
گفت و گو و دیالوگ هایی که در هر فضایی بین افراد رد و بدل می شود، مانند ویترینی هستند که فرهنگ و شخصیت آدم های آن فضا را به نمایش می گذارند. این موضوع در دنیای تصویر نیز وجود دارد و دیالوگ های موجود در هر فیلم یا سریالی به جهت ارتباطی که در وهله اول با مخاطب برقرار می کنند از اهمیت بالایی برخوردارند. در واقع بعد از داستان اصلی هر اثری در کنار کیفیت بازی که در کار اتفاق می افتد، این فیلمنامه و دیالوگ است که مخاطب را به دیدن آن مجموعه ترغیب می کند یا او را از دیدن فیلم باز می دارد.
این ویترین با حضور نویسندگانی که با سلایق گوناگون خود دست به تألیف می زنند، تاکنون دستخوش تغییرات زیادی شده است و سبک و سیاق مختلفی در آن شکل گرفته است. در این میان گاهی فیلمنامه هایی به چشم می خورند که برای متفاوت بودن از سطح محاوره به صورت اغراق آمیزی فاصله گرفته اند و یا بیش از حد به آن نزدیک شده اند.
این موضوع و تأثیراتی که ادبیات موجود در فیلمنامه ها روی مخاطب دارد، بهانه ای شد تا نظر فعالان عرصه تولید را جویا شویم. در بخش دوم این گزارش ضیاءالدین دری پیرامون بحث موجود عنوان کرد: دیالوگ نویسی های امروز نوعی بی اطلاعی محض است. یعنی فیلمساز اساساً نمی داند که جملاتی که کاراکترها به هم می گویند، آیا در خور موضوعی که مخاطب می بیند هست یا نه؟! این شیوه ای که با اتفاقات غیر معمول، موجب تغییر ذائقه مخاطب شده است، موجب می شود تا دیالوگ ها نیز از مدار عادی و صحیح خود خارج شوند.
در بخش دیگری از این گزارش علی خودسیانی، نویسنده سریال هایی چون «فصل زرد» در خصوص شیوه دیالوگ نویسی که این روزها رایج شده است بیان کرد: اتفاقی که مدتی است رخ داده، این است که برخی ها فکر می کنند اگر با کلمات بازی کنند و ترکیب های مسجع از آنها به وجود بیاورند، آنگاه قدرت دیالوگ نویسی خود را به رخ کشیده اند، در صورتی که این اتفاق تنها نوعی بازی است و فرم خاصی از دیالوگ نویسی را شامل نمی شوند.هنر این است که هر چیزی را در جای مناسب خودش به کار ببری و زبان مناسب فیلمت را انتخاب کنی، این که با کنار هم چیدن چند کلمه هم وزن و قافیه متنی را شکل دهی که نه تنها هنر نیست بلکه حتی یک بچه هم می تواند این کار را انجام دهد. علاوه بر این ها امیرعباس پیام نیز در این باره عنوان کرد: برخی نویسنده ها با بهره گیری از کلمات و واژه های ادیبانه سعی دارند تا توان خود را به رخ بکشند اما این شیوه نادرست است و بازی با کلمات هنر محسوب نمی شود.
در ادامه این گزارش صحبت های بابک کایدان، طهماسب صلح جو و مسعود بهبانی نیا را می خوانید:
مسعود بهبهانی نیا:دیالوگ نباید از قصه بیرون بزند
مسعود بهبهانی نیا نویسنده سریال «ترانه مادری» پیرامون ادبیات موجود در فیلمنامه ها و به ویژه دیالوگ ها به بانی فیلم گفت: به هر حال زمانی که آدم یک کار رئال و اجتماعی را در بستر روز انجام می دهد، آن کار زبان، نشانه ها و نمادهای خاص خودش را دارد که باید از دل مردم گرفته شود. این زبان گاهی حکایت از شغل یک فرد می کند، گاهی یک فرهنگ خاص یا گذشته خاص را بیان می کند و موارد دیگری از این دست. حال بخشی از شخصیت پردازی و رنگ آمیزی کاراکترها از طریق واژگانی که در دیالوگ ها استفاده می شود، تامین می گردد، اما وقتی این موارد از واقعیت بیرونی دور می شود، شاید متن شکل آهنگین پیدا کند، اما به شکلی یک فاصله گذاری بین مخاطب، فضا و دنیایی که داستان ترسیم می کند، ایجاد می شود.
وی ادامه داد: بهره گیری از الفاظ و ترکیبات خاص زمانی می تواند مناسب باشد که قرار بر نمایش دوران خاصی باشد، مثل کاری که آقای حاتمی در هزار دستان کرد. یا دیالوگ های آقای میرباقری در کارهای تاریخی. در مورد این دوران از آنجایی که ما هیچ سند تاریخی نداریم که محاوره چگونه بوده است به همین جهت مثل آکسوار صحنه و فضاسازی که تخیلی آن را ترسیم می کنیم، لحن و گفتار را نیز این گونه شکل می دهیم، این گونه قراردادی را با بیننده برقرار کرده ایم تا آن فضا را باور کند.
نویسنده «خانه پدری» اضافه کرد: مسئله ای که برای ما در حوزه نگارش اهمیت دارد، این است که دیالوگ نباید از قصه بیرون بزند. دیالوگ باید با شخصیت تناسب داشته باشد و نباید همه شخصیت های موجود در کار یک شکل حرف بزنند، کاراکترهایی که به لحاظ اجتماعی، شغلی، فرهنگی و… با یکدیگر متفاوت اند، مثل آدم های متفاوتی که در سطح اجتماع حضور دارند، به همین جهت اگر همه مثل هم صحبت کنند، قاعدتاً دست نویسنده از قصه بیرون می زند و مشخص می شود که او است که جای همه صحبت می کند. طبعاً یک آدم خلافکار یا یک فرد فرهنگی و موارد دیگر متفاوت است و باید این موضوع لحاظ شود.
بهبهانی نیا درباره دایره تأثیرگذاری این دست نوشته ها عنوان کرد: ممکن است در مقطعی این اثرگذاری تحت جو یک سریال به شکل یک شوخی یا تکرار کلمه ای ایجاد شود، اتفاقی که بیشتر در حوزه کمدی رخ می دهد، اما مسئله ای که اهمیت دارد، این است که آن واژگانی که رایج می شود، ریشه اجتماعی داشته باشد، اگر ریشه داشته باشد می ماند، ولی اگر من در آوردی باشد چندان ماندگار نخواهد شد. نمونه این اصطلاحات ترکیب پاچه خواری است که چون در روابط اجتماعی وجود دارد، همچنان استفاده می شود، به همین دلیل وجود این ریشه نقش بسزایی در تأثیرگذاری آن کار دارد.
طهماسب صلح جو:می خواهند مثل حاتمی بنویسند اما…
طهماسب صلح جو منتقد تلویزیون و سینما در گفت و گو با بانی فیلم در خصوص بحث دیالوگ نویسی بیان کرد: دیالوگ در حوزه درام، تابع محاوره عام نیست، یعنی دارای ارزش ادبی است. در کل دیالوگ با حرف زدن متفاوت است و در واقع گفت و گویی است که ارزش نمایشی و دراماتیک دارد. این گفت و گو باید طوری تنظیم شود که از حرف های این ۲ آدم یک محتوی و معنا نیز ایجاد شود، به همین جهت از نظر ادبی لزومی ندارد که ما بگوییم مردم عادی این گونه حرف می زنند یا نه.
وی ادامه داد: موضوعی که به آن اشاره کردم، دیالوگ نویسی را مهمترین بخش درام نویسی می کند، چرا که درام نویسی تنها داستان نویسی نیست و بخشی از قصه بین گفت و گو آدم هایی که هستند شکل می گیرد. واژه ها و جملاتی که در دیالوگ ها به کار می رود به کاراکتر آن شخصیت بستگی دارد، قطعاً حرف زدن یک جوان با پیرمرد ۷۰ ساله متفاوت است و این تفاوت در مورد هر شخص با شخص دیگری وجود دارد. با این وجود ما هرازگاهی در تلویزیون سریال هایی را می بینیم که همه در آن یک شکل حرف می زنند. در این جا بحث ارزش ادبی فیلمنامه مطرح نیست، بلکه مشکل این است که این دیالوگ ها به ساختار کاراکترها نمی خورد، وقتی همه یک جور حرف می زنند، خود به خود جنبه دراماتیک اثر هم دچار یکنواختی می شود و مخاطب نمی تواند شخصیت ها را تفکیک کند.
صلح جو تصریح کرد: ایجاد تفاوت در دیالوگ ها با توجه به شخصیت هر کاراکتر شکل می گیرد، به عنوان مثال یک پزشک مانند یک راننده کامیون صحبت نمی کند و خود به خود واژگانش با بقیه متفاوت است. در کل چیزی که ارزش دراماتیک به کار می دهد هماهنگی کاراکترها با دیالوگ آن است.
خود من این شب ها در حال دنبال کردن تکرار سریال «امام علی (ع)» هستم، مجموعه ای که یکی از نمونه های بسیار خوب در دیالوگ نویسی است. در این کار هم اصطلاحات معاصر و عامیانه روز را به کار می برد و هم واژگان ادبی کهن فارسی را، در واقع کنار هم گذاشتن این ها به گونه ای است که هم کار برای مخاطب قابل فهم است و هم فضای تاریخی را می رساند. در همین سریال آدم های مختلف به اشکال گوناگونی حرف می زنند و این به هماهنگی بین دیالوگ و فضاسازی کلامی بر می گردد.
این نوع دیالوگ نویسی کار هنرمندانه ای است وگرنه این که هر کس با بازی با کلمات یک متنی را در آورد، هنر نیست و به آن دیالوگ نویسی نمی گویند.
صلح جو خاطر نشان کرد: برخی ها فکر می کنند در حال بازی با کلمات و فرم دهی به آنها هستند، در حالی که این طور نیست و دیالوگ خودش یک ویژگی دراماتیک دارد، به همین جهت اگر فیلمی از این نظر کم داشته باشد، خود به خود برقراری ارتباط مخاطب با شخصیت ها را مخدوش می کند. ما در سینمای کشورمان فیلمسازانی داشتیم و داریم که در دیالوگ نویسی صاحب سبک اند، مثلاً زنده یاد علی حاتمی با لهجه تهرانی دیالوگ می نوشت و به فراخور شخصیت های هر آدمی از واژه های مناسب استفاده می کرد، به عنوان نمونه در فیلم «دلشدگان» او از واژه هایی که در تصنیف ها به کار رفته استفاده می کند و با آنها دیالوگ می سازد، چون افراد حاضر در این فیلم اهل شعر و ادب اند و با حرف هایشان یادآور این واژه ها هستند. حال برخی ها می خواهند از آنها تقلید کنند اما در واقع سورنا را برعکس می نوازند!
ما هم کم و بیش این دست نوشته ها را دیده ایم، این که بعضی ها می خواهند مثل حاتمی فیلم بسازند و آن وقت واژه ها و کلماتی را مدام تکرار می کنند که نا به جا است. از سوی دیگر کیمیایی هم در این حوزه نوآوری هایی کرده است و در کل ما سرمایه هایی داریم که بتوانیم آنها را الگو فیلمنامه نویسی قرار دهیم ولی این اتفاق به یک فرد سنجیده نیاز دارد، نه بازی با کلمات.
بابک کایدان:فیلمنامه باید هدفمند باشد!
بابک کایدان نویسنده مجموعه «سقوط یک فرشته» در خصوص ادبیات فیلمنامه ها و دیالوگ های موجود در فیلم ها و سریال ها و فراتر رفتن این موضوع از سطح عمومی جامعه به بانی فیلم گفت: در مورد شیوه های نوشتاری حق هر نویسنده ای است که انتخاب کند و حق هر کارگردان و بازیگری است که هر کدام را می خواهند بپذیرند. من فکر می کنم سلیقه بخشی از جامعه نیز به این سمت هست یعنی دوست دارد تا دیالوگ های خاص را بشنود، از نظر سطح تکنیکی نیز واقعیت این است که زیبا سخن و دیالوگ گفتن در اصل اتفاق بدی نیست، کمانکه هر نویسنده ای اغلب دیالوگ هایش را از گفت و گو خارج و به دیالوگ تبدیل می کند، زیرا دیالوگ تنها حرفهای عادی نیست، بلکه هدفمندتر است و باید دارای زیبایی شناسی باشد، قصه و شخصیت را پیش ببرد و فاکتورهای دیگری به آن اضافه می شود که آن را از شکل گفت و گویی خارج می کند. حال زیبا دیالوگ گفتن نیز بخشی از زیبایی اثر است. به همین جهت هر نویسنده ای ملزم به این است که از دیالوگ هایش ساده نگذرد و به زیباترین شکل ممکن آن را بیان کند.
وی ادامه داد: در این بین مسئله ای که ممکن است مورد سوال قرار بگیرد، این است که چرا همه شخصیت های یک کار مثل هم حرف می زنند و بین آنها فاصله ای نیست. نظر من هم این است که همه شخصیت ها در یک قصه نباید مثل هم حرف بزنند. بلکه بخشی از تفکیک شخصیت ها در سریال این است که هر کاراکتری با دایره کلمات خودش صحبت کند، چرا که وقتی همه یکسان حرف بزنند، ممکن است باز نمایش اثر بیشتر از اندازه لازم شود و مخاطب احساس کند که دارد یک کار کاملاً نمایشی می بیند نه یک اثر رئال و اجتماعی را. این روزها ممکن است بخشی از مخاطبان با دیدن چنین کارهایی از آن فاصله بگیرند و بگویند که این شخصیت ها، از آدم های جامعه امروز نیستند، اما برآیند کلی من از کارهای این چنینی مثل تیم آقای نعمت اله این است که تقریباً اغلب آنها در ذهن مردم ماندگار شده اند و بین مردم از موفقیت و امتیاز برخوردار بودند. به نظر من این شیوه نگارش که کمی فراتر از سطح جامعه بروی ایراد محسوب نمی شود و نکات خوب و بدی هم به همراه ندارد و اگر هم داشته باشد بعد مثبت آن بیشتر است. چون در این دست کارها مردم با ادبیاتی آشنا می شوند که شاید مقداری دوره آن گذشته، اما حداقل برای مخاطب این فضا یادآوری می شود: به همین جهت من ایرادی در این شیوه نمی بینم و تا زمانی که مردم استقبال می کنند یعنی کار در حال درست پیش رفتن است.
من فکر میکنم اگر معیار اصلی را مخاطب بگذاریم می بینیم که مخاطب اذیت نشده و این آثار را دنبال می کند.
کایدان اضافه کرد: از لحاظ تنوع کاری نیز با نگاهی متوجه می شویم که نزدیک به ۹۰ درصد از فیلم ها به شیوه عادی تری در حال روایت اند، حال در این میان اگر یکی ـ دو قصه کمی خاص تر باشند، اشکالی ندارد. البته شاید سلیقه شخصی من به این شکل نباشد، اما از نظر مخاطب این اتفاق بد نیست و تا الان این دست کارها کم و بیش دیده شده اند، ولی خود من در صورت نگارش این شکل از کارها برای همه به یک صورت نمی نویسم و تمایز بین گفتار کاراکترها را حفظ می کنم.
کایدان در آخر حول تاثیرگذاری دیالوگ های خاص و متفاوت با سطح عادی اجتماع عنوان کرد: من فکر می کنم تکه کلام زمانی بین مردم ایجاد می شود که وفور یک نوع دیالوگ خاص در یک اثر نباشد، چرا که وقتی فراوانی یک شکل از واژه ها در کاری وجود داشته باشد، آن وقت دیگر چیزی برای ماندن در ادبیات مردم باقی نمی ماند ولی اگر برعکس این اتفاق رخ دهد آن گاه می توانیم شاهد تمرکز روی برخی از دیالوگ های آن کاراکتر باشیم.
- 18
- 4











































