا،اولویت را گیشه قراردادید،پاسختان به این افراد و نظرشان در این باره چیست؟

به نظر من فیلمی مانند «هزارپا» که توانست مورد توجه مردم قرار بگیرد، طبیعی است که بیشتر زیر ذره بین منتقدان قرار بگیرد. دوستان زیادی در باره این فیلم نوشتند و صحبت کردند که تعدادی موافق و عده ای بیشتر مخالف بودند که نظر همه آنها برای ما قابل احترام است. نکته ای که باید به آن به توجه داشت این است که از قدم های اولیه پروژه، پلان کارمان برایمان روشن ومشخص بود.ازابتدای کار هدف پروژه زبان مردم بود ومی دانستیم که هزارپا فیلمی برای مخاطبی خاص نیست.

 

برای همین آقای داوودی که تجربه اش در ساخت فیلم هایی در ژانرهای مختلف روشن  است  آگاهانه بیانی ساده و روان را برای این قصه انتخاب کردند.این موارد به این معنا نیست که به سادگی از همه چیز گذشتیم تا پروژه زودتر جمع شود، بلکه برعکس با دقت و وسواسی خاص کارها پیش رفت و چیزی فی البداهه و آنی به کار اضافه نشد و اگر دوستان نگاهی دوباره به فیلم بیاندازند، تکنیک و تدارکاتی را که درساخت آن بکار رفته است سردستی و به اصطلاح بزن برو نمی بینند. بخاطر همین مسئله بود که فیلمبرداری حدود سه ماه طول کشید که این زمان بیش از مدت فیلمبرداری معمول هر نوع فیلمی است. در مورد واژه سخیف که این روزها معنی گسترده ای پیدا کرده و در اشکال و موارد مختلف کاربرد پیدا کرده است بایدسؤال کرد که آیا در داستان «هزارپا» خدشه ای به آداب و اعتقادات مردم وارد شده است؟ آیا آنچه در این فیلم بیان می شود جزیی از واقعیاتی نیست که در جامعه ما وجود دارد و ما آنها را که گاهی تلخ هم هستند به زبان طنز بیان کرده ایم؟  در همین جهت است که برای نزدیک تر شدن زندگی واقعی مخاطب، از بیان و مجاوره ای استرلیزه شده وکلیشه ای که در زندگی روزمره مردم وجود ندارد، استفاده نکند. و البته برای دوری از حرمت شکنی با استفاده از هنر زبان فارسی بعضی شوخی ها را پرده پوشی کند و به زبان کنایه بیان کند. هرچند کنکاشی در شوخی وبه اصطلاح جوک هایی که در میان عامه مردم جریان دارد می تواند ما را به نتایجی دیگر برساند.         

 

 به نظر شما،فرق اصلی این فیلم با فیلم های کمدی دیگر در چیست که توانسته تا این حد موفق عمل کند و با توجه به شرایط اقتصادی جامعه،نفس جدیدی به سینمای ایران ببخشد؟

برای پیدا کردن جواب این سؤال باید به نحوه تولید فیلمهای جدی با فیلم های کمدی نظر انداخت. متأسفانه مرسوم است که از ابتدا کار وقتی سناریویی با گرایش به ژانرکمدی روی میز تهیه کننده ای قرار می گیرد، به لحاظ تولیدی نگاهی متفاوت نسبت فیلم های دیگر بر روی آن شکل می گیرد.بحث هایی وجود دارد مبنی بر اینکه فیلم کمدی کم هزینه است ، مدت تولید آن کم است و تدارک اندکی نیاز دارد چرا که سینمای کمدی فقط متکی به بازیگرو دیالوگ فی البداهه است اما در مورد فیلم «هزارپا»شرایط  به گونه ای دیگر رقم خورد و از همان ابتدای کار با دعوت از کارگردانی مانند آقای داوودی  مشخص شد که قرار است یک کمدی متفاوت داشته باشیم.به همین دلیل در تمام مدت فیلمبرداری و آماده سازی بعد از آن، همواره کار با برنامه انجام شد و در هیچ موردی لحظه ای تصمیمی گرفته نشد و هر پیشنهاد و یا ایده ای چه از طرف بازیگران و چه سایر گروه، قبل از اجرا مورد ارزیابی قرار می گرفت. خلاصه اینکه کار ما برای ساختن یک فیلم کمدی،روالی  کاملاً جدی و حرفه ای بود.

 

نکته دیگری را که لازم است اضافه کنم این است که برای ساختن فیلمی که قرار است باعث تفریح وشادی وسرگرمی مردم بشود حتماً باید پشت صحنه ای آرام وصمیمی داشته باشید و فکر می کنم من به عنوان تهیه کننده تاحدودی توانستم به این امر مهم دست پیدا کنم،چون اعتقاد دارم رضایت گروهی که برای تولید یک فیلم زحمت می کشند و انرژی مثبت آنها در طول کار، هنگام نمایش فیلم  به صورت نامریی از پرده سینما به تماشاگر منتقل می شود.

 

در کارهای بعدی شما هم ما شاهد فیلم های کمدی خواهیم بود یا پس از«هزارپا»ژانر دیگری را از شما شاهد خواهیم بود؟

به عقیده من نوع  نگاه تهیه کننده برای انتخاب کار با کارگردان فرق می کند. کارگردان ها معمولاً باید صاحب سبک خاص خودشان باشند. اما چون یک تهیه کننده باید کلی تر با یک پروژه برخورد کند و ملاحظات دیگری در نظر داشته باشد  که این موضوع سبب تعیین شاخص های انتخاب او می شود. به همین علت این شاخص ها و ملاحظات است که تهیه کننده می تواند خودش را پای بند سبکی خاص کند. اما آن چیزی که برای من باعث انتخاب و شروع  یک کار می شود اتفاق یا بهتر بگویم حسی است که با خواندن یک سناریو برایم بصورتی آنی به وجود می آید. اگر همان بار اول که سناریویی را می خوانم بتوانم با قصه در همان قدم اول به اصطلاح چفت شوم از آن زمان پروژه برایم شروع می شود و اعتراف می کنم که در اینصورت مسئله برایم تبدیل به حسی شخصی می شود و شاید مشاوره دوستان نیز برای من مؤثر نباشد. این اتفاق هم  در فیلم «ضد گلوله» برایم پیش آمد و هم در همین «هزارپا» که در هردو مورد گویا حس شخصی من درست جواب داده است.     

  

حضور بازیگران چهره چه میزان در موفقیت یک فیلم میتواند موثر باشد؟

جواب سوأل شما در هرجای دنیا که فیلم برای مخاطب عام تولید شود مثبت است. دردوران سینمای کلاسیک سینمای آمریکا که امروزه برای نسل جوان هم آشناست، حضور بازیگران شاخص در فیلم کارگردان های صاحب نام عامل موفقیت فیلم ها بود. این مسئله چنان تعیین کننده بود که آنها وقتی در شخصیت های مختلف نیز ظاهر می شدند حتی استایل موی آنان  تغییر نمی کرد تا خدشه ای به تصور تماشاگری که برای دیدن آن چهره به سینما آمده است وارد نشود.سینمای ایران هم از زمانی که قوام پیدا کرد، همین شیوه را پی گرفت، هرچند امروزه بنا به مصلحت تغییراتی در چهره بازیگران محبوب مردم داده می شود، اما این امر مشکلی در ارتباط مردم با هنر پیشه مورد علاقه  شان پیش نیاورده است.

 

البته این نکته را نباید نادیده گرفت که مردم به راحتی یک بازیگر را به حیاط خلوت ذهن خود راه نمی دهند و برای اینکه این امر اتفاق بی افتد یک بازیگر باید مرارت ها بکشد تا بتواند به مردم نزدیک شود. همین آقای عطاران را اگر مثال بزنیم می بینم که چطور طی سالها، مسیری طولانی را ازسن تئاتر واستدیو های تلویزیون طی کرده است تا به سینما برسد. در همین سینما چه آزمون خطاهایی کرده است تا بتواند در قلب مخاطبان پروپاقرص سینما برای خودش جایی باز کند. جدای این تلاش ها او توانسته است به این توانایی در کارخود برسد که مردم  آدمی را از جنس خودشان است را روی پرده ببینند، آدمی که نه کاریکاتوری از آنهاست ونه ابر مردی که  فاصله زیادی با آن ها  دارد. حالا سوأل این است که از چنین ظرفیت و اندوخته ای چرا نباید برای رونق سینما استفاده کرد؟ 

 

گویا قسمت های زیادی از  فیلم در زمان اکران حذف و کوتاه شده است که در تیتراژ فیلم ما آنها را می بینیم،دلیل این کوتاه شدن چه بود؟

بله، در سناریو تعدادی سکانس وجود دارد با اینکه هم فیلمبرداری و هم تدوین شده‌اند و اتفاقاً سکانس های خوبی هم از آب در آمده اند، تصمیم گرفته شد که از نسخه نهایی حذف شوند. علت آن هم زمان معمول فیلم بود. راه دیگر استفاده از تمام صحنه ها به شرط کوتاه کردن آنها و فشرده سازی فیلم برای زمان معین بود. که در چنین صورتی هم انسجام فیلم از دست می رفت و هم به پرداخت کلیت آن لطمه می زد. چون فیلم «هزار پا» با ایجاد کمدی در صحنه‌ها و بر اساس فعل و انفعالات و اکت بنا شده است و بار فیلم را دیالوگ به تنهایی به‌دوش نمی‌کشد که بشود با حذف بعضی دیالوگ ها، زمان فیلم را کوتاه کرد. بنابراین با حذف بخشی از آن سکانس ها زمان فیلم کم می شد و نتیجه ای که قابل انتظار بود به دست نمی آمد. اما چون فکر می کنیم صحنه های حذف شده که در تیتراژ پایانی اشاره به آنها شده چیزی از آنچه که در اکران دیده شده کم ندارد و امیدواریم با راه هایی که فکر شده بتوانیم دیگر نسخه کامل هزار پا را به نمایش عمومی در بیاوریم.

 

khabargozarisaba.ir
  • 19
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش