پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴
۱۲:۴۱ - ۱۲ تير ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۴۰۲۸۰۰
فیلم و سینمای ایران

عشقی که چهره‌اش پیدا نیست!

اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران,فیلم رگ خواب

«رگ خواب» داستان عاشقی و فارغی است. عشقی که لحظه‌ای شکل می‌گیرد و در لحظه‌ای دیگر وجود ندارد. پرداختن به لحظه‌هایی که ممکن است در ارتباط عاشقانه میان هر دو طرف اتفاق بیفتد اما پایداری آن موضوعی است که نعمت‌الله در آخرین اثرش به آن پرداخته است.

 

داستان پس از نمایش یک زن مهجور و بی پناه بعد از طلاق از شوهر معتادش، در رستوران فست فودی آغاز می‌شود. شروعی زیرکانه و ارجاعی به فست فود؛ غذایی که به سرعت آماده می‌شود، به سرعت به مشتری می‌رسد و به سرعت نیز خورده می‌شود. تشبیهی است به رابطه‌ای که میان مینا با بازی لیلا حاتمی و کامران با بازی کوروش تهامی شکل می‌گیرد. هنگامی که مینا برای استقلال مالی نیاز به کار دارد؛ برای استخدام در رستورانی فرم پُر می‌کند و در آنجا با کامران آشنا می‌شود و جرقه‌های ابتدایی به اصطلاح عشقی که کامران به مینا دارد، در آنجا شکل می‌گیرد.

 

شروعی که می‌تواند در چند پرده دیگر فیلم، در کنار یکدیگر پازل رابطه ناپایدار این دو شخصیت را کامل کند. رابطه عاشقانه‌ای که نعمت‌الله از آن حرف می‌زند با مناسبات زندگی امروزی خود را همراه نشان می‌دهد. روابطی که به سرعت شکل می‌گیرند و به سرعت رنگ می‌بازند. اما در این رابطه، عشق و احساسات برای زنان مهمتر از دیگر مسائل است. معصومه بیات، فیلمنامه نویس «رگ خواب» با توجه به نگاه زنانه و احساسات گرایانه؛ قرائتی زنانه از عشقی را ارائه داده است که زودگذر بودن آن موضوعیت می‌یابد و در پرده سوم و پرده اصلی فیلم، سخن از تنهایی زنان دارد. زنان امروزی که درگیر روابطی هستند و در نهایت تنهایی آنها را احاطه می‌کند.

 

«رگ خواب» با نگاهی احساسی و عاشقانه به روایت رابطه و در ادامه تنهایی زنان امروز ایرانی می‌پردازد؛ اما به دلایلی نمی‌تواند مخاطب امروزی را با مینا همراه سازد. زیرا، رگ خواب به روایت عاشقانه‌ای بسنده می‌کند که در آن زن فقط مورد خیانت و ظلم و بی‌مهری قرار می‌گیرد که همواره مردان بر او روا می‌دارند و زن را موجودی ترحم برانگیز، بی‌گناه و مثبت داستان تلقی می‌کند.

 

اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران,فیلم رگ خواب

عشقی که فیلم براساس آن شکل می‌گیرد، بسیار کودکانه و ناباور است. مینا با چند محبت دم دستی کامران به سرعت دل به او می‌بازد و تا پای جنون در عشق فرو می‌رود و کامران نیز که در ابتدای فیلم عاشقی دلسوخته و شاعرمسلک است؛ معلوم نیست چگونه به یکباره عشق و احساسش به بی‌تفاوتی و نگاه ابزارگونه به مینا بدل می‌شود. در نیمه نخست او به خوبی در نقش عاشقی که مینا را بی‌پناه و ساده و زیبا می‌داند، باورپذیر است اما در نیمه دوم فیلم، این تصور بدون هیچ منطق و استدلالی رنگ می‌بازد و کامران در مقابل تلاش لیلا بر ادامه رابطه، سعی در دست به سر کردن و دوری از او دارد.

 

در صحنه‌ای تکان دهنده از فیلم که از نقاط مثبت فیلم محسوب می‌شود، لیلا پس از مدتها انتظار، تصور می‌کند کامران برای دیدن او از سفر آمده و به او قول داده مهمانی هم با خود به همراه می‌آورد. لیلا به تصور اینکه مهمان کامران، مادرش است و قرار است آنها را به یکدیگر معرفی کند، تدارک می‌بیند، لباس می‌خرد، غذا می‌پزد، خانه را مرتب می‌کند و با تمام وجود خود را برای دیدار کامران آماده می‌کند؛ اما وقتی می‌بیند مهمان کامران گربه‌ای است که او نمی‌تواند از عهده نگهداری‌اش برآید و آن را به مینا می‌دهد، شوکه می‌شود. کامران در مواجه با تدارک و انتظار عاشقانه مینا؛ خنده‌هایی جنون آمیز سر می‌دهد که آوار رابطه پایان یافته‌شان بر سر مینا خراب می‌شود.

تحویل گربه به مینا، که در ادامه عملاً جای کامران را می‌گیرد، در کنار فست فود نمادی دیگر از نوع نگاه کامران به رابطه‌اش با مینا است که نعمت‌الله در فیلم از آن استفاده کرده است. مینا با اکراهی که از گربه دارد اما آن‌ را نگه می‌دارد و با او صحبت می‌کند و تنهایی آزاردهنده‌اش در کنار گفتگو با گربه؛ تأثیر تنهایی زن را در فیلم دو چندان می‌کند.

 

سومین نماد، خانه یا انباری است که مینا از سر بی پناهی به آنجا پناه آورده و کامران در اختیارش گذاشته است. خانه‌ای در میان انبوه خانه‌های یک طبقه‌ای که بارها در نمایی لانگ شات نمایش داده می‌شود. انباری که مینا در آن زندگی می‌کند، بلند و در میان دیگر ساختمان‌ها تنهاست. ساختمانی تقریباً مخروبه که شمایلی از شخصیت و وضعیت زن داستان را روایت می‌کند. خانه‌ای که از درون ویران است و بر هیچ تکیه دارد. احتیاج زن به داشتن تکیه گاه پس از پدر، همسر و حالا معشوقش؛ از موضوعاتی است که مفروض این شخصیت تصور شده است. او بدون تکیه‌گاه معنای زندگی‌اش به مخاطره می‌افتد و عنان امور از کف می‌دهد.

 

عاشقانه «رگ خواب»، با بازی خوب لیلا حاتمی- برنده سیمرغ بهترین بازیگر زن به خاطر همین فیلم‌ می‌توانست با پرداخت بیشتر شخصیت‌پردازی در نیمه نخست فیلم و اندیشیدن تدبیری برای القای نگاه ابزاری کامران به زن در زمان شکل‌گیری رابطه آنها؛ فیلم را در زمره آثار تاثیرگذار این سال‌های سینمای ایران قرار دهد؛ فیلمی که به لحاظ کارگردانی، بازی و لحن روایت اثری موفق در کارنامه نعمت‌الله محسوب می‌شود.

 

 

mardomsalari.net
  • 14
  • 6
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش