جمعه ۰۴ اسفند ۱۴۰۲
۱۰:۴۳ - ۰۱ آذر ۱۴۰۲ کد خبر: ۱۴۰۲۰۹۰۰۰۶
چهره ها در سینما و تلویزیون

داوود و اسکندر؛ متهمان قتل داریوش مهرجویی و همسرش چهارده و پانزده ساله هستند

متهمان قتل مهرجویی و همسرش,خصومت قاتل بامهرجویی
هنوز کسی جرات ندارد با قاطعیت در مورد متهمان قتل مهرجویی و همسرش که انگیزه‌شان را خصومت، طلب مالی و سرقت عنوان کرده بودند، صحبت کند. یک منبع آگاه که نخواست نامش در گزارش قید شود در مورد سن دو نفر از متهمان پرونده می‌گوید: «داوود و اسکندر؛ چهارده، پانزده سال بیشتر ندارند.»

به گزارش اعتماد، روز گذشته مسعود ستایشی، سخنگوی قوه قضاییه در مورد پرونده قتل داریوش مهرجویی و همسرش اعلام کرد که نیمه اول آذر ماه کیفرخواست متهمان صادر خواهد شد.

یک ماه و نه روز پیش داریوش مهرجویی و همسرش؛ وحیده محمدی‌فر در ویلای شخصی‌شان در زیبادشت کرج در حالی که منتظر مونا؛ دخترشان بودند با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدند، اما هنوز افکار عمومی به خصوص جامعه هنری از قتل این زوج هنرمند در شوک هستند. وقتی باغبان خانه به عنوان عامل اصلی جنایت معرفی شد، برخی موضوع را پذیرفتند، ولی برخی دیگر موضوع را نپذیرفتند و همچنان بر این باورند که متهمان اصلی پرونده توسط فرد یا افرادی اجیر شده بودند...

افکار و اذهان عمومی با ابراز نگرانی تحلیل های جنایی، سیاسی و اجتماعی مختلفی داشتند. حتی روزنامه کیهان روز بیست و پنجم مهرماه سال جاری؛ سه روز بعد از قتل مهرجویی و همسرش نوشت: «انتشار خبر قتل مهرجویی و همسرش، ذهن‌ها را بلافاصله متوجه ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای در دهه ۷۰ کرد. به ویژه قتل مظلومانه ‌داریوش فروهر و همسرش.»

با این حال هنوز کسی جرات ندارد با قاطعیت در مورد متهمان قتل مهرجویی و همسرش (کریم، میر ویس، داوود و اسکندر) که انگیزه‌شان را خصومت، طلب مالی و سرقت عنوان کرده بودند، صحبت کند. یک منبع آگاه که نخواست نامش در گزارش قید شود در مورد سن دو نفر از متهمان پرونده می‌گوید: «داوود و اسکندر؛ چهارده، پانزده سال بیشتر ندارند.»

مشرق، داوود را برادر کوچک‌تر میر ویس معرفی کرده، اما شنیده‌ها حاکی از آن‌ است که «داوود برادری به نام میر ویس ندارد.»

وقتی این چهار نفر توسط پلیس به عنوان عاملان اصلی این جنایت معرفی شدند، فقط خبرنگاران سایت مشرق توانستند با آنها به گفت‌وگو بپردازند و گزارشی را تنظیم کنند. با این حال مشرق در گزارش خود به سن داوود و اسکندر اشاره نکرد و نوشت: «داوود برادر کوچک‌تر میر ویس است. خودش می‌گوید کریم او را برای این جنایت تحریک و دعوت کرده است، اما نمی‌داند برای چه انگیزه‌ای! می‌گوید قرار بود هر چیزی سرقت کردند بین خودشان تقسیم کنند.»

مشرق، اسکندر را که می‌گویند؛ فقط چهارده، پانزده سال دارد، قاتل وحیده محمدی‌فر؛ همسر مهرجویی معرفی کرد و درباره او نوشت: «ما رفتیم از در آشپزخانه وارد شدیم؛ خانم در آشپزخانه و پشت به در نشسته بود و مشغول کشیدن سیگار بود. آرام در را باز کردیم و وارد شدیم . آقای مهرجویی هم روی مبل داشت تلویزیون نگاه می‌کرد. خانم با دیدن ما ترسید و به سمت اتاق خواب فرار کرد. سعی کرد در را ببندد اما با زور وارد اتاق شدیم. با پارچه و شلواری که همانجا بود دست و دهن خانم را بستیم.»

همچنین به گزارش مشرق، کریم همان باغبان خانه، مغز متفکر این جنایت معرفی شده است. در حالی که یک منبع آگاه میر ویس را باغبان خانه معرفی می‌کند و به «اعتماد» می‌گوید: «میر ویس یکی، دو سال پیش در ویلای مهرجویی سرایدار و باغبان آنها بود، اما با شکایت داریوش مهرجویی و همسرش از شهرک زیبادشت بیرون انداخته می‌شود.»

این منبع آگاه در ادامه در مورد میر ویس توضیح می‌دهد: «میر ویس آن زمان زن و بچه نداشت. حالا نمی‌دانیم در این یکی، دو سال ازدواج کرده یا نه! اما شنیدم که میر ویس پس از اینکه از شهرک زیبادشت بیرون می‌شود در «شهرک ناز»؛ بالای شهرک زیبادشت، خانه‌ای اجاره و زندگی می‌کرد.»

مشرق اما در مورد میر ویس این‌گونه نوشت: «میر ویس یک دختر دارد که شب قبل از حادثه مریض بود، اما انگار انتقام از مهرجویی آنقدر برای میر ویس اهمیت داشته که روز جنایت دخترش را به دکتر برده و به سرعت خود را به محل جنایت رسانده‌ است.» در حالی که این منبع آگاه در مورد خانواده متهمان مدعی است: «هنوز کسی نمی‌داند که کریم و میر ویس؛ زن و بچه دارند یا نه! حتی کسی نمی‌داند خانواده این چهار متهم، ایران هستند یا نه! اما در مورد داوود همین قدر شنیدیم که مدتی کوتاه به همراه برادرش در یک مغازه مربوط به خدمات لوله‌کشی کار می‌کرده است، اما بعدا خودش به صاحب مغازه اعلام کرده که دیگر وقت نمی‌کند به مغازه بیاید.»

از ابتدای انتشار خبر قتل مهرجویی و همسرش تا معرفی متهمان پرونده، تناقض‌های بسیاری در اخبار مشاهده می‌شد. تناقض‌ها تا دوم آبان ماه امسال ادامه پیدا کرد تا اینکه مانوش منوچهری؛ وکیل دختر داریوش مهرجویی طی متنی در خبرگزاری ایسنا اعلام کرد: «با توجه به اینکه تاکنون به دلیل شرایط خانواده، امکان حضور مستقیم در روند تحقیقات و اطلاع از جزییات پرونده فراهم نشده است، تقاضا دارم تا پایان رسیدگی و اتمام روند دادرسی و صدور حکم قطعی و روشن شدن تمامی ابعاد جنایت از انتشار هر گونه اخباری که مورد تایید اولیای دم یا وکلای ایشان نباشد از جمله معرفی قاتل یا قاتلان احتمالی پرهیز شود.»

پس از انتشار اظهارات وکیل دختر مهرجویی؛ مونا مهرجویی نیز در استوری اینستاگرامی خود نوشت: «تاکنون هیچ یک از شواهد و مدارک، اقاریر و آثار جنایت توسط ما بررسی نشده است. تا بررسی همه ابعاد و حضور در پرونده و روند دادرسی، قاتل از نظر ما مشخص نیست.»

یک منبع مطلع در مورد انتقال متهمان قتل مهرجویی به زندان می‌گوید: «متهمان به زندان قزلحصار منتقل شده‌اند.»

هیچ‌ کس هیچی نمی‌داند و هیچی نمی‌گوید

«اعتماد» پس از معرفی عاملان اصلی این جنایت سعی کرد با افرادی که شاید از متهمان پرونده اطلاعاتی داشته باشند گفت‌وگو کند، اما همکاری از سوی این افراد صورت نگرفت. حتی وکلای اولیای دم نیز تمایلی به گفت‌وگو نداشتند و ندارند. مانوش منوچهری، وکیل مونا مهرجویی در واکنش به «اعتماد» فقط یک جمله می‌گوید: «هر چه بود در همان متن منتشر شده، اعلام کردم.»

همچنین یکی از نگهبانان شهرک زیبادشت در واکنش به سوالات «اعتماد» می‌گوید: «نمی‌توانم به شما اطلاعات بدهم. اگر می‌خواهید بیشتر بدانید باید با ماموران پلیس و اطلاعات تماس بگیرید.»

یکی از اعضای هیات‌مدیره شهرک زیبادشت نیز به «اعتماد» می‌گوید: «هیچی نمی‌دانم.»

به گفته یکی از اهالی؛ تاکنون از خانه‌های زیادی در شهرک زیبادشت، سرقت شده است. او در ادامه به «اعتماد» می‌گوید: «ویلاهایی در شهرک زیبادشت است که اگر سارقان قصدشان صرفا سرقت باشد، می‌توانند آنها را انتخاب کنند، ولی حالا این‌طور گفته شده؛ کینه و نیز ادعای مبلغی که یکی از آن افراد از مرحوم طلب داشته، باعث شده این جنایت رخ دهد. با این حال واقعیت ماجرا را فقط خدا داند.»

این فرد که از اهالی آنجاست در ادامه می‌گوید: «روستای فرخ‌آباد نزدیک شهرک زیبادشت است. اکثر افرادی که برای کار به شهرک زیبادشت می‌روند در همین روستا زندگی می‌کنند. برخی از آنها هم در شهرک ناز؛ شهرک ناز هم نزدیک شهرک زیبادشت است.»

داریوش مهرجویی و همسرش، شنبه شب در ۲۲ مهرماه حدود ساعت ۹ الی ۱۰ توسط افرادی در ویلای شخصی‌شان با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدند. پلیس در بررسی‌های ابتدایی گفت که تعداد قاتلان ۳ نفر بوده ‌است. اخبار واصله از نتیجه تحقیقات توسط پلیس به صورت کلی دیر مخابره می‌شد، ولی نیروی انتظامی «پیچیدگی پرونده» را دلیل این موضوع می‌دانست. مدتی بعد عنوان شد؛ فردی که آلت قتاله، گوشی همراه که حاوی مدارک قتل است و مقداری از طلاهای همسر مهرجویی را به همراه داشته، بازداشت‌ شده و انگیزه قتل را مسائل مالی عنوان کرده است، اما پس از بازسازی صحنه جرم توسط متهمان و گفت‌وگوی مشرق با متهمان، پلیس اعلام کرد بیش از ۱۰ نفر در رابطه با این قتل دستگیر شدند، اما «اعتماد» مطلع شد که نزدیک ۲۰ نفر در این رابطه دستگیر شده بودند.

طبق اخبار منتشر شده توسط پلیس، متهمان ساعت ۳ بامداد ۲۷مهرماه اعتراف و اسرار جنایت را فاش کردند. عامل اصلی جنایت از انگیزه قتلش این‌گونه شرح داد: «بعد از اینکه با شکایت خانواده مهرجویی دستگیر شدم از آنها کینه به دل گرفتم. آنها به‌ خاطر یک جاروبرقی از من نگذشتند و وقتی آزاد شدم، سراغ‌شان رفتم و خواستم ۳۰میلیون تومانی که از آنها طلب داشتم را بگیرم، اما آنها طلبم را انکار کردند. من در زمانی که برای آنها کار می‌کردم ۳۰میلیون تومان طلبکار شده بودم، اما آنها حاضر نبودند این مبلغ را پرداخت کنند و می‌گفتند که هیچ بدهی‌ای به من ندارند. همه اینها باعث شده بود که از آنها کینه به دل بگیرم. در نهایت نیز وقتی دیدم حاضر نیستند پولم را بدهند، نقشه قتل‌شان را کشیدم. شب حادثه به همراه برادرم که سرایدار یکی از ویلاها در شهرک است و ۲ دوست دیگرم که آنها هم در شهرک کار می‌کنند، راهی ویلای مهرجویی شدیم. وقتی در را باز کرد، من به او حمله کردم و با چوب زدمش. برادرم و دوستم هم به اتاق رفتند و همسرش را گرفتند. ابتدا برادرم دستان همسر مهرجویی را گرفت و دوستم با چاقو به او ضربه زد و وقتی بی‌حال شد برادرم هم با چاقو به جان او افتاد. من هم مهرجویی را با چاقو زدم و بعد به اتاق رفتم و وقتی مطمئن شدیم هر دوی‌شان مرده‌اند، النگوها و طلاهای همسر مهرجویی، موبایل و اموال دیگر را سرقت و آنجا را ترک کردیم. پس از جنایت، من به خانه‌ام رفتم و چون لباسم خونی شده بود، آن را دور انداختم و یک دست لباس نو خریدم. طلاها، اموال مسروقه و چاقو را هم به دوستم که در شهرک کار می‌کرد، دادم تا نگه دارد. بقیه هم هر کدام به خانه‌های‌شان رفتند.»

  • 13
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
رودریگو هرناندز بیوگرافی «رودریگو هرناندز»؛ ستاره ای فراتر از یک فوتبالیست | هوش و تفکر رمز موفقیت رودری

تاریخ تولد: ۲۲ ژوئن ۱۹۹۶

محل تولد: مادرید، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست 

پست: هافبک دفاعی

باشگاه: منچسترسیتی

قد: ۱ متر ۹۱ سانتی متر

ادامه
کیلیان امباپه بیوگرافی کیلیان امپاپه؛ اعجوبه جوان فوتبال اروپا

تاریخ تولد: ۲۰ دسامبر ۱۹۹۸

محل تولد: پاریس، فرانسه

حرفه: فوتبالیست

پست: وینگر چپ فوروارد

باشگاه: پاریسن ژرمن

آغاز فعالیت: ۲۰۰۴ تاکنون

ادامه
عین الله دریایی بیوگرافی عین الله دریایی پیشکسوت تئاتر ایران

تاریخ تولد: دهه ۱۳۲۹ 

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر تئاتر و سینما

سال های فعالیت: پیش از انقلاب تاکنون

شهرت: با سریال مگه تموم عمر چندتا بهار

ادامه
مارکوس گالپرین بیوگرافی مارکوس گالپرین؛ میلیاردر آرژانتینی

تاریخ تولد: ۳۱ اکتبر ۱۹۷۱

محل تولد: بوینس آیرس، آرژانتین

حرفه: سرمایه گذار، کارآفرین

شناخته شده برای: یکی از بنیانگذاران MercadoLibre

تحصیلات: دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه استنفورد

دارایی: ۵.۳ میلیارد دلار 

ادامه
اردشیر کاظمی بیوگرافی اردشیر کاظمی؛ پیشکسوت سینمای ایران

تاریخ تولد: ۲۹ آبان ۱۳۱۷

محل تولد: بندرانزلی، ایران

محل زندگی: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون

آغاز فعالیت: سال ۱۳۴۹ تاکنون

همسر: ندارد

ادامه
ژاوی هرناندز بیوگرافی ژاوی هرناندز؛ فوتبالیست افسانه‌ای و مربی آینده‌دار

تاریخ تولد: ۲۵ ژانویه ۱۹۸۰

محل تولد: تراسا، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست سابق، مربی فوتبال

پست: هافبک میانی

باشگاه: بارسلونا

قد: ۱ متر ۷۰ سانتی متر

ادامه
یورگن کلوپ بیوگرافی یورگن کلوپ، یکی از برجسته‌ترین مربیان فوتبال جهان

تاریخ تولد: ۱۶ ژوئن ۱۹۶۷

محل تولد: اشتوتگارت، آلمان

پست سابق: مهاجم، دفاع راست، مدافع میانی

حرفه: بازیکن سابق فوتبال، مربی فوتبال

قد: ۱ متر ۹۴ سانتی متر

ادامه
گیلدا ویشکی بیوگرافی گیلدا ویشکی بازیگر جوان سینما ایران

تاریخ تولد: ۱۰ مهر ۱۳۷۰

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، نوازنده

تحصیلات: ارشد بازیگر از مدرسه گارجنیدزه لهستان

شروع فعالیت: سال ۱۳۹۳ تاکنون

ادامه
اردلان سرافراز بیوگرافی اردلان سرافراز؛ شاعر آهنگ های پرخاطره

تاریخ تولد: ۲۴ تیر ۱۳۲۹

محل تولد: داراب، استان فارس، ایران

محل زندگی: فرانکفورت، آلمان

ملیت: ایرانی

حرفه: شاعر و ترانه سرا

زمینه کاری: ادبیات فارسی

ادامه
دیالوگ های آنشرلی

دیالوگ های آنشرلی در این مقاله از سرپوش به بررسی جذابیت های دیالوگ های آنشرلی در سینما و تئاتر می‌پردازیم. آنشرلی، با تاریخچه‌ای غنی در حوزه فرهنگ و هنر، دارای دیالوگ‌هایی است که علاوه بر ارتقاء داستان، به عنوان نمونه‌هایی برجسته از زبان هنری در این صنایع شناخته می‌شوند. اثر آنشرلی  کتاب "آنشرلی" نوشته لوسی ماد مونتگمری، داستان دختری به نام آن شرلی است که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. آن شرلی دختری کنجکاو، مهربان و خلاق است که با دیالوگ های خود، شخصیتی دوست داشتنی و ماندگار در ذهن خوانندگان ایجاد کرده است. انیمیشن آنشرلی انیمیشن "آنشرلی" که در سال ۱۹۷۹ در ژاپن ساخته شده است، اقتباسی از رمان "آن در گرین گیبلز" نوشته لوسی ماد مونتگمری است. این انیمیشن، داستان دختری به نام آن شرلی را روایت می کند که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. شخصیت های آنشرلی شخصیت های اصلی انیمیشن آنشرلی عبارتند از: آن شرلی: دختری کنجکاو، مهربان و خلاق که با موهای قرمز و شخصیت دوست داشتنی خود، یکی از محبوب ترین شخصیت های ادبیات کودکان است. مریلا کاترین کاتبرت: خواهر بزرگ تر ماتیو کاتبرت که با برادرش در مزرعه گرین گیبلز زندگی می کند. مریلا زنی سخت کوش و جدی است که در ابتدا از حضور آن شرلی در خانه خود خوشحال نیست. ماتیو کاتبرت: برادر کوچک تر مریلا که مردی مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیانا براری: دختر همسایه کاتبرت ها که با آن شرلی دوست می شود. دیانا دختری مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیالوگ های انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، از این قرار است که آن شرلی، دختری یتیم که در یتیم خانه بزرگ شده است، توسط خواهر و برادری به نام های مریلا و ماتیو کاتبرت به فرزندخواندگی پذیرفته می شود. مریلا و ماتیو، آن شرلی را برای کمک به انجام کارهای خانه و مزرعه می خواهند. آن شرلی، با موهای قرمز آتشین و شخصیت دوست داشتنی خود، به سرعت با مریلا و ماتیو و همچنین با همسایه آنها، دیانا براری، دوست می شود. آن شرلی، با ماجراجویی ها و شیطنت های خود، زندگی کاتبرت ها را زیر و رو می کند و به آنها یاد می دهد که چگونه از زندگی لذت ببرند. نکات مثبت آنشرلی انیمیشن آنشرلی، از جمله انیمیشن های ماندگار و خاطره انگیزی است که با داستان جذاب و شخصیت های دوست داشتنی خود، مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است. از جمله نکات مثبت این انیمیشن می توان به موارد زیر اشاره کرد: - داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، داستانی جذاب و پرکشش است که مخاطبان را از ابتدا تا انتها درگیر خود می کند. - شخصیت های انیمیشن آنشرلی، از جمله آن شرلی، مریلا، ماتیو و دیانا، شخصیت هایی دوست داشتنی هستند که مخاطبان با آنها ارتباط برقرار می کنند. - انیمیشن آنشرلی، پیام های مثبتی مانند اهمیت خانواده، دوستی و امید را به مخاطبان خود منتقل می کند. دیالوگ های شخصیت آنشرلی دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بیانگر شخصیت او هستند. او دختری کنجکاو و ماجراجو است که همیشه به دنبال یادگیری چیزهای جدید است. این ویژگی در دیالوگ های او به وضوح دیده می شود. برای مثال، در یکی از دیالوگ ها، آنشرلی از معلم خود می پرسد: "حتی اگر دنیا بد باشد، همیشه چیزهای خوب هم وجود دارد." " تصور اینکه شما یک ملکه هستید واقعا عالی است. شما بدون هیچ گونه ناراحتی از آن لذت می برید و هر زمان که بخواهید می توانید از ملکه بودن دست بردارید، کاری که در زندگی واقعی نمی توانید انجام دهید." "این یک چیز خوب در مورد این جهان است ... همیشه بهارهای بیشتری وجود دارد." "وقتی فکر می‌کنم قرار است اتفاق خوبی بیفتد، به نظر می‌رسد که بر روی بال‌های انتظار پرواز می‌کنم. و سپس اولین چیزی که متوجه می شوم با یک ضربت به زمین می افتم. اما واقعاً ماریلا، قسمت پرواز تا زمانی که ادامه دارد با شکوه است... مثل اوج گرفتن در غروب خورشید است. من فکر می‌کنم که تقریباً تاوان ضربه را می‌پردازد." "خب، نمی توان یکدفعه عادت دختر بچه بودن را کنار گذاشت." "شاید... شاید... عشق به طور طبیعی از یک دوستی زیبا آشکار شد، مانند گل رز طلایی که از غلاف سبزش می لغزد."  "این یک ایده دوست داشتنی است، دایانا؛ زندگی کردن به گونه ای که نامت را زیبا کنی، حتی اگر در آغاز زیبا نبود... آن را در افکار مردم برای چیزی آنقدر دوست داشتنی و دلپذیر قرار می دهد که هرگز به تنهایی به آن فکر نمی کنند." "شاید، به هر حال، عاشقانه مانند یک شوالیه که سوار اسب می‌شود، با شکوه و هیاهوی وارد زندگی انسان نشده باشد. شاید مثل یک دوست قدیمی از راه‌های آرام به سمت آدم خزید..." "خب، همه ما اشتباه می کنیم، عزیزم، پس فقط آن را پشت سر بگذار. ما باید از اشتباهات خود پشیمان باشیم و از آنها درس بگیریم، اما هرگز آنها را با خود به آینده منتقل نکنیم." "من معتقدم که زیباترین و شیرین ترین روزها، روزهایی نیستند که در آن اتفاقات بسیار باشکوه یا شگفت انگیز یا هیجان انگیزی رخ دهد، بلکه فقط روزهایی هستند که لذت های کوچک ساده ای را به ارمغان می آورند و به آرامی یکدیگر را دنبال می کنند، مانند مرواریدهایی که از یک رشته می لغزند." "من از دوستی بسیار سپاسگزارم. زندگی را بسیار زیبا می کند." "این بدترین دوران بزرگ شدن است و من در حال درک آن هستم. چیزهایی که در دوران کودکی خیلی می‌خواستی، وقتی به آنها دست پیدا می‌کردی، به نظرت چندان شگفت‌انگیز به نظر نمی‌رسند." "آیا خوب نیست که فکر کنیم فردا روز جدیدی است که هنوز هیچ اشتباهی در آن وجود ندارد." دیالوگ های ماندگار آنشرلی "این خیلی خوب است که در مورد غم ها بخوانید و تصور کنید که قهرمانانه از طریق آنها زندگی می کنید، اما وقتی واقعاً آنها را دارید، خیلی خوب نیست" "خیلی آسان است که شرور باشی بدون اینکه بدانی." "اما واقعاً ماریلا، نمی‌توان در چنین دنیای جالبی برای مدت طولانی غمگین ماند، می‌تواند؟" "زندگی ارزش زیستن را دارد تا زمانی که خنده در آن باشد." "تجربه من این بوده است که شما تقریباً همیشه می توانید از چیزهایی لذت ببرید، اگر تصمیم خود را محکم بگیرید که این کار را انجام دهید." "دنیای قدیمی عزیز تو بسیار دوست داشتنی هستی و من خوشحالم که در تو زنده هستم." "چرا مردم باید برای دعا زانو بزنند؟ اگر واقعاً می خواستم دعا کنم به شما می گویم که چه کار می کردم. من به تنهایی یا در جنگل های عمیق و عمیق به یک میدان بزرگ بزرگ می رفتم و به آسمان - بالا - بالا - بالا - به آن آسمان آبی دوست داشتنی نگاه می کردم که انگار پایانی برای آن وجود ندارد. آبی بودن و سپس من فقط یک دعا را احساس می کنم." "این یکی از مزایای سیزده سالگی است که شما خیلی بیشتر از زمانی که فقط دوازده ساله بودید می دانید" "تا زمانی که نمردی هرگز از غافلگیر شدن در امان نیستی" "کیک‌ ها یک عادت وحشتناک دارند که وقتی می‌ خواهید خوب باشند بد می‌ شوند" "آنه تمام عاشقانه هایت را رها نکن اندکی از آن چیز خوبی است البته نه زیاد اما کمی از آن را حفظ کن" دیالوگ های زیبای آنشرلی سخن پایانی درباره دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بخشی از جذابیت این شخصیت دوست داشتنی هستند. این دیالوگ ها، شخصیت، امید، خوش بینی و عشق به طبیعت آنشرلی را به خوبی بیان می کنند. گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش