جمعه ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
۱۲:۳۹ - ۰۱ آبان ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۸۰۰۱۶۸
چهره ها در سینما و تلویزیون

شهربانو موسوی: گریه می‌کردم و از خدا می‌خواستم، کمکم کند بازیگر شوم

شهربانو موسوی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران
می‌گویند دلخوشی و رضایتمندی درونی به داشته‌‌های مادی نیست یا به قول قدیمی‌ها دلت باید خوش باشد! شهربانو موسوی، بازیگری که با سریال‌های طنز جایزه بزرگ و متهم گریخت بین عموم مردم به شهرت رسید، یکی از همین آدم‌هاست که دلخوشی‌هایش باعث شده حس خوبی نسبت به زندگی داشته باشد.

بازیگر ۵۷ ساله که طنز ذاتی‌اش‌ جذابش کرده و وقتی با او همکلام می‌شوی، با ته لهجه شیرازی‌اش آن‌قدر گرم و خودمانی صحبت می‌کند و به سبک شیرازی‌های مهربان آن‌قدر صادقانه قربان، صدقه‌ات می‌شود که دلت نمی‌آید، گفت‌وگو را تمام کنی! می‌گوید به ادبیات علاقه زیادی دارد به همین دلیل به دانشگاه رفته و درس ادبیات خوانده است، متن‌های ادبی را در گوشی‌اش ذخیره می‌کند و آنها را به حافظه‌اش می‌سپارد تا در زمان گفتن دیالوگ‌ها حضور ذهن داشته باشد و اگر لازم بود بداهه هم بگوید.

 

موسوی حال خوبی دارد، او از این که از صدایش روی دابسمش هم استفاده می‌کنند، راضی است به هرحال همه اینها نشان می‌دهد که او شهرت خاص خودش را دارد هر چند زیاد پرکار یا سوپراستار نیست، اما مردم دوستش‌ دارند و همین برایش کافی است.

 

تکیه‌کلام‌هایش در طول مصاحبه زیبای من، گُلم، بزگوار و خانم خبرنگار است! توی تاکسی است و مانده توی ترافیک شهر شیراز اما جواب سوالات را با حوصله می‌دهد.

 

شیراز چه می‌کنید برای کار رفته‌اید یا آنجا زندگی می‌کنید؟

برای بازی در یک سریال به شیراز آمده‌ام.اما غبارکم‌کاری نصیب من هم شده و زیاد به من نقش پیشنهاد نمی‌شود.

 

شما برای بازی در سریال جایزه بزرگ به تهران آمدید؟

نه! قبل از این سریال هم در تهران زندگی می‌کردم.قبل از سریال جایزه بزرگ در فیلم خوابگاه دختران به کارگردانی آقای لطیفی بازی کرده بودم.بعد از جایزه بزرگ در سریال متهم گریخت بازی کردم که همین سریال باعث شد بین مردم به شهرت برسم. از همان دوره نوجوانی دوست داشتم بازیگر شوم، گاهی اوقات از شدت علاقه به بازیگری گریه می‌کردم.

 

آن زمان مثل الان نبود که مثل توت از در و دیوار بازیگر بریزد! و هر کسی که پول داشته باشد، بتواند به اصطلاح نقش بخرد و مقابل دوربین برود.در شیراز کار تئاتر می‌کردم، بچه قنداقی داشتم و با همان بچه می‌رفتم سر تئاتر و بازی می‌کردم. بعد با رادیو همکاری کردم و گوینده برنامه‌های طنز شدم و گاهی قصه‌گویی می‌کردم. اما چون بازیگری را خیلی دوست داشتم برای بازی در کارهای تصویری به تهران مهاجرت کردیم.

 

همسر و بچه‌ها را آوردید تهران تا بازیگر شوید؟

بله! خیلی هم صبر کردم تا توانستم به آرزویم برسم؛ می‌گویند: «در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن / شرط اول آن است که مجنون باشی» همسرم و بچه‌هایم خیلی با من همکاری کردند تا به آرزویم برسم. ازدواج کرده بودم و بچه داشتم که به دانشگاه رفتم و رشته ادبیات خواندم تا به دیالوگ‌گویی مسلط شوم. آنقدر بازیگری را دوست داشتم که شب‌ها رادیو را بالای سرم می‌گذاشتم و گریه می‌کردم و از خدا می‌خواستم کمکم کند تا بازیگر شوم.بازیگری را دیر شروع کردم و خیلی سختی کشیدم، اما آنقدر بازیگری را دوست دارم که اگر دوباره برگردم به گذشته، باز هم بازیگری را انتخاب می‌کنم.

 

بازیگری چه چیزی دارد که این ‌همه سختی را تحمل کردید تا بازیگر شوید؟

علاقه و عشق است، نمی‌شود کاری‌اش کرد. در جوانی‌ صدای خوبی داشتم، شب‌ها خواب می‌دیدم روی سن در حال خواندن ترانه هستم! اما این کار که نشدنی بود!‌ اما رفتم رادیو و تست صدا دادم و برای بازی در نمایش‌های رادیویی و گویندگی پذیرفته شدم. بعد در فیلم‌های کوتاه بازی کردم تا عاقبت، خدا دعایم را مستجاب کرد و برای بازی در فیلم خوابگاه دختران، تست بازیگری دادم و پذیرفته شدم. علاقه به یک حرفه و شغل سن و سال، نژاد، قومیت و... نمی‌شناسد. آنقدر باید تلاش کنی تا به آرزویت برسی. بازیگری را خیلی دوست داشتم، اما هیچ وقت برای علاقه‌ام روی حرف پدر و مادرم، حرف نزدم و اگر می‌گفتند فلان کار را انجام نده، نمی‌دادم.

 

همسر و فرزندانتان چه واکنشی به شهرت و معروفیت شما داشتند؟

خیلی تشویقم کردند !‌ می‌گفتند، جوینده، یابنده است.یک بار خیلی خسته بودم. به مراسمی دعوت شده بودم که باید می‌رفتم، پسرم همراهم بود.وقتی متوجه شدم عکاس‌ها می‌خواهند از من عکس بگیرند، مثل برخی از بازیگرها موبایلم را کنار گوشم گرفتم یعنی این که من دارم با تلفن صحبت می‌کنم، همان‌جا پسرم گفت: مادرم خدا را پشیمان نکن! یادت هست گریه می‌کردی و دوست داشتی بازیگر شوی! حالا که خدا تو را به آرزویت رسانده داری ناشکری می‌کنی! این حرف خیلی روی من تاثیر گذاشت و هرگز آن را فراموش نکردم و همیشه خدا را شاکرم که این موقعیت را به من داد و بازیگر شدم و مهرم را در دل مردم قرار داد.

 

دستمزد بازیگران بد نیست، اوضاع مالی‌‌‌تان باید خوب باشد؟

(می‌خندد)آنقدر وام دارم که هر چه درمی‌آورم قسط می‌د‌هم. فکر می‌کنم بانک‌ها رادار دارند، تا دستمزد می‌گیرم پیامک بانک برای پرداخت قسط هم می‌آید.

 

از دستمزدتان به فرزندان و همسرتان هم می‌دهید؟

نه! آنقدر نیست که به آنها بدهم، بعضی وقت‌ها آنها به من پول می‌دهند. از شانس بد من با هر تهیه‌کننده‌ای که کار می‌کنم وضع مالی‌اش خراب است؛ یکی می‌گوید طلاهای زنم را فروخته‌ام، می‌خواهم فیلم بسازم! آن یکی می‌گوید: خانم موسوی هنر شما قیمت ندارد، اما ما می‌توانیم این مبلغ را بدهیم! چند تا دیالوگ را همه تهیه‌کننده‌ها حفظ کرده‌اند و همان‌ها را می‌گویند.منم که عاشق بازیگری هستم و مبلغ دستمزد برایم مهم نیست. می‌گویند نیت پرنده پرواز است برایش فرق نمی‌کند در کدام‌ آسمان!

 

 

 

  • 11
  • 1
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش