مهمترین عناوین خبری
پنجشنبه ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
۰۷:۳۰ - ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۵۰۷۳۴۷
چهره ها در سینما و تلویزیون

رو در رو با ابوالحسن داوودی در باره زادبوم از توقیف تا تحریم;

به کسی که بداند چرا زادبوم توقیف بود جایزه می‌دهم

بهرام رادان و عزت الله انتظامی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

چهار‌سال قبل وقتی دولت یازدهم بر سر کار آمد هنرمندان از هر قشر به استقبالش رفتند و از ظن خود یارش شدند و آن را به فال نیک گرفتند. چه آن‌که خود در حمایت از به قدرت رسیدن آن دولت عموما متحد‌الکلام بودند و ادامه تفکر حاکم در دولت دهم و تسری آن به دولت جدید را خوش نمی‌دیدند. زمانی که دولت تدبیر و امید بر مسند نشست، طبیعی بود که سینماگر و اهل تئاتر و نقاشی و موسیقی امید کلام دولت جدید را در حل مشکلات خود موثر بپندارند و هر کدام از مصائب خود حرف بزنند.

 

سال‌های سال، یکی از مهمترین دغدغه‌ها در سینما، کمی سهل‌گیری بیشتر در ساخت فیلم بود که مشکلات ناشی از آن بسیاری از بزرگان را خانه‌نشین و جوانان را وادار به مهاجرت کرده بود. در کنار این موضوع فیلم‌هایی هم بودند که مدت‌ها از نمایش آنها به دلایل مختلف ممانعت به عمل می‌آمد و سینماگران امید داشتند در وزارت ارشاد جدید به مشکلات چنین آثاری رسیدگی شود و درنهایت به نمایش درآیند. رویکرد وزارت ارشاد جدید اما، حل این مسأله بود.

 

البته شاید به‌زعم عده‌ای در عمل کار چندانی از پیش نبرد. در چند‌سال گذشته فیلم‌هایی مثل گزارش یک جشن، عصبانی نیستم، خیابان‌های آرام، خرس، آشغال‌های دوست‌داشتنی، خانه پدری و پارادایس و رستاخیز و اخیرا کاناپه و ارادتمند: نازنین، بهاره، تینا و وقت داریم حالا ازجمله فیلم‌هایی هستند که همچنان اکران نشده‌اند. حدود دو ماه پیش بود که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نامه‌ای به رئیس سازمان سینمایی ضرب‌الاجلی دوماهه برای تعیین تکلیف بسیاری از این فیلم‌ها تعیین کرد.

 

با وجود آن‌که برخی از فیلم‌ها هنوز هم وضع مشخصی ندارند، اما نباید از نام چند فیلم عبور کنیم که در این مدت توانستند بعد از چند‌سال رنگ پرده را به خود ببینند. قصه‌ها، گس، پرویز و مادر قلب اتمی ازجمله فیلم‌هایی بودند که مشکل داشتند، اما در دولت جدید اکران شدند. زادبوم اما، یکی از این آثار و از مهمترین آنهاست.

 

فیلمی ساخته ابوالحسن داوودی که ‌سال ٨٧ در جشنواره فجر نمایش داده شد، جوایز مهمی دریافت کرد و بعد به دلایلی به بایگانی سپرده شد، امروز بعد از ١٠سال به نمایش درآمده است. زادبوم داستان خانواده‌ای گسیخته است که هر کدام از اعضایش در گوشه‌ای از دنیا می‌گذرانند. اتفاقاتی متقاطع اما درنهایت آنها را که هرکدام گرفتار مشکلاتی هستند، دور هم جمع می‌کند.

 

این روایت در تلاقی با مفاهیمی همچون میهن‌دوستی و حرمت به زادگاه و خاک مجموعا زادبومی را شکل داده که با بازی خوب بازیگرانش، مثل عزت‌اله انتظامی و مسعود رایگان فیلمی قابل اعتنا را خلق کرده است. از طرفی زادبوم در کارنامه داوودی هم اثری مهم محسوب می‌شود، زیرا به نوعی مانیفست او درباره مشکلات خانه و دردهای آن است.

 

زادبوم که در بیست‌وهفتمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و از میان ٦ نامزد سیمرغ بلورین این رویداد، جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین موسیقی متن را دریافت کرد و همچنین در بخش بین‌الملل جشنواره نیز به‌عنوان بهترین فیلم پلاک طلایى سیمرغ و سیمرغ نگاه ملى را از آن خود کرد، هیچ‌گاه به‌طور دقیق مشخص نشد چرا سال‌ها اجازه نمایش نداشت. آنچه آن‌روزها بعضی از مسئولان وقت وزارت ارشاد اعلام کردند نمادین‌بودن آن بود. یعنی زادبوم را با تفکرات گوناگون می‌شد تفسیر کرد. کارگردان فیلم در همان روزها در مصاحبه‌ای اعلام کرد که فیلم ۱۷مورد اصلاحیه خورده است. این اصلاحات در دولت نهم به فیلم وارد ‌شده بود.

 

بعد از آن با روی کار آمدن دولت دهم، معاونت سینمایی وقت وزارت ارشاد تلاش کرد تا مشکل زادبوم را با اصلاح حل‌وفصل کند، حتی روابط عمومی سازمان سینمایی به‌طور رسمی اعلام کرد که ممیزی کار آنها نبوده است. اما چیزی به نتیجه نرسید تا داوودی همچنان در ابتدای مسیر باشد. بعد از حدود ١٠‌سال اما حالا زادبوم درحال اکران است و چنین اتفاقی بهترین فرصت برای گفت‌وگو با ابوالحسن داوودی است.

 

داوودی اگرچه این روزها مشغول فیلمبرداری فیلم تازه خود، هزارپا است، اما درخواست من را پذیرفت و صریح از زادبوم حرف زد. داوودی اعتقاد دارد ظلم بزرگی در حق این فیلم شد، اما همچنان و با وجود اکران، زادبوم را نادیده می‌گیرند. از نظر او نحوه اکران زادبوم بدترین و محدودترین شکل ممکن است. حرف‌هایمان اما درنهایت به هزارپا هم کشیده شد. فیلمی که به گفته داوودی کامل‌تر و بهتر از کمدی موفق قبلی او، نان، عشق و موتور‌هزار است.

 

کسانی که مشکل ساختند باید پاسخگو باشند

سخت است امروز درباره فیلمی که باید سال‌ها قبل به روی پرده می‌رفت حرف زدن، اما دوست دارم برای آغاز گفت‌وگو از جمله‌ای از خود شما کمک بگیرم که زادبوم را یکی از ملی‌ترین فیلم‌هایی می‌دانید که ساخته شده است.

 

١٠‌سال پیش چه انگیزه‌ای شما را مجاب کرد که چنین فیلمی درباره وطن بسازید؟

این انگیزه و فکر به خیلی پیشتر از ١٠سال، شاید سه دهه قبل برمى‌گردد. یعنی همان دهه نخست انقلاب، زمانی که احساس کردم با شکل‌گیری دورانی جدید، به جای این‌که از بعضى مواهبی که انقلاب به وجود آورده، استفاده کنیم، گاهی‌وقت‌ها گرفتار مشکلات پديد آمده می‌شویم. یکی از آن مشکلاتی که هیچ‌وقت به اندازه‌ای که باید، مورد توجه واقع نشد، مهاجرت جوان‌ها از این مملکت بود. سال‌های درازی است شاهد این هستیم که نیروی جوان ما که صاحب استعداد و نبوغ هستند، کشور را يكى پس از ديگرى ترک می‌کنند، بدون این‌که هیچ تلاشی برای حفظ یا بازگرداندن آنها بشود. همان زمان به این نتیجه رسیدم سرمایه‌ای که هر‌سال به این ترتیب از دست می‌دهیم بالاتر از همه سرمایه‌های ملی دیگر- نفت و گاز و معدن قرار می‌گیرد.

 

پس فکر این‌که روزی فیلمی درباره مهاجرت بسازم به وجود آمد. بعدها که این طرح از طرف رضا میرکریمی عنوان شد، احساس کردم طرح مناسبی است که این موضوع هم در آن گنجانده شود. پس با فرید مصطفوی حدود ١٠ ماه روی فیلمنامه این اثر کار کردیم و نهایتا زادبوم متولد شد.

 

نخستین سوال مخاطب بعد از دیدن زادبوم این است که واقعا چرا باید چنین فیلمی سال‌ها در محاق باشد. در این سال‌ها متولیان این توقیف رسما گفتند که دلیل این ممنوعیت چه بود؟

هیچ‌وقت. چون هیچ‌وقت دلیل قانع‌کننده‌ای وجود نداشت برای همین در هیچ شرایطی، هیچ دلیل منطقی‌ای به من گفته نشد. البته دلایلی بود که همه موهوم بودند. مثلا دوره دولت نهم و دهم بارها به من اعلام کردند که مثلا صدای آواز زن را باید از فیلم حذف کرد! من هم گفتم اگر کسی صدای آواز زن در این فیلم بشنود، من به او جایزه می‌دهم! بعدها موارد دیگری مطرح شد از طرف کسانی که مشخص بود اصلا فیلم را ندیده‌اند و فقط یک‌سری شیطنت‌ها و بدگویی‌ها نسبت به فیلم شنیده بودند.

 

عده‌ای هم طبق معمول براساس نظریه تئوری توطئه، خلاقیت‌های خودشان را بروز دادند و شروع کردند به شکافتن پس پشت این فیلم و کشف ایده‌های عجیب و غریب بدون این‌که مبنایی داشته باشد. به هر صورت فیلم همینی است که درحال اکران است و تفسیرهای دیگر غیرمنطقی است.

 

برای اکران امسال ممیزی‌هایی هم اعمال کردید؟

به‌جز یک جمله هيچ پلان و سكانسى از فیلم ممیزی نشده است. لحظاتی از فیلم کوتاه شده که مربوط به قسمت‌های کم‌تحرک‌تر آن بود که خود من همراه با تدوینگر فیلم بهرام دهقان سعی کردیم با این کار ریتم فیلم را برای نمایش عمومی سریع‌تر کنیم. بنابراین این فیلم با فیلم اولیه از لحاظ مفهوم و نشانه‌ها و تصاویر هيچ‌گونه تفاوتی ندارد. کسانی که آن زمان برای زادبوم مشکل آفریدند باید پاسخگو باشند که واقعا در این فیلم چه دیدند.

 

می خواستیم سینما را کنار بگذاریم

امروز مشکل نمایش فیلم رفع شده، اما همچنان زادبوم جزو فیلم‌هایی است که حوزه هنری آن را تحریم کرده، درحالی‌که ظاهرا حوزه زمانی تهیه‌کننده فیلم بوده است.

 

بله. جالب است که آن‌ سال و در آن شرایط بخش عمده‌ای از بودجه زادبوم از بیت‌المال تامین می‌شد، یعنی حوزه هنری که از بودجه دولت استفاده می‌کند ٦٠درصد در فیلم سهیم بود. البته ابتدای فیلم صددرصد صاحب فیلم بودند و بعدحوزه، بنیاد فارابی را با خودش سهیم کرد. مدیران بعدی حوزه که جایگزین شدند، همان نهادى كه روزی با اشتیاق و اصرار به من سفارش فيلم را داده بودند، با تغییر فاز ١٨٠درجه‌اى و بدون هیچ دلیل مشخصی آن را توقیف كردند و من مجبور شدم براى رهايى فيلم، سهم آنها را نقدا بخرم و حالا هم که آن را تحریم کرده‌اند.

 

بعد از زادبوم، رخ دیوانه را ساختید و الان مشغول ساخت هزارپا هستید، اما به هر صورت شما از فیلمسازان کم‌کار سینمای ایران به حساب می‌آیید. اتفاقی که برای زادبوم افتاد انگیزه شما را برای انجام کارهای بیشتر تغییر نداد؟

بدون شک توقیف زادبوم در دورانی تاثیر زیادی روی من گذاشت. در دولت دوم احمدی‌نژاد فضاى كارى آن‌قدر بد بود كه من به همراه چندین کارگردان مطرح سینمای ایران دور هم جمع شدیم و فکر کردیم بهتر است کار سینما را کنار بگذاریم و یک سفارش غذا راه بیندازیم! حتی پیشنهاد شد اسم فیلم‌هايمان را هم روی غذاها بگذاریم.

 

شرایط تا این‌جا تیره شد و پیش رفت. فیلمسازانی که گرد هم جمع شده بودیم همه از کارگردان‌های درجه اول این مملکت بودند، ولی شرایط ساخت فیلمی که مدنظر داشتند، فراهم نبود. دلیل کم‌کاری من در آن دوران به این خاطر بود که از خیلی سال‌های قبل شرایط اقتصادى زندگي‌ام را برای خودم به‌گونه‌ای فراهم کرده بودم که بتوانم به راحتی نه بگویم. یعنی فیلمسازی را فقط به خاطر آنچه مسئولیت خودم می‌دانم، چه مسئولیت هنری و چه مسئولیتی که در قبال مردم دارم و چه آنچه شخصا می‌پسندم، انجام دهم. هیچ‌وقت به فیلمسازی به‌عنوان ممر معاش و درآمد زندگی نگاه نکردم که مجبور باشم هر‌سال فیلم بسازم که زندگی‌ام بگذرد، چراكه زندگي‌ام ساده‌تر از آن است كه به بيش از دو حقوق بازنشستگى نيازى داشته باشم.

 

زادبوم درباره حرمت خاک است

در مورد اکران زادبوم صحبت کنیم. به‌هرحال فیلم مربوط به حدود ١٠سال قبل است. نگران عدم ارتباط تماشاگر امروز با زادبوم نیستید؟

ببینید موضوع فیلم طوری نیست که مخاطب با آن دیر ارتباط برقرار کند. موضوع کاملا انسانی است. حرف زادبوم چه الان و چه ١٠‌سال آینده و چه ٥٠‌سال قبل یکى است. فیلم درباره حرمت خاک و حفظ یک خانه به‌عنوان وطن است و احترام به بنیانی مقدس به نام خانواده. در مملکت ما با وجود حكومت دينى و تبلیغات اخلاقی و ارزشى، متاسفانه روز‌به‌روز خانواده جایگاه خود را از دست می‌دهد، چراكه مسئوليت‌هاى اخلاقى جامعه در سست‌ترين حالت خود قرار دارد، مسأله زادبوم این است.

 

امروز یکی از اصلى‌ترين شاخصه‌های آسیب‌های اجتماعی در ایران بحران‌هایی است که در پی ازهم‌گسیختگی خانواده‌ها خلق می‌شود و ناشی از عدم اعتمادی است که بین آدم‌های این جامعه شکل گرفته. از عدم اعتماد و نزديكى اهل قدرت تا توده‌های مردم. بنابراین این مسأله هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود. اما چیزی که فراتر از ارتباط تماشاگر با این فیلم، من را شگفت‌زده کرد این بود که غیر از حوزه هنری که تکلیفش مشخص است و با رویکرد و دگماتیسمی که در این سال‌ها در رفتار متناقض و ضد فرهنگى از خود بروز می‌دهد، هیچ انتظاری از آنها نیست، خیلی‌های دیگر در مسئوليت‌هاى فرهنگى هم زادبوم را نادیده گرفتند.

 

ما در اکران، با بدترین، غيرمنصفانه‌ترین و محدودترین شکل ممکن نمايش روبه‌رو هستیم و تعداد تخلفات در همین اکران محدود هم بسیار زیاد است. از طرف دیگر به غير از دو سه سالن با ساعات اكران مرده، اکثر سالن‌هایی که به زادبوم اختصاص داده‌اند یا سالن‌های از رده خارج است یا سالن‌هایی با سانس‌های شناور صبح كه در همان‌ها هم تخلف و كمبود سانس وجود دارد.

 

فکر نمی‌کنید این شرایط می‌تواند ناشی از شکل کمرنگ همان دیدگاه ١٠‌سال پیش باشد که همچنان وجود دارد؟

شاید همچنان وجود دارد، ولی من در این مدت از افرادی ظاهرا فرهنگى حیرت کردم که رفتار آنها اصلا نشان نمی‌داد این‌گونه برخورد کنند. مثلا رفتار دوستی که مسئول سینماتیکت است و کل سینماهای دولتی ارشاد را در اختیار دارد و زادبوم هم غیر از این‌که فیلمی ملی محسوب می‌شود، کاری است که در آن دوران چهار جایزه مهم گرفته و الان همه متوجه شده‌اند که چه ظلمی در حق آن شده است.

 

ضمن این‌که درحال‌حاضر ٤٠درصد این فیلم متعلق به بنیاد فارابی است، ولی نه‌تنها تا چند روز قبل حاضر نشده بودند که حتی یک سانس از سینما فرهنگ را در اختیار آن قرار دهند، بلکه در سینما هویزه مشهد هم که سینمایی متعلق به دولت است، سالن‌هاى بسيار كوچك ٣٥نفری كه مخصوص نمايش‌هاى تجربى است و تازه آن ‌را هم در سانس‌های مرده به ما دادند. این میزان تلاش برای ناديده گرفتن و نابودکردن زادبوم برای من حیرت‌انگیز است. از حوزه هنری دیگر انتظاری وجود ندارد، اما رفتار بعضی افراد به ظاهر فرهنگى که این فضاى تلخ را به وجود آوردند، حقیقتا دل من را شکست.

 

چنین رویکردی البته کم‌سابقه نیست، ولی دلیل آن چه می‌تواند باشد؟

انگار جریانی در کار است که آدم‌ها را برانند به طرف ساخت فیلم‌های بى‌خاصيت سخیف. فیلم‌هایی که فقط کف سلیقه مردم را نشانه برود و آنها را با استفاده از شنیع‌ترین غرايزشان فقط دو ساعت سرگرم كند. الان ظاهرا کسی به این موضوع توجه نمی‌کند. فیلمی که برای آن، به غیر از زمان تحقیقات اولیه و فیلمنامه، گروه بزرگى دو‌سال وقت صرف كرده‌اند و بعد برای نمایش آن هشت‌سال انتظار كشيده‌اند، آیا واقعا شایسته است که کمترین حمایتی از آن نشود؟ این میزان بی‌اعتمادی، من فیلمساز را هم به سويى هل می‌دهد که فیلم‌هایی بسازم که با تكيه بركف سليقه توده‌ها راحت با آن میلیاردی بفروشم. باید از مسئولان پرسید که واقعا این فضاى آرمانى‌شان است؟

 

سقف سلیقه مخاطب را نشانه می‌گیرم

و رجوع شما به کمدی بعد از حدود ١٥‌سال با فیلم هزارپا ناشی از تاثیرات همین فشارهاست؟

نه به هیچ‌وجه. از همین الان می‌گویم هزارپا فیلم خوبی است (می‌خندد). فیلمنامه‌نویسان آن از یک‌سال پیش با نظارت خودم سناريوى فيلم را نوشتند و تا امروز شخصا از هزارپا راضی هستم و مطمئن باشید تحت فشارها تصمیم به کمدی‌سازی نگرفته‌ام. مسأله من موقع ساخت فیلم مخاطب است، ولی نه کف سلیقه مخاطب. سعی می‌کنم تا اندازه‌ای که توان دارم سقف سلیقه را نشانه بگیرم و از آن شروع کنم.

 

من همچنان نان، عشق و موتور‌هزار را می‌بینم و دوست دارم. فضای کمدی هزارپا شبیه به آن است؟

هم هست و هم نیست. کامل شده‌تر از نان، عشق و موتور‌هزار است. هزارپا قالبی کاملا جدید دارد و فیلمی است که کار بیشتر، چه در عرصه تهیه و چه خود کار، روی آن انجام شده است.

 

فکر می‌کنید هزارپا کی آماده شود؟

کی کار شیطان است (می‌خندد). اگر قبل از فجر آماده شد سعی می‌کنیم در جشنواره نمایش دهیم، اگر هم نشد بعد از جشنواره!

 

حسین پارسا

 

 

 

 

 

 

 

 

shahrvand-newspaper.ir
  • 16
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش