مهمترین عناوین خبری
جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
۱۹:۳۹ - ۰۸ خرداد ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۳۰۲۳۱۳
هنرهای تجسمی

خالق سردیس مرحوم مشایخی: نباید کار را نیمه‌تمام نمایش می‌دادم

سردیس جمشید مشایخی,اخبار هنرهای تجسمی,خبرهای هنرهای تجسمی,هنرهای تجسمی

سیزدهم اردیبهشت‌ بود که از سردیس زنده‌یاد جمشید مشایخی در منطقه یک تهران (ابتدای خیابان مقدس اردبیلی) رونمایی شد. در این مراسم شهردار تهران، شهردار منطقه و جمعی از اعضای شورای شهر تهران حضور داشتند اما به محض انتشار تصویر سردیس در سایت‌ها و خبرگزاری‌ها، موجی از اعتراض و انتقاد‌ها به جریان افتاد.

 

تمام این انتقادها حول محور یک موضوع بود؛ این‌که چرا سردیس شباهت چندانی به مرحوم مشایخی ندارد. این انتقادها تا جایی پیش رفت که تصمیم گرفته شد برای ترمیم سردیس اقدام شود و به این ترتیب عصر شنبه (چهارم خرداد) از سردیس اصلاح‌شده رونمایی شد که مورد تأیید شهردار منطقه، نادر مشایخی (فرزند مرحوم مشایخی) و چهره‌های شورای شهر قرار گرفت؛ اما چه بر سازنده این سردیس گذشت که جریان به ترمیم و اصلاح رسید؟ استاد رضا حسن‌زاده، خالق سردیس مرحوم مشایخی که پیش از آن سردیس «همایون شهنواز» (کارگردان سریال «دلیران تنگستان») را هم ساخته بود، در این گفت‌وگو ماجرای ساخت این سردیس، بازگشت آن به کارگاه و رونمایی مجدد از آن را برای‌مان گفته که در ادامه می‌خوانید.

 

چه اتفاقی افتاد که ماجرای ساخت و رونمایی این تندیس با حاشیه همراه شد و آن واکنش‌ها و انتقادات را به دنبال داشت؟

قرار شد این مجسمه را من اجرا کنم؛ منتها یک هفته قبل از ساخت سردیس، من دوره‌ای از بیماری را می‌گذراندم. فشارهای مغزی داشتم، سی‌تی اسکن شدم و تحت درمان قرار گرفتم اما متاسفانه فکر نمی‌کردم تا این حد این بیماری مرا درگیر کند والا حتما اطلاع می‌دادم چون در کار خودم سرعت عملم را می‌دانم و نسبت به بازه زمانی ساخت مجسمه اشراف دارم.

 

چقدر برای ساخت این سردیس وقت داشتید و اصلا عموما ساخت چنین مجسمه‌هایی چقدر زمان می‌برد؟

عموم افرادی که چنین کارهایی را انجام می‌دهند، برای یک کار سایز یک در یک که حدودا ارتفاع آن ٦٠ سانتی‌متر می‌شود، بین دو تا دو ماه و نیم، یک کار نیم‌تنه سنگی را اجرا می‌کنند ولی من به دلایل مختلف در زمان کوتاه‌تری کار را اجرا می‌کنم؛ چون سال‌های زیادی است که در این حوزه کار می‌کنم، طراحی و مدل‌سازی نمی‌کنم، مستقیم روی سنگ کار می‌کنم، ابعاد و اندازه استفاده نمی‌کنم و چشمی کار می‌کنم، طبیعتا سرعت کارم بالاتر می‌رود. برای همین یک مجسمه یک در یک را تقریبا سه یا چهار روزه می‌توانم کار کنم.

 

مجسمه مرحوم مشایخی را هم در شرایط طبیعی می‌توانستم ظرف یک هفته به شبیه‌سازی صددرصد برسانم؛ مثل مجسمه‌ای که برای استاد شهنواز کار کردم یا برای استاد ضابطی جهرمی. شهرداری هم بابت این کار وقت بسیار خوبی در اختیار من گذاشته بود. حدود یک ماهی وقت داشتم اما نهایتا من اطلاعی به شهرداری بابت بیماری‌ام ندادم؛ چون فکر می‌کردم ظرف یک هفته به شرایط عادی برمی‌گردم اما مرتبا سرگیجه‌ها و حالت‌های نامساعدم ادامه داشت. فشار مغزی شدیدی به من آمده بود، خون به مغز نمی‌رسید که ناچار شدیم برویم و برای سی‌تی‌اسکن اقدام کنیم. آزمایش‌های زیادی هم نوشته‌اند که باید انجام بدهم. روزی هم که قرار بود مجسمه را در مکان بیاورند، آن‌قدر در حالت نامساعدی از نظر بیماری بودم که متوجه نبودم کار به کجا رسیده و اجرای نهایی به چه شکلی درآمده است؛ یعنی در چه مرحله‌ای از کار هستم.

 

ضمن این‌که باید قبل از رونمایی آن‌جا می‌رفتم و می‌دیدم که به دلیل بیماری‌ام نتوانستم. مجسمه را قبل از این‌که من بیایم گذاشته بودند و تازه وقتی پرده را کشیدند، فهمیدم که کار در وضع مناسبی نیست. همان‌جا بود که من به تمام دوستان و مسئولان، معاونت شهردار و مابقی گفتم کار ناتمام است و من باید آن را تمام کنم اما متاسفانه آن روز هجمه سنگینی از اخبار در خبرگزاری‌ها علیه این جریان انجام شد.

 

یکی از عرصه‌های هنری که افکار عمومی فورا درباره آن قضاوت می‌کند، ساخت مجسمه بزرگان و چهره‌های شهیر است؛ حالا با گذشت این مدت چقدر به آن انتقادها حق می‌دهید؟

 همان زمان بی‌بی‌سی گزارشی از این ماجرا منتشر کرد که مردم هم زیر آن کامنت‌هایی نوشته بودند؛ کامنتی که من آن موقع گذاشتم، هنوز هم هست و می‌توانید بروید و بخوانید. نوشتم:   «با سلام خدمت دوستان گرامی. بنده حق مطلق و صددرصد را به شما می‌دهم از این بابت که این سردیس هیچ شباهتی ندارد.» حرف من هم همین است. تنها اشکالی که به کار من وارد است، این بود که من بدون اطلاع به شهرداری، کار نیمه‌تمام را به آنها تحویل دادم؛ چون شهرداری هم مشکلی نداشت و من اگر قبل از آن می‌گفتم، مراسم را کنسل می‌کردند تا من کار را تمام کنم. برای همین مطلقا دفاعی ندارم اما این قول را دادم تا جایی که بتوانم تلاش می‌کنم کار را اصلاح کنم.

 

هر چند در همین مدتی هم که روی این مجسمه کار می‌کردم، باز هم حالم نامساعد بود. همین الان هم تحت درمانم و دارم جلسات نوروفیدبک را می‌گذرانم. دوستانی که با این موضوع آشنایی دارند، می‌دانند که در این دوره شخص دچار سردرد و سرگیجه و عدم تمرکز می‌شود؛ ولی به هر شکل، عیب و ایراد کار و حواشی را من به عهده می‌گیرم؛ نه سازمان، نه اداره و نه فرد خاصی مقصر بود. من باید این جرأت و جسارت را داشته باشم که بگویم من نباید این کار را نیمه‌تمام نمایش می‌دادم.

 

چرا؟

دوست داشتند چهره‌ای مهربان‌تر باشد؛ اما عینک برای افراد عینکی، جزو کاراکتر صورت‌شان است؛ شما وقتی عینک را از صورت فردی عینکی حذف می‌کنید، طبیعتا شباهتش به چهره قبلی کم می‌شود. ما اما کاراکتر را حذف کرده بودیم. ضمن این‌که چهره بدون عینک خام بود، ریش‌ها خام بود و مردم هیچ گناهی ندارند؛ چون تخصص مجسمه‌سازی ندارند و شما نمی‌توانید به آنها بگویید این کار قرار است تمام شود و به فلان‌جا خواهد رسید.

 

همین الان سفارش ساخت مجسمه پوتین را دارم؛ از ایتالیا و اسپانیا سفارش دارم و در مورد شبیه‌سازی هیچ مشکلی ندارم اما خب به بدشانسی خوردم و در موقعیتی قرار گرفتم که ماجرا به آن شکل پیش رفت.

 

مجسمه پوتین را از کجا سفارش گرفتید؟

دوستانی که ارتباطاتی با کشور روسیه دارند، این سفارش را آورده‌اند. کار دیگری هم هست، مجسمه‌ای از عیسی مسیح (ع) که قرار است کار شود و به واتیکان برده شود.

 

 

shahrvand-newspaper.ir
  • 19
  • 6
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش