
اقتصاد۲۴- طبق گزارشهای منتشر شده بالاخره گوگل و جیمیل در دسترس کاربران ایرانی قرار گرفته و نشانههایی از بازگشت اینترنت به شرایط عادی مشاهد شد. این نه به معنی رفع کامل اختلال و محدودیتهای ایجاد شده است و نه زیانی که تا کنون به اقتصاد کشور خورده را جبران میکند؛ اما به قول قدیمیها «ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است» پس میتوان امیدوار بود که با ادامه گشایشها از افزایش ضرر و آسیب وارد شده به اقتصاد مملکت جلوگیری شود.
۴۷ روز اختلال و خسارتی که شوخی نیست
قطعی و اختلال اینترنت در ایران، حالا از یک محدودیت فنی عبور کرده و به بحرانی اقتصادی تبدیل شده است؛ بحرانی که به گفته فعالان بخش خصوصی، روزانه ۸۰ میلیون دلار به اقتصاد کشور خسارت میزند. محاسبه این عدد در بازه زمانی اخیر نشان میدهد که تنها در چند هفته، میلیاردها دلار از اقتصاد ایران دود شده؛ اما واقعیت این است که بخش مهمتر این خسارتها، اصلاً قابل محاسبه نیست.
همزمان با شروع جنگ در نهم اسفند ماه ۱۴۰۴، اینترنت بینالمللی در ایران قطع شد. در ابتدا تصور میشد که این اختلال عامدانه محدود و کوتاهمدت خواهد بود، اما وقتی جنگ چهل روزه شد و حتی آتش بس هم تغییری در وضعیت اینترنت ایجاد نکرد، نگرانیها درباره تبعات این اوضاع بیشتر شد. امروز که تقریبا چهل و هفت روز از شروع محدودیت و خاموشی اینترنت گذشته، خسارت اقتصادی این تصمیم به رقمی باورناپذیر رسیده است.
آنطور که رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران گفته، قطعی اینترنت روزانه ۸۰ میلیون دلار خسارت به اقتصاد ایران میزند. با یک حساب و کتاب سرانگشتی خواهیم دید که بعد از چهل و هفت روز، این خسارت به حدود ۳ میلیارد و ۷۶۰ میلیون دلار معادل ۵۸۰ هزار میلیارد تومان رسیده است؛ عددی که اگر در مقیاس بودجهای دیده شود، معادل بخش قابل توجهی از هزینههای عمرانی کشور خواهد بود. برای همین وقتی میگویند این خسارت با تخریب چندین پل یا نیروگاه، برابری میکند، هیچ اغراقی در کار نیست. بخش تلخ قضیه، اما این است که حتی این عدد بزرگ هم، فقط نوک کوه یخ است.
اینترنت؛ از ابزار ارتباطی تا ستون فقرات اقتصاد
برای درک بهتر این وضعیت و آسیبهای گسترده خاموشی اینترنت باید در نظر کرد که در سالهای اخیر، ماهیت اینترنت تغییر کرده است و دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک ابزار ارتباطی دانست. اینترنت به زیرساختی تبدیل شده که بخش بزرگی از اقتصاد روی آن سوار است؛ از فروشگاههای آنلاین و پلتفرمهای خدماتی گرفته تا تولیدکنندگان، صادرکنندگان و حتی کسبوکارهای سنتی.
بسیاری از کارشناسان، تحلیلگران و رسانهها در روزهای اخیر هشدار دادهاند که اختلال در اینترنت، یک اختلال خطی و محدود نیست، بلکه یک «شوک چندلایه» است که بهسرعت در کل اقتصاد پخش میشود.
وقتی اینترنت قطع میشود، فقط یک سایت از دسترس خارج نمیشود؛ زنجیرهای از ارتباطات، معاملات و تصمیمگیریها مختل میشود. تولیدکنندهای که نمیتواند مواد اولیه سفارش دهد، تاجری که ارتباطش با مشتری خارجی قطع میشود و فروشندهای که کانال فروش خود را از دست میدهد، همه در یک نقطه به هم میرسند؛ کاهش گردش اقتصادی.
دامنه آسیب قطعی اینترنت؛ از استارتاپها تا کارخانهها
اوایل جنگ و در روزهای ابتدای خاموشی اینترنت همه نگران کسبوکارهای آنلاین بوده و از آسیبی که در پرتو این رویکرد مبتنی بر محدودیت، میبینند سخن میرفت؛ فروشگاههای اینستاگرامی، استارتاپها و فریلنسرها حتما در روزهای گذشته زیان بسیاری دیدهاند، اما مسئله فقط این نیست. با گذشت زمان و طولانی شدن دوره قطع اینترنت که حالا هیچ چشماندازی هم برای پایان آن قابل ترسیم نیست، مشخص شد که دامنه آسیب بسیار گستردهتر از این حرفهاست.
اختلال اینترنت بهتدریج به بخشهای دیگر هم سرایت کرده است؛ از تولید و لجستیک گرفته تا تجارت خارجی. حتی بسیاری از کسبوکارهای سنتی که در سالهای اخیر به شبکههای اجتماعی وابسته شده بودند، حالا با کاهش شدید فروش مواجهاند.
در واقع، اینترنت به یک «چسب نامرئی» تبدیل شده بود که اجزای مختلف اقتصاد را به هم متصل میکرد. حالا با تضعیف این چسب، شکافها یکییکی در حال نمایان شدن است.
سکوت آمارها و خسارتهای پنهان خاموشی اینترنت
عدد ۳.۷ میلیارد دلار، فقط خسارت مستقیم قطع اینترنت در چهل و هفت روز گذشته است؛ آنچه اقتصاددانان را نگرانتر میکند، اما بخش غیرقابل شمارش و خسارتهای غیرمستقیم و پنهان است. مثلا از دست رفتن مشتریان وفادار، کاهش اعتماد کاربران، متوقف شدن روند رشد کسبوکارها و از بین رفتن فرصتهای توسعه، همگی پیامدهایی هستند که در هیچ گزارش رسمی ثبت نمیشوند.
در کنار این، مهاجرت نیروی انسانی متخصص نیز بهعنوان یک پیامد بلندمدت در حال تقویت است. وقتی زیرساخت فعالیت حرفهای دچار اختلال مداوم باشد، طبیعی است که بخشی از نیروهای متخصص، گزینه خروج را جدیتر بررسی کنند.
بازار کار تحت فشار قطعی اینترنت
یکی از ملموسترین پیامدهای قطعی اینترنت در روزهای اخیر، فشار بر بازار کار بوده است. اما این فشار، لزوماً به شکل بیکاری رسمی ظاهر نمیشود. آنچه در حال شکلگیری است، پدیده «بیکاری پنهان» است.
افرادی که همچنان شاغل محسوب میشوند، اما درآمدشان بهشدت کاهش یافته یا عملاً به صفر رسیده است. فروشندگان آنلاین، تولیدکنندگان محتوا، فریلنسرها و حتی برخی نیروهای شاغل در شرکتهای فناوری، بیش از دیگران این وضعیت را تجربه میکنند.
این نوع بیکاری، خطرناکتر از بیکاری رسمی است؛ چرا که در آمارها بهدرستی دیده نمیشود، اما در واقعیت، معیشت بخش قابل توجهی از جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد.
سرمایهگذاری در حالت انتظار؛ بیثباتی بهعنوان سیگنال خروج
اقتصاد دیجیتال، بیش از هر چیز به «پیشبینیپذیری» نیاز دارد. سرمایهگذار باید بداند که زیرساختها پایدار است و میتواند بر اساس آن برنامهریزی کند؛ اما اینترنت ناپایدار، دقیقاً خلاف این پیام را ارسال میکند.
در چنین شرایطی، سرمایهگذاری نهتنها کاهش مییابد، بلکه سرمایههای موجود نیز بهتدریج از این حوزه خارج میشوند. گزارشها نشان میدهد که حتی پیش از این بحران نیز روند سرمایهگذاری در اقتصاد دیجیتال کند شده بود و حالا این روند، شتاب بیشتری گرفته است.
این یعنی اقتصاد دیجیتال، بهجای آنکه موتور رشد باشد، در حال تبدیل شدن به یک بخش پرریسک است.
اینترنت و فاصله کهکشانی حرف و عمل مسئولان
همزمان با این حجم از بحران و زیان، مقامات مسئول همان حرفهای کلیشهای و تکراری را میزنند، سخنگوی دولت از اینکه جناب پزشکیان در حال پیگیری وضعیت اینترنت است، گفته و آقای وزیر هم بر اینکه دسترسی به اینترنت با کیفیت حق مردم است، میگوید! وزیر ارتباطات درحالی اصرار میکند که «اینترنت طبقاتی» درکار نیست که پیامکهای تبلیغی سیم کارت پرو – بخوانید اینترنت سفید پولی – روزی چند بار برای مردم ارسال میشود.
در این شرایط، اختلالهای گسترده، دسترسی نابرابر و نااطمینانی نسبت به آینده، همگی باعث شدهاند شکاف میان سیاست اعلامی و واقعیت اجرایی بیشتر شود. این شکاف، مستقیماً به کاهش اعتماد عمومی منجر میشود؛ عاملی که خود میتواند بهتنهایی، روند سرمایهگذاری و فعالیت اقتصادی را مختل کند.
تجربه جهانی و یک هشدار جدی؛ خودتحریمی دیجیتال
توجیه اصلی آقایان برای این وضعیت، «امنیت» است. توجیهی که به هیچ وجه افکار عمومی را قانع نمیکند. مردم دائم در حال مرور تجارب جهانی بوده و این سوال را طرح میکند که چطور در هیچ کشور درگیر جنگ دیگری از اوکراین گرفته تا لبنان، اینترنت را اینطور به روی مردم نمیبندند؟ اصلا اگر مسئله امنیت و جنگ است، چرا آتش بس تغییری در رویکرد مسئولان ایجاد نکرد؟ نگرانکنندهترین سوال، اما این است که اگر جنگ حالا حالاها ادامه یابد و طولانیتر از تصور شود، چه خواهد شد؟
حرف حساب منتقدان این است که در بسیاری از کشورها، حتی در شرایط بحران، تلاش میشود اینترنت بهعنوان یک زیرساخت حیاتی حفظ شود و محدودیتها بهصورت هدفمند و کوتاهمدت اعمال شود. دلیلش هم روشن است؛ اقتصاد بدون اینترنت، عملاً فلج میشود. بر این اساس باید محدودیتهای گسترده و طولانیمدت فعلی را «خودتحریمی» خواند؛ وضعیتی که در آن، اقتصاد یک کشور، از درون تحت فشار قرار میگیرد. این همان هشداری است که بسیاری از کارشناسان در روزهای اخیر مطرح کردهاند.
چشمانداز پیشرو؛ رکود فرسایشی یا بازگشت به ثبات؟
اگر وضعیت فعلی ادامه پیدا کند، سناریوی محتمل، ورود اقتصاد دیجیتال به یک «رکود فرسایشی» است؛ وضعیتی که در آن، کسبوکارها نه برای رشد، بلکه صرفاً برای بقا تلاش میکنند. در چنین شرایطی، نوآوری کاهش مییابد، سرمایهگذاری متوقف میشود و بازار کار بیش از پیش تحت فشار قرار میگیرد.
اما در مقابل، بازگشت به دسترسی پایدار، شفافیت در سیاستگذاری و پرهیز از تصمیمات ناگهانی، میتواند بخشی از این مسیر را اصلاح کند.
واقعیت این است که اینترنت، دیگر یک گزینه نیست که بتوان آن را محدود یا حذف کرد؛ بلکه زیرساختی است که حذف آن، به معنای حذف بخشی از اقتصاد است. هر روزی که این زیرساخت در وضعیت ناپایدار باقی بماند، نهتنها ۸۰ میلیون دلار دیگر از بین میرود، بلکه فاصله اقتصاد ایران با جهان دیجیتال نیز بیشتر میشود.
- 11
- 3






































