
وحید شقاقی شهری، کارشناس مسائل اقتصادی در زورنامه جهان صنعت نوشت: شرایط کنونی «نه جنگ، نه صلح» حتی وضعیتی دشوارتر از خود جنگ ایجاد کرده است. این بلاتکلیفی برای سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی در میانمدت و بلندمدت بسیار آسیبزاست و اکنون با نوعی سردرگمی شدید روبهرو هستیم. بخشی از این وضعیت بیتردید ناشی از خطاهای داخلی است اما میتواند یکی از سناریوها و برنامههای آمریکا نیز باشد، یعنی تحمیل فضایی آمیخته با ترس، نگرانی و ابهام. چنین فضایی شرایط نامساعد سرمایهگذاری را بدتر میکند، به زیان کسبوکارهاست، رکود را تشدید کرده و بهنظر میرسد بدبیاریهای آقای پزشکیان همچنان ادامه دارد و این نیز یکی دیگر از آنهاست.
از زمان روی کار آمدن ایشان، کشور با رویدادهای غیرمنتظره و پیچیدهای مواجه بوده است؛ از ترور اسماعیل هنیه در مراسم تحلیف گرفته تا تحولات پیچیده یکسالونیم اخیر. به نظر من دوره حدودا یکسالونیمه مدیریت وی و اتفاقاتی که در این بازه رخ داده، شاید در چهار یا پنج دهه اخیر کمسابقه بوده باشد.
تحولات اخیر هم بلاتکلیفی را بهشدت افزایش داده، هم فضای ترس و نگرانی عمومی ایجاد کرده و هم باعث شده سرمایهگذاران و تولیدکنندگان عملا برنامههای خود را متوقف کنند. حتی مصرفکنندگان نیز دست نگه داشتهاند و نمیدانند زمان مناسبی برای خرید هست یا نه. برای مثال اگر بخواهید کالایی سفارش دهید که تحویل آن دو یا سه ماه طول میکشد، شرایط آنقدر مبهم بوده که برنامهریزی برای چنین خریدهایی نیز دشوار شده است. به نظر میرسد تیم مذاکرهکننده باید هرچه سریعتر به این وضعیت پایان دهد. تعیین یک زمانبندی مشخص ضروری است تا این روند بیش از حد طولانی نشود. موضوعاتی که چنین فشار روحی و روانی گستردهای به جامعه وارد میکنند نباید فرسایشی شوند. مذاکرات باید منسجم، هدفمند و در چارچوب زمانی روشن انجام شود. مثلا طی دو هفته به نتیجه برسند یا تکلیف عدم توافق را مشخص کنند. باز گذاشتن طولانیمدت این موضوع در حالی که طرف آمریکایی برای هر اقدام خود برنامهریزی و پیامهای نگرانکننده به جامعه ایرانی منتقل میکند تا اقتصاد شکننده کشور را آسیبپذیرتر کند نشاندهنده نوعی برنامهریزی هدفمند است. حال میتوان آن را توطئه نامید یا هر عنوان دیگری.
فارغ از اینکه جنگ رخ میدهد یا نه -که پاسخ آن در حیطه اختیار من نیست- تداوم این وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، آن هم در شرایطی که شاخصهای اقتصادی چندان مطلوب نیست، میتواند بسیار خسارتبار باشد. پیشبینی میشود رشد اقتصادی امسال نزدیک به صفر باشد و ادامه این روند حتی میتواند رشد منفی ۲تا۳درصدی به دنبال داشته باشد. نیمهفعال شدن بنگاهها، افزایش هزینههای زندگی، تعدیل نیرو و گسترش فقر از پیامدهای محتمل آن است. از نظر روانی نیز مصرفکنندگان خریدهای خود را و سرمایهگذاران برنامههای سرمایهگذاری را به تعویق میاندازند.
هرچه این شرایط طولانیتر شود، وضعیت رفاه، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی بدتر خواهد شد بنابراین توصیه من به تیم مذاکرهکننده این است که برنامه زمانبندی مشخصی داشته باشند و چه در داخل و چه در تعامل با طرف آمریکایی، مذاکرات را در همان چارچوب پیش ببرند.
اطلاعرسانی نیز اهمیت زیادی دارد. باید تلاش شود سطح نگرانی و اضطراب جامعه کاهش یابد. اگر خبر امیدوارکنندهای وجود دارد، منعکس شود و اگر هم اخبار نامطلوب است، دستکم دوره بلاتکلیفی کوتاهتر شود تا کشور سریعتر به نتیجهای مشخص برسد و از این وضعیت خارج شود. حتی میتوان گفت شرایط جنگی از این وضعیت بلاتکلیف قابلتحملتر است زیرا در جنگ تکلیف همه روشن است؛ مردم، سرمایهگذاران و سیاستگذاران اقتصادی میدانند باید چگونه برنامهریزی کنند و معیشت و تولید بر همان اساس تنظیم میشود.
در شرایط نه جنگ نه صلح اما به دلیل نبود قطعیت، هزینههای سنگینی به کشور تحمیل میشود. از اینرو ضروری است تیم مذاکرهکننده و سخنگوی مربوطه با دقت و آگاهی کامل عمل کنند؛ هم در حوزه اطلاعرسانی و هم در زمانبندی مذاکرات.
بهنظر میرسد طرف آمریکایی بهصورت هدفمند پیامهای منفی و اضطرابآور منتشر میکند و براساس نوعی رویکرد مبتنی بر ایجاد ابهام و آشوب عمل میکند، یعنی ایجاد بیثباتی ذهنی در طرف مقابل برای پیشبرد راحتتر اهداف خود. گاهی در فاصله کوتاه، پیامهای متناقض منتشر میشود که همین بیثباتی را تشدید میکند بنابراین برنامه ما نیز باید مقابلهای هوشمندانه با این شرایط باشد زیرا به نظر میرسد این روند با طراحی قبلی در حال اجراست.
- 17
- 5














































