پنجشنبه ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
۱۵:۱۶ - ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۳۰۴۸۳۷
رادیو و تلویزیون

شهرام عبدلی درباره نقش متفاوتش در «سرّ دلبران» می‌گوید

شهرام عبدلی,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون
عبدلی درباره ایفای نقش متفاوتش می‌گوید: شخصیت کاووس مثل همان ضرب‌المثل است که می‌گوید یک دیوانه سنگ می‌اندازد و صد تا عاقل نمی‌توانند آن را در بیاورند!

به گزارش جام‌جم، شهرام عبدلی همان کاووس سریال سر دلبران است، فردی با رفتارهای عجیب و غریب که مثل بقیه آدم‌ها اشتباه هایی هم انجام می‌دهد. البته کاووس به قول روحانی محل سیدسلیم (بروز ارجمند) کابوس است و نه کاووس! سیدسلیم بعد از متوجه شدن اشتباه های کاووس و عجز و ناله او تصمیم می‌گیرد کارهای اشتباه او را رفع و رجوع کند و همین منجر به ماجراهای مختلفی می‌شود. شهرام عبدلی تلاش کرده تا این نقش را از آن خود کند، به همین دلیل این کاراکتر را به گونه‌ای بازی کرده که تا رفتارهای کاووس برای مخاطب توجیه‌پذیر باشد.

 

در واقع می‌توان گفت کاووس قصه سردلبران یک شخصیت خاکستری است، با ویژگی‌ها و روحیات خاص خودش. ضمن این‌که محمدحسین لطیفی کارگردان سر دلبران دست او را برای ایفای نقش باز گذاشته و او سعی کرده تا شخصیت را برای مخاطب ملموس بازی کند. البته این اولین تجربه همکاری عبدلی با لطیفی است، اما او از این همکاری خیلی راضی است و اعتقاد دارد که لطیفی جزو کارگردانان مهربان است که خیلی هم با بازیگران سر صحنه تعامل دارد و در آرامش کار را انجام می‌دهد.

 

البته عبدلی کارنامه‌ای از نقش‌های رنگارنگ دارد. او با حضور در سریال‌های همسفر و خط قرمز فعالیتش را در عرصه هنر شروع کرد و به مرور هم در سریال‌های تلویزیونی همچون شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، فاصله ها، رستگاران، تکیه بر باد، نابرده رنج، پرستاران، معمای شاه، غیرعلنی و ... بازی کرد و توانست جای خودش را باز کند. البته او بیشتر نقش‌های منفی را ایفا می‌کند و گاهی هم تجربه نقش‌های مثبت در آثاری همچون سریال فاخته هم در کارنامه دارد. به بهانه بازی او در سریال سر دلبران با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

 

در این سریال شما ایفاگر نقش کاووس هستید و این شخصیت فراز و نشیب‌های زیادی دارد. در ابتدای قصه مخاطب احساس می‌کند کاووس جزو کاراکترهای مثبت قصه است، اما به مرور می‌بینیم که او هم مثل بقیه آدم‌ها درگیر اشتباهاتی می‌شود. آیا همین فراز و نشیب‌ها برایتان جالب بود که نقش را پذیرفتید؟

شخصیت کاووس به هیچ‌وجه منفی نیست و مثبت است. او هم مثل بقیه آدم‌ها اشتباه می‌کند. البته هوش او خیلی بالا نیست، به همین دلیل خبط هم زیاد می‌کند. این فراز و نشیب‌های شخصیت کاووس را دوست داشتم و برایم مهم بود. چالش‌های این کاراکتر من را در موقعیت های مختلف حسی قرار می‌داد و باعث می‌شد حس و حال‌های متفاوت را تجربه کنم. البته نقش باید این ویژگی را داشته باشد. اگر تخت باشد، جذابیت ندارد.

 

نقش‌های صرف مثبت و منفی مثل پاندول ساعت می‌ماند که شنونده بعد از مدتی که به شنیدن صدای تق تق آن عادت می‌کند، دیگر حتی این صدا را هم نمی‌شنود. معتقدم بازیگر نباید به این نقطه برسد و مثل پاندول ساعت باشد که تحرک دارد، اما چون بازی اش یکنواخت است در میان مخاطبان دیده نشود.

 

چالش‌های کاووس کم نیست از دزدیدن ماشین گرفته تا طلاها و ... کدام از این چالش‌ها را دوست داشتید؟

من همه موقعیت‌هایی که کاووس در آنها قرار می‌گیرد را دوست دارم، اما بعد از دزدی این جرات را پیدا می‌کند که عذرخواهی کند، برایم جالب بود؛ زیرا مخاطب در چهره این فرد می‌بیند که می‌خواهد همه چیز را درست کند، اما به‌دلیل این‌که عقلش کم است به فاصله دو دقیقه بعد اشتباه دیگری می‌کند.

 

در مجموع شخصیت کاووس همیشه ابری است، نه آفتابی هست و نه سرد. به همین دلیل خیلی نمی‌توانید شخصیت او را حدس بزنید. ضمن این‌که کاراکتری است که دیگران را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. شخصیت کاووس مثل همان ضرب‌المثل است که می‌گوید یک دیوانه سنگ می‌اندازد و صد تا عاقل نمی‌توانند آن را در بیاورند!

 

رفتارهای کاووس به هیچ‌وجه عادی نیست و به قول معروف می‌لنگد. آیا این خصلت از ابتدا در فیلمنامه برای کاووس طراحی شده بود؟

نه، در فیلمنامه نوشته نشده بود، بلکه وقتی قرار شد من این کاراکتر را بازی کنم، تصمیم گرفتم این شخصیت را این‌طور اجرا کنم. به هر حال وقتی بازیگر فیلمنامه را می‌خواند برای خلق نقش باید زبان بدن بداند و با آن خصلت‌های کاراکتر را نشان بدهد. من هم می‌خواستم متزلزل بودن این شخصیت را نشان بدهم. به هر حال کاووس فرد تیزهوشی نیست، به همین دلیل مرتب هم اشتباه می‌کند. ضمن این‌که بازیگر باید خودش ایده‌هایی داشته باشد و به کاراکتر اضافه کند تا به او رنگ و لعاب بدهد.

 

پس سعی کردید شخصیت کاووس را از آن خود کنید و با او عجین شوید.

(باخنده) البته من خل نیستم! وقتی قرار است نقشی را بازی کنم، مسلماً از اندوخته و تجاربم در عرصه بازیگری، کتاب خواندن و ...استفاده می‌کنم. به هر حال بازیگر در ذهن خود بایگانی ای نسبت به شخصیت‌های مختلف دارد و این داده‌ها برای خلق نقش به او کمک می‌کند.

 

همه آدم‌ها در زندگی‌شان اشتباه می‌کنند، کاووس هم یکی از آنها. چرا رفتارهای غیرطبیعی را برای کاووس انتخاب کردید و او را چلمن نشان داده‌اید. در حالی که می‌توانستید او را یک فرد معمولی نشان بدهید؟

به‌خاطر این‌که اشتباهات او از یک آدم عادی خیلی بیشتر است. ضمن این‌که ما اگر یک چیز را عادی نمایش بدهیم، دیده نمی‌شود. بنابراین باید زیر ذره بین بگذاریم و کمی آن را برای مخاطب گل درشت کنیم. رئالیسم صرف برای مخاطب جذاب نیست و احساسات بخوبی نشان داده نمی‌شود.

 

یعنی معتقدید که باید در نمایش شخصیت اغراق‌آمیز به نظر برسد تا مخاطب ویژگی‌های او را حس کند؟

نه. منظورم اغراق نیست، بلکه کمی گل درشت باید نشان بدهیم. ما در یک سریال ۳۰ قسمتی نمی‌توانیم ۲۰ سال زندگی یک فرد را نشان بدهیم که چرا و چطور به این جا رسیده است. بنابراین باید اکسون‌گذاری کنیم و شخصیت را نشان بدهیم و این به معنای اغراق نیست. مثل بادکنکی که نخش دست شماست و این زبان بدن است که به کار شما می‌آید.

 

محمدحسین لطیفی، در خلق نقش چقدر دست شما را باز گذاشته بود؟

آقای لطیفی کارگردان دموکراتی است و ویژگی‌های مثبت زیاد دارد. او بازیگر را در یک دایره ترسیم می‌کند و اجازه می‌دهد خلاقیت‌هایش را بروز بدهد؛ البته تا جایی که به فیلمنامه و ساختار لطمه نزد. ضمن این‌که لطیفی با رفتارش بازیگر را تشویق و تنبیه می‌کند. البته منظورم از تنبیه، خشونت نیست، بلکه تذکر می‌دهد. آقای لطیفی مهربان‌ترین و خوش اخلاق‌ترین کارگردانی است که تا به امروز با او کار کرده‌ام. او نقاط مثبت بازیگر را می‌بیند. البته تا به امروز با او همکاری نکرده بودم و واقعاً تجربه شیرینی بود.

 

پخش سریال در ماه رمضان تاثیری در انتخاب شما داشت؟

من قبلاً تجربه همکاری با آقای شفیعی تهیه‌کننده را داشتم و با هم دوستی قدیمی داریم. ضمن این‌که علاقه‌مند بودم با آقای لطیفی همکاری کنم، چون تا به حال با هم کار نکرده بودیم. از سوی دیگر بازیگران بسیار حرفه‌ای برای این‌کار انتخاب شده بودند و فیلمنامه هم خیلی جذاب نوشته شده بود. به حدی فیلمنامه را دوست داشتم که وقتی به دستم رسید بدون وقفه هشت قسمت از سریال را خواندم، چون خیلی کشش داشت. ماه رمضان هم جشنواره سریال‌هاست و در انتخابم بی‌تاثیر نبود. مردم سریال‌های

ماه رمضان را بیشتر می‌بینند. در طول کار هم خیلی با هم مشورت داشتیم و درباره نقش با هم گپ می‌زدیم.

 

برایتان سخت نبود که چند ماه در یزد کار کنید؟

خیلی سخت بود که هشت و ماه و نیم دور از زن و بچه باشیم. اگر آقای لطیفی نبود نمی‌شد این سختی را تحمل کرد. در گروه همه راحت بودیم و هیچ‌کس روی اعصاب دیگری راه نمی‌رفت.

 

کارنامه متنوع عبدلی

شهرام عبدلی از آن دست بازیگران است که کارش را با تلویزیون شروع کرد و رسانه ملی نقش مهمی در دیده شدن او دارد. اولین سریال او با نام همسفر به کارگردانی قاسم جعفری روی آنتن رفت. او بعد از این سریال در دو مجموعه تلویزیونی دیگر از قاسم جعفری با نام‌های خط قرمز و شب آفتابی بازی کرد و چهره او میان مخاطبان شناخته شد.

 

او در طول این سال‌ها در دیگر سریال‌های تلویزیونی همچون در قصه‌ها زندگی می‌کنند، تکیه بر باد، پروانه، فاخته و ... به ایفای نقش‌های متفاوت پرداخته است. این هنرمند فقط در سریال‌های روز اجتماعی بازی نکرده و بازی در سریال‌های تاریخی همچون مختارنامه، تبریز در مه و سال‌های مشروطه را در کارنامه دارد. او در هر یک از این سریال‌ها هم نقش متفاوتی داشته است.

 

کمرنگ در سینما

البته حضور عبدلی در سینما به اندازه تلویزیون پررنگ نیست و فقط در فیلم‌های دختری در قفس، قصه دل‌ها، یکی برای همه و ماه گرفتگی بازی کرده است. گرچه کارنامه عبدلی در سینما درخشان نیست، اما در تلویزیون توانسته با ایفای نقش‌های مختلف خودش را به مخاطب معرفی کند. او این روزها هم در مجموعه سردلبران بازی می‌کند که در یزد تصویربرداری شده است. این مجموعه با ترسیم فضای روابط اجتماعی یک محله، روی نقش مسجد و امام جماعت در رتق و فتق مشکلات روزمره مردم تمرکز کرده است. یکی از حسن‌های مجموعه سردلبران حضور بازیگران قدیمی است و محمدحسین لطیفی به سراغ هنرمندان قدیمی رفته و در کنار آنها از حضور بازیگران جوان هم بهره برده است.

 

  • 11
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش