دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
۱۵:۱۹ - ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ کد خبر: ۱۴۰۳۰۲۱۵۷۰
ستاره گرام

مجید واشقانی: هیچ بازیگری نیست که به ایفای نقش آقازاده مفسد بگوید نه!

مجید واشقانی,بازیگران هفت سر اژدها
مجید واشقانی، بازیگر نقش اصلی سریال «هفت سر اژدها» (متین سلطانخواه) که مدتی با نام سلطان معروف شد، از سختی‌ها و چالش‌های این کاراکتر می‌گوید. بازیگر نقش سلطان تأکید می‌کند: «در عین حالی که می‌دانستم نقش سلطان بسیار سخت و حاشیه‌ساز است، اما نتوانستم به این نقش نه بگویم.»  

این بازیگر در گفت‌وگویی از حضور متفاوتش در نقش یک آقازاده مفسد در سریال «هفت سر اژدها» کاری از ابوالقاسم طالبی که به تازگی پخشش از شبکه سوم به پایان رسیده، صحبت کرد.

به گزارش ایسنا، واشقانی ابتدا درباره دلایل کم کاری اش در تلویزیون توضیح می‌دهد: دلیل اول اینکه، متاسفانه کیفیت فیلمنامه‌هایی که می‌خواندم واقعا در حد استاندارد نبود و اتفاقا بسیاری از این سریال‌ها بعد‌ها ساخته و پخش شد و متوجه شدم تصمیم درستی گرفته‌ام که در آن‌ها نبوده‌ام کما اینکه در یکی دو سریال این اتفاق برایم رخ داد. در واقع تجربه هم کردم، سریال‌هایی که روی برگه و در قالب فیلمنامه معلوم بود که شکست می‌خورند، اما به هرحال آن‌ها را تجربه کردم، بنا به وعده و وعید‌هایی که داده می‌شود وارد کار می‌شویم، می‌گویند، درست می‌شود و ...، اما همیشه این وعده‌ها اشتباه و نشدنی هستند که به آن‌ها اعتماد می‌کنید و در نهایت می‌بینید همان نظری که روز اول هنگام خواندن فیلمنامه داشتید درست بود.

او تاکید دارد: اساسا آنچه موقع خواندن فیلمنامه، استاندارد لازم را ندارد، اینکه گفته شود می‌رویم و زمان ضبط درست می‌شود، وعده‌ای کاملا اشتباه است و من هم شاید در چندین و چند کار در قالب فیلم و سریال این تجربه را داشته‌ام و علی‌رغم میل باطنی کار کرده‌ام و دیده‌ام که آن کار هیچگونه بازخوردی نداشته است. یعنی خیلی بی‌تاثیر بوده و یا به عنوان یک نمره منفی در کارنامه کاری ثبت می‌شود، پس بهتر است با توجه به سختی‌هایی که وجود دارد کار نکنید تا اینکه کار بد کنید.

بازیگر «هفت سر اژدها» در عین حال اظهار می‌کند: مواقعی هم مجبور می‌شویم که این کار را بکنیم و این اجبار اساسا اجبار اقتصادی است، اما تا زمانی که این اجبار اقتصادی خیلی زورش زیاد نباشد سعی می‌کنم این کار را نکنم. دلیل دوم هم این است حدود چهار سال سریال «هفت سر اژدها» وقت برد و من برای این کار هر روز آفیش بودم. بسیار کم پیش می‌آمد که بتوانم سر کار دیگری حاضر باشم و اصلا امکان این هماهنگی وجود نداشت. البته خودم هم خیلی راغب نیستم زمانی که در کاری نقش اصلی را ایفا می‌کنم، زمان، انرژی و تمرکز لازمم را درگیر کار دیگری کنم به همین خاطر این کار را نکردم.

می‌دانستم که «سلطان» حاشیه ساز خواهد بود

بازیگر نقش سلطان سپس در پاسخ به اینکه ایفای نقش یک آقازاده مفسد با نقش‌هایی که قبلا از شما دیدیم تفاوت دارد. این کاراکتر چقدر برای خودتان بکر بود؟ می‌گوید: نقش متین سلطان‌خواه در فیلمنامه بسیار جذاب بود. تقریبا می‌توانم بگویم هیچ بازیگری نیست که برای بازی این نقش بگوید نه! نقش سلطان‌خواه تمام مشخصات جذاب یک کاراکتر را به لحاظ بازیگری برای یک بازیگر داشت و از این نظر امکان نه گفتن به آن وجود نداشت. ازطرفی می‌دانستم بسیار وقت‌گیر است و البته بسیار حاشیه‌ساز خواهد بود. این موارد مسائلی بودند که می‌توانست باعث شود این نقش را بازی نکنم و به آن نه بگویم، اما شناسنامه نقش می‌گفت نقش خیلی جذاب است کما اینکه الان هم که آن را می‌بینیم نقش جذابی از آب درآمده است. این را هم بگویم که آقای طالبی اصلا دوست نداشتند این نقش، نقش جذابی باشد اساسا به لحاظ اینکه نقش سمپات باشد مایل نبودند این اتفاق بیفتد، اما به هر حال فیزیک این نقش منفور و منفی این جذابیت را دارد و روی لبه‌ای حرکت می‌کرد که با تماشاچی سمپات شود، اما بخشی از آن خارج از دست کارگردان و بازیگر بود.

وی ادامه می‌دهد: مواردی که به نقش رنگ و لعاب می‌دادند جذابیت داشتند، نقش چندین و چند نقطه عطف داشت، بالا و پایین‌های موقعیتی، اصطکاک‌های زیاد با کاراکتر‌های مختلف، چه در خانواده و چه در محیط کار که باعث می‌شد این نقش به اصطلاح تخت نباشد؛ ایفای آن بسیار مشکل بود؛ بنابراین برای من نقش بکری به حساب می‌آید. مضاف بر اینکه تمام این سریال خواسته یا ناخواسته در خدمت این کاراکتر است. در واقع قصه، قصه سلطان‌خواه است. به همین دلایل کار و نقش برای اینکه آن را بازی کنم برایم سرشار از جذابیت بود.

هیچ مابه‌ازایی برای سلطان نداشتم

واشقانی در واکنش به این پرسش که آیا مابه‌ازایی برای نقش متین سلطان‌خواه داشتید؟ پاسخ می‌دهد: هیچ مابه‌ازایی برای آن نداشتم. بازیگران دیگر هم چنین نقش‌هایی را بازی کرده بودند، اما حتی نزدیک به آن‌ها هم بازی نکردم و خواستم شخصیتی کاملا منحصر به فرد برای این قصه باشد تا بتوانیم یک متین سلطان‌خواه، معروف به سلطان برای بیننده تعریف کنیم. احساس می‌کنم با توجه به بازخوردها، نقش درآمده و مردم با آن گره خورده‌اند. معلوم است که مردم در زندگی واقعی چنین کاراکتری را دوست ندارند، اما در یک نمایشی همه کاراکتر‌ها باید جذابیت نمایشی داشته باشند و سلطان این جذابیت نمایشی را دارد.

این بازیگر همچنین در توضیح اینکه بعد از پخش چند قسمت از سریال و مشاهده بازی تان، فکر می‌کنید چه اندازه در ایفای این نقش درست و موفق عمل کرده‌اید؟ می‌گوید: مطمئنا دیکته نوشته شده غلط هم دارد. الان که می‌بینم جا‌هایی وجود دارد که باید به گونه دیگری بازی می‌کردم. این در مورد تمام نقش‌هایی که بازی می‌کنیم وجود دارد. وقتی کار را تماشا می‌کنید درمی‌یابید چه کار‌هایی را باید انجام می‌دادید و چه کار‌هایی نیاز نبود که انجام دهید، اما در زمان ضبط تمام تلاشم را به کار گرفتم تا تمام مولفه‌های مربوط به شخصیت را برای تبدیل کردن به فعل در نظر داشته باشم؛ به علاوه تمام قوه و استعداد بازیگری‌ام را به‌کار بگیرم تا بتوانم یک شخصیت کاریزماتیک نمایشی در یک اثر نمایشی برای مردم ایجاد کنم.

او یادآور می‌شود: خیلی از مواقع پیش می‌آمد که بازخورد‌ها بسیار خوب بودند؛ بنابراین اگر تعریف از خود نباشد من در زمینه بازیگری بسیار بی رودربایستی هستم و احساس می‌کنم هرچیزی را اگر درست است باید درستش را گفت و برعکس. منتقد بی‌رحمی هستم و اولین منتقد خودم، خودم هستم. حتی اشکالات و ایراداتم را نسبت به نقاط قوتم بیشتر می‌بینم. در مجموع احساس می‌کنم آن تیری که باید از جانب بازیگر به تمام حواس بیننده اصابت کند را شلیک کرده‌ایم.

سلطان به راحتی می‌توانست تبدیل به یک کاریکاتور شود

واشقانی در بخشی دیگر درباره اینکه آیا می‌توان گفت نقش سختی را بازی کرده‌اید؟ چنین اظهار نظر می‌کند: بله، نقش بسیار سخت است. این نقش به راحتی می‌توانست تبدیل به یک کاریکاتور و شخصیت پلاستیکی شود. این شخصیت بدمنِ قصه است و اگر قرار بود به کاراکتری تبدیل شود که جذاب هم نباشد باید فاتحه سریال را می‌خواندیم. می‌توانم بگویم که تمام بار سریال روی دوش سلطان‌خواه قرار گرفته است. ما قصد نداریم با ارزش‌های اخلاقی این اثر نمایشی را نقد کنیم؛ چراکه چنین کاری اصلا ممکن نیست و من فقط از جان با بازیگر نقش سلطانخواه صحبت می‌کنم و باید بگویم ستون قصه روی این کاراکتر و نقش گذاشته شده بود.

بازیگر سریال‌های «زیر هشت»، «هوش سیاه»، «میکاییل»، «آنام»، «زیر پای مادر»، «آمین» و «از سرنوشت» به چالش‌های حضور در این سریال اشاره کرد و در واکنش به این پرسش که ایفای چنین شخصیتی برای مجید واشقانی چه بوده و هست؟ خاطرنشان می‌کند: ما هم زندگی خانوادگی سطان‌خواه را می‌بینیم و هم زندگی کاری این آدم را و هر دوی این‌ها سرشار از چالش بود؛ چراکه در مواجهه با کاراکتر‌های مختلف و در موقعیت‌های متنوعی که قرار می‌گیرد، چالش داشت. تمام جذابیت هر نقش بسته به آن است که چقدر در موقعیت‌های متفاوت با کنتراست بالا قرار می‌گیرد که اگر قرار گرفت نقش، نقش جذابی خواهد بود. این نقش در سکانس به سکانس در تصمیم‌گیری‌ها، واکنش‌هایی که به موقعیت‌های مختلف نشان می‌دهد، همگی جذابند، زیرا موقعیت‌ها جذاب و خاص هستند و این‌طور نیست که در سریال دیگری آن‌ها را ببینیم. یک مافیاگونه‌ای که هرگاه در قصه‌ای در این ژانر برای بیننده تعریف شده باشد، جذاب خواهد بود.

کاراکتر‌های مثبت ما پلاستیکی و غیرقابل باور هستند

او سپس در پاسخ به این دیدگاه که شاید ایفای اغلب نقش‌های خاکستری و منفی برای بازیگران جذاب‌تر باشد؛ چراکه آن‌ها را با چالش‌های بیشتری روبه‌رو می‌کند و ممکن است بیشتر هم دیده شوند؛ این موارد در پذیرش و حضورتان در سریال «هفت سر اژدها» موثر بود؟ چنین می‌گوید: بله ما نقش‌های منفی اثرگذاری در تاریخ سینمای جهان داریم که مطمئنا از نقش‌های مثبت بیشتر هستند به این دلیل که مولفه‌های موجود در شناسنامه کاراکتر و تعریف آن‌ها از کاراکتر مثبت بیشتر است؛ مضاف بر اینکه ما خیلی هم بلد نیستیم کاراکتر‌های مثبت را تعریف کنیم. کاراکتر‌های مثبت ما پلاستیکی و بسیار غیرقابل باور و رویایی هستند. همین است که با بیننده گره نمی‌خورند، اما به دلیل اینکه در شخصیت‌های منفی می‌توانیم هرآنچه که در واقعیت وجود دارد را انجام دهیم بیننده هم درست‌تر آن را باور می‌کند؛ بنابراین ضعف در تعریف شخصیت‌های مثبت است که تا این اندازه شخصیت‌های منفی گیراتر می‌شوند.

مجید واشقانی در پایان صحبت هایش تاکید می‌کند: جدای مولفه‌هایی که از آن‌ها صحبت کردیم حتی شخصیت‌های مثبت و قهرمان هم می‌توانند بسیار سمپات شوند و از این نمونه‌ها کم نداریم، اما قاعدتا تعداد شخصیت‌های منفی بیشتر است؛ البته این را هم بگویم که ما یکسری شخصیت‌های منفی داریم که روبه‌روی قهرمان داستان قرار می‌گیرند، اما مقداری در تعریف با شخصیت‌های منفی دارای مشترکات و تفاوت‌هایی هستند. یعنی هر دو در دسته و گروه منفی قرار می‌گیرند که من به آن‌ها می‌گویم شخصیت‌های مانع. دوست ندارم شخصیت‌های مانع را بازی کنم، اما شخصیت‌های منفی را بله.

  • 19
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
علی عسکری بیوگرافی علی عسکری سیاستمدار ایرانی

تاریخ تولد: ۱۳۳۷

محل تولد: دهق، اصفهان

حرفه: سیاستمدار، نظامی، مدیر ارشد اجرایی، مدیر عامل شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس

آغاز فعالیت: ۱۳۶۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی مهندسی برق - الکترونیک، کارشناسی ارشد مدیریت، دکتری مهندسی صنایع - سیستم و بهره‌وری

ادامه
عبدالله دوم پادشاه اردن بیوگرافی عبدالله دوم پادشاه اردن به همراه عکس های خانواده اش

تاریخ تولد: ۳۰ ژانویه ۱۹۶۲ (۶۲ ساله)

محل تولد: عمان، اردن

سمت: پادشاه اردن (از سال ۱۹۹۹)

تاجگذاری: ۹ ژوئن ۲۰۰۰

ولیعهد: حسین بن عبدالله دوم

همسر: رانیا عبدالله (ازدواج ۱۹۹۳)

ادامه
مینا ساداتی بیوگرافی مینا ساداتی بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: ۱۰ آذر ۱۳۶۰

محل تولد: کاشان، ایران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون

تحصیلات: فوق لیسانس گرافیک از دانشگاه هنرهای زیبای تهران

آغاز فعالیت: ۱۳۸۶ تاکنون

ادامه
شاه نعمت الله ولی شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه ایرانی

تاریخ تولد: ۱۴ ربیع الاول۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

نام های دیگر: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

پیشه: فلسفه و تصوف

مکتب: عارف و تصوف

آثار: شرح لمعات، رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی

ادامه
محمدرضا احمدی بیوگرافی محمدرضا احمدی؛ مجری و گزارشگری ورزشی تلویزیون

تاریخ تولد: ۵ دی ۱۳۶۱

محل تولد: تهران

حرفه: مجری تلویزیون

شروع فعالیت: سال ۱۳۸۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی حسابداری و تحصیل در رشته مدیریت ورزشی 

ادامه
رضا داوودنژاد بیوگرافی مرحوم رضا داوودنژاد

تاریخ تولد: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۹

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر

شروع فعالیت: ۱۳۶۵ تا ۱۴۰۲

تحصیلات: دیپلم علوم انسانی

درگذشت: ۱۳ فروردین ۱۴۰۳

ادامه
مائوریستو موتا پائز بیوگرافی مائوریسیو موتا پائز؛ سرمربی والیبال

تاریخ تولد: ۲۶ مه ۱۹۶۳

محل تولد: ریو دو ژانیرو، برزیل

ملیت: فرانسه

حرفه: سرمربی والیبال

آغاز فعالیت: سال ۱۹۹۴ تاکنون

ادامه
فرشید اسماعیلی بیوگرافی فرشید اسماعیلی فوتبالیست جوان ایرانی

تاریخ تولد: ۴ اسفند ۱۳۷۲

محل تولد: بندرلنگه، هرمزگان، ایران

حرفه: فوتبالیست

پست: هافبک هجومی

باشگاه کنونی: پیکان

قد: ۱ متر ۷۲ سانتی متر 

ادامه
رضا عطاران بیوگرافی رضا عطاران؛ ستاره سینمای کمدی ایران

تاریخ تولد: ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۷

محل تولد: مشهد

حرفه: بازیگر، کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، تدوین‌گر، خواننده

آغاز فعالیت: ۱۳۶۹ تا کنون

تحصیلات: دانشجوی انصرافی دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران 

ادامه
دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی

دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی شهاب حسینی یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران است که تا به حال در آثار فاخری مانند محیا، دلشکسته، شهرزاد و... به نقش آفرینی پرداخته است. این هنرمند در هر یک از هنرنمایی های خود دیالوگ های ماندگاری دارد که در ادامه این مقاله از سرپوش قصد داریم به بخشی از آنها اشاره کنیم. بیوگرافی کوتاه از شهاب حسینی سید شهاب الدین حسینی تنکابنی در ۱۴ بهمن ۱۳۵۲ در تهران به دنیا آمد. وی اصالتا تن کابنی است و تحصیلات عالیه خود را در رشته روانشناسی از دانشگاه تهران برای مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت. وی در سال ۱۳۷۳ با پریچهر قنبری ازدواج کرد و حاصل این پیوند دو فرزند پسر به نام های محمد امین و امیرعلی است. فعالیت هنری شهاب حسینی با تئاتر دانشجویی و سپس، گویندگی در رادیو شروع شد. از جمله جوایز این هنرمند می توان به موارد زیر اشاره کرد: - او برای بازی در شمعی در باد (۱۳۸۲) و رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳) نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر شد.  - حسینی در سال ۱۳۸۷ با بازی در فیلم سوپر استار جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد. -  او خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۱ را به‌همراه گروه بازیگران فیلم جدایی نادر از سیمین کسب کرد. - او در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ نیز با ایفای نقش در فیلم فروشنده توانست جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص بدهد. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی؛ درباره شهاب حسینی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی فیلم سینمایی دلشکسته در نقش امیرعلی: - هر کی ریــش گـذاشت مسلمـــون نیـست، هـــرکی پیـشونیش رو داغ کـــرد، مــرد خــدا نیست. - تو همه ی اعتقادا اشتباه میشه. همیشه ام یه عده گرگن تو لباس میش! -  من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم - ما فردا میایم خواستگاری، دیگه نمی خوام خواهرم باشی می خوام نفسم باشی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در فیلم دلشکسته سریال شهرزاد در نقش قباد: -شهرزاد نمی دونی بدون، من با تو چیزایی پیدا کردم که هیچوقت تو زندگیم نداشتم و نمی خوام از دستش بدم. - ما همه مهره های سوخته ایم که زیر دست بزرگ آقاییم. -  آره خب عمو جان حقیقت تلخه عموجان، شنیدنش همچین یه جاهایی از وجدان آدمو جز میده. -  میرم صاف وامیستم جلوی بزرگ آقا بش میگم بزرگ آقا من، زن من، خب؟! پا به ماهه! عین ۱۰-۱۲ ماهو میخوام بمونم ور دلش چی میگی شما؟ - قباد : فقط یه سوال، خیلی دلم می خواد جوابشو بدونم، تو هنوزم دلت باهاشه؟ شهرزاد : فراموشی زمان می بره، فقط فکر می کنم اگه من به هر دری زدم، و اونی نشد که می خواستم بشه، لابد قسمت خرافه نیست، هست واقعا - موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه ی وجودم دوست دارم. عاشقتم - قباد : سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟ شهرزاد : دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی وگرنه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زایل می کنه آقای قباد دیوانسالار -قباد : این کارو باهام نکن شهرزاد. اینطوری خردم نکن. من هنوز دوستت دارم، خیلی بیشتر از قبل. همه چیو خراب نکن شهرزاد : برو قباد، پشت سرتم دیگه نگاه نکن -  من چی کار به کسی داشتم، داشتم زندگیمو می کردم. با بدبختی خودم سر و کله می زدم. اصلا روحمم خبر داشت همچین کسی تو این دنیا زندگی می کنه؟ کی نشونم داد؟ شما. بعدشم که فرستادینم تو بهشت تازه می خواستم بفهمم زندگی یعنی چی؟ تازه طعمش داشت زیر دهنم مزه مزه می کرد که یقه مو گرفتین ترپ انداختینم وسط جهنم. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال شهرزاد سریال مدار صفر درجه در نقش حبیب پارسا: -تو را به جای همه دوست میدارم-تو را به خاطر عطر نان گرم برفی که اب میشود -برای بخشش اولین گناه-تو را برای دوست داشتن دوست میدارم-تو را به خاطر تمام کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم ...  - همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛همين  - مظفر:منوببخش ...یافراموش کن! حبیب:میبخشم...ولی فراموش نمیکنم!!!  -حبيب: فقط چرا فكر مي كنيد كه سفر اعزام ممكنه منتفي بشه؟ دكتر: اين مملكت پسرجان،سرزمين گسل و زلزله و پس لرزه است!آدم از فردا روزش - این و خداوند باید جواب بده ، باید جواب این سوال رو بده ! اگه تو این دنیا هیچ جایی برای آرامش وجود نداره ؛ و اگه تمام رویاهای ما از عشق ، عدالت و آزادی فقط ی خیال بیهودس! پس چرا ما رو آفرید ؟!... -ميدوني چيه تقي جان؟من بر خلاف مرحوم پدرم،ازسياست چيز زيادي نميدونم! همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛ همين دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال مدار صفر درجه سایر فیلم ها: -یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی پایان ناپذیره ... (درباره الی) - میدونی برتر از عشق بی فرجام چیه؟فرجام بدون عشق... (برف روی شیروانی داغ) - من زندگی مو باختم حاج اقا منو از زندون می ترسونی؟برو از خدا بترس ... (جدای نادر از سیمین) - جنگ احساس مسولیته نه شلیکه گلوله ... (شوق پرواز) - هر چه تو اوج میگیری دنیا از دید تو بزرگتر می شود و تو از دید دنیا کوچکتر می شوی ... (شوق پرواز) - تو کویر ادم به خدا نزدیک تره چون اسمون به زمین نزدیک تره ... (پلیس جوان) - میدونی چیت حرص ادمو درمیاره؟اینکه حالت از من بده ولی حس واقعیتو بهم نمیگی خب چیه هر چی هست بیا به خودم بگو فکر میکنی چیزیمه؟فکر میکنی چون چیزیمه عرضه ندارم پس چون عرضه ندارم دیگه.....این منصفانه نیست چون من دارم سعی خودمو میکنم غلطی تا حالا نتونستم بکنم چون نمیتونم تمرکز کنم رو کاری ک باید بکنم نمیتونم تمرکز کنم چون همه ی وقتمو اون چرت وپرتا ی مزخرف و دغدغه های احمقانه پر کرده دانشکده ی مزخرف و شاگردای خنگ و... (پرسه در مه) گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش