مهمترین عناوین خبری
سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
۱۶:۰۱ - ۲۷ دي ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۱۰۰۷۳۹۰
چهره ها در سینما و تلویزیون

کامران تفتی: شخصیت‌های خاکستری قابل باورتر هستند

کامران تفتی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

به گزارش جام جم آنلاین، ناصر همان یکه‌تاز مجموعه سایبان است که سعی می‌کند تکانی به زندگی خواهرش نسترن (هستی مهدوی‌فر) بدهد، اما شوهر خواهرش سعید (محمد ولی‌زادگان) نمی‌پذیرد که با او همکاری کند و مرتب با هم چالش دارند. او برای سعید یک قلدر است و برای خواهرش فرشته مهربان. نقش ناصر را کامران تفتی در این سریال بازی می‌کند که در کارنامه‌اش طیف نقش‌های متفاوت را از خلافکار گرفته تا جوان علاف تا پلیس و کارخانه‌دار دارد.

از سریال‌های او می‌توان به میکائیل، ستاره حیات، بی‌صدا فریاد کن، راز پنهان، ولایت عشق، تبریز مه‌آلود، کارآگاهان و شهر دقیانوس اشاره کرد. به بهانه بازی تفتی در مجموعه سایبان با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

شما در سال‌های اخیر، بیشتر ایفاگر نقش‌های خاکستری بودید و این اتفاق هم در مجموعه سایبان افتاده است. ناصر با وجود دعوا‌هایی که با سعید، شوهرخواهرش دارد، اما وقتی به خواهرش می‌رسد، مهربان می‌شود. چطور شد به سمت نقش‌های خاکستری تمایل پیدا کردید و نقش ناصر برایتان چه ویژگی‌هایی داشت؟

در تمام این سال‌هایی که از کارم در عرصه بازیگری گذشته، به این نتیجه رسیده‌ام که کاراکتر‌های خاکستری واقعی‌تر و قابل باور هستند. به همین دلیل، گرایش و میلم به سمت کارکردن شخصیت‌های خاکستری رفته است. ناخودآگاه شخصیت‌پردازی این نوع کاراکتر‌ها درست در می‌آید. همچنین لباس درست‌تری می‌پوشند، ضمن این‌که جزئیات زندگی کاراکتر‌های خاکستری برای مخاطب واقعی‌تر است.

نمونه آدم‌هایی مثل ناصر در جامعه فراوان هستند و همه این موارد انگیزه من شد تا با گروهی کار کنم که نگاه و اندیشه آن‌ها را در مدیوم سینما و تلویزیون خیلی می‌پسندم و این که قصه‌هایشان واقعی و تک تک سکانس‌های کارهایشان از جنس مردم است. برادران محمودی (نوید و جمشید) از دوستان نزدیک من هستند. اولین کارم با آن‌ها تله‌فیلم کورگره بود که نوید تهیه کننده و جمشید کارگردانش بود. این تله‌فیلم بشدت قابلیت یک اثر سینمایی را داشت. این فاکتور‌ها در سریال سایبان هم رعایت شده است. سهم من هم از این مجموعه نقش ناصر بود. خدا را شکر که با یک گروه حرفه‌ای کار کردم.

گرچه برادران محمودی جوان هستند، اما بسیار پخته و با‌تجربه شده‌اند. تکلیفشان در کار معلوم است و اندیشه بکر دارند. خوشبختانه سریال هم مورد توجه مردم قرار گرفته است. بازیگران جوان این مجموعه همچون مجتبی پیرزاده ، محمد، ولی زادگان و بازیگران خانم همه عالی کار کردند. مردم ما بسیار باهوش هستند و سریال‌ها را دقیق رصد می‌کنند، بنابراین علاقه‌مند هستند، بیننده آثاری باشند که از جنس زندگی خودشان باشد.

پس، چون ما‌به‌ازای نقش‌های خاکستری در جامعه فراوان است، شما را به این نوع کاراکتر علاقه‌مند کرده است؟

بله، کاملا همین طور است.

فکر نمی‌کنید، همین منجر به یک روند یکنواخت در کارنامه هنری شما شود؟ علاقه‌مند نیستید نقش‌های مثبت و منفی را تجربه کنید؟

نه، چون نمونه‌های متفاوت کاراکتر‌های خاکستری را بازی می‌کنم که هر کدام ویژگی‌ها و روحیات خاص رفتاری خودشان را دارند. البته طبیعی است که بازیگر علاقه‌مند باشد، نقش‌های مختلف را تجربه کند. من هم بار‌ها دلم برای نقش‌های مثبت سفید تخت و منفی سیاه لک زده است، اما تجربه نشان می‌دهد، مردم کاراکتر خاکستری رشید را در مجموعه میکائیل نعمت‌الله و مقدم دوست دارند و به دلیل خاکستری بودنش خیلی در دل مردم جا باز کرد و او را درک می‌کردند.

هر چه قصه واقعی‌تر باشد، مردم بیشتر علاقه‌مند به پیگیری آن هستند. شخصیت ناصر در سریال سایبان ویژگی‌های خاص خودش را دارد و با دیگر کاراکتر‌هایی که بازی کرده‌ام، فرق می‌کند. خودم را تکرار نمی‌کنم، بلکه سعی می‌کنم نقش‌هایی را بپذیرم که از جنس زندگی مردم باشند. فراواقعی نباید نگاه کرد. مردم هم دوست دارند مجموعه‌هایی را تماشا کنند که به زندگی خودشان نزدیک است.

یعنی معتقدید شما به تکرار نیفتادید و اجرای نقش‌ها برایتان همراه با چالش است؟

بله. من به هیچ وجه خودم را تکرار نمی‌کنم.

ناصر با سعید بگو مگو زیاد دارد. این مباحث چقدر شما را به چالش دعوت می‌کرد؟

به نظرم، قصه ناصر خودش یک سریال ۵۰ قسمتی است. کاراکتر‌های این مجموعه را دوست دارم و برایم ارزشمند است، ضمن این که واقعا از فیلمنامه لذت بردم.

خودتان خارج از فیلمنامه، چیزی به شخصیت ناصر هنگام بازی اضافه کردید؟

اگر این طور نباشدکه بازیگری دیگر معنا پیدا نمی‌کند. من هم در اجرا دستم خالی نبود. برادران محمودی تعامل خوبی با بازیگر دارند.

ناصر در برخی صحنه‌ها با زبان خوش با سعید حرف می‌زند و در برخی سکانس‌ها تند و از موضع بالا. تیپ شخصیتی ناصر را چطور ارزیابی می‌کنید؟

از دیدگاه من به قصه، ناصر محق است و حرف‌های درستی می‌زند.

یعنی به او حق می‌دهید؟

بله. چون ایدئولوژی زندگی ناصر این‌طور است. شیوه زندگی او با سعید تفاوت دارد. سعید روشی را پیش رو گرفته که معلوم نیست چقدر جواب می‌دهد. باید قصه جلوتر برود. نمونه آدم‌هایی مثل ناصر بشدت در جامعه فراوان است. ناصر جنگیده و به دست آورده و حالا سعی دارد، سفره‌ای پهن کند و به دیگران نان برساند. او نگران زندگی تنها خواهرش است. حال، شیوه او منت گذاشتن است. به هر حال باز هم معتقدم زندگی‌ها در مجموعه سایبان باورپذیر است و دور از واقعیت نیست.

بازیگر نقش مقابل اهمیت زیادی دارد. بیشتر صحنه‌های شما با هستی مهدوی‌فر، محمد، ولی زادگان و مجتبی پیرزاده است. بازی در کنار این بازیگران چطور بود؟

خیلی خوب بودند. هر سه با وجود آن که جوان هستند، اما بسیار عالی بازی کردند.

یعنی شما پیر هستید؟

به لحاظ سن من از آن‌ها بزرگ‌ترم و تجربه بیشتری دارم، اما هر سه فوق‌العاده بودند. کار با یک گروه حرفه‌ای خیلی لذتبخش است و برای من خالی از تجربه نبود، ضمن این که بازیگران پیشکسوت آقای امین تارخ، خانم‌ها رویا تیموریان و پریوش نظریه رونق زیادی به کار دادند. یکی از ویژگی‌های سایبان این است که بازی‌ها یکدست است.

برای انتخاب نقش‌هایتان چه رویه‌ای را دنبال می‌کنید و علاقه‌مند هستید مردم کامران تفتی را با خلق چه تیپ شخصیتی بشناسند؟

دوست دارم، تصویر واقعی کاراکتر‌هایی باشم که برای مردم قابل لمس است. برایم مدیوم تئاتر، سینما و تلویزیون فرق نمی‌کند. دوست دارم این نوع جنس کار از من در میان مردم به یادگار بماند؛ چیزی که دور از واقعیت نباشد. به همین دلیل کار‌هایی را می‌پذیرم که قلبم می‌گوید. سریال سایبان را دوست دارم، زیرا در روزگار پر از تکرار، اتفاق ویژه‌ای است که دو جوان خوشفکر، خوش‌آتیه و بدون ادعا یک سریال مردمی تولید کنند. به همه عوامل این مجموعه خسته نباشید می‌گویم و امیدوارم از این دست کار‌ها زیاد ساخته شود.

  • 17
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش