
پرداختن به موضوعات روانشناسی، اختلالات روانی و مسائلی از این دست همواره یکی از موضوعات اصلی در بسیاری از فیلم ها و آثار موفق سینمایی بوده است. آثاری که با گذشت زمان همچنان در خاطر تماشاگر باقی مانده اند و این چیزی نیست که غیر از پشتوانه علمی داشتن یک فیلمنامه بتواند به موفقیتی این چنین دست یابد. آثاری همچون «عروسی خوبان» محسن مخلباف، «مادر» علی حاتمی، «معجزه خنده» یدالله صمدی، «پرسه در مه» بهرام توکلی و «برادرم خسرو» احسان بیگلری از نمونه های موفقی است که در طول این سال ها انتقادات کمتری هم با خود به همراه داشته اند و در پرداخت قصه، مباحث علمی فدای درام نشده است.
در سال های اخیر نقش مشاور روانشناس در بسیاری از فیلم ها و حتی سریال های تلویزیونی پررنگ تر شده و فیلمسازان با احتیاط و مطالعات بیشتری وارد حوزه های روانشناسی می شوند. با این حال برخی از مشاوران حوزه روانشناختی بر این عقیده اند که اکثر فیلمسازان بعد از اتمام فیلمنامه و مراحل ساخت فیلم از آنها مشاوره می خواهند، زمانی که دیگر یک مشاور نمی تواند دخل و تصرفی در فیلمنامه و یا صحنه های فیلمبرداری داشته باشد. این گونه است که اطلاعات غلط ممکن است بر ذهن تماشاگر تاثیر خود را بگذارد.
در بخش پیشین این گزارش با دو تن از کارشناسان و متخصصان حوزه روانشناسی و سینما گفتگو کردیم. مهدی اسماعیل تبار ضعف در فیلمنامه ها را در نیتجه عدم توجه مردم عام به مباحث روانشناسی دانست و گفت: «بسیاری از فیلمسازان می گویند ما خودمان به اندازه صد روانشناس بر موضوع احاطه داریم! در صورتی که موضوع روانشناسی در جهان غرب امر مورد تاییدی بوده و مسئله روزشان است و برای آن هم هزینه می کنند. در حالی که در ایران سالانه میلیاردها تومان صرف رمالی و فالگیری می شود اما به روانشناسان مراجعه نمی کنند.»
دکتر امیرحسن ندایی نیز در این رابطه گفت: «یکی از مواردی که همیشه به عنوان ایراد بزرگ در سینما یاد می شود ضعف در فیلمنامه هاست و من این نکته را اضافه می کنم که مهم ترین ایرادات فیلمنامه های ما عدم شخصیت پردازی صحیح است. هر چقدر روانشناسان و روانپزشکان ما وارد حوزه سینما شوند فیلم های موفق تری در این زمینه خواهیم داشت».
در بخش پایانی این گزارش به سراغ برخی دیگر از روانشناسان و صاحب نظران در این حوزه رفتیم که از نظرتان می گذرد.
محمدهادی کریمی:نویسندگان خود را بی نیاز از مشاوره متخصصان می دانند
محمدهادی کریمی، یکی از فیلمسازانی است که خود تحصیلکرده پزشکی است. او در خصوص ضعف آثار سینمایی ایرانی در مقابل آثار خارجی در حوزه روانشناسی، به بانی فیلم گفت: به طور قطع و یقین نزدیک شدن روانشناختانه به انسان در هر اثری، آن را به ممیزی نزدیک خواهد کرد و این یعنی سری را که درد نمی کند دستمال نبندند، اما ایراد اساسی به این نکته باز می گردد که یک تیم معمولا سناریوها را نمی نویسند و نویسندگان هم خود را بی نیاز از مشاوره متخصصان می دانند و به تکرار اشتباهاتی که از فرم تکرار، به غلط نرم تلقی می شود، دست می زنند، تصاویر غلطی که از بیماری های روانی (چه سایکوزو چه نوروز ها)، یا آلزایمر و زوال عقل (دمانشیا) به کرات و وفور دیده می شود که حاصل این بی نیاز دانستن های متوهمانه سازندگان این آثار است. اگر قصد مصلحانه ای در کار باشد پزشکان و روانشناسان باید ظاهرا بی مزد ومنت بیایند چرا که این سو نه پولی هست و نه نامی! کلا قید منفعت مالی و معنوی را بزنند و بیایند در این صورت ممکن است حضورشان در گروه فیلمسازی مزاحم تلقی نشود و قاعدتا از همان گام های نخست نگارش که انتخاب کانسپت اولیه و جهان فیلم است این حضور الزامی است.
کارگردان فیلم سینمایی «بشارت به یک شهروند هزاره سوم» در پاسخ به این سوال که آیا ارائه اطلاعات نادرست منجر به این نمی شود که دیدگاه تماشاگر نسبت به روایت فیلم و فضای قصه نیز همراه با شک و تردید همراه شود، عنوان کرد: قاعدتا خیر، اما گاه بخاطر ناگزیر و ناگریز بودن مجبوریم بپذیریم چرا که دیگر بخاطر کلیشه شدن، نُرم و پذیرفته شده است، مانند شوک الکتریکی از روی لباس برای بیماری که دچار ایست قلبی شده است -که به شدت مضحک و خنده دار است – اما با توجه به ممیزی های مرسوم، جز این نمی توان به تصویر کشید حتی در مورد مردی که ایست قلبی کرده و ظاهرا نشان دادن بالاتنه برهنه آن ممیزی شرعی وجود نداشته باشد، چرا که کلیشه ها به عنوان نرم و فکت پذیرفته شده است.
فقیهه سلطانی:در سینما به ظاهر قضیه میپردازیم و از باطن دور ماندهایم
فقیهه سلطانی، بازیگر یکی از فیلم ها با موضوعات روانشناسی همچون «معجزه خنده» در خصوص ضعف آثار سینمایی ایرانی در مقابل آثار خارجی در حوزه روانشناسی، به بانی فیلم گفت: فیلم های خارجی در این خصوص موفق ترند چون با دقت تر و کوشاتر از ما هستند. آنها با دقت به جزئیات می نگرند و ما بسیار سرسری از کنار همه چیز می گذریم. شاید به دلیل این است که هنوز درگیر تکنیک هستیم ولی تکنیک خارجی ها به اندازه کافی پیشرفت کرده و فیلم های تکنیکی زیادی ساخته اند و بعد از آن فیلم هایی با محتوای روانشناختی می سازند. جای فیلم هایی همچون فیلم «هامون»، «بانو» و… این گونه فیلم ها با موضوعات روانشناسی در سینمای ایران بسیار خالی است. شاید قبلا در ایران این اتفاقات می افتاد. ولی در حال حاضر بیشتر درگیر تکنیک شده ایم و از فضا دور شده ایم، سعی می کنیم تصاویرمان را شبیه تصاویر فیلم های خارجی کنیم و از موضوع غافل شده ایم. هر روز فیلم های ما خوش آب و رنگ تر شده و بازیگرانمان زیبا تر می شوند ولی از آن چیزی که باید باشیم دور می شویم.
این بازیگر افزود: فیلمسازان آثار خارجی بسیار دقیق و علمی پیش می روند. متاسفانه در ایران وقتی کسی فیلمنامه ای می نویسد چندان منعطف نیست. نویسندگان با کسانی که در زمینه ای حرفه هستند، تبادل تجربه نمی کنند. برخی حتی از یک واو هم در فیلمنامه شان نمی گذرند. با اینکه تمرکز چندانی روی آن نکرده اند. ای کاش با عرق این فیلمنامه را نوشته بودند تا وقتی به آنها تجربیات جدید پیشنهاد می کردید قبول می کردند. متاسفانه بسیاری از آنها هم با دانش کافی نوشته نشده اند که چارچوب آن بسته باشد و نتوان چیزی به آن فیلمنامه اضافه کرد. فکر کنم اگر کمی فیلمسازان و نویسندگان تعامل بیشتری در سینما داشته باشند و از خود انعطاف بیشتری نشان دهند اتفاقات بهتری رخ دهد.
وی با اشاره به تعامل بیشتر فیلمسازان با روانشناسان ادامه داد: آدم هایی که بتوانند در این حوزه به ما در سینما کمک کنند کم نیستند. روانشناسان و کسانی که در سازمان ها و مراکزی همچون زندان ها و مراکز رسیدگی به جرایم و پرونده های جنایی و… همه می توانند دستگیر فیلمسازان باشند و در این خصوص کمک کنند. به خصوص دانش روانشناسی که از افراد متخصص این حوزه در سینمای ایران بسیار کم استفاده می شود. دلیلش هم این است که ما درگیر تصاویر زیبا شده ایم. تازه آن هم نمی توانیم به درستی خلق کنیم و پر از ایراد و کم و کاستی است. ما به ظاهر قضیه می پردازیم و از باطن دور مانده ایم. به نظرم فیلم هایی که در دو دهه قبل ساخته می شدند مفاهیم عمیق تری نسبت به فیلم هایی که در حال حاضر ساخته می شوند داشتند.
بازیگر فیلم سینمایی «عینک دودی» عنوان کرد: دیگر فیلمسازان و فیلمنامه نویسان حوصله ندارند. زمان و پروسه ساخته شدن یک فیلم از نوشتن تا تولید کار بسیار کوتاه شده است. قبلا دو یا سه سال روی فیلمنامه ای کار می کردند و بعد از آن بازنویسی می شد و هزار و یک اتفاق می افتاد و بعد ساخته می شد. در حال حاضر گویا فیلم ها را سری دوزی می کنند!
سلطانی در مورد مطالعه خارج از فیلم برای یک بازیگر در فیلم های روانشناسانه، عنوان کرد: بستگی به موضوع فیلم دارد. به نظرم بازیگران در فیلم های ایرانی حتما باید مطالعه خارج از فیلم داشته باشند. در خارج این طور نیست چون همه چیز بررسی شده است و حتی کسانی قبل از تولید فیلم با بازیگر حرف می زنند و او را دچار چالش می کنند تا نقش را پیدا کند. امکانات خاص در اختیار بازیگران می گذارند مثلا او را برای بازی در نقش یک بیمار روانی به تیمارستان های مختلف می برند که از نزدیک با نقشش آشنا شود. ولی در ایران این گونه نیست. بازیگر در ایران باید خودش همه کارها را انجام دهد. حتی یادم است که در فیلمی نقش زنی هندی را بازی می کردم و باید لهجه هندی می داشتم، هیچ کس هم اطراف من نبود که بتوانم در این مورد از او کمک بگیرم. روز بعد از بستن قرارداد هم باید جلوی دوربین می رفتم. من به عنوان یک بازیگر این فرصت را نداشتم که از کسی کمک بگیرم و تنها به ذهنیات خود متکی شدم. در حالی که اگر یک فیلم اروپایی بود از یک ماه قبل کسی را برای این کار قرار می دادند تا در همه جوانب به بازیگر کمک کند. همچنین در فیلمی نقش دختری گرجستانی داشتم. حتی مدل سربند آن دختر را نمی دانستند و من خودم دنبال آن گشتم و پیدا کردم. این موارد وجود دارد چه برسد به اینکه به مباحث روانشناختی در یک فیلم بپردازند. خود بازیگر همه این کارها را باید انجام دهد. امیدوارم سینمای ایران از این ظاهر بیرون بیاید و به سمت درستی هدایت شود و شاهد اتفاقات بهتری در آینده باشیم.
حسین خطیبی:فیلمها بر اساس موازین علمی باورپذیرتر میشوند
دکتر حسین خطیبی، روانپزشک و دکتری علوم ارتباطات اجتماعی در خصوص نحوه پرداخت به مسائل پزشکی و روانشناسانه در فیلم های سینمایی ایرانی، به بانی فیلم گفت: هر حوزه ای که بخواهد در آن فیلم ساخته شود نیاز به کارشناسانی دارد که تخصص خاص داشته باشند و بتوانند بر اساس موازین علمی مشاوره بدهند. در فیلم هایی با موضوع جامعه شناسی و روانشناسی و حتی یک فیلم جنگی که ساخته می شود باید متخصص نظامی حضور داشته باشد و به آنها بگوید که موازین درست کدام است. وی افزود: این کار دو فایده دارد یکی اینکه وقتی ساختن فیلم ها بر اساس موازین علمی انجام شود، فیلم باورپذیرتر می شود. دوم اینکه این کار می تواند تاثیر بیشتری روی ذهن مخاطب بگذارد.
این کارشناس با بیان اینکه در بسیاری از فیلم های سینمایی غلط های فاحش پزشکی وجود دارد، عنوان کرد: این اشتباهات به گونه ای است که گویا کسی نبوده به آنها بگوید مثلا آمپول را به آن شکل دست نمی گیرند یا برای فلان بیماری آن کار را انجام نمی دهند. آن غلط فاحش باعث می شود که باور پذیری فیلم و تاثیرگذاری آن کم شود. وقتی اشتباهی در فیلمی رخ می دهد و آن فیلم بستر تئوریک قوی نداشته باشد روی مخاطب تاثیر چندانی نمی گذارد. همیشه در همه جای دنیا کارشناسان خاصی را برای این کار در اختیار می گیرند.
خطیبی در پاسخ به این سوال که آیا این توجیه درست است که فیلمی از لحاظ دراماتیک اصول علمی نداشته باشد، اضافه کرد: روانشناسان و پزشکانی داریم که به سینما و هنرهای تصویری علاقه دارند و می توانند به فیلمسازان و فیلمنامه نویسان مشاوره بدهند. اگر جریان عاطفی یا روانشناسی بین دو نفر از پرسوناژهای فیلم اشتباه ساخته شود قطعا می تواند مخرب باشد.
آرش تقوی:در فیلمها اختلالات روانی بسیار غلوآمیز نشان داده می شود
دکتر آرش تقوی، روانشناس سلامت، در خصوص نحوه پرداخت به مسائل پزشکی و روانشناسانه در فیلم های سینمایی ایرانی، به بانی فیلم گفت: در رابطه فیلم و روانشناسی دو مبحث داریم؛ یکی فیلم هایی که سوژه هایشان مرتبط با اختلالات روانی است، مثل فیلم «پرواز بر فراز آشیانه فاخته»، «قوی سیاه»، «درخشش»، «ذهن زیبا» و… که در این ها موضوع فیلم به شکل جدی و مشخصی با روانشناسی و اختلالات روانی ارتباط دارد. دسته دوم فیلم هایی هستند که تم های روانشناسی جدی مثل آسیب های اجتماعی دارند، ولی آن تمی نیست که روی آن اسم اختلال روانی را بگذاریم یا موضوع آن فیلم صرفا تم روانشناسی نیست.
مثلا انیمیشنی مانند «Inside out»-درون و بیرون- در مورد ۵ هیجان اصلی انسان است و در جریان فیلمنامه این انیمیشن چند پروفسور روانشناسی به طور جدی و در آن حوزه دخالت داشته اند. یا اینکه فیلم «عروسی خوبان» محسن مخملباف مستقیم با اختلال p.t.s.d یا اختلال استرس پس از سانحه ارتباط دارد. همچنین فیلم «غلاف تمام فلزی» نیز با اختلال استرس پس از سانحه در ارتباط است، اما بار «عروسی خوبان» در نشان دادن تجربیات مجدد جنگی در ذهن یک جانباز با باری که در «غلاف تمام فلزی» دیده می شود کاملا متفاوت است. اگرچه از نظر کتاب های ما هر کدام از این فیلم ها به یک قسمت اشاره می کنند. وی افزود: فیلم «باغ فردوس ۵ بعد از ظهر» تم مستقیمی در رابطه با روان درمانی دارد، به خصوص رابطه بین روان درمانگر و مراجعه کننده مستقیما با مسائل اتاق درمان و اختلال ارتباط دارد. اما داشتن تم روانشناختی به شکل روانشناسی بیمارگونه و یا روانشناسی توصیفی، موضوع اکثر فیلم ها را تشکیل می دهد. در کنار این آثار، شاهکاری به نام «روزی روزگاری در امریکا» و یا «سینما پارادیزو» سیر رشد روانی انسان طبق کتاب و روانشناسی جنسی-عاطفی یک انسان را بررسی می کند. این ها تم های روانشناسی است. در این فیلم ها مستقیما اختلالات را نمی بینید، ولی تحلیل های دقیقی در آن خصوص می بینید. در «بخوان و بسوزان» شاید در کنه مسئله یک فیلم تقریبا اکشن را ببینید، ولی عملا تحلیل های جدی روانشناسی را می بینید.
این روانشناس با اشاره به موجود بودن کتاب هایی درخصوص روانشناسی و هنر در ایران ادامه داد: در حال حاضر ما دو کتاب در بازار ایران داریم که مستقیما رابطه اختلالات روانی با فیلم ها را بررسی می کنند و در حیطه هنر روی متون ادبی و یا هنرهای تصویری و یا فیلم ها بررسی و تحلیل های روانپزشکی انجام می شود. آنچه که در ایران در گروه پزشکی اتفاق می افتد، این است که گاهی محوطه ای که در فیلم ها از فضای بیمارستان نشان می دهند به گونه ای است که گویا کارگردان یا تهیه کننده هیچ برآوردی حتی از پرستار متخصص اورژانس ندارد. گاهی رفتارهایی از یک مریض در حال کما دیده می شود که نرسی که متخصص اورژانس باشد، می گوید این رفتار غیرمنطقی است. در حیطه روانشناسی هم این مسئله را داریم که گاهی اوقات اختلالات بسیار غلوآمیز نشان داده می شود. گاهی برای مردم عادی که شاید اطلاعات به شکل فیلم در ذهن مردم جای می گیرد، بسیار آسیب رسان است. اگر اطلاعات دقیقی نباشد، مردم دچار وحشت از بیماری های روانی یا اختلالات شخصیت می شوند؛ به ویژه در دو حیطه خیانت- به عنوان یک علامت- و اعتیاد. وی تاکید کرد: فکر می کنم فیلم های ایرانی به نوعی برداشت های فلسفی و شخصی فیلمنامه نویس یا کارگردان است که منتقل می شود.
این ها مباحث بسیار دقیق و علمی پژوهشی روانشناسی است. وقتی در مورد خیانت و چند همسر گزینی و اعتیاد و… صحبت می کنیم، هر کدام از این کلمات، معادل علمی دانشگاهی و کار شده دارد. ما در سال ۲۰۱۷ نیاز به تفکر فلسفی نداریم که ببینیم به نظر یک فیلمنامه نویس و یا کارگردان آیا لازم است با این قضیه برخورد شود یا خیر. اولین انتقادی که به سینمای ایران می شود این است که از کسانی به عنوان مشاور فیلم استفاده می کنند که اگر هم روانشناس هستند تنها حوزه های عمومی روانشناسی را می دانند و حداقل در بهترین کیفیت نیستند، یا اصلا روانشناس نیستند. تعجب می کنم در فیلمی از مشاور نظامی و مشاور مذهبی خبره استفاده می کنند، ولی وقتی پیگیری می کنیم، می بینیم مشاور روانشناسی آن فیلم، تنها مطالعات روانشناسی دارد و نمی تواند مشاور باشد. متاسفانه در مورد روانشناسی در ایران افراد زیادی نظریاتی می دهند که بسیار دم دستی و نامعتبر است. این نکته شاید بزرگ ترین تفاوت مشاورین روانشناس در ایران و خارج از کشور باشد.
تقوی با اشاره به حرفه مشاور روانشناسی در آثار سینمایی جهان، یادآور شد: مشاوره های جدی در حوزه فیلم شاید حدود ۳۰ سال است که آغاز شده و با «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» شروع شد. برای این شغل در دنیا پرداخت هزینه می شود، عده ای شروع به کار تخصصی می کنند، تحصیلات هنر را هم گذراندند و چند گزینه ای و متخصص art psychology می شوند. تا جایی که من می دانم ما در ایران این قضیه را نداریم. شاید در جریان سریال بی نظیری مثل «خانه سبز» پروفسور عیسی جلالی حتی روی دیالوگ ها هم کار کند و وقتی به عنوان مخاطب سریال را تماشا کنید و چند کتاب روانشناسی هم خوانده باشید، متوجه می شوید دیالوگ ها کاملا حساب شده است و برای نگارش آن با یک روانشناس حرفه ای مشورت شده و نکته ها در آن وجود دارد. یا در سریال «شمس العماره» آقای سهیل رضایی اندکی مداخلات روان درمانی و روانشناسی انجام داد، ولی در ایران متخصص art psychology که به صورت تخصصی به این حرفه بپردازد، ندیده ام.
این روانشناس سلامت با بیان اینکه بافت هنر ترکیبی از فلسفه و روانشناسی است، خاطرنشان کرد: هنرمند حتما باید هر دوی این موضوعات را بداند. من هم به عنوان یک روانشناس باید اندکی فلسفه و هنر بدانم. در بافت هنر با اندکی بزرگ منشی و خود بزرگ بینی مواجه می شویم. بچه های هنر با این تصور که هنر را خوب درک می کنند، نظرات جدی در دو حیطه دیگر می دهند که من فکر می کنم این خود آسیب زننده است. علاوه بر اینکه ما روانشناسان کم کاری کرده ایم کمی هم احساس همه کار توانی بچه های هنر در دو حیطه هنرهای تصویری و موسیقی و بخصوص سینما که درگیری اجتماعی بیشتری دارند، دخیل است. فکر می کنم اندکی در بافت کارگردانی و فیلمنامه نویسی این احساس وجود دارد که «خودمان می دانیم». این آسیب زننده است، چون نمی دانند، ترقی می کنند و یکی پیدا می شود و آن همه ترقی و زحمتی که برایش کشیده است را زیر سوال می برد. این دو مورد نکات مهم است که بین مشاوره های روانشناسی در ایران و خارج -که فیلم و موسیقی به شکل حرفه ای و فنی پیگیری می شود- وجود دارد.
وی در ادامه گفت: رشته ای به نام آرت تراپی داریم که در آن ابزار درمانگر، هنر است. باید کمی بین رشته ای با استفاده از مفاهیم به روز روانشناسی کار شود، نه به شکل آرت تراپی. من بسیاری از اهالی سینما را می بینم که در مباحث فروید گیر کرده اند! ما خودمان خیلی وقت است که از فروید رد شده ایم. اگر از درمانگران بپرسیم شاید ۵ درصد از درمانگرهای حرفه ای دنیا Freudian و روانکاو باشند. من هنوز می بینم که فیلمنامه نویس های ما وقتی می خواهند سراغ مفاهیم بروند، سراغ فروید، بلومر، سالوادوردالی و مفاهیم بین رشته ای می روند. ما خودمان از این موضوعات رد شده ایم و اگر از روانشناسان بپرسند، مفاهیم جدیدتر و نتایج جالب تر را معرفی خواهند کرد. به نظرم ما هم به عنوان گروه درمان کمی کم کاری کرده ایم. در حالی که پزشکان چون با جان مردم سروکار دارند، اندکی از پزشک سالاری خودشان استفاده می کنند و با هر کار هنری که مخالف میلشان باشد مخالفت می کنند. ما روانشناسان آرام تر پیش می رویم و حتی از سریال «ساختمان پزشکان» -که شخصیت اصلی آن یک روانشناس بود و نه روانپزشک- انتقاد کمتری کردیم. فکر می کنم کاری که باید انجام شود این است که از گروه هنر و روانشناسان، ظرف ۵ سال اعلام نیاز شود که چه می خواهند. مثلا در حیطه خانواده بگویند که در حال حاضر مسائل روز دنیا چیست و به من به عنوان روانشناس محتوا داده شود. در این خصوص اطلاعاتی داده نمی شود. فیلمساز فیلمش را می سازد و وقتی نگاه می کنم، می بینم مثلا خیانت های مجازی اش در حد یاهومسنجر گیر کرده است! اگر از روانشناسان بپرسند به آنها خواهند گفت که در هفته گذشته چه تغییراتی در سبک مراودات مجازی اتفاق افتاده است. این اعلام نیاز باید از سوی فیلمساز صورت گیرد و ما متناسب با تحقیقات داخلی و خارجی به خصوص در دو حیطه ارتباطات جنسی و اعتیاد -که فیلمساز بیشتر از سایر موضوعات هنر دوست دارد سراغ آن برود، چون این موضوعات کمی آنارشیستی و مخالف جمع است و بار آن هیجان در فیلم را بالا می برد- اعلام نیاز شود و از من پزشک و روانشناس پاسخ های به روز داده شود. متاسفانه همکاری حرفه ای دو طرف پایین است.
- 20
- 4











































